شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
30 August 2016
قصه‌های ما، از رویا تا واقعیت

«میریام»

۱۳۸۹ آذر ۰۷

شهره شعشعانی / رادیو کوچه

قصه‌های ما، از رویا تا واقعیت برنامه‌ای‌ است که به ادبیات داستانی و ادبیات مستند می‌پردازد. در این برنامه قصه‌هایی از نویسندگان ایرانی و‌ خارجی می‌خوانیم و از خاطره‌هایمان می‌گوییم. قصه‌ها و خاطره‌های مشترکی که در پیچ‌و‌تاب تصاویر تو‌در‌تویشان هر کدام ما چه‌بسا خود را در آینه‌ی زندگی و خیال دیگری باز یابیم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«ترومن کاپوتی» در 30 سپتامبر 1924 به‌دنیا آمد و در 25 آگوست 1984 درگذشت. بسیاری از داستان‌های کوتاه، رمان، نمایش‌نامه‌ها و مستند داستانی‌های این نویسنده آمریکایی به عنوان آثار کلاسیک ادبی  شناخته شده‌اند. مشهورترین آثارش از جمله رمان کوتاه «صبحانه در تیفانی»، (1958) و «به خون‌سردی» (1965) هستند که دومی اثری مستند داستانی است و بر اساس آن در  سال 1967 فیلمی نیز تهیه شد که در ایران به «در کمال خون‌سردی» شهرت یافت. تا به حال دست‌کم از 20 اثر کاپوتی فیلم  یا درام تلویزیونی ساخته شده است.

طلاق، غیبت‌های طولانی مادر، و نقل مکان‌های  متعدد، کودکی دشوار و پر‌تلاطمی را برای کاپوتی رقم زد. او استعداد داستان‌نویسی ‌خود را در یازده سالگی کشف کرد و داستان‌نویسی حرفه‌ای را با داستان کوتاه آزمود. موفقیت شگفت‌آور یکی از داستان‌هایش «میریام» (1945)‌، توجه بنگاه انتشاراتی «رندوم هاوس» را جلب کرد و به قراداد انتشار اثر دیگرش «صداهای دیگر، اتاق‌های دیگر» (1948) انجامید. کاپوتی اوج شهرت خود را مدیون رمان مستند «به خون‌سردی» (1965) است. این اثر چالش سترگ گزارش گونه‌ای در مورد قتل یک خانواده مزرعه‌دار در  کانزاس است و کاپوتی چهار سال از دوران فعالیت نویسندگی خود را بر روی آن گذاشت و حاصل کار نقطه عطفی در کارنامه او و در فرهنگ عامه شد. رمان «به خون‌سردی» گرچه آخرین کار کاپوتی نبود، اما نقطه اوج هنر او باقی ماند. کاپوتی در دهه 1970 شهرت خود را با ظاهر شدن در  میز‌گر‌دهای تلویزیونی حفظ کرد.

زندگی

کاپوتی در هفده سالگی زمانی که به استخدام نشریه معتبر «نیویورکر» در آمد تحصیل را رها کرد. او این کار را به مدت دو سال ادامه داد. سال‌ها بعد خاطره‌اش از این دوران را چنین نقل کرد: «شغل مهمی نبود، در واقع مسوول مرتب کردن کارتون‌ها و سر‌و‌سامان دادن به بریده‌های جراید بودم. با این حال شانس آوردم این کار را به من دادند، چون تصمیم داشتم دیگر هرگز به کلاس پر‌مشقت درس و تحصیل برنگردم. احساس می‌کردم آدم یا نویسنده است یا نیست، و هیچ دانشی نزد اساتید نمی‌تواند بر نتیجه کار تاثیر بگذارد، هنوز هم ‌معتقدم درست فکر می‌کردم، دست‌کم ‌در مورد خودم این‌طور بود.»

نظر

در سال 1957 کاپوتی در گفت‌وگو با «پاریس ریویو» درباره تکنیک داستان کوتاه می‌گوید‌:

«از آن‌جا که هر داستان مشکلات فنی خود را دارد‌، بدیهی است نمی‌توان حکم کلی صادر کرد. پیدا کردن شکل مناسب برای هر داستان تنها با یافتن طبیعی‌ترین راه روایت آن متحقق می‌شود. و تنها راه آزمون این که بدانیم ‌نویسنده‌ای داستان خود را به شکل طبیعی تعریف کرده یا نه، این است که پس از خواندن داستان ببینیم آیا می‌توان آن را طور دیگری تصور کرد یا این که قوه تخیل شما دچار سکون و سکوت می‌شود، که در این صورت روایت مطلق و نهایی است، همان‌طور که یک پرتقال مطلق و نهایی است، یعنی پرتقال را طبیعت کاملن همان‌طور که باید باشد درست کرده است.»

میریام در مجموعه «آخرین خنده» توسط «سعید سعید‌پور» به فارسی ترجمه شده است.

موسیقی متن:

John Lewis; The Garden of Delight

Billie Holiday; Solitude

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,