Saturday, 18 July 2015
22 October 2020
درحاشیه پخش تصاویر شیرین کاری کودکی که بنزین می نوشد

«تا مرگ، بنزین می‌نوشم»

2009 October 15

١۵سال پیش یک پلیس کانادایی، ویدیویی منتشر کرد که نشان می‌داد شش کودک از قوم Innu در منطقه لابرادور در کانادا با « تنفس بنزین» قصد خودکشی دارند.مطالعات مختلف بعد از این ماجرا نشان داد میزان خودکشی در این منطقه دوازده برابر خودکشی در کل کاناداست.
آزاده عصاران با ذکر این مطلب در وب‌لاگ خود می‌نویسد: «مدتی بعد شبکه سی‌بی‌سی کانادا (CBC)، مستندی را درباره همین بچه‌ها پخش کرد که در کیسه‌های پلاستیکی بنزین می‌ریختند و سرشان را داخل کیسه می‌کردند و ساعت‌ها نفس می‌کشیدند.
در این مستند گفته شد، دست‌کم ۵٠ تن از این بچه‌ها که بعضی تقریبا پنج‌ساله هستند، با این روش به جای درس و تفریح، روزگار می‌گذرانند. یکی از این بچه‌های یازده‌ ساله به خاطر همین کار، تصادفی دچار آتش‌سوزی شد و مُرد.

در این گزارش، بچه‌ها که بعد از بوییدن بنزین انگار مست و نشئه می‌شدند اعلام کردند تا زمانی که والدین‌شان به دایم‌الخمری ادامه دهند، دست از بوکردن معتادانه بنزین برنخواهند داشت؛ بو کردن بنزین، سرگیجه، سبکی و بی‌حالی می‌آورد. ادامه این روش، می‌تواند انسان‌ها را معتاد کند. در بعضی کلینیک‌ها بخشی برای ترک این نوع اعتیاد وجود دارد.

فیلم آن پلیس و این گزارش، آن‌قدر تکان‌دهنده بود که اعلام شد بخشی از مردم کانادا به دولت اعتراض کردند تا به وضعیت نابسامان آن منطقه و شرایط تحصیل و کار بچه‌ها و خانواده‌‌ها در آن استان رسیدگی شود. بعد از مدتی دولت فدرال و دولت‌های استانی موفق شدند تغییراتی در منطقه به وجود آورند و مردم این طایفه را به جایی پانزده کیلومتر دورتر، منتقل کنند و به مسائل آموزشی و بهداشتی مردم آن بخش بیشتر توجه کنند.

چند روز پیش، در بعضی سایت‌های خبری و ویدیویی فارسی، گزارشی منتشر شد، درباره کودک ۶ساله‌ای در آستانه اشرفیه در استان گیلان که بنزین می‌نوشد. تلویزیون ایران این گزارش را پخش کرد. چند سایت خبری هم تیتر زدند: «کودک دوگانه سوز شمالی»

پدر و مادر این بچه ادعا می‌کنند، او این کار را از ۴ سالگی شروع کرده و پزشک گفته این کار بچه مشکل جسمی برای او ایجاد نخواهد کرد. در مورد پزشکی که از عوارض این کار، رسوب سرب و خطرات تنها تماس با بنزین بگوید، چیزی در این گزارش نمی‌بینیم.
بخش بی‌توجهی والدین و برداشت همسایه و فامیل در مورد موضوع که به عنوان پدیده‌ای جذاب به این ماجرا نگاه می‌کنند، به کنار.

گزارش‌گر خودش با بطری بنزین به دیدار این بچه می‌رود و ابتدای گزارش هم می‌گوید کودک فکر کرده از شرکت نفت آمده‌ایم و از دست ما فرار کرده و بعد به شرایط سهمیه‌بندی بنزین و سختی به دست آوردن بنزین اشاره می‌کند.
گزارش پر است از شوق و ذوق در مورد شیرین‌کاری یک کودک. صدا و ادا و جملات این خانم جوان گزارشگر از این کشف، پر از سرخوشی است.

به گفته پزشکان، نوشیدن بنزین عوارض مشخصی شبیه بوکردن آن ندارد و حالات‌اش گاهی شبیه مسمومیت است؛ تهوع، سرگیجه، سردرد و …
نوشیدن بنزین شُش یا ریه را به مرور نابود می‌کند که در پزشکی Pneumonitis نامیده می‌شود. برای تخلیه معده کسی که بنزین نوشیده، تاکید شده که به متخصص مراجعه شود، چون موقع بالاآوردن، ریه‌ها به شدت آسیب می‌بیند. از آنجایی که جذب گوارشی بنزین کم است، مشکل وقتی پیش می‌آید که فرد بالا بیاورد. هنگام استفراغ مقداری از بنزین به ریه‌ها نشت می‌کند یا به اصطلاح « آسپیره» شده و عارضه‌ « پنومونی شیمیایی»( مسمویت حاد) شکل می‌گیرد که باعث التهاب ریه شده و مشکلات جدی به وجود می‌آورد.

در این مورد با یک پزشک متخصص کودکان در فرانسه صحبت کردم. او مسمومیت با بنزین را فقط در ایران دیده بود، آن‌هم در بیمارستان لقمان:«بچه‌ای را آورده بودند که بعد از آشامیدن چند جرعه بنزین، استفراغ کرده و تازه مشکل‌اش بعد از استفراغ شروع شد و ریه‌هایش به شدت آسیب دیده بود»

این خانم پزشک بعد از دیدن گزارش تلویزیون ایران منقلب و ناراحت گفت: « مسمومیت مزمن بنزین در حالت مزمن مثل همه هیدروکربن‌ها عارضه شدید عصبی و خونی خواهد داشت. اگر پسربچه به نوشیدن بنزین ادامه دهد، با همان مقدار کمی که جذب می‌شود و حتی اندازه‌ کمی که توسط بوی بنزین استنشاق می‌کند به تدریج می‌میرد»

من فکر می‌کنم اگر این خانم گزارش گر و تیم او آگاه بودند که بوییدن و نوشیدن بنزین یک اعتیاد خطرناک است، با زاویه دید شاد و مفرح گزارش تهیه نمی‌کردند.
اگر این خانم در مورد کارش آموزش مناسبی دیده بود، حتی لازم نبود، با کمی تحقیق متوجه شود، در گوشه‌ای از این دنیا یک «گزارش تلویزیونی» توانسته سیاست یک کشور را درباره کودکانی که بوکردن بنزین وسیله اعتراض‌شان به شرایط زندگی بوده، تا حد زیادی تغییر دهد.
کافی بود به جای تصاویر تشویقی برای کودکی که از موتور مهمانان، بنزین می‌دزدد تا خودش را بسازد، صحبت‌های یک پزشک یا یک روانشناس را هم گوشه‌ای از این برنامه می‌آورد تا حتی یک نفر از بینندگان‌اش، برای امتحان این کار وسوسه نشود.

اینطوری شاید بعضی از همسایه‌ها و هم شهریان آن کودک، به جای اینکه حس کنند برنامه «دیدنی‌ها» می‌بینند، بطری ِ بنزین به دست، جلوی خانه‌شان صف نمی‌کشیدند و به فکر حل معضل می‌افتادند.

شاید اینطوری خانم گزارشگر، گزارش‌اش را با این نگرانی تمام نمی‌کرد که « حالا تکلیف این بچه با وجود سهمیه‌بندی بنزین چه می‌شود»

محتوای این مطلب به الزام نظر رادیو کوچه نیست.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: