Saturday, 18 July 2015
01 November 2020
دایره‌ی شکسته

«زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم»

2010 November 29

مهشب تاجیک/ رادیو کوچه

فرهنگ ایل قشقایی تا حدود بسیاری با فرهنگ دیگر قوم‌های ساکن در نواحی گوناگون استان فارس متفاوت است. در گذشته، موسیقی در میان ایل‌نشینان قشقایی از اهمیت زیادی برخوردار بود و به شکل‌ها و قالب‌های گوناگون توسط گروه‌های مختلف هنرمندان ایل اجرا می‌شد‌. با وجود اهمیت بسیار موسیقی در ایل قشقایی، چند عامل باعث اضمحلال تدریجی این موسیقی شده است‌. مهاجرت و پراکندگی در اثر ییلاق – قشلاق و کوچ مداوم. وضع بد معیشتی مردم ایل که فرصت پرداختن به موسیقی را از آن‌ها سلب کرده است و به همین دلیل هم‌اکنون هنرمندان ایل، انگشت‌شمار هستند. تغییر شکل تدریجی بافت فرهنگی ایل که خود ناشی از رخنه عامل‌های جدید تمدن به میان ایل‌نشینان است. موقعیت بد موسیقی‌دانان حرفه‌ای و جای‌گاه آنان در ایل.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

به‌طور کلی در ایل قشقایی سه گروه نوازنده وجود دارد که عبارت‌اند از، «عاشق»ها، «چنگی»ها، «ساربان»ها

عاشق‌ها

در روایت‌ها گفته شده که عاشق‌های قشقایی در اصل از مناطقی مانند قفقاز، شیروان و شکی به فارس مهاجرت کرده‌اند. به همین دلیل، وجوه اشتراکی میان عاشق‌های قشقایی و عاشق‌های آذربایجان وجود دارد‌. این وجوه اشتراک بیش‌تر در مضمون داستان‌هایی است که آن‌ها اجرا می‌کنند تا در موسیقی. در گذشته، ساز اصلی عاشق‌ها «چگور» بود، اما از چند دهه‌ی گذشته این ساز به‌طور تقریبی حضوری در ایل قشقایی نداشته است‌. عاشق‌ها پس از چگور، مدتی به «تار» روی آوردند و سپس «کمانچه». از آهنگ‌های قدیمی عاشق‌ها، می‌توان از «سحر آوازی» و «جنگ‌نامه» نام برد‌. و از آهنگ‌های متداول امروز در میان آنان می‌توان از «کوراوغلی»‌، «محمود و صنم»‌، گرایلی و «باسمه گرایلی» نام برد .  «عاشق اسماعیل» تنها عاشق بازمانده در ایل قشقایی است که هنوز می‌نوازد و می‌خواند.

چنگیها

موسیقی قومی قشقایی بیش‌تر در میان چنگی‌ها رایج است. چنگی‌ها نوازندگان «کرنا»، «ساز» و «نقاره» هستند. این هنرمندان به‌طور معمول در عروسی‌ها می‌نوازند.

ساربانها

ساربان‌ها آهنگ‌های قومی ایل را با نی می‌نوازند. نی در میان ایل‌نشینان قشقایی سازی قدیمی و شناخته شده است. از آهنگ‌هایی که در میان ساربان‌ها بیش‌تر متداول است، می‌توان از «گدان دارغا» که در وصف شترهای در حال حرکت است، نام برد. در میان مردم ایل، ساربان‌ها بیش از دیگر هنرمندان ایل به آواز خوانی معروفند.

رقص در ایل  قشقایی

ایل قشقایی از ایل‌های بزرگ کشور ایران و در واقع کنفدراسیون بزرگی متشکل از طوایف مختلف است. رقص در ایل قشقایی نشانه و نماد هم‌بستگی، اتحاد و دوستی است. در هنگام رقص همه دست در دست هم و دوشادوش یک‌دیگرند. در بین عشایر قشقایی رقص‌های گوناگونی معمول است که در تمامی آن‌ها زنان و مردان در کنار یک‌دیگرند و به‌طور تقریبی در بیش‌تر رقص‌های قشقاییان زنان و مردان هردو حضور دارند‌. در جشن‌ها مردان و زنان هر یک دو دستمال در دست می‌گیرند‌، پیرامون یک دایره‌ی بزرگ ایستاده و با آهنگ کرنا و دهل ضمن تکان دادن دستمال‌ها با حرکات موزون پیش می‌روند‌.

چوب بازی که رقصی مخصوص مردان است بدین ترتیب انجام می‌گیرد که طبال بر طبل می‌کوبد و کرنا‌زن در ساز خود می‌دمد، زن‌ها حول یک دایره ایستاده کل می‌کشند و مردان در میان به چوب‌بازی یا رقص «درمرو» می‌پردازند. در این بازی مردان دو به دو با چوب‌های کوتاه و یک چوب بلند با یک‌دیگر می‌رقصند و مبارزه می‌کنند هم‌راه با آهنگی که به تدریج اوج می‌گیرد و ریتم آن تندتر می‌شود سعی می‌کنند تا با زدن چوب به پای حریف چوب بلند را تصاحب و حریف را از میدان بدر کنند و بدین ترتیب رقص ادامه می‌یابد تا برنده‌ی ‌نهایی مشخص شود‌. استفاده از لباس‌هایی با رنگ‌های متنوع و شاد و دستمال‌هایی زیبا و رنگارنگ، زیبایی رقص‌های هنرمندانه ی قشقایی را دو چندان می‌کند.

در واقع به‌دلیل جنگ‌ها و مصایب ناشی از آن و حضور کوچ‌نشینانی هم‌چون ایل «بختیاری» و «بویر احمدی» و دیگر ایل‌ها در مناطق استراتژیک برای دولت مرکزی ایران و راه‌ها و جاده‌های با‌اهمیت کشور‌، موسیقی و رقص در میان این ایلات بیش‌تر رنگ و بوی حماسی و جنگاوری دارد‌. اما از دیگر موسیقی و رقص‌های قابل تامل در میان ایلات و عشایر  ایران زمین‌، موسیقی و رقص‌های مرسوم در منطقه‌ی شرق ایران یا ایلات و عشایر استان‌های شرقی شامل خراسان و سیستان و بلوچستان است که بیش‌تر مفاهیم عرفانی را در بر می‌گیرد. رقص در این ایلات سوای رقص چوب و برخی رقص‌های حماسی بیش‌تر هم‌راه با چکامه یا چامه یا چهاربیتی‌های عرفانی که با سوز خاص و هم‌راه سازهایی چون دوتار نواخته می‌شود‌، نمادهایی از مفاهیم نیاز و طلب‌، عشق و آرزو‌، حرمان و جدایی و عبادت و پرستش عرفانی را به نمایش می‌گذارد و گاهی بسیار به سماع دراویش نزدیک می‌شود‌.

از مهم‌ترین این رقص‌ها می‌توان به پرستش یا عبادت مرغ حق‌، نوایی یا ناز لیلی‌، پرواز سیمرغ و نارحق اشاره کرد که علاوه بر زیبایی اعجاب‌انگیز هنر رقصندگان آن‌، گنجینه‌ای گران‌بها از چکامه‌های سروده شده توسط شاعران تاریخی این سرزمین‌ها و حفظ سینه به سینه‌ی آن‌ها است که به‌طور معمول با سوز و گداز فراوان در سکوت ساز یا در لحظات فرود آهنگ‌، خوانده می‌شود و سپس موسیقی اوج می‌گیرد و رقصنده که در اصطلاح محلی به او بازی‌گر می‌گویند به پرواز در می‌آید. بسیاری از بازی‌گران عشایر شرق ایران به خصوص در خراسان بازی یا رقص ‌را نوعی عبادت می‌دانند و پیش از آغاز آن وضو می‌گیرند و نماز می‌خوانند‌. علاوه بر رقص‌های عرفانی در میان عشایر و ایلات خراسان‌، رقص‌های شاد و نشاط‌انگیزی هم‌چون رقص چوب و رقص‌های دیگری که با نوای دهل و سرنا یا دوتار هم‌راهی می‌شود وجود دارد که بیش‌تر در اعیاد و جشن‌ها و پای‌کوبی‌ها از آن‌ها استفاده می‌شود‌.

بخشی از این رقص‌ها به هم‌راه شعر و آهنگ زمینه‌شان بیان کننده‌ی حماسه‌هایی پرشور از سرداران و قهرمانان تاریخی و مردمی این سرزمین است. بی‌شک رقص و ترانه‌های محلی عشایر بخشی از گوهر گران‌بهای فرهنگ و فولکلور این سرزمین است که نشان از مردمی صبور، سلحشور، سخت‌کوش و دوست‌دار آب و خاک سرزمین مادریشان ایران دارد و نشان‌دهنده‌ی سابقه‌ی تاریخی فرهنگی و غنی و غرورآفرین در این سرزمین است‌. کنکاش در هر بخش از هنر اصیل ایرانی به یقین به‌خوبی نشان از این موضوع دارد که هرگاه فرهنگ اصیل ایرانی که ریشه در تاریخ باستانی آن دارد‌، از زیر یوغ اسارت و تهاجم فرهنگ‌های دیگر خارج شده و فرصت نفس کشیدن یافته، مفاهیمی سرشار از انسانیت و احترام به انسان و به‌خصوص توجه به برابری حقوق تمامی اقشار جامعه‌ رخ نشان داده است. در یک کلام هر بخش از فرهنگ ایران‌زمین نشان‌گر بخش دیگری از عظمت روح انسان‌های پدیدآورنده آن است‌. انسان‌هایی عاشق که همیشه واژه‌ی انسانیت را اعتلا بخشیده‌اند.

منبع:

عرف و عادت در عشایر فارس .محمد بهمن‌بیگی، چاپ دوم، شیراز، انتشارات نوید، 1381 (چاپ اول، تهران 1324)، 135 ص.

بخارای ایل من. محمد بهمن‌بیگی، چاپ سوم، تهران، انتشارات آگاه، 1369 (چاپ اول 1368)، 348 ص.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,