Saturday, 18 July 2015
21 October 2020
به بهانه‌ی مرگ شمس آل‌احمد

«یادداشتی در باره‌ی یک مرگ»

2010 December 07

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

پ. مهرکوهی

این هم از این! شمس آل احمد هم به آن آل احمد و به لقاء اله پیوست. در سوگ این چه باید گفت؟ در سوگ آن آل احمد بود که شاعر ملی‌ ما سرود: «گرچه در خانه و در بستر خویش رفت به خواب/شک ندارم که یکی از شهدا بود جلال».

آن آل احمد کارش این بود که هرگاه هوس می‌کرد برای هر درگذشته‌ای یک پرونده شهادت می‌ساخت و از آن پرونده سازی‌ها به رونق بازار خود می‌افزود و به راستی چه بازار گرمی داشت پرونده سازی‌هایش! آن آل احمد که مُرد، این یکی آل احمد به همراه خیلی‌های دیگر کوشش کردند که برای او هم پرونده‌ی شهادتی باز کنند ولی این شوخی نگرفت، شاید به این دلیل که بازاری‌هایی زرنگ‌تر از ایشان در راه بودند تا به بازاری کهنه رنگی تازه زده و سرقفلی‌ی دکان‌های دروغ را نرخی افسانه‌ای بزنند.

کار جهان را باش! او که کارش این بود که به هر بانگ ناهم‌سازی چوب غربزده‌گی می‌زد، به دست نخست‌وزیر دلبند و گرامی‌ی دوران جنگ، به دست همین موسوی‌ی سبز انگ غرب‌زده‌گی را بر تاج سرگرفت، اگر چه جنس تاج‌اش از پارچه‌ی عمامه بود. غربرده یا غرب نازده، آن آل احمد هر چه بود، شک ندارم که از برای خدمت‌هایش به اسلام عزیز جایش در ملکوت اعلاء است جلال. و شک ندارم به پاس‌داشت راست‌کاری‌های آن آل احمد جای این آل احمد هم در بهشت برین خواهد بود.

امروز این آل احمد به آن آل احمد خبر خوش خواهد برد که: «امروز ایران اسلامی آنی است که او می‌خواست: که خیابان‌ها به نام او و مرادش شیخ فضل اله و مدرس کرده‌اند، که خودمان به تکنولوژی‌ی اسلامی دست یافته‌ایم و در آشپزخانه‌هایمان به دست دختر بچگانی کیک زرد هسته ای درست می‌کنیم، که چنان پول از سرمان بالا می‌رود که ناچاریم آن را در دور افتاده‌ترین روستاهای کشور لبنان هزینه کنیم. که برادر لبنانی‌یی که تا دیروز سر بر بالینی از کاه می‌گذاشتند امروز از سر سایه‌ی دولتی که اندیشه‌ی بنیادش او بود در بهترین مبلمان‌های ساخت ایتالبا می‌لمند و چهار دعا به جد او و پنج ناسزای به سزا بار مجوس می‌کنند و کشور در پناه اندیشه‌های تابناک او در امن و امان است و در خیابان‌ها و چهار راه‌ها مردم با هم مگر به سلامِ مهر و محبت سخنی نمی‌گویند و دیگر کسی دیگری را نمی‌کشد و دیگر سر بی‌گناهی به بهانه‌ی دروغین بمب‌گذاری بر دار نمی‌رود، که هیچ شبکه‌ی سازمان یافته‌ای دختران خرد سالِ بی سرپناه را به بازارهای حرم‌سراهای شیخ نشین‌های خلیج پارس نمی‌فروشد..و …..و….».

اگرچه بیشترینِ این خبرهای خوش را برادر طبری‌ی اسلام آورده و نوه‌ی ضد امپریالیست آن شیخ بزرگ پیش از این برای آن آل‌احمد برده بودند ولی آن بزرگوار زرنگ‌تر از این بود که حرف‌های رفقای پیشین را زیاد باور کند. باید خبرهای درست را تنها از یک منبع خودی باور کرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,