Saturday, 18 July 2015
24 November 2020
دایره شکسته - اجتماعی

«چکاچک شمشیر و آواز»

2010 December 04

مه‌شب‌تاجیک/ رادیو کوچه

«تعزیه» مراسم آیینی، نمایشی است که از اواخر عصر صفوی در جامعه‌ی ما حضوری پررنگ داشته است. تعزیه یا همان «شبیه‌خوانی» یکی از میراث‌های فرهنگی و نمایشی ماست که با موضوعاتی چون تاریخ، سیاست، مذهب، اسطوره‌شناسی، مردم‌شناسی، تاتر، ادبیات، هنرهای‌تجسمی و موسیقی گره خورده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

تعزیه به‌طور معمول با به اجرا درآمدن پیش‌خوانى نمایش مجلس اصلى آغاز مى‌شود. کسى که تعزیه را برپا مى‌کند را «بانى» و گرداننده‌ی آن‌را، «تعزیه گردان»، «ناظم البکا» یا «معین البکا» و بازی‌گران آن‌را «تعزیه‌خوان» یا «شبیه‌خوان» مى‌نامند. هم‌چنین به سایر هم‌کاران برپایى تعزیه «عمله‌ی تعزیه» گفته مى‌شود. در این نمایش محدودیتى براى استفاده از لوازم و اسباب در میان نیست. به‌طور مثال در زمان «ناصرالدین‌شاه» به هنگام اجراى مجلسى از مجالس تعزیه هنگامى‌که سخن از وجود یک شیر به میان آمد، بى‌درنگ صورت زنده این جانور را که در قفسى محبوس بود از باغ وحش آورده و در پیش چشم حاضران به تماشا مى‌گذاشتند تا هیجان صحنه بیش‌تر شود.‌ شبیه‌خوان‌ها براى آسانى ادامه‌ی مطلب مربوط به نقش خود، به‌طور معمول به هنگام اجرا، تکه کاغذى به نام فرد، در دست دارند که در آن‌ها مصراع‌هاى آخر نقش طرف مقابل یا نخستین مصراع از ادامه‌ی نقش خود یادداشت شده تا بتوانند به موقع و بى‌هیچ زحمتى نقش‌آفرینى خود را دنبال کنند. بازی‌گران ناشى یا خردسال را شخص تعزیه‌گردان، از کنار محدوده‌ی نمایش راه‌نمایى مى‌کند. حتا گاهى به شبیه خوان‌هاى کارآزموده نیز تذکراتى مى‌دهد. نقش زنان را هم مردان بازى مى‌کنند که در این حالت به آن‌ها «زن‌خوان» مى‌گویند. چنین بازی‌گرانى براى این‌که در نقش خود بهتر ظاهر شوند باید صدایى زیبا داشته باشند و‌ نقاب بر چهره بپوشند. گاهى نیز براى بهتر در آمدن بازى نقش زنان، از پسران نوجوان کارآموخته استفاده مى‌شود.

شبیه‌خوانان در اجراى هر مجلس به‌طور معمول دو دسته‌اند، اولیاخوان و اشقیاخوان. شبیه‌خوان‌هایى که نقش اولیا و یارى‌دهندگان دین را بازى مى‌کنند، اولیاخوان، مظلوم و انبیاخوان نامیده مى‌شوند و کسانى که نقش اشقیا و دین‌ستیزان را بازى مى‌کنند اشقیاخوان یا ظالم خوان‌اند. اولیاخوان‌ها نقش‌هاى خود را موزون و خطابه‌اى سر مى‌دهند، اما اشقیاخوان‌ها سخنان خود را ناموزون و معمولى و در پاره‌اى از موارد، مسخره‌آمیز بیان مى‌کنند. اولیاخوان‌ها جامه سبز یا سیاه بر تن مى‌کنند و اشقیاخوان‌ها لباس سرخ. اما در مورد سیاهى لشگرهاى هر یک از دو دسته، استفاده از جامه‌هایى با این رنگ‌ها مصداق کاملى ندارند.

نشانه و نماد در تعزیه کاربرد زیادى دارد. چنان‌که گفته‌اند این نمایش باغى از نشانه و نماد است. انواع پرچم‌هاى سبز، سرخ و سیاه که نماد اهل بیت، شور و انقلاب و سوگوارى‌اند، علم که نماد درفش سپاه امام حسین‌است، تشت آب به نشانه‌ی شط فرات،شاخه نخل و یا هر نهالى به نشانه نخلستان و درخت. چرخش به دور خود و راه رفتن به گرد صفحه به علامت گذشت زمان و هم‌چنین مسافرت. چتر که وسیله القاى تازه فرود آمدن هر ولى یا فرشته بویژه جبرییل از آسمان است، زدن عینک سفید براى نشان‌دادن روح بصیرت و نیک‌دلى، عینک دودى براى جلوه‌ی خباثت و بدسگالى، عصا که نشان‌گر تجربه و مصلحت‌اندیشى است، نگریستن گاه و بی‌گاه از میان دو انگشت بزرگ دست براى تاکید بر قدرت و فضیلت اولیا در تجسم اوضاع آینده و هم‌چنین پیش‌بینى، بر تن کردن نیم‌تنه‌ی بلند سفید به نشانه‌ی نزدیک شدن مرگ و اعلام جان‌بازى، زدن یا افشاندن اندکى کاه بر سر براى نشان دادن ماتم‌نشینى، اسب سپید بى‌سوار به نشانه‌ی اسب امام حسین، ذوالجناح و به شهادت رسیدن صاحبش، گهواره‌ی آغشته به‌ رنگ سرخ براى بیان به شهادت رسیدن کودک شیرخواره‌ی امام حسین، على‌اصغر، استفاده گاه و بی‌گاه از کبوترى سفید براى آگاهانیدن تماشاگران از دریافت نامه یا خبر و هم‌چنین القاى حس معصومیت و هم‌دردى در آن‌ها و کجاوه‌نشینى شبیه زنان براى نشان‌دادن به اسیرى رفتن آن‌ها، از جمله این نمادها هستند. نقش‌خوانى بر منبر، ویژه اولیاى نام‌دار است بزرگى و کوچکى چهارپایه‌هاى که اولیا براى سر دادن نقش‌هاى خود بر آن مى‌ایستند وسیله‌اى براى مشخص کردن پایه و مرتبه آن‌هاست.

ارتباط و کنش متقابل میان آواز در تعزیه و موسیقی ردیف دست‌گاهی و هم‌چنین مسایلی از قبیل منع مذهبی در گسترش موسیقی، اهمیت آواز را در تعزیه دو چندان می‌کند. در واقع موسیقی آوازی تعزیه از سویی مبتنی بر موسیقی آوازی در ردیف دست‌گاهی است و از سوی دیگر سبب حفظ و تداوم آن در طول سالیان متمادی

موسیقی آوازی تعزیه از جنبه‌های گوناگون، قابل اهمیت است. ارتباط و کنش متقابل میان آواز در تعزیه و موسیقی ردیف دست‌گاهی و هم‌چنین مسایلی از قبیل منع مذهبی در گسترش موسیقی، اهمیت آواز را در تعزیه دو چندان می‌کند. در واقع موسیقی آوازی تعزیه از سویی مبتنی بر موسیقی آوازی در ردیف دست‌گاهی است و از سوی دیگر سبب حفظ و تداوم آن در طول سالیان متمادی.  از زمان صفویه با تشدید فضای مذهبی و منع موسیقی، گسترش و تکامل تعزیه سبب شد، آواز موسیقی ردیفی، به تعزیه وارد شده و خود را با آن وفق دهد، علاوه بر این، موسیقی آوازی تعزیه، از موارد دیگری نظیر نقالی، هم‌سرایی و نحوه‌خوانی، و موسیقی نواحی ایران بهره برده است که در ادوار مختلف نظام پادشاهی ایران، دربار و پایتخت حکومت محل تجمع هنرمندان بوده است. از زمان صفویه به‌دلیل منع سایر انواع موسیقی، مراکزی نظیر تبریز، قزوین و اصفهان، محل تجمع تعزیه‌خوانان و راویان آوازهای مذهبی شد‌. این راویان به‌دلیل تسلط بر دقایق و ظرایف آواز، تکنیک‌ها و حالات مختلف آن برای شخصیت‌پردازی‌ها در نمایش‌های سوگ‌آور بهره می‌جستند. در زمان زندیه نیز شیراز، روی‌کردی این‌گونه یافت. نکته‌ی مهم در این مورد آن است که مکاتب مهم آواز در ادوار بعد در این شهرها پدید آمدند و موسیقی‌دانان این مکاتب را با نام مکاتب آوازی تبریز، قزوین، اصفهان و شیراز به رسمیت می‌شناسند. مکتب آوازی تهران نیز تحت تاثیر تکیه‌ی دولت و تجمع خوانندگان برجسته در آن به‌وجود آمد. در واقع بزرگ‌ترین خوانندگان سده‌ی اخیر، تعزیه‌خوان‌های برجسته‌ای نیز بوده‌اند. «سید‌احمد‌خان»، «اقبال آذر» و «قلی‌خان‌شاهی»، از جمله کسانی هستند که نمونه‌های آوازی آنان در صفحه ضبط شده و می‌تواند مرجعی برای ارتباط میان آواز در تعزیه و موسیقی ردیف دست‌گاهی باشد. خواننده‌ی بزرگی چون اقبال آذر، با سبک و تکنیکی ممتاز و حنجره‌ای رسا و قوی و تحریرهای متنوع و پیچیده، آواز را از تعزیه آغاز کرده بود و از کودکی در قزوین به دسته‌های تعزیه وارد شد.

اولین سندهای مکتوبی که بحث در باب شبیه‌خوانی را باز کرده‌اند مربوط به خارجیانی می‌شود که از دوران صفویه به بعد پا به کشور ما گذاشته‌اند و با برخورد با پدیده‌ی تعزیه، مشاهدات خود را در قالبی مکتوب ثبت کرده‌اند و در خلال آن با شرح جزییات دقیق مشاهدات‌شان، گه‌گاه تعزیه را به‌عنوان پدیده‌ای اجتماعی در بستر جامعه‌ی آن زمان بررسی و گاهی در برخی از نوشته‌ها تعزیه را با تاتر غربی مقایسه تحلیل کرده‌اند. اولین سند مشاهده‌ی تعزیه البته به شیوه‌ی ابتدایی مربوط به «سالامونز» و «وان‌گخ» می‌شود. قریب یک قرن بعد یعنی در سال 1830 مقارن با سلطنت «فتحعلی‌شاه» الکساندر خودتسکو اولین کسی است که دست به جمع‌آوری نسخه‌های تعزیه می‌‌زند و منابع پژوهش تعزیه را فراهم ‌می‌آورد. «خوتسکو» در 1852 دو مجلس از آن‌را در جنگ شهادت و کامل‌شده‌ی آن‌را در مجموعه‌ای با نام ن‍م‍ای‍ش‍‌ن‍ام‍ه‌ه‍ای‌ ای‍ران‍ی‌ ب‍رگ‍زی‍ده‌‌ی تع‍زی‍ه‌ه‍ا گردآوری می‌کند و نسخه‌های اصلی را به کتابخانه‌ی پاریس می‌سپرد.

جدای از مساله‌ی بررسی تعزیه مطلب مهم دیگری نیز هست و شاید جا دارد در این روزهای خاص و حساس بیان شود. مناسک دینی در ایران، همواره جنبه هویتی داشته‌اند و به‌خصوص از زمانی که شیعه در ایران به مذهب اصلی تبدیل شد، این امر نیز تشدید شد. و همان‌گونه که می‌دانیم، ما شاهد حضور و مشارکت اقلیت‌های دینی در مراسم و مناسک شیعه در ایران هستیم که این امر در دیدگاه آن‌ها به هیچ رو در تضاد با باورها و اعتقادات دینی‌شان قرار ندارد و برعکس به‌دلیل ایجاد هم‌بستگی و بالا بردن روابط‌شان با مسلمانان، نوعی امر قدسی و عبادت نیز به حساب می‌آید. این موقعیتی بسیار مناسب و استثنایی برای ما به حساب می‌آید که بتوانیم، مفهوم اقلیت دینی را به مثابه یک ثروت و غنای فرهنگی برای خود به حساب بیاوریم و در هم‌کاری و هم‌راهی با این اقلیت‌ها بتوانیم نه تنها وحدت و انسجام ملی را بالا ببریم بلکه پلی در رابطه بهتر با سایر فرهنگ‌های ملی نیز ایجاد کنیم و هر‌چه بیش‌تر آن فرهنگ‌ها را با فرهنگ غنی خود آشنا و آن‌ها را به دیدار و هم‌کاری و کمک به ساختن و رشد فرهنگ خودمان تشویق کنیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    wh0cd7473638 cheap tenormin colchicine