Saturday, 18 July 2015
28 September 2020
پس‌نشینی تند

«حدیث سرگردانی ما»

2010 November 18

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

می‌گویند که این فقر نیست که مردم یک جامعه را بر علیه حاکمانشان می‌شوراند بلکه این احساس فقر است که موجب عصیان و سرکشی می‌شود. اگر کسی فکر کند شرایط زندگی‌اش از جنبه‌های مختلف متناسب با تلاشی است که می‌کند و در واقع لیاقت و حق او همین است، از زندگی‌اش راضی خواهد بود. اما مشکلات و تعارض‌ها هنگامی آغاز می‌شوند که آدمی ببیند که دیگری با توانایی‌ها و استعدادها و موقعیت یک‌سانی با او از نظر اقتصادی و جای‌گاه اجتماعی در شرایط به‌تری به‌سر می‌برد و از امکانات بالاتری برخوردار است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

یکی از گرفتاری‌هایی که جامعه امروز ایران را به شدت درگیر خودش کرده است، تبعات ناشی از «دوگانگی‌ها» است. این دوگانگی‌ها تمام جنبه‌های زندگی امروز ایرانیان را در بر‌می‌گیرد، از اقتصاد گرفته تا روابط زناشویی و مذهب و اخلاقیات. از یک‌سو حاکمان با بوق و کرنا، از پیش‌رفت و توسعه‌ی عظیم اقتصادی و سیاسی ایران در داخل و خارج می‌گویند و از سوی دیگر مردم با مشکلات فراوان در برآورده کردن ساده‌ترین نیازهای روزمره‌ی معیشتی خود روبه‌رو هستند و به چشم می‌بینند که ایران و ایرانی آن‌قدر در جهان بی‌آبرو شده است که برای گرفتن ویزا از کوچک‌ترین و بی‌اهمیت‌ترین کشورهای جهان نیز باید از هفت‌خوان بگذرند. در سیستم آموزشی مذهبی ما و در برنامه‌های شبانه‌روزی صدا و سیما از دین و اخلاق و مذهب و لزوم پای‌بندی به راستی و درستی فراوان سخن می‌رود و همان گویندگان چون به خلوت نرسیده آن کار دیگر می‌کنند. در عرف و سنت و مذهب از تابویی به نام حرمت روابط زنان و مردان گفت‌وگو می‌شود و در نهان و آشکار چیزهای دیگری می‌بینیم. می‌توان به‌راحتی طومار عریض و طویلی ساخت از ده‌ها و شاید صدها نمونه‌ی دیگری از این دوگانگی‌ها.

در حوزه‌ی سیاسی وجود و بروز اعتراضات گسترده‌ی مردمی از سوی بخشی از جامعه که تا‌کنون نیازها و دغدغه‌های آنان غیرسیاسی بوده است، نشان از تغییر جهت پیدا کردن برخی از مطالبات این قشر از مردم، از اقتصادی به سیاسی است، زیرا وجود این دوگانگی‌ها آن‌ها را به این سمت سوق داده است که ریشه‌ی مشکلات خود را در مسایل سیاسی بیابند. از سوی دیگر حاکمان گرفتار نوع جدیدی از به قول خود نابهنجاری‌ها شده‌اند که انتظارش را نداشته‌اند. وجود دوستی‌ها و روابط غیرشرعی و غیرمذهبی آشکار میان دختران و پسران، میزان بالای طلاق در برابر کاهش آمار ازدواج و کاهش چشم‌گیر زنان پای‌بند به ‌حجاب، همه از آن نمونه‌هایی‌اند که نشان می‌دهد، فضای درون خانه‌ها دنیای دیگری است، یک‌سره متفاوت با آن‌چه در بیرون به نمایش گذاشته می‌شود. این دوگانگی‌ها در درون ذهن مردم استبداد زده‌ی ما نیز چنان جا خوش کرده است، که شاید خود نیز از آن بی‌خبر باشند. مردم به‌راحتی برای خود چهارچوب‌های مختلف اخلاقی ساخته‌اند که هر کدام را برای شرایط و موقعیت‌های متفاوتی به‌کار می‌گیرند و در واقع با نوعی ریاکاری در هر جایی و بسته به شرایط، واکنش‌های متضادی از خود بروز می‌دهند.

زندگی در دو فضای مختلف و عدم رهایی و یا وابستگی و سرسپردگی کامل به هیچ کدام‌شان نشان از حیرانی بخش زیادی از جامعه‌ی ما میان این دو دنیا است. نمونه ملموس و آشنای امروز جامعه‌ی ما تابوی بکارت دختران پیش از ازدواج شرعی است. وجود روابط جنسی پیش از ازدواج میان دختران و پسران در جامعه‌ی امروز ما امری عادی شده است، اما همان پسران و دخترانی که بارها تجربه‌ی چنین چیزی را داشته‌اند، هنوز نتوانسته‌اند از این دغدغه رهایی یابند. امروزه دیگر خیلی از مردان ایرانی به‌خوبی می‌دانند، که زنان نیز هم‌چون آن‌ها از این حق طبیعی برای لذت بردن از جسمشان بهره می‌برند، اما هنگام ازدواج دوست دارند که هنوز افرادی را بیابند که بکارت خود را برای شوهرانشان حفظ کرده باشند. این می‌شود که عمل جراحی ترمیم آن بالاترین آمار را در جهان داراست. شاید باورکردنی نباشد اما دوست جراحی برایم از دختر و پسری صحبت می‌کرد که برای این عمل به او مراجعه کرده بودند. این پزشک با تعجب متوجه می‌شود که این آقا همان کسی است که می‌خواهد با دختر خانم ازدواج کند و با وجود آن‌که با این مسئله مشکلی ندارد و تنها کسی است که از این موضوع آگاه است، باز هم دوست دارد این عمل انجام شود تا او در شب ازدواج رسمی‌اش با زنی باکره هم‌بستر شود و تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , ,