Saturday, 18 July 2015
21 October 2020
پس‌نشینی تند‌- هنر

«نوای زخمه‌های مهربانی»

2010 December 08

اکبرترشیزاد / رادیو کوچه

«جلال‌ذوالفنون»، تنها یک استاد موسیقى نیست. مجموعه‌اى است از دانش، تسلط به فن اجرا و جهان‌بینى خاص که هنرمندانى چون او دارند. واقع‌بینى آمیخته به تخیلى کنترل‌شده، خیالى آزاد و در عین‌حال، مقید به انگاره‌هاى فرهنگ اصیلى که در آن رشد کرده است. قلندرى و شوریدگى و سلوکى که انگار پایانى ندارد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

او در سال ۱۳۱۶ در آباده متولد شد. در کودکی به هم‌راه خانواده‌اش به تهران آمد و فراگیری موسیقی را در ده‌سالگی در خانوادهای اهل موسیقی شروع کرد. برای ادامه تحصیل به هنرستان موسیقی‌ملی رفت و در آن‌جا با سازهای دیگر چون تار و ویلن آشنا شد. صداى سه‌تار او، هنگامى که سه‌تار نمى‌نوازد هم، در گوش و هوش مخاطب‌هایش طنین‌انداز است. واقعیت این است که به تعبیر «امیرحسن یزد‌گردى» ساز ‌عرفانى ذوالفنون براى آن‌ها که دوست‌دار این نوع برخورد با سه‌تار و با موسیقى ایرانى هستند، جذبه‌اى هوش‌ربا دارد. تمام این‌ها، در هاله‌اى ظریف از طنز و ایهام و بداهه‌گویى‌هاى آنى که مشخصه هنرمندان خلاق و رندان خلوت‌نشینى چون اوست، دیده مى‌شود.از جمله: «تا به خود آمدم، دیدم تار سنگینى در آغوش دارم و بار گرانى بر دوش»‌.

در هنرستان موسیقى‌ملى، زمان تصدى «روح‌اله‌ خالقى»، سه‌تار جزو سازهاى اصلى نبود. حتا براى آن دستور و متد مستقلى ننوشته بودند. برادر بزرگ او، محمود که هم اکنون در آمریکا اقامت دارد، از شاگردان کلاس ویولون «استاد ‌صبا» بود و از معروف‌ترین نوازندگان عصر خود شناخته مى‌شد. جلال‌ ذوالفنون کوچک، جزو اولین گروه شاگردانى بود که در نخستین دوره‌ی فعالیت هنرستان موسیقى‌ملى، با سرپرستى مستقیم «روح‌اله‌ خالقى» حضور داشت. هم‌دوره‌هاى او نیز بعدها هنرمندان مشهورى شدند، از جمله «هوشنگ‌ ظریف» و «افلیا ‌پرتو». علاقه ذوالفنون به سه‌تار بود، ولى طبق برنامه درسى هنرستان مجبور شد ویولون و تار بنوازد. هم اکنون نیز وى در نواختن این دو ساز دستى گرم دارد، ولى از آشکار کردن آن پرهیز می‌کند.

ذوالفنون در دوره هنرستان از راهنمایى‌هاى «موسوى‌خان ‌معروفى» در نوازندگى سه‌تار استفاده مى‌کرد. معروفى در آن زمان به تدریس قرآن و شرعیات در هنرستان مشغول بود و دیگر با موسیقى سروکار آشکار نداشت. درآن سال‌ها، بعد از مدتى کوتاه که «ابوالحسن ‌صبا» با هنر درخشان سه‌تار نوازى خود در رادیو تهران جلوه‌اى تازه کرده و علاقه‌مندان را به صداى این ساز مشتاق ساخته بود، به خواهش فرزند استادش، «احمد عبادى» پسر «میرزا‌ عبداله»، از سه‌تار زدن در رادیو کناره گرفته بود و عبادى، سلطان بلامنازع سه‌تار‌نوازى در موسیقى ایران شناخته مى‌شد. اما ذوالفنون جوان به‌دنبال سبک و سیاق نوازندگى عبادى نرفت و گویى از نخست به‌دنبال راهى دیگر بود. راهى دور از بدعت‌هاى فردى و نزدیک‌تر به اصالت‌هاى هنرى قدیم. موسیقى ایران در صد سال گذشته، دوران رونق و رواج چند ساز را گذرانده است که از میان آن‌ها، دو ساز «تار» و «ویولون» از همه پر‌طرف‌دارتر بودند. رواج مجدد سازهاى مهجور ایرانى از قبیل سه‌تار و کمان‌چه، از اواسط دهه 1340 بود که مقارن شد، با تاسیس اولین دپارتمان موسیقى در دانش‌کده هنرهاى‌زیبای دانش‌گاه‌ تهران. جلال ذوالفنون جوان جزو اولین گروه دانش‌جویانى بود که به این دپارتمان وارد شد. او در دانش‌گاه و مرکز حفظ و اشاعه‌ی‌ موسیقی، با استادان بزرگى چون «نورعلى ‌برومند»، «یوسف ‌فروتن» و «سعید هرمزى» آشنا شد و از آن‌ها درس گرفت.

او با وجود این تحصیلات دانش‌گاهی، در ارتباط با استادان سال‌خورده‌اى که آخرین نسل شاگردان «درویش‌خان» درآن سال‌ها بودند، دنیاى تازه‌اى به رویش باز شد، که تا پیش از آن قابل تصور نبود. آشنایى با مطالب وتکنیک‌ها و شگردهاى قدیمى و معاشرت با موسیقی‌دانانى که حال و هوایى بسیار متفاوت با موسیقى هنرستان و موسیقى رادیو داشتند، سیر و سلوک او را در جهان اصوات، کامل کرد. برخلاف آن‌چه که تصور می‌شود، نظام آموزش شفاهى در موسیقى سنتى، در عین این‌که انگاره‌هاى ثابتى را به هنرجو آموزش مى‌دهد، به شکلی نهانى، خلاقیت او را تقویت مى‌کند تا بعدها با گذر از مراحل تکنیک و تمرین، به بیان و لحن فردى خود دست پیدا کند و شبیه به استادش نشود.

«جلال‌ ذوالفنون»، «محمدرضا‌ لطفى»، «داریوش ‌طلایى»، «حسین‌ علیزاده»، چهارهنرجوى مکتب استادان برومند، هرمزى و فروتن بوده‌اند، اما هیچ‌کدام مثل یک‌دیگر ساز نمى‌نوازند. از این میان، ذوالفنون تنها کسى بود که سه‌تار را به‌عنوان اولین و آخرین ساز تخصصى خود برگزید و بر آن وفادار ماند. با نوازندگى او بود که سه‌تار به‌عنوان سازى مستقل، از بین جمع نخبگان موسیقى به میان توده مردم راه یافت.

وى نویسنده اولین سلسله کتاب‌ها و نوارهاى آموزشى به‌طور مستقل، براى سه‌تار است. از این گذشته، صداى گرم و زیباى سه‌تار او در بسیارى از نوارهاى موسیقى سنتى در سال‌هاى۱۳۶۲ تا ۱۳۸۳ طنین‌انداز است و تصور موسیقى این بیست‌سال گذشته بدون صداى سه‌تار او، ممکن نیست. جلوه‌گاه اصلى هنر او در تک‌نوازى است. هم‌دلى او با سه‌تار در یک عمر، باعث شده است که به لحن و بیانى اختصاصى دست پیدا کند و نوازندگى او را از حالى درونى و گرم، سرشار سازد. تربیت شاگردان بسیارى که بعضى از آن‌ها به اشاعه سه‌تار در گوشه و کنار جهان مشغول هستند، در کنار صدها کنسرت و جست‌وجوى پایان‌ناپذیر شگردهاى تازه براى سه‌تار‌نوازى، کارنامه‌ی پربار این محرم اسرار سه‌تار و این موسیقی‌دان محبوب، در هفتادوسه‌سالگى است.

جلال‌ذوالفنون، در کنار کنسرت‌هایش، سخنرانى‌هاى متعددى را ایراد کرده است که از حیث محتوا و مضمون جالب توجه و داراى نکته‌هاى ظریف و اندیشیده شده‌اى هستند. از این گذشته، گفت‌وگوهاى او نیز خواندنى است. او هیچ‌گاه به روال مرسوم بعضى موسیقی‌دانان، کلی‌گویى نمى‌کند و از هیچ پرسشی سرسرى نمى‌گذرد. جواب‌هاى او عمیق و کوتاه و آمیخته به چاشنى طنز تلخ و واقع‌بینى است. اگر تنبک‌نوازى گروهى، با همت استادى چون «حسین‌تهرانى» پا گرفت، سه‌تارنوازى گروهى نیز با همت و هنر جلال‌ذوالفنون مطرح شده است. از هنر بداهه‌نوازى این استاد شوریده‌ی سه‌تار در زمان ما، ضبط‌هاى خصوصى فراوانى هست، که با همه اشکالات جزیى در صدابردارى و اصوات زایدى که به‌طور طبیعى در مجالس انس، در حاشیه موسیقى به گوش می‌رسند، از کیفیت هنرى بالایى برخوردار است.

با وجود وام‌داری شدید از سنت‌های دیرین موسیقی ملی و سنتی، ذوالفنون از تجربه در حیطه‌های نو نیز هیچ ترس و واهمه‌ای نداشته و کارهای فراوانی را نیز در زمینه‌ی موسیقی تلفیقی با هم‌کاری جوانان مشتاق انجام داده است. یکی دیگر از خصوصیات انسانی این نوازنده و آهنگ‌ساز بزرگ، اجرای کنسرت در شهرهای کوچک ومناطق محروم ایران بوده است. به قول خودش من به راحتی می‌توانم برای اجرا به یک شهرستان دور بروم اما شاید برای همه‌ی مردم آن‌جا امکان سفر به تهران و حضور در یک کنسرت وجود نداشته باشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,