Saturday, 18 July 2015
28 October 2020
مروری بر اتفاقات گذشته،

«تفنگ‌تان را علیه مردم به‌کار نگیرید»

2010 November 12

همایون مهمنش

جدا کردن و تحریک مردم علیه یک‌دیگر همواره یکی از ابزار دولت‌ها برای تحکیم قدرت خود بوده است. آدولف هیتلر به این منظور به نفرت از یهودیان دامن زد، رابرت موگابه دیکتاتور زیمبابوه وقتی متوجه درماندگی خود در اداره کشور شد، به تبلیغات فوق‌العاده شدید علیه سفیدپوستان دست زد و سران جمهوری‌ اسلامی هم از آغاز کوشش کردند تخم نفاق و دشمنی را بین مردم بکارند. آن‌ها برای این‌که مردم را از هم دور و با هم دشمن کنند، آن‌ها را به خودی و غیر خودی تقسیم کردند و به جاسوسی علیه یک‌دیگر و حتا خویشاوندان‌شان دعوت کردند. با شناخت بیش‌تر مردم از حکومت، جمع خودی‌های ولی‌فقیه کوچک و کوچک‌تر شد تا آن‌جا که امروز بسیاری از خودی‌های دیروز، غیر خودی‌های امروز می‌باشند و آن‌ها نیز اکنون مانند سایر معترضان، فتنه‌گر و دشمن اسلام قلمداد می‌شوند.

شرکت آرام مردم در انتخابات سال گذشته نشانه رشد فرهنگ دموکراسی در ایرانیان بود. مردم با شرکت خود در رای‌گیری نشان دادند که به نظرات یک‌دیگر و نتیجه آرا جمع احترام می‌گذارند و بدین ترتیب در لزوم تقویت هم‌بستگی ملی متفق‌اند. اما در انتخابات تقلب شد. تقلبی که مسوول مستقیم آن به گفته وزیر اطلاعات خود رژیم، شخص علی خامنه‌ای ولی‌فقیه نظام بوده است. روشن است که چنین حکومتی نمی‌تواند نماینده مردم ایران باشد و فاقد هرگونه مشروعیت است.

چه پانصد‌ نفر چه صدهزار نفر، به حکم قرآن اعدام می‌کنیم

مردمی که به‌دنبال تقلب در انتخابات ماه‌ها در خیابان‌ها دست به اعتراض زدند، شاهد بودند که بخشی از نیروهای نظامی و انتظامی از اعمال خشونت علیه تظاهر‌کنندگان خودداری می‌کردند و به اصطلاح هوای مردم را داشتند. این امر سران حکومت را که از تفاهم میان مردم وحشت دارند به فکر انداخت و آن‌ها برای پایان دادن به این وضع دست به توطئه چینی زدند. نیروهای نظامی به خواب‌گاه دانش‌جویان حمله بردند و سینه‌های سرشار از عشق جوانان را با تبر و قمه پاره کردند. سران حکومت به این هم بسنده نکردند و فرماندهان نظامی از رده‌های بالا در زمانی که اعتراضات با آرامی ادامه داشت، به پخش اسلحه میان بسیجیان پرداختند و آنان را به تیراندازی به‌سوی مردم ترغیب کردند. تظاهرات به‌خون کشیده شد و صدها تن کشته و مجروح شدند.

اطلاعاتی که از رفتار حکومت با فعالان سیاسی و بازداشت شدگان، به‌ویژه در زندان کهریزک از درون نیروهای نظامی بیرون آمد، نشان داد که در میان نیروهای نظامی و انتظامی افراد شرافت‌مندی هستند که این جنایات را رد می‌کنند. مخالفت گویا چنان گسترده بود که یک فرمانده نظامی در صحبت علنی از مخالفت چند صد تن از کادرهای نظامی و لزوم برخورد «اقناعی» با آنان صحبت کرد. از سرنوشت معترضان اطلاعی در دست نیست. این‌که چه بر سر پرسنل معترض نیروهای نظامی آمده و می‌آید را سرنوشت دکتر رامین پوراندرجانی، سرباز وظیفه‌ای که در رابطه با ماجرای کهریزک به قتل رسید و 19 آبان سال‌روز قتل او است، نشان داد.

بدون شک پرسنل نیروهای نظامی و انتطامی نیز با خانواده‌های خود و جامعه در ارتباط‌اند و از اوضاع وخیم کشور باخبراند. آن‌ها می‌دانند که وضع بد اقتصادی، فقر، بی‌کاری، گرانی، تحریم‌ها، آلودگی محیط زیست، نارضایی و افسردگی عمومی، وضع نابسامان بهداشت و احتمال جنگی فاجعه‌آمیز، حال و آینده همه ایرانیان از جمله خود آنان را به‌خطر انداخته است. می‌دانند که امروز بهترین فرزندان کشور که به تقلب در انتخابات و پایمال شدن حقوق و آزادی‌های مردم اعتراض کرده‌اند، در زندان‌ها تحت فشار و شکنجه‌اند. آن‌ها اگر کمی بررسی کنند متوجه می‌شوند که مقصر این نابسامانی‌ها کسی جز ولی‌فقیه و حکومت‌اش نیست. حکومت با دنیا بیگانه است، توان اداره کشور را ندارد و جواب اعتراضات مردم را با گلوله پاسخ می‌دهد. حتا اعتراض به وضعیت بد اقتصادی و حذف یارانه‌ها نیز جایر نیست: فرماندهان نظامی در روز‌های گذشته مقابله با «اخلال‌گران در اجرای قانون هدف‌مندی یارانه‌ها» را اولین وظیفه خود اعلام کردند.

بدون شک پرسنل نیروهای نظامی و انتطامی نیز با خانواده‌های خود و جامعه در ارتباط‌اند و از اوضاع وخیم کشور باخبراند

بدون شک افرادی در میان پرسنل نیروهای نظامی و انتظامی هم هستند که از خود سوال می‌کنند چرا باید حکومت ولی‌فقیه سرنوشتی جدا از سرنوشت سایر دیکتاتوری‌ها مانند صدام حسین، طالبان و محمدرضاشاه داشته باشد؟ می‌دانند امواج اعتراض مردم که هر بار بلندتر می‌شود، بالاخره روزی ریشه استبداد را خواهد کند. صدای مادران عزادار و اعتراضات گروه‌های مختلف اجتماعی مانند زنان، کارگران، بازاریان، استادان، معلمان، دانش‌جویان، محصلین، اقوام، اقلیت‌های دینی، روزنامه‌نگاران، نویسندگان، هنرمندان، فیلم‌سازان، وکلا، پزشکان، پرستاران و مراجع دینی را که با استفاده از تمام اشکال مسالمت‌آمیز و مدنی اعتراض می‌کنند، می‌شنوند.‌

نکته این‌جاست که وقتی یکی از عوامل رژیم اعلام می‌کند: «چه پانصد‌ نفر چه صدهزار نفر، به حکم قرآن اعدام می‌کنیم»، افراد شرافت‌مند در نیروهای نظامی و انتظامی نمی‌توانند آن را ناشنیده بگیرند، زیرا ممکن است فردا از ایشان خواسته شود که در کشتار هم‌وطنان خود شرکت کنند. آن‌ها باید برای خود روشن کنند که آیا با مردم علیه خودکامگی‌اند یا با خودکامگان علیه مردم؟ نیروهای نظامی وظیفه‌دار دفاع از مرزهای کشوراند و نیروهای انتظامی باید در خدمت مردم باشند و با آن‌هایی که مخل آسایش و آرامش ایشان‌اند، مقابله کنند. این نیروها نباید به دولت اجازه دهند که از آنان به‌عنوان وسیله‌ای برای پایمال کردن حقوق و آزادی‌های مردم و جنایت علیه بشریت استفاده کند.

خلاصه آن‌که هم‌صدا با استاد آواز ایران محمدرضا شجریان، از پرسنل آگاه نظامی و انتظامی کشور انتظار می‌رود که از اعمال خشونت علیه مردم خودداری کرده، تفنگ‌شان را بر زمین بگذارند.‌

فایل پی دی اف را از اینجا ببینید.

19 آبان 1389 برابر دهم نوامبر 2010

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,