Saturday, 18 July 2015
29 October 2020
گفت‌و‌گوی زمان – بخش نخست

«مدحی: جریان تحول‌خواه نیاز به نیروی نظامی دارد»

2010 November 19

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

به نظر من جریان‌های بعد انتخابات – در نوع خود- در تاریخ معاصر ایران کم‌نظیر بوده است. حتا شاید بتوان گفت با توجه به انعکاس آن در جامعه جهانی به یمن فن‌آوری‌های نوین بی‌نظیر بوده است. کم‌تر حرکتی در تاریخ ایران وجود دارد که تا این حد اندیشه‌های هم سوی خود را در اقصا نقاط دنیا به حمایت وا داشته باشد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

این جریان که با باید‌ها و نباید‌های بسیاری هم‌راه شد، نماد‌هایی از خرد جمعی و هم‌راهی مردمی را به هم‌راه داشت که امروز بعد از سه دهه به صراحت نسبت به حاکمیت خود اعتراض می‌کنند، رفتاری‌های گروه‌های اقلیتی جامعه را که به حداکثر آن حاکم‌اند به نقد می‌کشند و در قالب یک جنبش اینک راهی را طی می‌کنند که با کم خردی حاکمان توتالیتر جامعه می‌رود که شمشیری دو لبه باشد و روند حاکمیت سی‌ساله را در ایران به هر روی به سمتی دیگر تغییر دهد.

از سوی موافقان و مخالفان روند فعلی و یا تحلیل‌‌گرهایی که نگاه بر آینده ایران پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری دارند نقد‌ها و نظرهای گوناگونی بر جریانات پس از انتخابات در ایران وارد می‌شود.

همین این نقد‌ها باعث شد رادیو کوچه به انعکاس نگاه‌ها و نظر‌ها بپردازد. تا آن جا که بضاعت رادیو کوچه اجازه می‌دهد به سراغ کارشناس‌ها و صاحبان اندیشه بروید و از آن‌ها بخواهد به آسیب‌شناسی این حرکت بپردازند.

[vimeo]http://www.vimeo.com/16938653[/vimeo]

شاید نقش رهبری در جنبش، جریان‌های کاریزماتیک، خرد‌گرایی، هم‌سویی و دموکراسی و فردایی که برای این مردم رقم خواهد خورد، باید بیش‌تر از زوایای مختلف و به کمک رسانه‌های منصف و بی‌طرف مورد بررسی قرار بگیرد.

اینک به سهم خود وارد این کارزار شدیم. اسم این مجموعه گفت‌و‌گو‌ها را «گفت‌و‌گوی زمان» گذاشتیم و در بخش نخست به سراغ «محمد‌رضا مدحی» کارشناس نظامی و امنیتی رفتیم.

گفت‌و‌گو با مدحی شاید به این دلیل مورد توجه است که او یکی از فرماندهان ارشد سپاه و مسوول کمیته‌ای موسوم به «حفظ نظام» در جمهوری اسلامی بوده است. موضوع بحث با مدحی حضور نظامی‌ها در جریان‌های بعد انتخابات بود. درست در شرایطی که بسیاری بر حضور نظامیان در حاکمیت نقد وارد می‌کنند و معتقدند یک حاکمیت «میلیتاریستی» هیچ‌گاه نمی‌تواند منادی دموکراسی باشد.

اما مدحی که معتقد است با ایجاد یک جریان هم‌سو و ایجاد وحدت رویه بین نظامیان معترض می‌تواند حرکتی را ایجاد کند، در تلاش برای هم‌راهی گروه‌های نظامی به خصوص نیروهای معترض سپاه پاسداران به حاکمیت است. او راه تغییر در نظام جمهوری اسلامی را ورود این نیروهای نظامی معترض به عرضه مبارزه می‌داند. این کارشناس نظامی در این مصاحبه به این محور وارد می‌شود که: «آیا اگر روزی  نظامیان حاکمیت را در دست بگیرند، عرصه را برای یک دموکراسی فراگیر در ایران خالی خواهند کرد؟»

هم‌راه این گفت‌و‌گو باشید. در برنامه‌های بعد سراغ دیگر صاحب‌نظران خواهیم رفت. اما فراموش نباید کرد هر اندیشه‌ای قابل نقد است و می‌توان با ارایه نظرهای نقادانه یک اندیشه را به کارزار ارزیابی کشید و محصولی را برداشت کرد که خود شاید چراغ راهی برای فردا باشد. متن کامل این گفت‌وگو در پی می‌آید:

آقای مدحی شما کارشناس مسایل استراتژیکی ایران هستید و قبلن به دفعات در رادیو کوچه هم‌راه شما بوده‌ایم. اما به نظر می‌رسد در مقاطعی، شاید بعضی از صحبت‌ها هست که در بخش‌هایی گفتن بیش‌تر راجع به آن، اهمیت موضوع را روشن خواهد کرد. از جمله مسایل ایران بعد از انتخابات که ما بارها با هم صحبت کردیم‌. در آخرین گفت‌و‌گویی که ما با هم داشتیم شما اشاره به یک نکته کردید، با این عنوان که نظام جمهوری اسلامی دیگر باقی نخواهد ماند و اگر بدون تعارف بخواهم بگویم در گذشته شما هیچ‌وقت به این ترتیب برخورد نمی‌کردید. یعنی ما در مصاحبه‌های قبلی از شما داشتیم که همیشه بحث به روز کردن نظام و یا تحول در شکل نظام بوده است. اما برای اولین‌بار من از شما شنیدم که شما گفتید: «‌نظام جمهوری اسلامی دیگر باقی نمی‌ماند.» برای ما توضیح بدهید که با چه تغییر و چه روی‌کرد تازه‌ای، معتقد هستید که جمهوری اسلامی دیگر باقی نخواهد ماند.

وقتی که عرض کردم که جمهوری اسلامی دیگر باقی نخواهد ماند، پشت این ادله، ادله‌های مختلفی خوابیده است. پشت این عرض من آن‌قدر اسناد، شواهد و قرائن محکمی است، که هر فرد آگاه به مسایل سیاسی به راحتی ‌می‌تواند این را متوجه بشود. چرا؟ ما امروز می‌بینیم که در سطوح مختلف حاکمیت انشقاق وجود دارد. اگر ما اصول‌گرایان را قطب اصلی نظام در‌نظر بگیریم و بگوییم که تمام قدرت رهبری این‌ها باشند و اسپانسر و ساپورترش (حمایت)، این طیف حاکم این فرقه و یا این تفکر باشد، می‌بینیم این‌ها الان بین هم‌دیگر مجددن به اختلاف افتاده‌اند.

آقای مصباح یزدی، پدر معنوی‌ این تفکر و تفکر فرقه اصباحیه یا همان اصول‌گرایان و طیف آقای احمدی‌نژاد است. من در مصاحبه اول هم عرض کردم در سوم ژانویه 2010 ونکوک پست ‌که این‌ها از رهبری هم عبور خواهند کرد. بارها و بارها به کرات این را من عرض کردم. ولی خوب آن موقع که ما می‌گفتیم، می‌گفتند که ایشان یک چیزی دارد می‌گوید و می‌خواهد که شخص خاصی را تطهیر کند. نه این یک واقعیتی بود‌. امروز ما علایم عبور از رهبری را به وضوح مشاهده می‌کنیم.

آقای احمدی‌نژاد دلایل مختلفی دارد. دنبال قدرت است و فقط به قدرت می‌اندیشد، یعنی برایش نه پدر معنویش مصباح، و نه رهبری که می‌رود و دست آیت‌اله خامنه‌ای را می‌بوسد، برایشان اصلن اهمیتی ندارد. چیزی که برایشان مهم است بقای بر قدرت، این طیف، این تفکر و این افراد است. و حالا دلایل این اختلاف چیست؟

این‌ها و اتاق فکرشان چه کسانی هستند؟ آقای «طائب»‌، آقای «میثم» وزارت اطلاعات همان آقای طائب است که امروز حکومت می‌کند

چیزهایی که در پشت پرده است را ما نمی‌گوییم‌، به چیزهایی که ملموس است و مردم می‌بینند می‌پردازیم. رهبری می‌گوید در کار وزارت امور‌خارجه، موازی‌سازی نشود و بعد می‌بینیم که آقای احمدی‌نژاد چهار نماینده در کشورها و مناطق مختلف می‌گذارد. رهبری (آیت‌اله خامنه‌ای)، می‌گوید که مذاکره با آمریکا دیگر منتفی است. بعد دوباره می‌بینیم که آقای احمدی‌نژاد در خواست مذاکره با آمریکا را می‌کند. و یا دانش‌جویانی که به حضور رهبری می‌روند و بیانیه‌ای‌ قرائت می‌کنند بر علیه آقای احمد‌ی‌نژاد، در خود حسینیه امام خمینی، در بیت رهبری و در حضور شخص رهبری تاکید و اعلام می‌کنند که ما با هیچ کسی عهد و عقوبت نبستیم و جریانات گذشته و دوم خرداد را هم مثال می‌زنند.

تا این‌جا که ما عرض کردیم، همین موضوعی که اخیرن در سایت‌های مختلف منتشر شده و بیانیه سپاه هم هست که احمدی‌نژاد را متهم به خیانت به‌ امام و رهبری کرده است، ما این را از شش ماه قبل می‌دانستیم، از این زمزمه‌ها، اطلاعات داریم، با اعضا در داخل کشور در ارتباط هستیم. ولی اگر من آن روز می‌گفتم به من می‌خندیدند. زمانی که من در ونکوک پست اعلام کردم و شما بعد از ونکوک پست اولین کسی بودید که من با آن مصاحبه کردم. به خاطر آن ترجمه‌ی زیبایی که از ونکوک پست کردید. چون جاهای دیگر آن ترجمه‌‌ی واقعی را ارایه نداده بودند، آن موقع هم اگر در خاطرتان باشد من عرض کردم که سپاه به سه قشر تقسیم شده است‌. یک قشر با ما هستند‌، یک قشر، بی‌طرف هستند و یک قشر با ملت هستند. و قشر محدودی که با حاکمیتند و تفکر تند‌رویی را دارند، الان مانده‌اند بین رهبری و احمدی‌نژاد، کدام‌یکی‌شان، حق‌اند؟

وقتی این‌ها از گفت‌و‌گو خارج بشوند به دعوا می‌رسند. در صدر نظام، «هاشمی رفسنجانی»، یکی از قطب‌های نظام و یکی از ارکان و ستون جمهوری اسلامی، دارای مشکل و چالش است. پسرشان، «مهدی» در خارج برای براندازی رایزنی می‌کند و خودشان در داخل جور دیگری می‌خواهد جابه‌جایی قدرت بکند. طیف آقای احمدی‌نژاد، طیف موتلفه‌، طیف مصباحیه‌، اصلاح‌طلبان. اگر شما بیایید همه را در نظر بگیرید، می‌بینیم که آن‌هایی که باعث تداوم این نظام «جمهوری اسلامی» بوده‌اند‌، با هم به مشکل بر خورده‌اند. پس خیلی راحت می‌توانیم نتیجه بگیریم که جمهوری اسلامی دیگر نخواهد ماند.

شاید قبلن تفسیرش این بود که من می‌خواهم از بین ببرم. نه ما تغییرات ایجاد خواهیم کرد. ولی این‌ها خودشان دارند می ‌روند.

آقای مدحی شما اشاره کردید به مسئله‌ی اقشار مختلف در سپاه پاس‌داران، اگر چه که در دست‌گاه ارتش و سازمان‌های مرتبط با مجموعه‌های ارتش، ما هیچ‌وقت به این معنا، هم‌راهی‌هایی را ندیدیم یا به هر حال ترجمه‌ای به شکلی  که سپاه در نظام حضور داشته را نداشته‌ایم، اما معنای اعتراض‌های خیلی واقعی را هم در ارتش نتوانستیم شاهد باشیم. شاید به خاطر فشارهایی که بر روی ارتش بود‌. اما شما در مورد سپاهی دارید صحبت می‌کنید که به هر حال نقش کلیدی در طول سی سال گذشته در ارتباط با تداوم نظام و استحکام نظام بازی کرده است. در هیچ مقطعی مردم ندیدند، سپاه پاس‌داران هم‌راه مردم باشد. الان شما اشاره‌ی تازه‌ای می‌کنید. یعنی می‌خواهید بگویید پاس‌دارانی وجود دارند که می‌خواهند هم‌راه مردم باشند‌؟

زمان دوم خرداد از شهرک شهید محلاتی که خانه‌های سازمانی پاس‌داران قدیمی است، صندوق‌هایی که جمع شد چند درصد برا‌ی آقای خاتمی رای داده بودند، با وجود تاکید و حمایت‌هایی که رهبری از آقای ناطق نوری کرده بود؟ ‌85 درصد. ما داشتیم که به آقای خاتمی رای داده بودند. دیگر چه طور باید هم راهی می‌کردند؟ سپاه نمی‌خواست موضعی را اتخاذ کند که به این روز دچار بشود. بنده از کدام قشر هستم؟ شما من را به مردم معرفی کنید.

من می‌دانم که شما برخواسته از قشر گروه نظامیان سپاه در رده‌ی ارشد هستید‌، اما سوال این است‌. حتا در درگیری‌های بعد از انتخابات هم شما حضور دست‌گاه‌های اطلاعاتی سپاه را می‌بینید . این‌ها از بدنه‌ی سپاه جدا هستند‌؟

این‌ها و اتاق فکرشان چه کسانی هستند؟ آقای «طائب»‌، آقای «میثم» وزارت اطلاعات همان آقای طائب است که امروز حکومت می‌کند. آقای «فلاحیان» به آدم تندرو و خشونت‌طلب مشهور است. آقای طائب یا آقای میثم به دلیل خشونت و بدرفتاری با متهمانشان از وزارت اطلاعات اخراج شدند. این آقا الان مسوول رییس سازمان اطلاعات سپاه است. «جواد عباسی کنگه‌وری» یا همان «جواد آزاده» است که خانم «سعید امامی» را شکنجه می‌کرد. خانمی که گفت شوهر من خود‌سر نبود اگر بنا بود شوهر من از بین برود کسان دیگری هم در بازی هستند. او نه جنایت و نه قتلی مرتکب شده بود اما به بدترین شکل این خانم را مورد شکنجه قرار دادند. این فیلم در کل دنیا پخش شد و حتا به گوش رهبری نیز رسید.

این شش نفر الان اتاق فکر ‌آقای طائب هستند و موقعی که از ترس آزار مردم رانده و فراری شدند زیر عبای آقای طائب قایم شدند. طائب را از اطلاعات سپاه به فرهنگی سپاه فرستادند. طیف احمدی‌نژاد که قدرت گرفتند، طائب فرمانده‌ی نیروی مقاومت بسیج شد. و با فشارهایی که بر روی رهبری آمده، رییس سازمان اطلاعات سپاه شده است.

روی رهبری فشار است. به او مسایلی را تحمیل می‌کنند و مشاورهای غلط به او می‌دهند و پاسخ غلط هم می‌گیرند. ایشان از نظر خود پاسخ صحیح می‌دهد اما چون داده غلط است پس پاسخ هم اشتباه است. این طیف حاکمیت را در اختیار خود گرفتند.

من ‌دی ماه سال 59 وارد بسیج شدم و ‌چهارم تیر سال 60 هم عازم جبه‌ها شدم و همان‌طور که مدارک بنده را دیدید، جانباز 71 درصد هستم. امروز چه دلیلی دارد که در کنار ملت قرار گرفتم. از همه‌ی چیزهای دنیوی بگذرید، خانواده و بچه‌هایم را ترک کردم و در اروپا و آمریکا به خوش‌گذرانی نپرداختم. در کشوری زندگی می‌کنم که روزگارم سخت است و محدودیت بسیار زیادی دارد. این من نیستم. بلکه نماینده‌ی یک تفکرم. این تفکرد در سپاه ریشه‌ی بسیار عمیقی دارد. رای‌هایی که به اصلاح‌طلب‌ها داده شد را نگاه کنید، اگر سپاه  فقط می‌خواست به آقای «ناطق نوری» رای دهد، او برنده می‌شد. قدیمی‌های سپاه از قبل این را دیده و لمس کرده و دیدند که انقلاب از ریل خود خارج و از مسیرش منحرف شده است. لذا نمی‌توانند این انقلاب را هم‌راهی کنند. می‌خواهند آن را برگردانند اما به صورت مسالمت‌آمیز ولی به جایی می‌رسند که بن‌بست است. از سعی و تلاش برای اصلاح خارج شدیم و حالا باید یک حرکت جدیدی را آغاز و این قصه را تمام کنیم.

شما در مورد سپاهی صحبت می‌کنید که در طول سی سال گذشته، نسبت به اتفاقاتی که افتاده هیچ‌گونه عکس‌العملی در مورد آن ندیدیم. بحث کشتارهای سال 67 خاوران، اقدام بر علیه فعالان سیاسی و مدنی مطرح است. امروز هم که شما می‌گویید این گروه به بن‌بست رسیده‌اند. انعکاس آن‌ها چیست؟

در مورد ارتش باید بگویم که غالبن در آن مخالف وجود دارد اما قشر خاموش هستند. چون اگر بخواهند تحرکی داشته باشند بلافاصله سرکوب می‌شوند. این‌ها هم منتظر حرکتی هستند که به سپاه یا به ملت بپیوندند. سپاه در سال 67 دخیل نبود و کار آن جنگ بود. سپاه در آن مقطع اساسن در مسایل داخل کشور کاره‌ای نبود. کمیته و وزارت اطلاعات این کارها را انجام می‌دادند.

من نمی‌توانم همه‌چیز را باز کنم اما امکان تغییر خیلی زیاد است به‌طور قطع می‌گویم تغییر به دست نظامیان داخل کشور صورت خواهد گرفت

این‌که آن کشتارها صحیح بوده یا نبوده، من وارد آن نمی‌شوم. اگر فرض محال بگیم که سپاه در آن کشتارها دخیل بوده است، این تفکر نمی‌تواند همیشه باقی بماند. انسان تغییر می‌کند. هر کسی که کار غلطی را انجام می‌دهد به مرور زمان سعی می‌کند در درون خود جبران منافات کند. این سپاهی که می‌گویید در طول سی سال با مرد هم‌راه نبوده، با رای‌های خاموشی که به اصلاح‌طلبان و نماینده‌های مردم دادند، هم‌راهی کردند. آیا این ملموس نبوده است؟

ما تفاوتی بین سپاه و ارتش می‌بینیم. سپاه در طول سی سال گذشته قسمت ایدئولوژیک نظام را دنبال کرده و ارتش باید همیشه در مرزها می‌بوده است. شاید مردم توقع زیادی از ارتش نداشتند.  بعد از قلع‌وقمعی که از سال 57 صورت گرفته، سران ارتش همواره در فشار بودند. اما در مورد سپاهی که شما از آن صحبت می‌کنید، ما آن را خاست‌گاه لباس شخصی‌ها می‌بینیم و بعد از انتخابات همیشه در عرصه‌ها حضور داشته است و فرماندهان آن ابراز کردند که این توان‌مندی‌ها را برای برخورد با اغتشاشات (به زعم آن‌ها) دارند. آیا شما فکر می‌کنید که بخشی از سپاه به این نتیجه رسیده است که حکومت جمهوری اسلامی امروز باید عوض شود؟

من از نظر شخصی به آقای «عزیز» یا «محمد‌علی جعفری»، فرمانده کل سپاه، دین قدیمی دارم. اما امروز بدون تعارف مقابل هم‌دیگر هستیم. او اقرار می‌کند که عده‌ای از سپاه به فتنه پیوستند. این گفته را شما شنیدید. بله؟

بله

‌من فرمانده و در سمت‌های بسیار بالایی هم بودم. سپاهی که چند‌صد هزار نیرو و سیزده میلیون و شش‌صد هزار نفر بسیجی دارد، اعلام می‌کند که عده‌ای به سران فتنه پیوستند و ما سعی می‌کنیم آن‌ها را اغنا و نه برخورد کنیم. آیا فرمانده کل سپاه به خاطر چهار یا پنج هزار نفر کل سپاه را می‌لرزاند؟ این انشقاق بسیار عمیق است. از نظر تاکتیکی یا هر نظر دیگری که به آن نگاه کنیم می‌بینیم آن‌قدر عمیق است که صدای فرمانده‌ی سپاه در می‌آید. به‌طور قاطع می‌گویم عده‌‌ی بسیار زیادی از داخل و در پیکره‌ی سپاه می‌خواهند که این حکومت برای این‌که بیش‌تر از این دین را از بین نبرد و به آن لطمه وارد نکند، یا بایستد یا دست اهلان بیافتد نه این‌که دست نا‌‌اهلان بماند.

شما می‌خواهید بگویید در بدنه‌ی سپاه افرادی وجود دارند که با جدایی دین از سیاست موافقند؟

اگر این طور نبود بنده الان زنده نبودم.

اگر فرض کنیم کسانی با تغییر موافق باشند به این معنا که بدنه‌ی سیاسی کشور را از بدنه‌ی دینی آن ‌بخواهند جدا کنند و از طرفی هم بگوییم که معترض هستند، آیا اداره‌ی کشور به‌ سمت حکومت نظامی و حکومت فرماندهان نخواهد رفت؟ آیا این می‌تواند پایه‌گذار دموکراسی باشد؟

من نمی‌توانم همه‌چیز را باز کنم اما امکان تغییر خیلی زیاد است به‌طور قطع می‌گویم تغییر به دست نظامیان داخل کشور صورت خواهد گرفت. آن چیزی که من در طول یک سال عرض کردم غالبن اتفاق افتاده است. کدام‌یک از تحلیل‌ها و پیش‌گفتارهای بنده اتفاق نیفتاده و بعدن نمایان نشده است. این هم جزیی از همان است. اما در اختیار نظامیان نخواهد بود. بیست هزار کادر ثابت داریم که با ما هم‌راهی می‌کنند و کارتکس دارند که شامل عکس، مشخصات، نام پدر و مادر است. این افراد آدم‌های کلیدی هستند که در ارکان مختلف نظام وجود دارند. عده‌ی بسیار زیادی هم در خواست عضویت کردند. که جزو ما هستند اما تا ما به درجه‌ی اطمینان نسبت به آن‌ها برسیم زمان می‌برد.

ما پیش‌نویس قانون‌اساسی را نوشتیم و در آن تضمین کردیم. ما فقط به اقلیت مذهبی نپردازیم. امروز جمهوری اسلامی حتا به اقلیت قومی هم رحم نمی‌کند

در این بیست هزار نفر طیف‌های مختلفی وجود دارد. کسانی هستند که به من می‌گفتند بر علیه رهبری صحبت نکنید، دل ما می‌شکند. من همیشه «آیت‌اله خامنه‌ای» می‌گفتم اما برای این‌که دل آن‌ها را نشکنم به او رهبری می‌گفتم. این افراد الان به این نتیجه رسیدند که الان می‌گویند خود رهبری و جمهوری اسلامی باید برود. من در مصاحبه‌ای با آقای «نوری‌زاده» هم عرض کردم که جمهوری اسلامی الان به غده‌ی سرطانی تبدیل شده است. کسانی که در جمع ما و خیلی مذهبی‌تر از من هم بودند، می‌گویند حکومت دینی باعث شده است که دین زیر سوال برود و در هیچ مقطعی از اسلام دین تا این حد تحقیر نشده بود. جمهوری اسلامی یا انقلاب قربانی نیستند بلکه اسلام و تشیع قربانی است.

پس تکلیف حقوق بشر چه می‌شود. اگر فرض کنیم دین قربانی است و با این شرایط اگر فرماندهان سپاه بخواهند حرکتی را انجام دهند، آیا در جامعه حقوق برابر با دیگر اقلیت‌ها مانند بهایی‌ها، درویش‌ها و اهل سنت را در نظر می‌گیرند؟

ما پیش‌نویس قانون‌اساسی را نوشتیم و در آن تضمین کردیم. ما فقط به اقلیت مذهبی نپردازیم. امروز جمهوری اسلامی حتا به اقلیت قومی هم رحم نمی‌کند. ایران فردا برای همه‌ی ایرانیان در هر قشر، مذهب، آیین و مسلک است. نظامی‌ها این تغییر را انجام خواهند داد و بعد به ملت می‌سپارند. اگر ملت به همین حاکمیت رای دادند، ما هم تبعیت می‌کنیم. ‌دوست دارم صریح عرض کنم که در زمان شاه و حکومت قبلی اگر یک نفر مشروب می‌خورد از جلوی مسجد رد نمی‌شد. احترام روحانیون بسیار بسیار بالا بود. اما امروز می‌بینیم که اگر یک روحانی ساعت‌ها در کنار خیابان بایستد تاکسی هم او را سوار نمی‌کند. همین عدم رعایت حقوق‌بشر و عدم رعایت مسایل اجتماعی مردم، قومیت‌ها و ادیان مختلف مردم را نسبت به اسلام بدبین کرده است. دینی که ما به آن اعتقاد داریم و باور ماست و جانمان را برایش می‌دهیم. مولا علی می‌فرماید: «اگر کسی خلخال پای زن یهودی را بشنود و از غصه بمیرد روا است.» ما از این اسلام حرف می‌زنیم. آیا این رعایت می‌شود؟ در مورد یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان نمی‌گوییم بلکه در مورد همین شیعه‌ها آیا رعایت می‌شود؟ می‌شنویم که سر فردی را در توالت فرو بردند و از او اعتراف کاذب گرفتند. ما دیگر حقوق‌بشری نداریم. جنایت آشکار شد و اگر قبلن هم وجود داشت، پنهان بود. در طول یک سال و اندی این جنایت به حدی بالا رفت که همه به این نتیجه رسیدند که اگر دین جدا شود دیگر به حساب آن گذاشته نمی‌شود.

شرایط کشور وارد بحران تازه‌ای می‌شود. در زمانی صحبت می‌کنیم که جمهوری‌خواهان بخشی از کنگره را تصاحب کردند. ‌یکی از نکته‌های مهمی که جمهوری اسلامی در بحران‌هایش با آن مواجه می‌شده، با جمهوری‌خواهان بوده است. از طرفی هم با پرداخت یارانه‌های نقدی، افزایش قیمت‌ها و تهدیدهای‌ خارجی وارد بحران‌های اقتصادی می‌شود. اگر پیش‌بینی کوتاه در مورد این وضعیت به ما بدهید  در ایران در آینده چه خواهیم داشت؟

زمانی که در راس قدرت بودم هم عرض کردم که آن موقع می‌گفتیم بقای حاکمیت در تقویت ایثار و شهادت است. این‌ها برای این‌که آن فرهنگ را در جامعه بیاورند احتمال دارد به کارهای جنون‌آمیز مانند جنگ دست بزنند. اما امکان ندارد که جمهوری‌خواهان بخواهند جنگ کنند و به نظر من این امکان ندارد. من با سیاسیون جلسه‌ای داشتم و صحبت‌هایی کردیم. جمهوری‌خواهان اشتباهی که در عراق و افغانستان مرتکب شدند را در ایران هرگز نخواهند کرد. اما فشار اقتصادی که در نتیجه مردم متحمل می‌شوند،‌ را بر گرده‌ی حاکمیت بیش‌تر خواهند کرد. حاکمیت برای جستن از این فضا ممکن است به اقدامات جنون‌آمیزی دست بزند. باز می‌گویم که‌ به نظر من جمهوری اسلامی دیگر نخواهد ماند. چه این کار را بکند و چه نکند.

شما مسئله‌ی رهبری و اطلاعات غلط به او را مطرح کردید. شاید این سوال برای مردم وجود داشته باشد که وقتی رهبر ایران در یک همایش به صورت رسمی می‌گوید که ما امکاناتی داریم که اگر مشکلاتی برای ما به وجود بیاید ممکن است برای همه‌ی جهان به وجود آید و بعضی از تحلیل‌گران آن را تهدید و تجهیز سلاح‌های خاص قلمداد می‌کنند و این‌که رهبری ایران به دنبال قدرت در جهان است، آیا شما همه‌ی این‌ها را ناشی از اطلاعات غلط می‌دانید؟

نمی‌گویم ناشی از اطلاعات غلط است. اگر یادتان باشد رهبری بعد از صحبت‌های بنده حدود سه ماه بعد این موضع را اتخاذ کردند. برای چه به عراق حمله کردند؟ به خاطر داشتن سلاح‌های شیمیایی. ما اعلام کردیم که این‌ها در تمام دنیا ایست‌گاه ‌بمب‌های میکروبی به اندازه‌ی کپسول‌های آموکسی‌سیلین زدند. زمانی که برای گارد رفتند ما اعلام کردیم که اسناد را منتشر خواهیم کرد. در اروپا با جمعی از آقایان طیف‌های مختلف صحبت می‌کردیم. آن‌ها در ابتدا فکر می‌کردند که من بولوف زدم که جهان را ملتهب و یا چهره‌ی جمهوری اسلامی را خراب کنم. و بعد به این نتیجه رسیده بودند که چنین موضوعی صحت دارد و سند آن را پیدا کرده بودند.

وقتی رهبری می‌گوید جنگ در منطقه خلاصه نخواهد شد، یعنی تهدید است. این بر اساس اطلاعات غلط نیست بلکه بر اساس داده‌های عزیز جعفری (محمد‌علی جعفری) فرمانده سپاه است. آقای جعفری هم بعد از رهبری این را اعلام می‌کند. معلوم است که این موضع را فرمانده سپاه به رهبری داده و بعد از آن فرمانده سپاه این موضع را اتخاذ کرده است. این بولوف نیست.بخش اطلاعات غلط که قبلن عرض کردم در ارتباط با حکومت‌داری است.

من آقای خاتمی را خیلی دوست دارم اما ‌به عنوان رهبری او را قبوا ندارم. چون آن زمان تمام تلاشش را کرد اما ملاحظه‌ی حفظ جمهوری اسلامی را داشت که من از این بابت از ایشان دل‌خورم. باور ندارم هیچ روحانی بخواهد تغییر ایجاد کند. به دلایل مختلف. یک مرتبه ندیدیم آقای خاتمی امام جمعه تهران باشد و نماز جمعه بخواند. کسی که هشت سال رییس جمهوری بود و بالاترین رای ملت را آورده بود. پدر خانواده باید برای همه پدری کند. این بر اساس داده‌های غلط و تصمیم‌گیری خود ایشان بود. اما در مورد پرونده قتل‌های زنجیره‌ای، در پرونده قوه قضاییه و دیگران که خود من رسیدگی کردم، من و افراد دیگر اطلاعاتی به ایشان دادیم اما ایشان بر اساس داده‌های غلط تصمیم دیگری‌ گرفتند. ما منظورمان این مسایل است نه موضوعات کلان و حساس. هر چند این‌ها هم حساس بوده و پای انسان‌ها در میان است. اما در مورد مسایل استراتژیک برون‌مرزی ایشان خیلی ظرافت به خرج می‌دهند.

 

منتظر نظر‌های شما نیز هستیم:

contact@koochehmail.com

فایل صدای گفت‌وگو

English

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

TAGS: , , , , , , , , , , , , 

۵۵ Comments


  1. ali
    1

    کشتارهای دهه ی شصت اگر ارتباطی با سپاه ندارد پس گشت ثارالله جه کار میکرد. امنیت تهران دست کیه وزارت کشور یا یه لشگر سپاه. قبل از داستان کوی دانشگاه سپاه به تاج زاده نگفته بود خیابون جمهوری خط قرمز ماست هر کی بیاد پایین میزنمیش. سپاه قدس چند سال توی لبنان چه کار میکرد. معاودین عراقی توی سپاه چه کار میکنند سپاه توی عراق و افغانستان و کوزوو و غیره چه کار داره میکنه.

    چند تا شرکت دست سپاهه دوره ی آقای رفسنجانی وزرات اطلاعات درگیر کارهای اقتصادی شد بعد سپاه جای وزارت اطلاعات را گرفت و حفاظت اطلاعاتش جای وزارت اطلاعات رو گرفت روی قوه ی قضایه دست گذاشت توی نیوری انتظامی با عنوان پلیش امنیت و غیره دست گذاشت آقا سپاه ممکلت رو خورد تموم شد.

    سپاه ولایت پذیره و بر اساس شرع عمل میکنه نه به گفته ی گوینده بر اساس تکلیف. تکلیف رو سپاه بر اساس تقلید انجام میده هر چند بعضی ها اعتقادی به تقلید از آقای خامنه ای ندارند و همین گروه یا حزب پادگانی هست که کودتا کرده نه بدنه ی محافظه کار و مخالف و معتدل. سپاه مجلسو گرفت بیت رهبری رو گرفت دولتو گرفت. فرمانده ی سابقض دبیر مجمع تشخیص مصلت نظامه یکی دیگه رئیس صدا و سیماست یکی دیگه شهردار تهرانه چند تاشون وزیرن یکیشون رئیس مجلسه فقط یونیفورماشونو درآوردن یکیشون هم نشسته همینجا داره مصاحبه میکنه.

    حرف فرماندهی سپاه هم راجع به بدنه ی سپاه در درگیری ها نبود صحبت تاکتیکهای جنگ شهری بود که با آموزشهای سپاه بسیار شبیه بود و گمانشان بر این بود فرماندهانی از سپاه اعتراضات را هدایت میکنند.

    آقای مدحی تحلیلهاتون و اعتقاداتتون محترم ولی انقدر حقایق رو تحریف نکیند.

    گشت ثارالله
    http://www.ourpresident.ir/news/38-special/743————60

    امنیت تهران و ۱۸ تیر :
    “سردار جعفری اعلام می کند که خیابان جمهوری به پایین خط قرمز ماست و اگر پاشون رو پایین بذارند دستور تیر می دهیم”

    این آقای سردار مشفق که اینقدر داغ و درفش نشون همه میده لابد سردار صدا و سیماست نه سپاه فرمانده ی نیروی امتظامی هم که سرداره.

    بحث بدنه ی سپاه نیست الان شده جنگ سران و سرداران.

    لباس شخصی ها بچه های حفاظت اطلاعات و اطلاعات عمیلات سپاه و مفاظت رهبری هستند یا نه آقای مدحی .

    آقای منیف اشمر که در بستن دختر قطیریه بود عضو سپاه هستند یا نیروی انتظامی لبنان یا جمعی سپاه قدس و حزب الله لبنان.

    سپاه بدر توی تهران پایین صدا و سیما مقر داره یا نداره

    اقای انیس نقاش که بختیارو رو ترور کرده با سپاه قدس ربطی داشته یا نه البته خودش گفته عضو اطلاعات هستم البته شاید منظورش اطلاعات عملیات سپاه بوده

    خیلی ها رو میشه بخشید ولی نباید فراموش کرد این دوست عزیز همون مقام معظم رهبری را تطهیر بفرمایند کافیه دیگه خیلی شورش نکنند که نشه جمعش کرد راستی چند تا بندر در جنوب دست سپاه هست بدون هیچ نظارتی.


    1. jocker
      2

      حق با شما نیست
      این اطلاعاتی که دادید، هیچ چیزی رو ثابت نمی کنه
      سپاه، نیروهای فراوانی داره و این مواردی که گفتید، می تونه توسط قشری از سپاه انجام گرفته شده باشه نه الزاما تمام سپاه ، سکوت مقطعی سایر اقشار سپاه به نظر من دلیلی جز حفظ اتحاد و تمامیت ارضی ایران، و جلوگیری از فروپاشی کشور و تجزیه و نابودی اون نداره و نداشته.
      سکوت مقطعی سپاه دال بر عدم فعالیت و رضایت نیست ، بلکه دال بر برنامه ریزی و نقشه کشی برای نابودی قشر دیکتاتور داره.
      از کشتار ۶۷ گفتید
      اشتباه خدمتتون گفتند
      سپاه در اون موقع داشت با دشمن خارجی می جنگید و شخص سردار هم یکسال و اندی بعد از اون واقعه از جنگ برگشت
      و تشکر هم می کنم از زیرکی سردار که قبل از اینکه امثال شما بنا به انجام وظیفه اتان ، انگ تطهیر خامنه ای رو بزنید ، جوابتون رو داد
      با تشکر از رادیو کوچه و آقای روزبه عزیز


    2. سبد محمد کشتزاری
      3

      جناب آقای روزبه
      لطفا بجای استفاده از عنوان “مدحی” از عنوان:
      “سردار مدحی” استفاده بفرمایید چون ایشان سرلشگر سپاه بوده و ۸۷ ماه سابقه فرماندهی جنگ، تنی مجروح و بدنی پاره پاره دارند.
      همچنین وظیفه خود می دانم از رادیو کوچه و شخص جناب آقای روزبه تشکر ویژه ای بکنم چونکه فرصت طرح افکار و اندیشه های متنوع و متفاوت و زمینه را برای بسط و برخورد اندیشه ها فراهم نموده اند.
      =========================
      اما در پاسخ به نظر ۱:
      =========================
      – نباید این نکته را فرموش کرد که نیروهای سپاه در اصل یک نیروی فکری و همواره قائل به تغییر و تبدیل بوده و همزمان سپاه یک سیستم نظامی و امنیتی نیز میباشد.
      – دیکته نانوشته غلط ندارد. بسیاری از اقدامات مجموعه نظام جمهوری اسلامی ایران حتی اقدامات سپاه قابل نقد است. اصلا باور به تغییر و اصلاح امور از ضروریات اساسی برای اجتناب از اشتباهات و تکرار آن می باشد.
      – خیلی جفا خواهد بود اگر اشتباهات شماری از فرماندهان خطاکار را به پای بدنه مخلص، زحمت کش، آزاده و پیشرو سپاه نوشت. بیش از ۸۵ درصد از نیروهای سپاه در تصمیم گیریها و تصمیم سازی های سرنوشت ساز ملی نظیر مشارکت در پروسه های سیاسی کشور همچون انتخاباتها به ویژه در دوران اصلاحات و پس از آن با قبول همه مخاطرات امنیتی پیشرو و پیشگام بوده اند.
      – فکر می کنید چه کسانی توان آن را داشتند که در روز عاشورای حسینی (ع) سال ۱۳۸۸ تعدادی از نفرات قوای مسلح و انتظامی جکومت را در خیابان های تهران خلع سلاح و حتی عریان نمایند؟!
      – بنابراین، نباید در قضاوتها صرفا نیمی از لیوان، طرف خالی یا پر را دید. اگر سپاه یک نهاد فکری نمی بود هرگز به نقد خود نمی پرداخت و یا بدنه اصلی آن در مقابل اشتباهات فرماندهان خطاکار خود مقاومت نمیکردند و با مردم همراهی نمی کردند.
      – البته چون وظیفه سپاه حفظ تمامیت و یکپارچگی ارضی و نیز حفظ امنیت و منافع ملی است بنابراین، کنش ها و واکنش ها،اقدامات و عملیات هایی در مقابل پروسه های تهاجمی داخلی و خارجی داشته و نقد اقدامات سپاه در آن چارچوب و قالب های زمانی و عملیاتی میسر است و نمیتوان قیاس مع الفارغ نمود و به علت ارتکاب اشتباهاتی، آن اشتباهات را تسری داد و قضاوت کلی و فراگیر نمود. لازم به یادآوری که تنها نیروی زمینی سپاه برای حفظ امنیت و تمامیت ارضی کشور هزاران شهید به خون خفته تقدیم ایران عزیر نمود.
      – البته قصد تطهیر ندارم و معتقدم باید اقدامات و عملیاتها و کنش و واکنش ها را مورد نقد قرار داد و از گذشته برای آینده درس گرفت. بدین منظور است که جنبش جمع یاران معتقد به تصمیم گیری اساسی در خصوص سپاه، بازتعریف نقش ها و وظایف سپاه در ایران نوین پس از تغییر حاکمیت بی کفایت کنونی است.


  2. saeid
    4

    آقای علی‌ شما که با این حرفاتون ختتنو مشخصه ، فکر نمیکنم به اندازه‌ای که عقل درک مطلب داشته باشید.جناب آقای مدحی بیشتر از منو شما (بقول خودیها ) ۴ تا نه ۴۰ تا پیرهن از منو شما پاره کرده.لطفا برید یکمی خطتون رو مشخص کنین ، درکتان را بیشتر کنین بد موضع بگیرید.
    شما با این حرف که زدین علناً میگین من مامور اطلاعاتم


    1. saeid
      5

      و از ترس دارید مردم را به این جنبش با مبارزه مثبت بدبین میکنید
      هر قشری قابل تغییر است
      و تفکر برای همیشه ماندگار نیست
      اگر امروز عدهای به اشتباه خودشان پی بردند و بسوی مردم اومدند چرا باید بایکوت شوند


  3. GoleNaz
    6

    جناب آقای روزبه همانطوری که در مصاحبه عنوان کردید جناب سردار مدحی کارشناس استراتژیک سیاسی مسائل ایران هستند اگرچه سمت ایشان کارشناس ارشد علوم سیاسی و علوم استراتژیک مسایل نظامی خواهشمندم در تیتر کلمهٔ ” سردار ” را جهت احترام به زحمات ایشان نسبت به ایران عنوان نمایید.


  4. GoleNaz
    7

    جناب آقای روزبه همانطوری که در مصاحبه عنوان کردید جناب سردار مدحی کارشناس استراتژیک سیاسی مسائل ایران هستند اگرچه سمت ایشان کارشناس ارشد علوم سیاسی و علوم استراتژیک مسایل نظامی خواهشمندم در تیتر کلمهٔ ” سردار ” را جهت احترام به زحمات ایشان نسبت به ایران عنوان نمایید.
    ___

    آقای علی‌

    سپاس از نظرات شما. به نکته خوبی‌ اشاره کردید ولی‌ من فکر می‌کنم چه کسی‌ میتواند از این مسائل اطلاع کافی‌ داشته باشد بجز خود افراد درونی حکومت

    و اما کشتار ۶۷ توسط کمیته وزارت اطلاعات و داد ستانی انقلاب صورت گرفت که در حال حاضر آن وزارت دیگر موجود نیست تا کنون اغلب کارکنان
    عوض شده اند

    درضمن تا آنجائی که در خاطرات سردار خوانده بودم ایشان پس از پایان جنگ از جبهه بازگشتند یعنی‌ حدود ۴ ماه بعد از کشتار ۶۷؛ پس بهتر نیست این پرسش ها
    از اشخاصی‌ که در آن‌زمان در راس قدرت بودند پرسیده شود؟


    1. ali
      8

      آقای روزبه ی عزیز

      مطلالبی که بنده جسته گریخته عرض کردم در اینترنت و اخبار قابل ردگیری هستند کافی است در گوگل جستجو نمایید.

      هنوز نیاموخته ایم که مخالف باشیم ولی برچسب نزنیم شخصی مانند شما با کرشمه ی چه کسی میتواند … جز افراد درونی حکومت … دوست دیگری یا صراحت بیشتر و حقیر افتخار میکنم که درگیر هیچ شغل دولتی نبوده ام

      سالهای شصت را به یاد میآورم که در کلاس درس یکی چریک بود و یکی بسیجی و جایی بهم رسیدند و هر دو بااسلحه و این یکی آن دیگری را به درک واصل کرد هنوز دبیرستان میرفتیم هر سه ی ما و در یک کلاس بودیم سالیان گذشت و همکلاس پیشین را در لباس سرداری در ایست بازرسی هراز قبل از آمل دیدم از او پرسیدم بحثهای دبیرستان را به یاد میاوری و حال چه میگویی پاسخش این بود که ما به تکلیف عمل کردیم … هیچ نگفتم و گذشتم.

      از خودتان نپرسیدید که بچه های دادستانی بعد از آن ماجرا به کجا رفتند


      1. amin
        9

        علی‌ فکر نمیکنید حتا رشد فرهنگی‌ کافی‌ نداشته‌ای که نسبت به یک اسم غیر مردانه عکس‌العمل تان را با کلمهٔ کرشمه استفاده می‌کنید؟


  5. ali
    10

    سلام آقای علی‌ گویا شما از هدف کافی‌ سردار مدحی آگاهی‌ ندارین که از خودتون مطلب میگین.حق با سردار هستش و شما هم که از دفترتون فرمان میگیرید مطمئناً باید چیزی زده باشید که گیج میزنید.


  6. vatani
    11

    مطلب‌های جالبی‌ میگذارید.آقای مدحی درست میگویند و شما علی‌ آقاا که اون بالا اولین کسی‌ هستیند که کامنت گذاشتید.لطفا قبل از نوشتن هر کامنتی گل کوکنار فراموش نشود.


  7. سیدمحمد کشتزاری
    12

    جناب آقای روزبه
    لطفا بجای استفاده از عنوان “مدحی” از عنوان:
    “سردار مدحی” استفاده بفرمایید چون ایشان سرلشگر سپاه بوده و ۸۷ ماه سابقه فرماندهی جنگ، تنی مجروح و بدنی پاره پاره دارند.
    همچنین وظیفه خود می دانم از رادیو کوچه و شخص جناب آقای روزبه تشکر ویژه ای بکنم چونکه فرصت طرح افکار و اندیشه های متنوع و متفاوت و زمینه را برای بسط و برخورد اندیشه ها فراهم نموده اند.
    =========================
    اما در پاسخ به نظر ۱:
    =========================
    – نباید این نکته را فرموش کرد که نیروهای سپاه در اصل یک نیروی فکری و همواره قائل به تغییر و تبدیل بوده و همزمان سپاه یک سیستم نظامی و امنیتی نیز میباشد.
    – دیکته نانوشته غلط ندارد. بسیاری از اقدامات مجموعه نظام جمهوری اسلامی ایران حتی اقدامات سپاه قابل نقد است. اصلا باور به تغییر و اصلاح امور از ضروریات اساسی برای اجتناب از اشتباهات و تکرار آن می باشد.
    – خیلی جفا خواهد بود اگر اشتباهات شماری از فرماندهان خطاکار را به پای بدنه مخلص، زحمت کش، آزاده و پیشرو سپاه نوشت. بیش از ۸۵ درصد از نیروهای سپاه در تصمیم گیریها و تصمیم سازی های سرنوشت ساز ملی نظیر مشارکت در پروسه های سیاسی کشور همچون انتخاباتها به ویژه در دوران اصلاحات و پس از آن با قبول همه مخاطرات امنیتی پیشرو و پیشگام بوده اند.
    – فکر می کنید چه کسانی توان آن را داشتند که در روز عاشورای حسینی (ع) سال ۱۳۸۸ تعدادی از نفرات قوای مسلح و انتظامی جکومت را در خیابان های تهران خلع سلاح و حتی عریان نمایند؟!
    – بنابراین، نباید در قضاوتها صرفا نیمی از لیوان، طرف خالی یا پر را دید. اگر سپاه یک نهاد فکری نمی بود هرگز به نقد خود نمی پرداخت و یا بدنه اصلی آن در مقابل اشتباهات فرماندهان خطاکار خود مقاومت نمیکردند و با مردم همراهی نمی کردند.
    – البته چون وظیفه سپاه حفظ تمامیت و یکپارچگی ارضی و نیز حفظ امنیت و منافع ملی است بنابراین، کنش ها و واکنش ها،اقدامات و عملیات هایی در مقابل پروسه های تهاجمی داخلی و خارجی داشته و نقد اقدامات سپاه در آن چارچوب و قالب های زمانی و عملیاتی میسر است و نمیتوان قیاس مع الفارغ نمود و به علت ارتکاب اشتباهاتی، آن اشتباهات را تسری داد و قضاوت کلی و فراگیر نمود. لازم به یادآوری که تنها نیروی زمینی سپاه برای حفظ امنیت و تمامیت ارضی کشور هزاران شهید به خون خفته تقدیم ایران عزیر نمود.
    – البته قصد تطهیر ندارم و معتقدم باید اقدامات و عملیاتها و کنش و واکنش ها را مورد نقد قرار داد و از گذشته برای آینده درس گرفت. بدین منظور است که جنبش جمع یاران معتقد به تصمیم گیری اساسی در خصوص سپاه، بازتعریف نقش ها و وظایف سپاه در ایران نوین پس از تغییر حاکمیت بی کفایت کنونی است.

  8. 13

    با سلام
    دوستان عنایت فرمایید همه سپاه فقط نیروی قدس ، اطلاعات یا سپاه حفاظت نیست ، کما اینکه سردار نجات بر میدارند و سردار جباری را جایگزین میکنند ،سپاه دارای دریا دلان چون عزیزان جان برکف نیروی زمینی که همیشه فقط در عرصه جهاد و ایثار و شهادت حضور داشتند و عمده پیکره سپاه و توان آن یعنی همین نیرو میباشد . ضمن اینکه سپاه دارای نیروی دریایی و نیروی هوایی که اساساً هر سه نیروی ذکر شده در برخورد با مردم در هیچ مقطعی نقشی نداشته و ندارند ضمنا سپاه نیروی مقاومت هم دارد که در برخورد با مردم قشری خاصی از آن دخیل بوده اند ، بنابرین نمیتوان همگان را به یک چشم نگاه کرد. ضمنا پرسنل سپاه ربات نیستند و دارای عقل و منطق سیاسی اجتماعی و احساسات دینی انسانی و بشر دوستانه که رضای حق تعالی در اوست نیز میباشد. با تشکر ویژه از جناب روزبه که فرصتی را برای طرح موضوع بسیار حساسی که تن حاکمان را لرزانده ، فراهم ساختند.التماس دعا


  9. صادق
    14

    ۷
    ۲۹ آبان ۱۳۸۹ at ۱۲:۴۰ ب.ظ

    با سلام
    دوستان عنایت فرمایید همه سپاه فقط نیروی قدس ، اطلاعات یا سپاه حفاظت نیست ، کما اینکه سردار نجات بر میدارند و سردار جباری را جایگزین میکنند ،سپاه دارای دریا دلان چون عزیزان جان برکف نیروی زمینی که همیشه فقط در عرصه جهاد و ایثار و شهادت حضور داشتند و عمده پیکره سپاه و توان آن یعنی همین نیرو میباشد . ضمن اینکه سپاه دارای نیروی دریایی و نیروی هوایی که اساساً هر سه نیروی ذکر شده در برخورد با مردم در هیچ مقطعی نقشی نداشته و ندارند ضمنا سپاه نیروی مقاومت هم دارد که در برخورد با مردم قشری خاصی از آن دخیل بوده اند ، بنابرین نمیتوان همگان را به یک چشم نگاه کرد. ضمنا پرسنل سپاه ربات نیستند و دارای عقل و منطق سیاسی اجتماعی و احساسات دینی انسانی و بشر دوستانه که رضای حق تعالی در اوست نیز میباشد. با تشکر ویژه از جناب روزبه که فرصتی را برای طرح موضوع بسیار حساسی که تن حاکمان را لرزانده ، فراهم ساختند.التماس دعا


  10. محمد
    15

    سلام بر سید آل عبا
    عالی بود.
    در خصوص نگرانی از حکومت نظامیان با حذف روحانیت و جمهوری اسلامی و در نهایت احتمال ضربه دیدن دمکراسی در ایران، باید تشریح نمود که حکومت نظامیان، یک حکومت موقت خواهد بود و در دوره گذار یا انتقالی شرایط لازم را برای برگزاری انتخابات، ایجاد یک سیستم حکومتی چند حزبی، استقرار دمکراسی پارلمانتاریستی و ایجاد یک حکومت سکولار فراهم خواهد نمود و این را در برنامه دولت در تبعید و نیز قانون اساسی پیشنهادی جنبش جمع یاران آورده است.
    یا علی مدد


  11. همرزم سردار مدحی
    16

    با درود فراوان بر سردار عرصه های جهاد و ایثار و مقاومت و ظلم ستیزی
    سید بزرگوار خدا می داند تا چه اندازه خوشحالم واقعا نا گفته های ما از لسان پر برکت شما جاری میشود.طیب الله انفسکم


  12. فدایی ملت
    17

    میگم شمایی که اولین کامنت رو گذاشتید، این همه اطلاعات از کجا آوردید؟
    شبیه آدم های معمولی صحبت نمی کنید.
    مثال شما توی سایت بالاترین که اکثر کابرهاش از حاکمیت هستند، زیاد هستش جناب
    چه خبره؟


  13. GhesseG00
    18

    ba arze salam ,bazi az in aghayune sandis khor va hoghugh begire rejime kasife hakem dar iran kari nadarand beghir az sampashi bar aleihe sardar madhi va digar mobarezan.chera ta seyed ye efshagari mikone saro kalleye aghayun peyda mishe.va az tarze goftareshun kamelan moshakhase ke az etelaatihaye faal va dar khedmate rejime dictatore dakhel hastand. seyed jan zende bashi va ba sar bolandi be mobarezatet edame bede .be omide azadie iran


  14. ali
    19

    zende bad iran va iraniane mobarez mesle sardar madhi.har juri ke iran azad beshe az daste in estabdade didni va mazhab az siasat joda beshe khuba va ma poshtibani mikonim.shayad betunim bargardim be irane azad va kenare khanevadamoon zendegi konim. paiande bashi sardar madhi


  15. nazanin
    20

    aghaye mahdhi man ham kamelan ba shoma moafegham mage mishe jeloye aslahe ba chize digey maboreze kard be gheir az aslahe, omidvaram bad baz piruzi be secularism va democraci ke gholesho be ma dadid beresim dorood be sherafate tamame iran dustane mobarez

  16. 21

    درود به شرف سردار مدحی سردار واقعا برای افشا گری از شما ممنون هستم درود به شما


  17. behdad
    22

    mersi………..


  18. mohammad reza arian
    23

    جناب اقای علی در یک تحول سیاسی و در یک تغییر ساختار نظامی کسانیکه مدعی وسهم خواه هستند ساکت نخواهند نشست وهرگروه وتشکل برای گرفتن سهم بیشتر بر دیگری می تازد درجریان انقلاب و دگرگونی چون قانون و منطق حاکم نیست لذا اسلحه ابزار گفتگو گشته و هرجا بحث وگفتمان سر میراث به بن بست برسد لاجرم رجوع به سرب و گلوله داغ برای خفه کردن رقیب لازم و ضروری می گردد این یک واقعیت انکار نا پذیر است . اگر غیر از این باشد جای سوال دارد .
    خود شما در همین نوشتار زبانی خشن تر از اسلحه به کار بسته اید.
    اما شما ننوشتید از زمان خروج ازدوران تحصیل تا به امروز در کجا و چگونه امرار معاش کرده اید امیدوارم در کامنت بعدی کمی هم درمورد خودتان در این دوران پر تلاتم سی ویک ساله بفرمادید . تا عمل کرد شما هم در مهک گذاشت این را بدانیم دیدن ظلم و خاموش بودن هم خودش حکایتی دارد . اعتراف به اشتباه هم حکایتی دیگر.
    همه وطن همه کسانیکه از عقل سلیم وذره ای منطق برخوردار باشند درک خواهند کرد که در میدان جنگ و حتی برادر کشی کسی ندیده خیرات پخش کنند. شما اگر به دوران دهه شصت برگردید و کشور را با همه ابعادش بدور از هرگونه موضع گیری مورد بر رسی قرار دهید خواهید ترکه این انقلاب به تن همه خورده و کسی از ان بی بهره نبوده اگر سری به کوچه پس کوچه های تهران و شهرستانها بزنید کوچه ای نخواهید یافت که اسم به خون خفته ای را به خود نگرفته باشد. برای من هم خاوران هم بهشت زهرا و هم بهشت های دیگر یک حکم را دارند همه فرزندان اب وخاک ایران زمین هستند و هستیم . بنده شخصا هیچ دوره ای از انقلاب را نه تنها تائید نمیکنم بلکه بر ان ایراد اساسی میگیرم و گناه انرا متوجه مسئولین اثر گذارش میدانم و هرکس در هر موقعیت و پستی بوده باید پاسخگو باشد .
    اما امروز زمان باز خواست از کسانی نیست که قد علم کرده ومی خواهند اب از جوب رفته را به جوی بازگردانند .
    هرکسی امروز این سیل بند ها را به اب بزند دانسته یا نا دانسته در صف حاکمیت استبداد قرار دارد ودر مقابل ملت حق طلب روز محاسبه و محاکمه امروز نیست تاریخ را پیش رو گذاشتن یعنی باز کردن زخمهای کهنه واین به نفع هیچکس نیست الی نظام فعلی لذا باید عقده ها و عداوت های کهنه را بایگانی کردبرای فردای بعد از ازادی ودر یک دادگاه صالحه
    به همه موارد ریز ودرشت رسیدگی کرد این نظام رفتنی است باید کاری کرد با کمترین هزینه اترا برداشت لذا خواست ملت ایران چیزی غیر از این نیست به امید طلوع ازادی بدور از هر گونه پرداخت بهای سنگین


    1. ali
      24

      محمد رضا جان مشتوانیم با نظر هم دیگر مخالف باشیم ولی بد نیست گوش چشمی هم به انصاف داشته باشید حکم داده اید که :
      خود شما در همین نوشتار زبانی خشن تر از اسلحه به کار بسته اید.

      درحالی که در پاراگراف قبل خود میفرمایید:
      لذا اسلحه ابزار گفتگو گشته و هرجا بحث وگفتمان سر میراث به بن بست برسد لاجرم رجوع به سرب و گلوله داغ برای خفه کردن رقیب لازم و ضروری می گردد این یک واقعیت انکار نا پذیر است .

      بالاخره تکیف شما با خودتان چیست اسلحه ابزار گفتگو است یا زبان این که همان ادبیات کیهان و جمهوری اسلامی است که آنرا نقد میکنیم که!؟

      شما میتونانید نظریات مرا قبول نداشته باشید و شاید با دوستی که مرا متهم به هبی فهنگی کرده اند که پرا نوشتهام کرشمه همعقیده باشد اشکالی ندارد شاید هم مخالف باشید دعوای من و شما نیست و دعوای انسانها نیست نظری میدهیم و از نظریات هم استفاده میکنیم اگر همه را به برچسب چاسوس و مامور و بی سواد و بی منطق و بی فرهنگ برانیم همان خواد که شد و دیدم و تبعاتش در گفتار و رفتارمان نیز مشهود منصفانه خودتان نظرتان را در مورد نوشته ی خود بگویی آنجایی که میفرمایید:
      همه وطن همه کسانیکه از عقل سلیم وذره ای منطق برخوردار باشند درک خواهند کرد که

      دوست عزیز منظورتان این است که هر کس درک نکند و با نوشته ی شما با هر دلیل و منطقی مخالفت کند یا عقل سلیم ندارد یا ذره ای منطق ندارد.

      این همان خشونت کلامی است که بخضی از فرهنگ ما شده و بد نیست ابتدا نظری به خود و درون خود بیاندازیم به نظر بقیه احترام بگذاریم و هر نظر مخالف یا ناخوشایندی را با این روشها نکوبیم.

      مشکل اینجاست که من نظرم را میگویم و شما از اسم و رسم کار و ضغل من میپرسید دکتر یا مهندس یا استاد دانشگاه یا پیشه ور و کاسب و کارگر مگر فرقی دارد بلی در فرهنگ ما دارد شاید اگر مرا میشناختید موافق هم میشدید و چون نمیشناسید سوابق کاری و تحصیلی میخواهید. قصد توهین ندارم ولی در ضمن محک را با ح مینویسند دوست عزیز.


  19. azadi
    25

    تشکر از آقای روزبه و تحلیل‌های شما جناب مدحی


  20. arash212
    26

    درود به سردار مدحی برای روشنگری و

    منتظریم هرچه زودتر وطن را باز ستانیم


  21. azin
    27

    چقدر خوب است که آقای مدحی مورد احترام همه است اما روی سخن من به کسانی است که کامنتهایی را گذاشتند. دوستان محترم: همه ی شما میخواهید منادای دموکراسی باشید. شما حامیان کسی هستید که در حساس ترین شرایط میگوید نظامیان در آینده ی ایران دموکرات خواهند بود. شاید پسندیده نباشد با خشم و هیاهو پاسخ یک منتقد را بدهید.کمک کنید ما مردم به شما اعتماد کنیم


  22. negin
    28

    ba tavajoh be sohbathaye sardaar rahbar hich eradehi az khodesh nadarad.


  23. ali irani
    29

    mamnun az shoma jenabe roozbeh baraye barnamehaye zibe va roshangaranatun ,az in mosahebeye shoma ba sardar madhi besyar estefade kardam . arze adabe khassi daram baraye sardar madhi va mamnun misham etelaati ke darand bishtar be gooshe mardom beresunand . payande bad iran


  24. ardavan
    30

    sardare aziz ba tashakor az shoma be khatere peivastan be aghooshe mellat bozorge iran

    رادیو کوچه:
    تشابه نام کامنت گذار با نام سردبیر رادیو اتفاقی است


  25. rasool
    31

    zemne tashakor az shoma man in goftoogoo ro kamel shenidam ama nokteh jadid dar in sohbatha barayam nabood ama baz ham in harekate khoobist va omidvaram dar mosahebeh haye ayandeh mavarede jadidi beshnavim.


  26. ramtin
    32

    salam.
    man dar 1 khanevadeh aghaliat be donya amadam. ham az nazare dini va ham az nazare ghoomi.be jorme eteghadam va dinam hata ba dashtane shenasnameh irani az hoghooghe ejtemaie mahroom hastam man iran be donya amadam iran vatane man ast nemikham tarke vatan konam aziz tarin azizanam inja hastand ma aghaliathaye irani beine mardom pazirofteh hastim chera nemitavanim dar keshvare khodeman haghi dashteh bashim? aya faghat be serfe dashtane chand namayandeh onham dar majlese shooraye (eslami)hoghooghe ma mahfooz ast? az jenabe madhi tashakor mikonam ke be yade ma hastand.


  27. habib
    33

    dorood be shoma dastandarkarane radio kocheh man ta be hal az vojoode in rasaneh bi khabar boodam ama be vasteh in mosahebeh ba radio kocheh ashena shodam. lotfan bishtar baraye agahi iranian dakhel va kharej az vojoode in radio payam rasani konid. az in lahzeh man ham az mokhatebin in rasaneh khaham bood.


  28. sepideh
    34

    mahbase khishtan manam ……. az in hesar khasteham.


  29. آرمان سبز
    35

    یک قسمت سپاه با جنبش جمع یاران هست یک قسمت دیگر با مردم و یک قسمت دیگر بی طرف و قسمتی اندک با حاکمیت میشه این برداشت رو کرد که جمع یاران با مردم نیست این دسته بندی ایجاد شبه میکنه ، جان و کرامت انسان و احترام به آزادی و استقلال اندیشه او ا…وجب واجبات هست اگر انسان نباشه اسلامی نیست دینی نیست پس انسان در جایگاه بالاتری از دین ایستاده این حکومت انسان هایی رو فقیر کرده که صاحب کشور ثروتمندی هستند این حکومت انسان هایی رو به قتل رسونده که صاحب اندیشه بودند و برای انسان هایی پرنده سازی کرده که هیچ گناهی ندارند جز تلاش برای داشتن اندیشه ای مستقل! این حکومت دخترانی رو فروخته که انسان هستند و کرامتشون رو با هیچ معامله کرده این حکومت پول کارتن خواب هایی رو صرف قاچاق سلاح و مواد مخدر و سایر ماجراجویی ها کرده که سزاوار شکستن حرمت نفس نبودند این حکومت جوانانی رو به دام اعتیاد کشونده که انسان هستند و آینده ساز این حکومت گرد مرگ رو بر سر انسان هایی پاشیده که هم ثروت دارند هم فرهنگ و تاریخ و هم توان و استعداد این حکومت انسانیت رو به سخره و بازی گرفته ، ای انسان های آزاده و مستقل اندیش آیا این حکومت باید برود که اسلام حفظ شود ؟ آیا اسلام خلاصه در ۷۰ میلیون جمعیت ایران است ؟ آیا با این اوصاف هدف آزادی و استقلال و احیای انسانیت پذیرفته است یا حفظ اسلام ؟ اسلام بیش از ۱۴۰۰ سال قدمت داره اگر اسلام حرفی برای گفتن داشته باشه توسط انسان های صاحب اندیشه و مستقل که کندوکاو کردند در مورد این دین و عاقلانه پذیرفتند حفظ خواهد شد نیازی به قیم و وکیل و وصی نداره دین با عقل پذیرفته میشه نه با توصیه و زور سلاح و … انسان مداری دین و کمک آن به تعالی انسان باعث بقای دین هست نه بودن و نبودن حکومتی خاص یا تلاش نظامی برای بقای دینی خاص!
    دین در خدمت انسان است نه انسان در خدمت دین !


  30. عبدالحسین
    36

    تحلیل های بسیار بجایی بود.این تحلیل ها نشانگر این است که سردار مدحی شناخت خوبی نسبت به معادلات داخلی کشور دارد.بسیار بسیار عالی بود.


  31. babak
    37

    این فیلم ها رو با دایال آپ نمیشه دید و شنید یا خیلی سخت میشه


  32. hamidreza
    38

    Lotfan dar mored gheshrhaye mokhtalefe sepah ke goftid bishtar tozih bedid.
    aya sepahe jame yaran ba mardom nist?


  33. عبدالحسین
    39

    در ارتباط با انتشار کامنت اول نیز دوستان به خوبی پاسخ این فرد را داده اند اما نکته ای که بسیار اهمیت دارد و این فرد سعی نموده است که با بزرگنمایی مصاحبه را تحت الشعاع خود قرار دهد این است که تا جایی که من متوجه شدم اکیدا سردار مدحی قصد دفاع از عملکرد سپاه را نداشت بلکه ایشان فرمودند در سپاه نیروهای متمایل به مردم بسیار زیادند و این را میتوان از اعتراف عاجزانه عزیز جعفری متوجه شد.سردار مدحی در کنار اینکه از نیروهای متمایل به مردم کفتند از افراد جنایتکاری چون تائب نیز نام بردند یعنی سپاه را از یک منظر نگاه نکردند.آیا این به نظر شما ایراد دارد که واقع بینانه به موضوع نگاه کنیم….


  34. عبدالحسین
    40

    …از نوع نوشتار و سعی در تحت الشعاع قرار دادن مصاحبه و انحراف افکار مخاطبین آنهم به عنوان کامنت اول میشود به نیت شما پی برد.متاسفانه هر چقدر میخواهم خوشبین باشم که شما منتقد و دلسوز هستید نمیتوانم خودم را قانع کنم زیرا از چهارچوب نوشتاری شما تنها بوی غرض ورزی و دشمنی می آید نه دلسوزی برای مردم


  35. عبدالحسین
    41

    در نهایت از مدیران محترم رادیو کوچه به خاطر فراهم آوردن این شرایط که سعی در رساندن اخبار و تحلیل های واقعی به مردم دارند به عنوان مخاطب پای ثابت این رادیوی پر طرفدار تشکر و قدردانی مینمایم.


  36. irani
    42

    کم نیستند امثال این آقا که بعد از انتخابات از ترس محاکمه به طرفداران جنبش پیوستند


    1. saeed
      43

      aghaye aziz sardar madhi ghabl az entekhabat sale 86 az keshvar kharej shodeand na bad az entekhabat, begard bebin dige chizi nist bechasbooni


  37. kasra
    44

    aghaye sardar madhi age vaghean in ghodrat ro darid va mitunid in rejime kasif ro rishe kan konid lotfan zudtar eghdam konid va paye gozare ye sisteme secular va democrat bashid. khoda yaro nagahdaretun bashe


  38. mansour
    45

    salam aghaye roozbeh merci az zahmathaey ke mikeshid va dorood be jameyaran pasdarane vagheye iran zamin

  39. 46

    جناب اقای علی با سپاس از شما که پاسخ دادین چند مورد را اشاره کردین مختصر به انها اشاره میکنم هرچند ربطی به موضوع ندارد ۱- اینکه نوشتم مهک بدان که درست نوشتم منظور من همان مهک است نه محک برای انکه سیقل بدهیم از زیر گرد وغبار و زنگ زده گی انچه که واقعیت است بریزم روی دایره .
    ۲ – فرض بر این که من اشتباه کردم اما شما قطعا اشتباه نکردین که شغل را ضغل نوشتین ما کجای کار هستیم که از هم غلط املائی می گیریم هم وطن هر منتقدی قاعدتاٌ راه کاری هم ارائه می دهد فقط به این بسنده نمیکند که این راه غلط است و راه درستی هم خودش نمی داند منظور من از زبان اسلحه همان زمان بود که بر روی میز مدرسه حرف اول را می زد معلم وشاگرد چون منطق نبود تسلیم این منطق سوزان می شدند و چاره ای غیر از این نبود البته در تائید وتکمیل حرف شما من به اون موضوع اشاره کردم .
    ۳- چرا از چرخه زندگی شما در این سی سال سوال کردم لازم است بدانیم مهندس هم به اندازه یک بسیجی یا بیشتر مقصر وباید پاسخگو باشد اگر دکتر هم باشد فرقی ندارد بلاخره دراین سی و یک سال کشور توسط مردم این مملکت دچار فراز ونشیب شده، گیرم همه پاسداران در کشتار درونی وبیرونی دخیل بوده باشند چه کسانی در تهیه ابزار سرکوب نقش داشته اند؟ حرف ما امروز باز کردن دمل های چرکین دیروز نیست. حرف ما این است اگر سردار مدحی ها در این قایق در طوفان گیر کرده دارند برای رسیدن به ساحل مشتاقانه پارو میزنند باید انها را به دریا انداخت؟ چه کسی تعهد میکند منی که در ساحل نشسته ونق میزنم فردای روشن را برای این قایق در طوفان گرفتار شده ترسیم نمایم و التزام بدهم این قایق به ساحل نجات خواهد رسید . علی اقا متاسفانه بعضی ها برای اینکه قایق توسط مدحی ها به ساحل ازادی نرسد نه تنها پارو نمی زنند بلکه مرموزانه در فکر سوراخ کردن قایق هستند چرا که از فردای خود بیمناک هستند دوستانی که کامنت گذاشتین اگر سردار مدحی ها بفرض صحت اظهارات شما از ترس فردا به جمع مبارزین پیوسته اند این نباید ما را نگران بکند چرا که در هر دو صورت محکمه هست ومحاکمه .پس وباید با مشوق های لازم زمینه متلاشی شدن بدنه نیروهای مسلح را با از ساختار و بدنه نظام فراهم کنیم هر کس تدبیر بهتری از این دارد اعلام کند ، در فردا همه ما در پای میز عدالت قرار گرفته و مجرم به سزای جرمش خواهد رسید. کسی که از فردا میترسد امروز زمین را لغزنده میکند.
    درود بر شرف کسانیکه برای نجات میهن اسیر شده تلاش میکنند و ننگ ابدی بر سنگ اندازان که اگاهانه به تفرقه و مغلطه روی اورده اند و حرکت ازادی خواهی ملت را به گمان پلید خودشان کند می کنند . سپاس از سردار مدحی که با بالای ۷۵ درصد جراحات جنگی و با داشتن هزار ویک مشکل امروز شجاعانه پرچم دار این جنبش گشته اند .درود بر اقای روزبه که خستگی نا پذیر برای ارمانشان در تلاش مضاعف هستند ودرو بر همه شما ایران یاران گرامی که خواب خوش را بر چشم سردمداران این نظام مستبد حرام کرده اید گامهایتان استوار عزمتان وجزمتان راسخ تر بدانید که طلوع نزدیک است نهراسید مصمم ومطمئن به پیش ، این ریزه سنگ ها نمیتوانند مانع اراده پولادین شما گردند.
    دوستان امروز روز همراهی است اگر کسی جا بماند مجبور است فردا با ارابه رهبر شعور از داده این نظام واحمدی نژاد به نا کجا اباد سفر کند
    پاینده ایران وایرانی میهن دوست .


  40. mohamad ali
    47

    che ajab belakhare yeki az bachehaye sepaho didam ke eeteghad be barandazie rejim dare na eslahat dorood aghaye madhi


  41. داوری
    48

    نظرات اقای آرین بسیار نزدیک به واقعیت است خسته نباشید جناب آرین که اینطور با مشغله ای که دارید وقت میگذارید و پاسخ مخاطبان را میدهید.


  42. داوری
    49

    اقای اردوان روزبه بسیار کارکشته و حرفه ای سوال میکنند کاش این عزیزان در ایران بودند و در رسانه ملی کشورمان میدرخشیدند


  43. vatani
    50

    با درود به دوستان عزیز ،
    اولا آنقدر از خود ایران به من ایمیل کردن ماشالا از وقتی‌ که این فیلمو فرستادم به دوستانم تو ایران ، اونام دست خالی‌ نبودن فیلم رو سی‌دی بد بین دانشجوها پخش شد.
    دومأ از آقای روزبه ممنون که با سردار مصاحبه کرد و‌‌همهٔ کسانی‌ که در خواب خرگوشی بودن بیدار کرد.
    سومأ استاد عزیزم سرورم معلم آزاده‌ام جناب آقای محمد رضا مدحی نازنین ،
    شما تنها نیستین ، تا ابد با شما خواهیم بود.بقول دوستی که کامنت نوشته ،
    به کوری چشم ساندیس خورای رژیم ،به کوری چشم کسانی‌ که گل کوکنار میزنن بد میعان چرندیاتی رو میگن که مسیر آزادی رو منحرف کنن ,
    من به شخصه به ۳۰۰۰۰ ایمیل لیست این فیلمو فرستادم که همشون به ۳۰۰۰۰ دیگه بفرستن ۲ برابر میشیم و اماده‌باش هستیم و خواهیم بود
    و از سردار و افکارش و جنبش جمع یاران حمایت میکنیم.
    فکر نکنین که به خاطره مقام و پاداش ، نه اینجوری نیست .
    به خاطره سهرابها ، نداها ، امیدرضا‌ها و برادرو خواهرهایی که صدای شیونشون از کهریزک و اوین به سراسر جهان شنیده میشه ، به خاطره آزادیه میهنم از دست گرگ هایی در لباس میش مردمو ۳۰ سال فریب دادن میجنگیم. من یک نفرم و ۲ تا دست ، حاضرم جونمو در راه میهنم بدم.
    . سردار مدحی به کوری چشم دشمناتون همیشه حمایتت میکنیم.


  44. khorram
    51

    doroud bar sardar madhi yegane mobarez sadege rahe azadie iran


  45. a tabriz
    52

    jenabe agaie sardar madhi kamelan sahih tahlil farmodand va efshagari kardand sapah kamelan rizesh dashteh jomhorie islami ba yek harkate sepah az dakhel az beyn khahad raft 90 darsade sepah ba mardome hastand vagean droud bar sardar madhi sarbaze vatan


  46. ali
    53

    من به آقای مدحی خوشبین نیستم ایشان موضعگیریهایی در باب دادن اطلاعات غلط به رهبر داشتند و به نوعی تطهیر ایشان و هر چند که این تطهیر را رد کردند ولی باز هم بر همان سیاق هستند کافی است نظری به دفاهیات ابولفضل قدیانی در دادگاه غیر علنی بیندازید و خود قضاوت کنید سهم رهبر در جریانات اخیر و وضع امروز تا به کجاست. قدیانی میگوید:
    از نظر اینجانب، بر اساس تصریح قانون اساسی، رهبری نسبت به وضعیت کشور مسئول است. چرا که طبق قانون اساسی، بیشترین اختیارات و قدرت از آن ایشان است و بدیهی است که هرکسی به اندازه‌ی اختیاراتی که دارد مسئول است. ایشان باید به ملت ایران درباره‌ی وضعیت کنونی ایران پاسخگو باشند، هرچند همانگونه که گفتم متأسفانه مکانیزمی وجود ندارد که از ایشان طلب توضیح کند.
    http://www.yazdfarda.com/news/5665.html

    اقای مدحی در بیت تشریف داشتند و بیت همانجایی است که دستگاه اطلاعات موازی را از تصفیه شدگان سپاه و اطلاعات و تندروها را دور خهود گرد آورد و در برابر تغییر بوجود آمده در دوران خاتمی در وزارت اطلاعات به سختی واکنش نشان داد و حزب پادگانی و اطلاعات موازی را تشکیل داد. علی یونسی اولین وزیر اطلاعاتی در چمهوری اسلامی بود که ابراز کرد نگرش امنیتی در چمهوری اسلامی حفظ امنیت نظام بود نه امنیت ملی و امنیت مرد. یونسی میگوید:
    رسالت اصلی وزارت اطلاعات، تامین امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است و اندیشه اصلاحات با انقلاب در وزارت اطلاعات موفق شد برای آن که امنیت ملی مورد تهدید نباشد به جای تامین امنیت حکومت در برابر تهدیدها، اندیشه جدید تامین امنیت حکومت و امنیت حکومت شوندگان در برابر تهدیدها را جایگزین کند.
    در دوره اصلاحات موفق شدیم با این نگاه، با اصلاح ساختار وزارت اطلاعات، تدوین برنامه، دکترین و صدها نظام‌نامه و بخشنامه اطلاعاتی برای کشور و آموزش و اجرای آن در درون وزارت اطلاعات، این مجموعه را به یک تشکیلات حافظ امنیت مردم تبدیل کنیم که قضاوت درباره آن را به وجدان مردم، مسوولان و مدیران بخش‌های گوناگون کشور واگذار می‌کنیم؛ قضاوتی که خوشبختانه با نگاه محبت‌آمیز مردم و وجدان بیدار افکار عمومی آشکار است و از این بایت نیز خدا را سپاسگزاریم.
    http://www.yazdfarda.com/news/5665.html

    محسنی اژه ای که در دوره ی احمدی نژاد به وزارت رسید با کارشناسان دوران یونسی و تحلیلهای اطلاعاتی که موافق نظر سازمان امنیت موازی و بیت نبود هم خودش اخراج شد هم طیف گسترده ای از کارشناسان وزارت اطلاعات و از یادن مبریم اژه ای همانی است که کرباسپی را محاکمه کرد در پرونده سید مهدی هاشمی سمت داشت و توسط گنجی به دست داشتن در قتلهای زنجیره ای متهم شد و اکنون نیز تاجزاده از او شاکی است
    http://www.kaleme.com/1389/09/06/klm-39241

    به راستی عجیب نیست محسنی اژه ای توسط احمدی نژاد متهم به اهمال میشود و رئیس جمهور خود متولی وزارت اطلاعات میشود آیا اژه ای کم تندروی داشته و دارد

    از دوست عزیزی که که غلطهای املایی مرا گوشزد کردند هم تشکر میکنم و با نوشته ی اخیر ایشان هم موافقت بیشتری دارم

    امیدوارم بدبنی ها یمن از جنس شکهای آدمهای کثیر الشک باشد و بس ولی دوستان دیگر هم خیلی جوگیر نشوند و امروز قهرمانی بسازند و بتی و زنده بادش بگویند و پس فردا مرده باد

    جریان تحول خواه نیاز به نیروی نظامی دارد طرح لبنانیزه کردن و مدل اسلام طالبانی است و ابشخورش هر کجا که باشد نه در دل مردم که در دل بخشی از حاکمیت است به یانیه ای اخیر موسوی توجه کنید هر چند که او را بهترین رهبر سیاسی حاضر میدانم ولی به اقناع نرسیدم که در انتخابات شرکت کنم و نکردم همان دور اولی که به خاتمی رای دادم برایم بس بود و با پاراگراف آخر گفته های اقای مدحی موافقم ولی دلیل نمیشود با بقیه گفته هایشان هم موافق باشم و در نظامی که هر اعتراضی رنگ و بوی سیاسی و امنیتی میگیرد با امنیتیهایش بدبین باشم علی الخصوص که در کمیته ی حفظ نظام باشیند و بگویند ما در ستاد بویدم و به فرض که حذفی هم بوده باشد کار عملیات بوده نه ما و این همان داستان کی بود کی بود من نبودم است دوست عزیزی که میگوید چه اشکالی دارد اوایل انقلاب هم خیلی ها گفتند چه اشکالی دارد و سالیان بعد معلوم شد که اشکالش کجا بود

    دوست دیگری که از کامنت اول گذاشتن من پی به نیتم میبرد همان درسی را پس میدهد که کیهانیان نیت خوان در برنامه ی چراغ و هویت و جریده ی فخیمه شان هر روز پس میدهند و نیت میخوانند و به چوب تکفیر و تفسیق میرانند و امروز نیز پسر مصلحت شناس بزرگشان را تهدید میکنند که به جنگ سران فتنه بروند

    از یاد نبریم که سعید امامی نیز از این نیت ها زیاد خوانده بود البته نگفته بودند خطش را از کجا گرفته بود به کتابها و نوشته های گنجی سری بزنید ردش را خواهید یافت

    به امید روزی که هر ایرانی را انسانی ببینم با لبخندی بر لب و ترس آن را نداشته باشیم که خنجری پنهان کرده یا نه و مامور است یا نه و دوست باشیم و ایرانی ازاد و سربلند برای هر ایرانی و هر مقومیت و هر مذهبی داشته باشیم و هر کس چه موافق چه مخالف حقی داشته باشد و همه ی حق را برای خود و طایفه و قبیله و صنفش نخواهد


    1. vatani
      54

      برادر عزیز شما خوش بین باشی‌ یا نباشی‌ ، ایشان خطّ‌شان مشخص هست و برای آزادی میهن , از دست آدمهایی که مثل شما فکر میکنن , دارن تلاش میکنن.آقایان یونسی ، و امامی مهره بودند که مثل شما از خودشون در میکردن ( البته میبخشید منظورم حرف درکردن هستش ).در ثانی‌ گیرم اطلات شما دقیق باشه ، خوب چرا شهامت بیانشان را نداری ! تو ایران یا هرجای دیگه نشتی میگی‌ لنگش کن.عزیزم سردار مدحی بیشتر از منو شما با چشمش دیده ، با بدنش حس دردو چشیده و هنوزم از دست نامردأی مثل شما که به قلبش خنجر میزنین , درد داره ، اما اینم بگم شهامتش از منو تو بالاتره که میخواد برای آزادی میهن ، ناموس ، وطن ، ایران تلاش کنه و من خودم انگشت کوچیکشم نمیشام . پس سعی‌ نکنین به دونه داشتن اصل مدرک یا نشون ندادن خودتون ، بیان بگین اینجوری هست یا اینجوری نیست.نظر بندهٔ حقیر اینکه باید از کسی‌ که برای آزادی میهنن ، خونه شهدای ایران و کسانی‌ که در ساله گذشته برای آزادی میهنن جان دادند ( نداها ، سهرابها ، امیدرضا میرصیافی‌ها و همه و همه ) حتما حمایت کرد و حتا خبرهایی که میدن باید اطلاع رسانی کرد.سردار همیشه ازتون حمایت خواهیم کرد.به امید آزادی ایران و شرف آزادی میهن


  47. ali
    55

    با عرض معذرت لینکهای منابع را به اشتباه وارد کردم که صحیح آن چنین است

    دفاعیات قدیانی
    http://www.kaleme.com/1389/09/06/klm-39193

    علی یونسی
    http://www.yazdfarda.com/news/5665.html