Saturday, 18 July 2015
30 October 2020
پس‌نشینی تند

«بهانه‌ای برای گریختن»

2010 November 23

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

سکس یکی از آن موضوعاتی است که همیشه برای بشر از جذابیت بالایی برخوردار بوده است. قرن بیستم و بیست‌یکم را شاید بتوان قرون سکس نامید. در این سال‌ها تولید و عرضه‌ی گسترده‌ی فیلم‌ها و مجلات پورنو و افزایش صحنه‌های سکسی در فیلم‌ها از یک سو و تولید لباس‌ها و لوازم آرایشی که موجب تحریک بیش‌تر و گسترش بازار محصولات مرتبط با سکس در جهان می‌شد، تجارت آن را در جهان پررونق‌تر از گذشته کرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

ارایه‌دهندگان این سرویس به مشتریان کسانی نبودند به جز روسپیان. این کار اما برای مشتریان بدون دردسر نبود. نخست آن‌که این تجارت در بسیاری از کشورهای جهان کاری غیرقانونی به حساب می‌آمد و اگر فردی در این رابطه دستگیر می‌شد، مشکلات فراوانی گریبان‌گیرش می‌شد. از سوی دیگر این عمل هزینه‌های فراوانی نیز برای مشتریان داشت، که فقط بخش کوچکی از طبقات مرفه‌تر جوامع از پس آن برمی‌آمدند. با پیش‌رفت و توسعه‌ی وسایل حمل و نقل و ارتباطات در قرن بیستم، صنعت توریسم رونق چشم‌گیری یافت و به دنبال آن توریسم جنسی نیز به سرویس‌ها و هدف‌های آشکار و نهان این سفرها اضافه شد. در کشورهای مقصد این گردش‌گران که شامل برخی کشورهای آسیای-جنوب‌شرقی و برزیل می‌شد یا روسپی‌گری قانونی بود و یا دولت‌ها آگاهانه چشم را بر روی آن می‌بستند، مزیت دیگر آن‌ها این بود که این مناطق به لحاظ اقتصادی در سطح پایین‌تری از کشورهای اروپایی، آمریکایی و عربی قرار داشتند و این مسئله موجب می‌شد که هزینه‌های این تفریح برای توریست‌ها بسیار مناسب باشد.

این کار هم دردسرهای مخصوص به خود را داشت. به سبب مشکلات کاری و یا اقتصادی بسیاری از گردش‌گران قادر نبودند، تا چندین‌بار در سال به این سفرها بروند و در نتیجه در بقیه‌ی سال سر آن‌ها بی‌کلاه می‌ماند. برخی دیگر از شهروندان اروپایی و آمریکایی دوست داشتند، که چنین زن‌های جوان، زیبا و خوش‌اندامی را به‌طور دایمی در خانه داشته باشند، که به دلایل مختلف برای آنان انجام چنین کاری در کشور خودشان امکان‌پذیر نبود. تعدادی از آن‌ها سن و سال بالایی داشتند و دختران اروپایی و آمریکایی به‌طور معمول تن به چنین ازدواجی نمی‌داند و برخی دیگر از عهده مخارج آن برنمی‌آمدند. این بود که ازدواج‌های جدیدی در جهان مرسوم شد که تا پیش از آن در دنیا سابقه‌ی زیادی نداشت. در این نوع از ازدواج‌ها باز هم کالای سکس خرید و فروش می‌شد، با این تفاوت که خریدار در این ماجرا هزینه‌ی خدمات مادام‌العمر روسپی را یک‌جا پرداخت می‌کرد و با انتقال زن به یک کشور پیش‌رفته شرایط اقتصادی او را برای همیشه تغییر می‌داد.

با گسترش این رفتار و قرارداد اجتماعی، کم‌کم پیامدها و مشکلات آن نیز آشکارتر شد. بسیاری از مردان به این زنان هنوز به چشم روسپی می‌نگریستند و از آن‌ها انتظارات ویژه و تحقیرآمیز جنسی داشتند، چیزی که در بیش‌تر موارد سکس هم‌راه با خشونت را نیز شامل می‌شد. بخش فراوانی از همسران به زنان خارجی خود به چشم یک خارجی می‌نگریستند و رفتارشان هم‌راه با نوعی از تحقیر و تبعیض‌نژادی بود. البته آمارها نشان می‌دهند که ماجرا در مورد برخی از ملیت‌های مهاجر به میزان فراوانی متفاوت است. برای مثال برخی از ایرانیان و اعراب مهاجر پس از سال‌ها تلاش و بدست‌آوردن موقغیت مناسب اقتصادی و اجتماعی با وجود داشتن تجربیات و روابط گسترده‌ی جنسی با خارجی‌ها همواره ترجیح می‌دهند، که برای ازدواج دایم به سراغ هم‌وطنان ساکن در کشور مادری‌شان بروند. آنان این نوع از ازدواج را بر زندگی مشترک با خارجی‌ها و یا هم‌وطنان مقیم خارج‌شان ترجیح می‌دهند، زیرا هم می‌توانند زنان جوان‌تری بگیرند و هم از نظر اقتصادی متضرر نشوند و هزینه‌های کم‌تری بپردازند.

از سوی دیگر این مردان بر این باورند که دخترانی که در سرزمین مادری‌شان بزرگ شده‌اند مطیع‌ترند. گرفتاری‌های این‌گونه ازدواج‌ها شکل دیگری دارد. بسیاری از دختران ایرانی ساکن در ایران و یا برخی کشورهای عربی، فقط به این دلیل تن به چنین ازدواج‌هایی می‌دهند، که از ایران خارج شده و برای مثال به‌ آمریکا و اروپا بروند و تعدادی از آن‌ها هنگامی‌که به مقصود خود رسیدند، در صورت بروز کوچک‌ترین مشکلاتی از همسرانشان جدا می‌شوند. برخی دیگر پس از ادامه‌ی تحصیل و یادگیری زبان خود را شایسته‌ی همسر به‌تری می‌بینند و شریک سابق زندگی خود را رها می‌کنند. جمعی دیگر از این زنان نیز رابطه‌ی تحقیرآمیز و نگاه از بالا به پایین شوهرانشان به خود را برنمی‌تابند و زندگی مستقلی را در پیش می‌گیرند.

به هر روی تا زمانی که این نیاز وجود دارد و از سوی دیگر فاصله‌ی چشم‌گیر سطح زندگی در کشورهای پیش‌رفته با جهان سوم پابرجاست، این مشکل به قوت خود باقی خواهد ماند و شاید با تدابیری بتوان تنها شکل آن‌را اندکی تغییر داد، چیزی که به‌هیچ عنوان چاره‌ی نهایی کار نخواهد بود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. Avideh Motmaen-Far
    1

    excellent point!