Saturday, 18 July 2015
23 October 2020
پس‌نشینی تند

«ناچار طبیعت خویش»

2010 November 16

اکبر ترشیزاد / رادیو کوچه

چند روز پیش مصادف بود با هفتادوپنجمین سال‌روز تولد «آلن‌دلون» بازی‌گر مشهور و بین‌المللی فرانسه. هنرمندان در هر شاخه‌ی هنری که مشغول به کار هستند، به دو گروه عمده تقسیم می‌شوند. نخست آن‌هایی که برای کاری که می‌کنند و جای‌گاهی که به آن رسیده‌اند، خود را به زمین و زمان زده‌اند، و در واقع خواسته‌اند که هنرمند باشند و دسته دوم آن‌هایی که ناچار هنرند و در حقیقت طبیعت‌شان آنان را صدا زده است و ساده‌تر بگویم نمی‌توانند که هنرمند نباشند و در واقع هنر برای آنان امری اختیاری نیست. آلن‌دلون از آن جنس بازی‌گرهایی است که دنیای سینما و بازی‌گری او را صدا زده است. شک نکنید که اگر او در آن روز سرنوشت‌ساز به جشن‌واره‌ی کن هم نرفته بود، کافی بود که روزی دیگر و در یک جای دیگر چشم اولین کارگردان سینما به او بیافتد و او وارد دنیای سینما بشود، به همین سادگی. او احتیاجی به دود‌چراغ خوردن و استخوان خورد‌کردن نداشت، چرا؟ بدیهی است، زیرا که او آرتیست به دنیا آمده بود، آلن‌دلون به دنیا آمده بود که با ظاهر‌شدن بر پرده‌ی سینما دل هر بیننده‌ای، زن و مرد، کوچک و بزرگ را بلرزاند و همه را محو چهره‌ی تاثیرگذار خود کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آلن‌دلون، به فرانسوی(Alain Delon)‌، اسطوره جوانی و زیبایی، این شمایل همیشگی سینمای گنگستری در هشتم نوامبر سال ۱۹۳۵ به‌دنیا آمد. در سال‌های نوجوانی چندبار از مدارس مختلف اخراج شد و سپس در مدرسه نظام در نیروی‌دریایی فرانسه درس خواند و بعد به‌عنوان چترباز در «هندوچین» به فعالیت پرداخت. آلن که پیش از آغاز باربری، مشاغل گوناگونی را تجربه کرده بود، به گفته خودش، موفقیت امروزینش را مدیون شانس و تصادف است. آلن‌دلون در سال‌های ابتدایی دهه پنجاه مدتی به‌ عنوان گارسون به فعالیت پرداخت. پس از چندی، پس از اخراج شدن از کار، باربری را در بازار پی‌گرفت و  سپس فروشندگی را در یک بازار کوچک محلی آغاز کرد. این‌جا، اما ستاره‌ی شانس به او چشمک زد. وقتی با یک دست لباس عاریه‌ای به هم‌راه دوستش به کن رفته بود، برای بازی در فیلم «وقتی زن دخالت می‌کند» دعوت شد و از پس ایفای نقش خود برآمد و نقطه‌ی شروع خوبی برای دوران بازی‌گری‌اش رقم زد. این اتفاق در سال ۱۹۵۷ برای آلن‌دلون جوان رخ داد. در فاصله سه سال او کاری کرد که سخت‌گیرترین منتقدان جهان هم توانایی‌هایش را ستودند و البته در مدت ده سال چنان از پله‌های شهرت و موفقیت بالا رفت که جزو چهره‌های نام‌دار کشورش شد.

آلن‌دلون که از سال ۱۹۵۷ کار در سینما را به ‌عنوان یک هنرپیشه آغاز کرده بود، در سال ۱۹۶۰ به یک نقطه اوج اساسی رسید. کم‌تر کسی در آن سال‌ها باور می‌کرد، که کارگردانی چون «لوکینو ویسکونتی» نقش اصلی فیلمش را به جوانی کم‌سابقه چون او بدهد، اما او این‌کار را کرد و نتیجه‌اش را هم دید. حاصل کار آلن‌دلون چنان درخشان و قدرت‌مند بود، که او را بدل به شمایل سینما کرد. نتیجه موفقیت این هم‌کاری، ادامه هم‌کاری دو نفره ویسکونتی و آلن‌دلون در نمایش «حیف که بدکاره است» بود که در سال ۱۹۶۱ اجرا و سرانجام به فیلم پرهزینه «یوزپلنگ» ختم شد.

در سال ۱۹۶۸، آلن‌دلون به اتهام دست‌داشتن در قتل و ترانزیت موادمخدر مورد تعقیب قضایی قرار گرفت. این موضوع از چند جنبه مختلف سروصدای فراوانی به پا کرد. او که با فیلم «سامورایی» شاه‌کار «ژان‌پیر ملویل» شمایل گنگستر‌ تنها، زخمی و خسته را جان بخشیده بود، به‌نحو طعنه‌آمیزی در رسانه‌های گروهی در قالب نقش خود مجسم شد. از طرف دیگر، رسوایی او پای بسیاری از سیاست‌مداران و چهره‌های سرشناس را به میان کشید. اما آلن مثل شمایل آشنایش در «سامورایی» به استقبال مرگی خود خواسته نرفت. او آشنایان فراوانی داشت و از اتهامات تبرئه شد. تاکنون هم به‌طور دقیق مشخص نشده که آیا او واقعن بی‌گناه بوده است یا این‌که روابط روابط پشت پرده، دست‌گاه قضایی را به چنین نتیجه‌ای رسانده است، اما به هر حال این ماجرا علاوه بر زیبایی مردانه، نوعی رازآلودگی هم حول شخصیت او ایجاد کرد که به جذابیت او کمک فراوان کرد.

آلن سپس در فیلم «آفتاب‌سوزان» به کارگردانی «رنه‌کلمان» به ایفای نقش پرداخت. او در این فیلم نقش «تام‌ریپلی»، یک شخصیت لمپن انگل‌صفت را بازی می‌کرد، که حضورش تصویری دقیق و روان‌شناسانه‌ از یک قاتل بدبین جوان بود، که قصد داشت هویت قربانی خود را تصاحب کند. حضور او در این فیلم، راه‌های جدیدی برای او گشود. پس از این بود که نقش کاملن متفاوتی در «روکو و برادرانش» به کارگردانی «لوکینو‌ویسکونتی» به او پیشنهاد شد. در این فیلم دلون نقش «روکو» ایثارگر را بازی می‌کند که برای رضایت برادر حق‌ناشناس «سیمونه» دست به هر کاری می‌زند. در واقع دلون در این فیلم درصدد احیای ارزش‌های از دست‌رفته است. حضور درخشان او در این فیلم چشم‌ها را خیره کرد و او را به‌عنوان هنرپیشه‌ای بزرگ به جهانیان شناساند.

آلن‌دلون در اوایل کارش در نقش تبه‌کاران ظاهر شده بود، اما شمایل او به‌عنوان گنگستری با برانی و کلاه، از جایی آغاز شد که پس از بازی در «روکو و برادرانش» و «یوزپلنگ» و چند فیلم ایتالیایی دیگر، به هم‌راه «ژان‌گابن» با بازی در فیلم «نغمه‌زیرزمینی» دوباره به ژانر جنایی بازگشت. پس از این بود که دلون در چند فیلم دیگر حضور یافت، که موضوعشان درگیری میان گنگسترها و نقشه‌های آنان برای سرقت بود. دلون از سال ۱۹۶۸، با این‌که هم‌چنان مشغول ساختن و بازی در فیلم‌های پلیسی‌جنایی بود، تهیه‌کنندگی را هم آغاز کرد. تلاش‌های او برای گسترش حیطه‌کاری‌اش آشکارتر از آن بود که به‌چشم نیاید.

این هنرپیشه بعدها با فیلم‌های «انبارهای‌سوخته» و «معالجه با شوک» بازی در نقش‌هایی را تجربه کرد، که به نسبت فیلم‌های قبلی‌اش پیچیدگی‌های روانی بیش‌تری داشتند، اگر چه او در سال‌های جوانی در فیلم «آفتاب‌سوزان» یکی از پیچیده‌ترین نقش‌هایش را بازی کرده بود. آلن‌دلون در فیلم انبارهای‌سوخته در نقش یک قاضی، و در معالجه با شوک در نقش یک دکتر ظاهر شد، اما نقش متفاوت اصلی او در فیلم «ترور‌تروتسکی» ساخته «جوزف‌لوزی» بود که در نقش یک قاتل‌حرفه‌ای قرار بر کشتن یک انقلابی داشت، اما دچار تحول می‌شد.

فیلم‌های آلن‌دلون در ایران با صدای خسرو‌خسروشاهی جاودانه شده است، می‌گویند وقتی آلن‌دلون برای اولین و تنها باری که به ایران آمده بود، فیلم‌هایش را با صدای خسروشاهی شنیده بود، آن‌قدر از این صدا خوشش آمده بود که گفته بود، ای کاش او می‌توانست فیلم‌های مرا به زبان‌های دیگر نیز دوبله کند.

آلن‌دلون در دهه ۱۹۷۰ علاوه بر بازی در فیلم، دومین کمپانی تولید فیلم خود را تاسیس کرد و به جمع‌آوری ثروت پرداخت. وی دیگر یکی از ثروت‌مندان جهان بود و فیلم‌هایی که او تهیه می‌کرد با آرم AD بودند. او سپس یک شرکت هواپیمایی ایجاد کرد و بخشی از ثروت خود را در زمینه‌ی مورد علاقه‌اش یعنی جمع‌آوری آثار هنری و پرورش اسب‌های‌مسابقه سرمایه‌گذاری کرد. گنجینه شخصی او کم‌نظیر است و صاحب عتیقه‌هایی است که بسیاری از آن‌ها در موزه‌ها به نمایش گذاشته شده است. او در دهه‌ی ۱۹۸۰ به سوییس نقل مکان کرد تا بر عمل‌کرد شرکتی که محصولاتش را به نام «آلن‌دلون» به فروش می‌رساند، نظارت به‌تری داشته باشد. آلن‌دلون هم‌اکنون ساکن شهر ژنو در کشور سوییس است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,