Saturday, 18 July 2015
25 November 2020
به بهانه سال‌روز درگذشت «فرانتس‌ شوبرت»

«روزنگاشت/ شوبرت روح بتهوون»

2010 November 19

محبوبه‌شعاع / رادیوکوچه

mahboobeh@koochehmail.com

نوزدهم نوامبر برابر با بیست‌و‌هشتم آبان مصادف است با سال‌روز درگذشت «فرانتس شوبرت» آهنگ‌ساز برجسته «اتریشی»، او زاده سال 1797 بود و در سال 1828  در سن سی و یک سالگی پیش از رسیدن نبوغش به سر حد کمال، درگذشت و با وجود عمر کوتاه آثار زیادی تصنیف کرده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«فرانتس پیتر شوبرت»‌ در سی‌و‌یکم ژانویه 1797، در روستایی در نزدیکی «وین» متولد شد. او دوازدهمین فرزند از میان چهارده فرزند خانواده بود. پدرش معلم فقیر و کم درآمدی بود و شوبرت همیشه در فقر زندگی می‌کرد. او در هفت سالگی قادر بود چندین آهنگ را با پیانو بنوازد بدون آن‌که نزد کسی تعلیم دیده باشد. پدر و برادرش، که هر دو علاقه‌مند به موسیقی بودند وقتی علاقه او را به موسیقی متوجه شدند به ترتیب آموزش‌های مقدماتی ویولن و پیانو را به او آموختند.

استعداد و ذوق او به حدی بود که پس از مدتی کوتاه از آن‌چه تعلیم گرفته بود فراتر رفت. از این رو او را نزد رهبر موسیقی کلیسای محله گذاشتند که به او تعلیم آواز بدهد. معلم موسیقی او مبهوت از استعداد فرانتس گفته است:

«هر چیز تازه‌ای که می‌خواستم به او بیاموزم از پیش می‌دانست. از این رو در واقع به او درس نمی‌دادم بلکه فقط با او صحبت می‌کردم و حیرت‌زده و خاموش به تماشایش می‌نشستم.»

در یازده سالگی به عنوان خواننده در عبادت‌گاه سلطنتی استخدام شد و در مدرسه دینی امپراطوری که به تربیت خوانندگان این عبادت‌گاه اختصاص داشت ثبت نام کرد و از تحصیل مجانی برخوردار گشت.

البته آموزش موسیقی در این‌جا بسیار ناقص و سطحی بود و او پس ازکسب اطلاعات محدود درباره ارکستر و رهبری آن و شناخت مختصری درباره موسیقی «هایدن» و «موتسارت» در شانزده سالگی هنرستان را ترک کرد.

در این سن صدایش دو رگه شد و مانند هایدن که شصت و چهار سال پیش به همین دلیل از گروه خوانندگان اخراج شد، از شرکت او در گروه خوانندگان عبادت‌گاه جلوگیری شد، و به اسرار پدر به شغل پدرش یعنی تدریس روی آورد. او شماری حیرت‌انگیز از شاه‌کارهای خود را در واپسین سال‌های نوجوانی و هم‌زمان با تدریس در مدرسه پدر، شغلی که از آن بیزار بود، آفریده است.

فرانتس از از شانزده سالگی تا بیست سالگی در شرایط بسیار بدی به سر می‌برد و به ساخت تقریبن هر نوع موسیقی دست زد،  به طوری‌که چندین کوارتت برای آلات زهی و چندین آواز تصنیف کرد که در بین آن‌ها چند شاه‌کار موسیقی به چشم می‌خورد.

درسن نوزده‌ سالگی سنفونی شماره چهار و سنفونی شماره پنج خود را خلق کرد و در این سال بیش از صد اثر از خود به یادگار گذاشت.

فرانتس درطی زندگی کوتاه خود به هیچ چیز جزموسیقی نمی‌اندیشید. خودش اظهار داشته است که افکار موسیقی‌اش را به روی کاغذ می‌آورده و بعد آن را در گنجه انباری می‌انداخته است. هجوم ایده‌های موسیقی در مغز فرانتس به حدی بود که آسایش او را مختل می‌کرد.

در پاییز سال 1818 یعنی در سن بیست و یک سالگی  او سه قطعه روی اشعار «گوته» خلق کرد و برایش فرستاد ولی گوته آن‌قدر فرانتس را که گم‌نام بود، حقیر شمرد که حتا جواب نامه‌اش را هم نداد. درهمان سال تدریس درمدرسه پدر را رها کرد تا خود را تمام و کمال وقف موسیقی کند و با گروهی از شاعران و هنرمندان وینی که آثارش را می‌ستودند هم‌دم شد.

نغمه‌های موسیقی به راحتی سخن گفتن، در ذهن شوبرت نقش می‌بست. به هر غزلی که چشمش می‌افتاد، خواه خوب و خواه متوسط فی‌البداهه ایده‌ای متناسب با آن به ذهنش می‌رسید و وقتی درتصورش نقش می‌بست هیچ چیز نمی‌توانست مانع آن شود.

به‌طوری‌که در سال 1828  روزی در باغی نشسته بود و سرگرم ورق زدن نمایش‌نامه‌ای از شکسپیر بود که ناگهان فریاد زد:  «زیباترین نغمه‌ها به ذهنم خطور کرده‌اند، اگر کاغذ موسیقی داشتم چه خوب بود» در این هنگام یکی از دوستانش در پشت ورقه صورت غذا چند خط حامل ترسیم کرد و فرانتس در همان لحظه قطعه «هان هان چکاوک» را تصنیف کرد.

فرانتس در بیست و پنج سالگی دچار بیماری سیفیلیس شد و از این رو دم‌دمی مزاج و گرفتار ناامیدی گشت. او درباره خود نوشته است: «مردی را تصور کنید که سلامت او هرگز باز نمی‌گردد. مردی که درخشان‌ترین امیدهای او به هیچ بدل شده و عشق و دوستی برایش چیزی جز عذاب نیست.»

شوبرت در واپسین سال‌های عمرش بارها درخواست عهده‌داری منصب‌های موسیقی کرد، اما هیچ گاه کام‌یاب نبود. او با آن همه نبوغ هیچ‌گاه در پی شهرت نبود. با آن‌که آثار بزرگ و برجسته‌ای در موسیقی به یادگار گذاشت ولی در زمان حیاتش هنرش شناخته نشد و مورد قدردانی قرار نگرفت.

اکثر آثار او بعد از مرگش ارزش واقعی خود راپیدا کردند. درحقیقت شوبرت برخلاف بتهوون مقام و ارزش واقعی خود را درک نکرد و  در اواخر عمر با تصنیف سنفونی ناتمام خود که غم و نا‌امیدی در آن موج می‌زند پایان زندگی خود را پیش‌بینی کرد.

فرانتس شوربت در چهاردهم نوامبر به سبب تب بالا بستری شد و سرانجام در نوزدهم نوامبر سال 1828 در سن سی و یک سالگی درگذشت.

کسی که دارای این همه نبوغ بود در دوران زندگی خود مبلغی، کم‌تر از 3000 دلار به دست آورده بود و دارایی او هنگام مرگ چیزی جز لباس‌های مندرس و اوراق کهنه موسیقی نبود تا هزینه کفن و دفن او را بکند، پدر و برادرش هزینه دفن او را به عهده گرفتند و در جایی که تصور می‌کردند مورد علاقه اوست، در نزدیک‌ترین نقطه به آرام‌گاه بتهوون دفن کردند.

بر سنگ قبر او این جمله نوشته شده است: «موسیقی در این جا گنج شایگانی را به خاک سپرده است، اما هنوز نور امیدی پرتو افشانی می‌کند.»

جالب است بدانید، زندگی شوبرت و بتهوون از بسیاری جهات به هم شبیه است. ولی تا آخر عمر با هم آشنا نبودند. اواخر عمربتهوون، یکی از دوستانش بعضی از قطعات و آوازهایی را که شوبرت ساخته بود به بتهوون نشان داد‌. بتهوون بعد از دیدن آن‌ها گفته‌ بود: «در شوبرت آتش تقدسی شعله‌ور است، وی روح مرا در خود دارد.»

منبع‌ها:

گوگل

ویکی‌پدیا

و با تشکر از «مجید اخشابی»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,