شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
فرهنگ آفریقا- «پنجه» یا «کف یک دست»

«دست فاطمه، دستی که دست‌به‌دست چرخید»

۱۳۸۹ آذر ۰۴

مصطفا خلجی‌/ رادیو کوچه

حتمن همه ما نماد «پنجه» یا «کف یک دست» را در تابلوها یا مراسم‌ عزاداری شیعیان، یا بالای گنبد امام‌زاده‌ها دیده‌ایم، اما وقتی به شمال آفریقا سفر کنید، خواهید دید که این نماد معنا و داستان دیگری دارد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«پنجه» که در زبان عربی به آن «خمسه» می‌گویند، سمبل و نمادی است که اولین بار در فرهنگ آفریقا به‌کار رفته و بعدها در فرهنگ‌های مختلف مورد توجه قرار گرفته و از آن به عنوان نماد قدرت، و یا طلسم برای دفع شر و چشم زخم استفاده می‌شده است. خاست‌گاه نماد پنجه تمدن‌ باستانی «کارتاژ» در شمال آفریقا است و این نماد از طریق دین یهود و مسحیت وارد اسلام شد و این اواخر در مذهب شیعه به عنوان «دست فاطمه» و به‌ویژه در ایران امروز به عنوان دست «ابوالفضل عباس» رواج یافته است.

علامت «پنجه» نزد مردمان تمدن باستانی کارتاژ (یا قرطاج) که بقایای آن امروزه در تونس واقع است، به عنوان دست الهه «تانیت» (Tanit) مورد احترام بوده است. فنیقی‌ها که از لبنان امروزی با کشتی مدیترانه را پیموده بودند و به شمال آفریقا آمده بودند، تانیت را الهه باروری و رشد و تولد می‌دانستند و علامت پنجه را در کنار دو قمری می‌کشیدند. این نماد بعدها به مصر رفت و تصویر یک چشم نیز در میان آن قرار گرفت و از آن برای دعای خیر و دفع چشم‌زخم استفاده شد.

علامت پنجه در یهودیت

هم‌چنین نماد پنجه از طریق فرهنگ فنیقی‌ها به دین یهود راه یافت و یهودیان آن را به عنوان دست مریم (خواهر موسا و هارون) احترام کردند. «دست مریم» یهودی‌ها سال‌ها بعد به «دست مریم» مسیحی‌ها تبدیل شد و در دین مسیحیت به عنوان نماد دست «مریم» مادر «عیسای مسیح» مورد تکریم قرار گرفت.

نماد پنجه، همین‌طور از فرهنگی به فرهنگ دیگر و از دینی به دین دیگر می‌رفت تا این‌که به دین اسلام رسید. علامت کف دست در اسلام، ابتدا به عنوان علامت «پنج‌تن آل‌عبا» در نظر گرفته شد. اما وقتی فاطمی‌ها به عنوان اولین حکومت شیعی در شهر «مهدیه» که در شمال آفریقا واقع است، اعلام موجودیت کرد، این نماد را به «دست فاطمه» دختر پیامبر اسلام تغییر داد.

علامت پنجه نزد شیعیان

اما داستان این نماد در مذهب شیعه به این‌جا ختم نشد و بعدها این سمبل در فرهنگ شیعی به عنوان نمادی از جان‌بازی و فداکاری ابوالفضل عباس شناخته شد که در واقعه «عاشورا» هنگام رساندن آب به خیمه‌گاه «حسین‌ابن علی» دستانش از بدن جدا شد. و اکنون پنجه‌ی فلزی بر سر پرچم‌ها، علم‌ها و علامت‌های چند‌تیغه در دسته‌های عزاداری شیعیان نصب می‌شود. هم‌چنین شیعیان به نیت برآورده شدن حاجات و گشایش گره از کارشان پنجه‌هایی ساخته‌شده از طلا یا نقره و یا فلزهای دیگر را به در و ضریح امام‌زادگان و پنجره‌‌ و دیوار سقاخانه‌ها دخیل می‌بندند. بر سر برخی گنبدها و گل‌دسته‌های امام‌زادگان و مساجد پنجه‌هایی با انگشتان گشوده یا بسته، احتمالن به نشانه‌ی قدرت و شوکت الاهی، یا «خمسه‌ی طیبه» کار گذاشته‌اند. در درون جام‌های برنجین یا مسین برخی سقاخانه‌ها نیز پنجه‌های فلزی نصب می‌شود که آن را نماد دست سقای کربلا می‌دانند.

با این‌حال اکنون بیش‌ترین کاربرد پنجه در شمال آفریقا است. این نماد امروزه نیز در خانه‌های بربرها که اولین قوم ساکن آفریقای شمالی بوده‌اند و هنوز هم به سبک ابتدایی خود در کشورهای تونس و الجزایر و مراکش زندگی می‌کنند، وجود دارد. در قبایل بربر، پسران حلقه‌‌ای به شکل پنجه به گوش راستشان می‌آویختند. در قدیم، کم‌تر خانه‌ یا دکانی در شهرهای شمال‌ آفریقا یافت می‌شد که به در و دیوار آن پنجه نصب نشده بود.

عدد 5 و مضرب‌های آن، برای مردمان این منطقه طلسم چشم‌بد را باطل می‌کند. مثلن هنوز بعضی از مراکشی‌ها باور دارند که سفری که 5 روز یا 5 ماه یا 5سال طول بکشد، نیروی جادویی عدد 5 مسافر را از هرگونه گزند حفظ می‌کند.

هم‌چنین در قدیم عدد 5 را برای حفاظت اشیا‌ی بی‌جان نیز به‌کار می‌بردند و نقش آن را روی سفال‌ها، سینی‌ها، کیسه‌ها، گلیم‌ها و قالی‌ها می‌انداختند تا آن‌ها را از آسیب دور سازند.

پنج‌شنبه، روز پنجم هفته نیز به واسطه‌ی عدد 5 دارای قدرت حافظتی دانسته می‌شد. از این‌رو به باور مردم قدیم مراکش با ادای عبارت «پنج و پنج‌شنبه» می‌توان از گزند چشم‌بد مصون ماند. یا برای دفع شر از سخن کسی که درباره‌ی کودکی به گونه‌ای سخن بگوید که احتمال آسیب رساندن به سلامت او برود، می‌توان با گفتن عبارت «او در پنج‌شنبه زاده شده»، کودک را از گزند دورساخت.

به همان اندازه که کاربرد عدد 5 برای دفع چشم‌ بد سودمند به‌نظر می‌رسید، کاربرد آن گاهی نزد برخی بزرگان ناروا و ناشایست به‌شمار می‌رفته است. در شهر «فاس» در مراکش هدیه دادن 5 قلم از یک چیز را ناخجسته می‌دانستند و از آن پرهیز می‌کردند. به‌عنوان مثال گرفتن هدایایی مانند 5 کله قند را رد می‌کردند.

تصور درباره‌ی قدرت تاثیرگذاری پنجه، آن‌چنان بوده است که در میان برخی جامعه‌های ابتدایی و سنتی آفریقا چنین می‌پنداشتند که پنجه‌ی برید‌ه‌ی مردگانی که در جنگ یا اعدام و یا در یک رویداد کشته شده‌اند، و پنجه‌ی کودکانی که در رحم مادر یا به هنگام زایش مرده‌اند، دارای قدرت فوق‌العاد‌ه‌ی اثرگذاری است. از این‌رو، ساحران، افسون‌گران، درمان‌گران و برخی مردم از این اندام در اعمال جادویی استفاده می‌کردند. هم‌چنین دراز کردن پنجه‌ی دست راست و نگه‌داشتن آن در برابر چشم اشخاص شور چشم و گفتن «5 در چشمت» یا «5 روی چشمت» موثرترین راه حفظ خود در برابر چشم‌زخم بوده است.

جالب است که این علامت وارد ادبیات هم شده است و مثلن در ادبیات فارسی پرتو خورشید به «پنجه» تشبیه شده است و می‌گویند «پنجه‌ی خورشید» یا «پنجه‌ی آفتاب.»

علامت پنجه به عنوان جواهرآلات

نمادها و اسطوره‌ها در دنیای مدرن، معنا و کارکرد خود را از دست می‌دهند و بیش‌تر به امری فانتزی تبدیل می‌شوند. نقش پنجه خصوصیت جادویی گذشته‌ی خود را از دست داده، و «دست تانیت»، «دست فاطمه» یا «دست مریم» در قدیم هر قداست و ارج و قربی داشته ‌است، امروز در بعضی از فروش‌گاه‌های مدرن شهرهای بزرگ، به عنوان علامت تعیین جهت، روی زمین نقش بسته ‌است و یا روی پوست سینه‌ی دختران به عنوان شیی زینتی می‌درخشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,