Saturday, 18 July 2015
01 November 2020

«دست‌نوشته‌های مجید توکلی در زندان رجایی‌شهر»

2010 November 17

آن‌چه در این بخش می‌آید انتخابی از رادیو کوچه در بین رسانه‌ها است.

منبع: دانش‌جو نیوز

مجید توکلی فعال سرشناس دانش‌جویی، که هم‌اکنون در زندان رجایی‌شهر کرج دوران محکومیت خود را می‌گذراند تا به حال چندین دست نوشته از زندان به بیرون برای انتشار داده است. او در این‌باره می‌گوید: «برای مطالعه برخی مطالب باید به یادداشت‌های پیشین هم نظری داشت و درک مطالب برای دوستانی که یادداشت‌های سال‌های پیش را نیز خوانده‌اند، آسان‌تر خواهد بود. پیوستگی نوشته‌ها نیز به‌دلیل عدم تغییر وضع موجود بوده است.»

دست‌نوشته‌های زیر را مجید توکلی چند ماه پیش نگاشته، که اخیرن برای انتشار در اختیار دانش‌جو نیوز قرار گرفته است.

متن کامل آخرین نوشته مجید توکلی به شرح زیر است:

پیش‌گفتار

وقتی نوشتن به مثابه اندیشیدن باشد، و مهم‌ترین فعالیت مکتوب کردن تجربیات و پیشنهادات باشد، و عقلانی‌ترین اقدامات بر اساس راه‌بردهای تعیین شده و مکتوب شکل گیرد، و ایجاد نظم بر اساس این اقدامات باشد، و سنت پرسش‌گری و روشن‌گری دانش‌جویان در گروی نوشتن- یا گفتن- باشد و آگاهی‌بخشی و دانش افزایی از نوشتن و مراجعه به نوشته‌ها حاصل آید؛ باید نوشت و از ضعف‌ها نترسید و امید به اثربخشی یک نوشته بست. در طول چند ماه گذشته و در زندان با همه مشکلات و سختی‌های شرایط امنیتی سعی کرده‌ام برخی مطالب را که به نظرم لازم به ذکر بوده و مفید حال دانش‌جویان و فعالان سیاسی و مدنی است را بنویسم. به استقبال خطرات و مشکلات موجود رفته‌ام و نگذاشته‌ام تهدیدها و محدودیت‌ها مانع باشد. تنها به این امید که شاید آثار مثبت نوشتن در سنت پرسش‌گری و روشن‌گری و آگاهی بخشی در کنار اهمیت نوشتن از درون زندان یاری‌رسان همه در رسیدن به وضعی مطلوب باشد.

علارغم تمایل به ادامه نوشتن چنین یادداشت‌هایی-به دلایلی- چند ماه از نوشتن در آینده صرف نظر خواهم کرد. داوری پیش از مطالعه نوشته‌ها را نیز بی انصافی و کم‌لطفی می‌دانم. یادداشت‌های زندان، مجموعه‌ای از مقالاتی است که در صورت ازادی -و در زندان نبودنم- و فعالیت دانش‌جویی و سیاسی نیز می‌نوشتم و تنها به‌دلیل راحتی در انتشار و انتقال، هر چند یادداشت را در کنار هم قرار داده ام. آن‌چه که برای من اهمیت دارد شمار خوانندگان نیست، بلکه پی‌گیری برخی مسایل توسط برخی دوستان، و پرداخت و ادامه‌ی توجه به برخی مسایل پیشین و اهمیت تمرکز بر آن‌ها برای دوستانم می‌باشد. تمام تلاش ممکن شده است که از هرگونه مرام نامه‌نویسی (مانیفست نویسی) پرهیز و دوری شود. چرا که معتقد هستم مرام هر جریان و گروهی را رفتار آن گروه و جریان شکل می‌دهد و ارزش‌های آن‌ها در رفتار آن‌ها مشاهده می‌شود. یعنی نظام ارزشی آن‌ها از مجموعه ارزش‌هایی شکل می‌گیرد که در فضای فعالیت و در اثر ضرورت یا جمع تمایلات ایشان شکل می‌گیرد. بنابراین آن‌چه مانیفست و مرام‌نامه فعالیت جنبش مردمی یا جنبش‌هایی خاص در این روزهاست، برایند رفتارها و ارزش‌های فعالان آن جنبش‌ها می‌باشد. دیگر نوشته‌ها نیز، جز توصیه‌ها و مکتوب‌هایی از تجربیات نخواهد بود.

انگیزه و ایده‌ی نوشته‌ها نیز برخی در گذر زمان به واسطه رویداد‌ها و اتفاقات متولد می‌شوند و برخی در مجموعه‌ی ضرورت‌هایی که از مشاهده و تعقیب فضای موجود یافت می‌گردد، و در قالب همان فعالیت ابتکاری کنشی غالب در سنت دانش‌جویی است که هم‌چنان خود را مقید به آن می‌دانم. اساس عمل و فعالیتی که واکنشی و در گروی حوادث و در بند روزمرگی افتادن باشد را غیر پویا و گاه مرده می‌دانم و از آن احتراز و اجتناب دارم. ویژگی‌ها و مزایای متعدد نوشتن نیز موجب می‌گردد تا بنویسم و دیگران را دعوت به نوشتن و مکتوب کردن تجربیات و تحلیل‌ها نمایم. یک جریان پویا نباید منتظر باشد و باید همیشه ابتکار را در دست داشته باشد و شرایط را خودش تعیین کند، و بنابراین در چنین جریانی به انتظار اتفاقات نشستن و واکنش نشان دادن، جای خود را به آفرینش‌‌ها و جریان سازی‌ها می‌دهد. فعالیت پویا؛ فرهنگ‌سازی و فرهنگ‌زایی دارد، نهادسازی و نهادزایی دارد و مردم را به میدان فر ا می‌خواند و ارتباطات را گسترش می‌دهد و در ساختن و پرداخت روابط و گفت‌وگوها شبکه‌هایی را می‌سازد. همه اجزای جامعه‌اش و فعالیتش را تعین می‌بخشد. ادبیات و هنرش را جهت می‌دهد. مناسبات و حوادث را طرح‌ریزی می‌کند و نه تنها سران و رهبران داخلی را به اقدامات و تصمیماتی وامیدارد، که جهانیان را به سویی که می‌خواهد می‌کشاند. نمادهای جدید و ارزش‌های جدید می‌آفریند. صورت‌سازی‌های نویی را پیش می‌گیرد و معرفی می‌نماید و طرحی نو در می‌اندازد. بایسته‌ی (ضرورت) تحقق این داستان، کنش‌گری فعال ماست. ما باید پویا باشیم و برای آن باید راه‌برد و برنامه داشته باشیم و برای این‌که این اتفاق بیافتد همیشه باید ابتکار را در دست داشته باشیم و با توسل و دست زدن به راه‌کارهای مناسب داستانمان را به پیش بریم. ما می‌خواهیم جریانی پویا بوده و بستر مناسب دوران گذار و تغییر در جامعه‌مان باشیم.

شاید بر مردم نیز که مجری و عامل اصلی تغییر نیز هستند ایرادات و خرده‌هایی وارد باشد. ولی می‌دانیم که آن‌ها سرانجام و در نقطه نهایی انسانی‌تر و عقلانی‌تر از آن‌چه تصور می‌رود تصمیم خواهند گرفت. آن‌ها بر اساس اگاهی و دانششان عمل خواهند کرد و ما برای رساندن اگاهی و غلبه بر خرافات و انبوهی دروغ‌هایی که بر آن‌ها غالب شده است، کاری سخت خواهیم داشت. ولی نسلی نو را داریم که تمام پشتوانه و امید-چند هفته و چند ماه- ما به تغییرند. نسلی نو که پس از انقلاب 57 متولد شده‌اند و من ترجیح می‌دهم این روزها نقش اساسی را متعلق به متولدین دهه 60 بدانم. نسل جدیدی که متفاوت می‌اندیشد و ارزش‌هایی عقلانی‌تر و انسانی‌تر دارد. پدران این روزها کودکی و جوانی را در روزهای انقلاب و جنگ گذرانده‌اند و جوانان این روزها در محدودیت‌ها و شرایط سخت به جایی رسیده‌اند که با آگاهی از وضعیت جهان و عقب ماندگی کشورشان و بی‌ثمری ارزش‌های سقوط دهنده‌ی سال‌های اخیر سربه شورش بر داشته‌اند. به فرزندانشان می‌آموزند که آموزش و پرورش این نظام نیز دروغ است. البته معلمان نیز زحمت این را می‌کشند که ثابت کنند چقدر آن کتاب‌ها و آن نظام تنگ و محدود دروغ است. این نسل وقتی روابط و مسایل را دروغ دیده، اعتمادش را از دست داده است و دیگر داستان روشن است. هیچ‌انگاری(نهیلیسم) اجتماعی و سیاسی، و تولد هیچ‌انگاری ارزشی و فرهنگی در کنار بی‌اعتمادی و مسبب دانی حاکمیت در عقب‌ماندگی و عدم پیش‌رفت، با ورود نسل جدید پا برجا و با ثبات نخواهد ماند. سازش این و آن مقدور نخواهد بود و از دل جمهوری اسلامی و نظام ارزشی آن، ضد و دشمنش برخاسته است که دیر یا زود قصه را دگرگون خواهد کرد.

قبل از شروع یادداشت‌ها باید گفت که برای مطالعه‌ی برخی مطالب باید به یادداشت‌های پیشین هم نظری داشت و درک مطالب برای دوستانی که یادداشت‌های سال‌های پیش را نیز خوانده‌اند، آسان‌تر خواهد بود. پیوستگی نوشته‌ها نیز به‌دلیل عدم تغییر وضع موجود بوده است. اگرچه پیش‌رفت شرایط به پیش‌رفت متن‌ها و افزوده شدن مطالب کمک کرده است. آن‌چه که اهمیت داشته است، آن است که نقش جدیدی را نخواسته‌ام و در پی یک فقر و کاستی بیرونی برای طرح مسایل بیش‌تر هم‌چنان می‌نویسم که درباره آن نیز گفته شد که چند ماهی توقف را لازم می‌دانم که البته بازگشایی دانشگاه‌ها و پویایی فضای نقد و بحث –امیدوارم- دیگر ضرورتی برای نوشتن این یادداشت‌ها بر جای نگذارد. نوشتن از درون زندان اگر چه نقش هویتی هم دارد، ولی در جمع شرایط مختلف نقش هویتی ان برجسته نخواهد بود و بیش‌تر می‌توان آن‌را یک اعتراض دانست که زندانی با صدایی بلند و رسا بیان کرده است که ساکت نخواهم ماند و زندان را به عنوان یک محدودیت نمی‌پذیرم.

با توجه به شرایط امنیتی بندها و عدم دست‌رسی کافی به اخبار و تحلیل‌ها و منابع مناسب برای مطالعه در کنار ضرورت‌های خاص در نگارش یادداشت‌های در زندان- که باید در کم‌تر از 10 روز همه این یادداشت‌های نسبتن طولانی را نوشت و ویرایش و پس از پاک‌نویس به بیرون زندان منتقل کرد- ایرادات فراوانی به یادداشت‌های زندان وارد است که امیدوارم دست‌آوردها و مزایای این یادداشت‌ها چنان باشد که ایرادات بخشیده شود.

6/6/89

اندرزگاه 3- زندان رجایی‌شهر

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,