Saturday, 18 July 2015
20 September 2020
در ديدار با ‌نخبگان و اقشار مختلف مردم استان يزد

«متن کامل صحبت‌های محمد خاتمی»

2009 October 12

رادیو کوچه

در آستانه سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) هستیم. این روز  را به شیعیان و ایرانیان و همه انسان‌هایى که خواستار حقیقت و زیبایى هستند تسلیت می‌گویم. معمولن به حضرت گفته مى‌شود پیشواى مذهب جعفری، ولى واقعیت این است که امام صادق و پدرشان امام باقر بزرگترین  مفسران حقیقت اسلام در دوره خاصى که براى آن‌ها پیش آمد، بودند و بار اصلى معارف اسلام حقیقى بر دوش این دو بزرگوار بود. کارى که این بزرگواران کردند ایستادگى در مقابل انحراف‌ها و تحریف‌هایى بود که به خصوص در عرصه فکری؛ سیاسى و اجتماعى پیدا شده بود و مى‌رفت که مبانى عقیدتى و فکرى را نابود بکند.

20091012-khatami-koocheh

کارى که این بزرگواران کردند کار فوق العاده بزرگى بود و واقعن اسلام مدیون این دو بزرگوار است که توانستند در آن برهه از زمان با فداکارى فراوان آن حقایق را منعکس کنند. متاسفانه در حوزه‌هاى علمیه ما بیشتر روى جنبه‌هایى که مربوط به فقه شریعت مى‌شود و در این زمینه به این دو بزرگوار استناد شده است که گرچه مهم است ولى نسبت به معارفى که عمق اسلام و دین خدا را نشان مى‌دهد به علل مختلف تاریخى کمتر توجه شده است . من امیدوارم  با توجه به زمینه‌هاى فراوان ناشناخته و کم تر مورد توجه قرار گرفته، اسلام حقیقت، اسلام شریعت و اسلام طریقت، متناسب با دیدگاه این دو امام همام مورد توجه و واکاوى بیشتر قرار گیرد.

گفته مى‌شود در این موقعیت حرف زدن مشکل است! حرف زدن براى چه کسى مشکل است؟ براى کسانى‌که به اصل انقلاب و راه امام پای بندند و حتا در این زمینه نقش مهمى در پیروزى و تثبیت انقلاب و خدمت به آن داشته‌اند و بارها گفته‌اند آن‌چه مى‌خواهیم همان حقیقتى است که مورد خواست این ملت بزرگوار بود، مورد تایید امام بود و در جریان انقلاب تحقق پیدا کرد و به صورت قانون اساسى تبلور پیدا کرد و راه و رسمى که بدان معتقدند آن راه و رسمى است که با واقعیت تطبیق مى‌یابد و به مصلحت جامعه است و مورد خواست جامعه است؟ جمهورى اسلامى به معنى خاص کلمه، از دستاوردها و شاهکارهاى بزرگ انقلاب است که در مرحله ایجابى آن مطرح شد، روح غالب مردم ما اسلامى است؛ بنابراین هیچ حرکتى در کشورموفق نخواهد شد مگر این‌که آشنا و وفادار به مبانى و اصول و فرهنگى جامعه باشد که این معیارها و مبانى به شدت اسلامى است. در جامعه هیچ‌کس نمى‌تواند مدعى باشد بدون در نظر گرفتن اسلام یا کنار زدن آن مى‌تواند توفیقى حتا در ایجاد آزادی، فضاى آزاد و مستقل و پیشرو داشته باشد . از طرفى ما در دنیایى به سر مى‌بریم که حق و کرامت مردم، حرمت و جایگاه مردم در ذهن بشر جا افتاده و این یک مسئله تاریخى است. این‌که مردم حاکم بر سرنوشت خویش هستند یک دستاورد بسیار عظیمى است که در این دوران به دست آمده گرچه با رجوع به منابع و مبانى اصلى دین خودمان ما این را مى‌بینیم، احترام به انسان، حاکمیت انسان، آزادى سیاسى و اجتماعى انسان مسئله است که در زمان پیغمبر، امیرالمومنین و آموزش‌هایى که از آن بزرگواران و دیگر بزرگواران دین به دست ما رسیده است وجود داشته است.  جمهورى اسلامى که هم با معیارهاى اسلامى سازگار است و هم حق حاکمیت مردم بر سرنوشت را که در اصل 56 قانون اساسى به زیبایى تمام مطرح شده است به رسمیت شناخته است. باعث تاسف است که واقعن امروز حرف زدن براى کسانى که چنین دیدگاهى دارند و با این نگاه به مردمشان، به انقلاب، اسلام و امام‌شان نگاه مى‌کنند مشکل شده است و این‌گونه القا مى‌شود که حرف زدن این افراد یعنى تخریب نظامى که حاضرند خود این افراد،جانشان را براى واقعیت اصلى آن بدهند.

این مشکل بزرگى است که این افراد نتوانند حرف بزنند. اگر این‌ها نتوانند حرف بزنند مى‌دانید چه وضعى پیش خواهد آمد؟ آن وقت در این فضاى بسته یک جانبه، هسته‌هاى عمل به وجود مى‌آید، عملى که متوجه نفى همه این‌ها خواهد بود، هم‌چنان که ما متاسفانه نشانه‌هاى آن را در جامعه مى‌بینیم.

وقتى جلوى صداهاى اصیل گرفته مى‌شود هیجان ایجاد مى‌شود و بعضى صداهایى شنیده مى‌شود که آن صداها مطلوب نیست، اگر در بخش‌هایى از جامعه مسئله جمهورى اسلامى مورد کم لطفى قرار مى‌گیرد، علتش این است آنهایى که معتقد به جمهورى اسلامى هستند، نمى‌توانند حرف خودشان را بزنند و آن‌گاه کسانى حرف مى‌زنند که به اصل اعتقاد ندارد.

وقتى حرف کسانى که معتقد و پایبند به نظام هستند، هزینه داشت، آن وقت نوبت عمل از سوى کسانى پیش مى‌آید که اصل را قبول ندارند.

نمى‌توان با برخورد سخت افزارى در وضعیت موجود براى مدت درازى از نظام حفاظت کرد. چرا باید اسلام را به گونه‌اى عرضه کنیم که بخش‌هایى از جامعه از اسلام زده شوند یا حداقل از نظامى که به نام اسلام هست زده شوند؟ این مسایل را امروز مى‌بینیم و به همین دلیل مى‌گویم نتیجه روش‌هایى که مخالف خود را متهم به براندازى مى‌کند، براندازى است.

این مسئله مهمى است که باید در آن تامل کرد، ما در این جریانات خیلى خسارت دادیم، البته دستاورد بزرگى هم داشته است، منتهى در این حالت بحرانى و هیجانى اگر نشود این دستاوردها را جمع‌بندى کرد و جهت داد معلوم نیست در آشفته بازار نتیجه کار چه در آید؟ بزرگترین خسارت وارد شده اهانت به ملت است.  حرکت اصیل، مدنى و میلیونى مردم معترض حرکتى بود به سوى انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى و بزرگترین اهانت این بود که این حرکت را حرکت اغتشاشى به حساب آوردند و به مردم اهانت کردند و براى مقابله آن رفتارهایى کردند که آن رفتارها به هیچ‌وجه با معیارهاى اسلامی، قانون اساسی، شرع و عرف و وجدان بشر سازگار نبود و زیان‌هاى بزرگى به بار آورد.

متاسفانه فضایى ایجاد شد که تلفات زیادى دادیم، به حیثیت‌ها لطمه خورد، انسان‌هاى بزرگى دستگیر شدند و انسان‌هایى مورد هجمه همه‌جانبه قرار گرفتند.

این فضاى یک‌جانبه و نسبت ناروا دادن و دفع و رفع و از صحنه بیرون راندن چهره‌هایى که واقعا سرمایه نظام هستند روش‌هاى نخ‌‌نمایى است که عکس خودش نتیجه مى‌دهد و قضاوت جامعه قضاوت دیگرى خواهد بود چون اکثریت جامعه از آن چه رخ داده و مى‌دهد ناراضى است و وقتى در توجیه آن عمل غلط، رفتار غلطى با افراد و شخصیت‌ها مى‌شود قضاوت مردم عکس آن چیزى است که مطلوب بعضى جریان‌هاست.

الان به صراحت به شما بگویم صحبت از دعواى راست و چپ، اصول گرا و اصلاح‌طلب نیست، صحبت سر این است که جریان تنگ‌نظر، خشونت گرا و یک سونگر متحجر و متوهمى که بسیارى از آنان سابقه چندانى در انقلاب ندارد یا امتحانشان را نداده و یا امتحانشان را به بدى پس داده‌اند، مى‌خواهند همه آن‌هایى را که نمى‌پسندند از صحنه بیرون کنند نه تنها از عرصه حاکمیت بلکه در جامعه نیز و از نظر آنها حتى اصول گراى با شخصیت هم نباید در جامعه حضور داشته باشد.

این جریان اصلاح‌طلب را متهم مى‌کند به همه اتهاماتى که شایسته دشمنان انقلاب و اسلام هست و نتیجه اعمال این جریان رقم خوردن عرصه به گونه‌اى است که تصویرى از اسلام و انقلاب نشان داده مى‌شود که فقط عده معدودى که امکانات وسیعى در اختیارشان هست از آنها نمایندگى مى‌کنند و جز آن‌ها همه باید از صحنه بیرون روند.

ما هم‌چنان روى حرف‌هاى اصلى خودمان هستیم.  انقلاب اسلامى منشا هویت ماست و نقطه عطف بزرگى در تاریخ ماست، ماحصل مردمى‌ترین انقلابى که در تاریخ رخ داد، جمهورى اسلامى است که براى ما مقدس است و البته در جمهورى اسلامى هم‌چنان که از اسلام دفاع مى‌کنیم از مردم و راى و حقوق مردم دفاع مى‌کنیم.

چرا قانون اساسى زیر پا گذاشته مى‌شود؟ مگر قانون اساسى اجازه فعالیت تشکل‌ها، اظهارنظر و حضور آزاد مردم را نداده است؟ مگر ما با شیوه‌هایى که پیامبر و ائمه داشتند آشنا نیستیم که براى آزادى مردم احترام قایل بودند، مگر حضرت امیرالمومنین با بدترین مخالفانش برخورد مى‌کرد حتى اگر بدترین ناسزاها را مى‌شنید؟ چرا به قانون اساسى عمل نمى‌شود؟

قانون اساسى براى راى مردم، انتخابات آزاد و رقابتی، حق مسلم براى مردم گذاشته و وظیفه مسلم براى مسوولان نظام ایجاد شده است، حال اگر کسى اعتراض داشته باشد که این اصل درست پیاده نشده جواب آن برخورد تند و سخت نیست.

بیایید به همین قانون اساسى برگردیم، البته در صورتی‌که تفسیر دل به خواهى از آن نشود، کسانى از آن نگهبانى کنند که به مردم و معیارهاى قانون اساسى اعتقاد داشته باشند و تحت تاثیر جریانات بیرونى قرار نگیرند و رفتارهایى نکنند که مخالف روح و حتى نص صریح قانون اساسى باشد و اگر شد بسیارى ازمشکلات حل خواهد شد.

ما دلمان براى ایران مى‌سوزد، ایرانى که با امکاناتى که دارد باید سربلند و سرفراز باشد و متاسفیم که باید بگوییم این امکانات نه تنها درست به کار نرفته بلکه بسیارى از آن‌ها تلف شده و از بین رفته است، مى‌توان قاطعانه گفت مسیرى که در این مدت طى کردیم از جمله دور شدن از اهداف چشم انداز بیست ساله است.

معتقدیم کسانى که به راى مردم معتقد نیستند، با این انقلاب و جمهورى اسلامى بیگانه‌اند؛ این راه و رسم ماست و صحبت ما این است بیاییم همین قانون اساسى را پیاده کنیم.

آن‌چه براى ما تاثرآور است این است که رفتارهایى شود و سیاست‌هایى در پیش گرفته شود که چهره نظام و جمهورى اسلامى را خدشه‌دار کند.

اگر با خواست مردم همسو شویم کم هزینه‌تر و سریع‌تر به هدف مى‌رسیم و اگر نشویم این حرکت ادامه خواهد داشت ولى با هزینه‌هاى زیادتری، اما در هر حال این حرکت از بین نخواهد رفت

مطمئن باشید از این راه نه مردم بر مى‌گردند نه آن کسانى که با همه وجود به این مسایل اعتقاد دارند، فضاهاى ایجاد شده مى‌تواند به زیان همه تمام شود.

حداقل انتظار ما این بود با تحولى که در قوه قضاییه ایجاد شد شاهد تحولى در رفتارها هم نسبت به بازداشت‌ها و بازداشت‌شدگان و هم کسانى‌که به حقوق مردم تجاوز کردندباشیم و شاهد تغییر فضاى موجود در جامعه که فضاى بسیار مسموم و بدى وجریان خاصى که امکاناتى که متعلق به ملت است را در اختیار گرفته و به این فضا دامن مى‌زند باشیم وهنوز هم امیدواریم که شاهد این تحول باشیم.

امیدوارم در یک فضاى امن آزاد با حفظ اصول و معیارها همه کسانى که علاقه‌مند اصل اسلام و ایران هستند و سرمایه‌هاى اصیل مملکت هستند با حفظ حق و حقوقشان بتوانند در عرصه حضور داشته باشند و ما هم مى‌خواهیم با موضع انتقادى و اعتراضى نسبت به آنچه هست حضور داشته باشیم و معتقدم آنچه هست مطابق معیارهاى قانون اساسى و انقلاب اسلامى نیست.

اصلاحاتى که مى‌گویم اصلاح انحرافات با معیار قانون اساسى و معیار خط امام هست و اگر انحرافى در این زمینه ایجاد شده مى‌خواهیم با انتقاد، باگفتن، با میدان دادن به کسانی‌که دلبستگى‌هاى این‌چنینى دارند اصلاح شود.اگر راه اصلاح این‌چنینى براى وفاداران به قانون اساسى و اسلام بسته شود، راه براى جریاناتى باز مى‌شود که اصل را هم قبول نخواهند داشت و نگرنى‌ام از این است که بزرگ‌ترین زیان و خسارت بزرگ به اصل انقلاب و جمهورى وارد شود که انشالله وارد نخواهد شد.

آن‌هایى که به اصول و معیارها معتقدند، هیچ‌وقت مایوس نمى‌شوند البته که باید توکل به خدا داشت، راه را درست تشخیص داد و آمادگى پرداخت هزینه براى راه درست را داشت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: