Saturday, 18 July 2015
05 December 2020
سال‌گرد کوچه

«کوچه‌ی مهربانی»

2010 December 02

مهشبتاجیک، اکبرترشیزاد/ رادیو کوچه

خیابان را دوست نداشتم هیچ‌وقت. بلوار و اتوبان و بزرگ‌راه صاحب ندارد، بی در و پیکر است. همه ره‌گذرند و کسی که امروز مهمان چشم توست، فردا ممکن است دیگر نبینی‌اش. در خیابان، هیچ‌کس دوست تو نمی‌شود برای همیشه. هم محلی ندارد خیابان، آن‌جا همه کاسب‌اند. خیابان یک روز یک طرفه است و روز دیگر دوطرفه و شاید فردا از آن طرف دیگر راهت هم ندهند، حساب و کتاب ندارد خیابان.‌

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

توی بزرگ‌راه و اتوبان مردم جوگیر می‌شوند، جوگیر شدن را دوست نداشته‌ام هیچ‌وقت، یکی که بوق بزند، دیگران هم می‌زنند به حتم. یار کهنه و رفیق قدیمی پیدا نمی‌شود در خیابان. راه را که نبندی، راهت را می‌بندند به ناگاه، پس باید بخوری تا خورده نشوی و بکشی تا زنده بمانی، قانون‌اش قانون جنگل است این خیابان‌های لعنتی.

پس سال‌هاست که عادت کرده‌ایم، از کوچه گذر کنیم و مسافر کوچه‌های باریک باشیم. روحمان به آن آشناتر است، شناخت خیابان به عمر ما قد نمی‌دهد، عمر نوح می‌خواهد لامذهب. این را هم بگویم که هر کوچه‌ای کوچه نمی‌شود ها، حواست جمع باشد. برخی سر کوچه کمین نشسته‌اند، که جیبت را خالی کنند، دم آن‌ها گرم بازهم، یک عده فریبت می‌دهند که میهمان کوچه باشی و تو می‌شوی و عمرت هدر می‌رود سال‌ها و تو به خود می‌گویی، ای کاش که جیبت را زده بودند یک کلام. فریب کوتاهی و بلندی کوچه را نخوری، که راه نزدیک بهترین راه نیست همیشه.

بعضی‌شان خیلی پر رفت‌و‌آمدند کوچه‌ها، ولی به چشمانت اعتماد نکن، شاید که مقصدش گمراهی است، «از راهی نروید که روندگان آن بسیارند». خیلی‌شان هستند که همیشه با تو غریبه می‌مانند، هزار بار که بگذری از آن‌ها رفیقت نمی‌شوند، بیگانه‌اند انگار با تازه واردان. کوچه باید صفا داشته باشد، گول سفره‌های چرب و نرم برخی از آن‌ها و در بازشان را نخور، به قول مرحوم پدرم، مهمان به روی باز صاحب‌خانه می‌رود به میهمانی نه به در باز.

از شما چه پنهان، که من کوچه باز حرفه‌ای شده‌ام در این سال‌ها، بس که کوچه‌نوردی کرده‌ام. خیلی‌هایشان را امتحان کرده‌ام، جواب نداده‌اند. اما این آخری چیز دیگری بود برایم، کوچه‌اش کوچک و باریک است، اما با صفاست. اهالی‌اش مهربانند باتو، حتا اگر اولین بارت باشد که از آن رد می‌شوی. بچه‌هایش اهل عشق‌اند و محبت، زود صمیمی می‌شوند باتو. توی این کوچه از ساختمان‌های بلند و سر به فلک کشیده خبری نیست، اما در همه‌شان به روی تو باز است، اگر که بخواهی مهمان کوچه شوی. این آخری کوچه‌اش چیز دیگری است، کوچه‌اش، کوچه است آخر.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,