Saturday, 18 July 2015
23 October 2020
خسارت‌های نامحسوس،

«خیر و شر رسانه‌های جدید»

2010 December 09

منبع: وب‌سایت عباس عبدی

اگر در دهه پنجاه به ما که جوانان و دانش‌جویان فعال آن دوره بودیم گفته می‌شد که، شما به‌زودی دارای توانایی‌های رسانه‌ای فرضی، مطابق آن‌چه که امروز در دست‌رس مردم است (موبایل، دوربین دیجیتال، ایمیل، ماهواره و اینترنت) می‌شوید، چه احساسی یا تصوری به ما دست می‌داد؟ قطعن فکر می‌کردیم که با داشتن چنین امکاناتی، سقف فلک را می‌توانیم بشکافیم و حتا برای جامعه و انسانیت و جهان طرحی نو دراندازیم، خوب، حالا که به این رسانه‌ها دست‌رسی داریم، آیا قادر به شکافتن سقف فلک و انداختن طرحی نو هستیم؟ آیا دانش و شناخت انسانی و اجتماعی ما به واسطه وجود این رسانه‌ها و دست‌رسی به آن‌ها، خیلی بیش از گذشته شده است؟ آیا احساس آزادی بیش‌تری داریم؟ آیا مشارکت و حضور اجتماعی و فکری ما افزون‌تر از آن دوران است؟

شاید بتوان گفت که هر پدیده جدیدی که به دست بشر اختراع می‌شود، کمابیش دارای معایب و محاسنی است، و برحسب این‌که با آن چگونه برخوردی صورت گیرد یکی از دو وجه خیر و شر آن بر دیگری غلبه خواهد کرد. نظام‌های پیش‌رفته غربی از یک سو به دلیل هاضمه قوی‌تری که دارند و از سوی دیگر به دلیل آن‌که مواجهه آن‌ها با پدیده‌های جدید ناگهانی و یک‌باره نیست، قادرند که پدیده‌های جدید را به نحو کاربردی و موثرتری استفاده کنند، و خسارات آن را کم‌تر نمایند. برای نمونه قدرت تخریبی عظیم صنعت و تولیدات جدید، وضعیت محیط‌زیست را با خطر جدی مواجه کرده است، اما کشورهای مذکور توانسته‌اند به نحو قابل فهمی این خسارات را کاهش دهند یا حداقل متوقف نمایند، در حالی که خسارات مذکور در کشورهای در حال توسعه و با سطوح پایین‌تر تکنولوژیک، بسیار فراوان‌تر و چشم‌گیرتر است.

در این زمینه نمونه‌های فراوانی می‌توان ارایه کرد، مقایسه وضعیت ترافیک و رانندگی در شهری چون تهران با شهرهای کشورهای توسعه‌یافته، مشت نمونه خروار است. نمونه دیگر دست‌رسی به سلاح‌های کشتارجمعی است، که اگر به دست کشورهای در حال توسعه بیفتد، معلوم نیست حتا مردم خود را نیز نابود نکنند، هم‌چنان که دولت صدام حسین که تسلیحات شیمیایی‌اش را داشت در استفاده از آن علیه دیگران و حتا مردم خودش تردید نکرد، و اگر تسلیحات اتمی هم می‌داشت در کاربرد آن تردید نمی‌کرد.

رسانه‌های جدید نیز از این قاعده مستثنی نیستند، و اگر به نحوه کاربرد درست آن‌ها توجه نشود، شر آن‌ها کمتر از خیرشان نیست، با این تفاوت که شر رسانه برخلاف شر اتومبیل یا شر تسلیحات کشتار جمعی، کم‌تر عینی است. همان‌طور که کاربرد نادرست اتومبیل موجب ترافیک، آلودگی هوا و تصادف می‌شود که در هر سه مورد سرآمد کشورهای جهان هستیم، در مواجهه با رسانه جدید هم ممکن است نادرست‌تر عمل کنیم و از این جهت باید احتیاط کرد و توجه داشت که رسانه‌های جدید اگرچه منافع فراوانی دارند، ولی هم‌زمان می‌توانند موجب بروز مشکلاتی هم بشوند، مشکلاتی که احتمالن با چشم‌های غیر مسلح کم‌تر دیده می‌شوند.

منافع این رسانه‌ها بسیار آشکار است. دست‌رسی ارزان و راحت به اخبار و مطالب، اولین منفعت این رسانه‌هاست. همین ویژگی است که موجب شده رسانه‌های رسمی به عقب رانده شوند و برای اولین بار طی نیم قرن گذشته، اثرگذاری و اهمیت رسانه‌های رسمی بیش‌تر از رسانه‌های آزاد از کنترل حکومت نباشد (حداقل در مناطق شهری کشور). منفعت دوم آن هم که اهمیتی کم‌تر از اولی ندارد، قدرت تولید و عرضه خبر است. رسانه‌های جدید این توانایی را برای هر یک از ما به عنوان شهروند فراهم کرده است که اخبار و نظرات کتبی یا تصویری یا شفاهی خود ا در قالب فرد ناشناخته به سراسر جهان مخابره کنیم، بدون آن‌که از عواقب آن چندان نگرانی داشته باشیم.

این منافع رسانه‌های جدید، موجب تغییرات مهمی می‌شود. از یک سو کارآیی سانسور را کم و تیغ قیچی آن را کند می‌کند. از سوی دیگر شفافیت ناشی از آن‌ها، حکومت را به طور نسبی مجبور به رعایت و نیز پاسخ‌گویی می‌کند. تردیدی ندارم که اگر این رسانه‌ها نبود و مردم قادر نبودند که اوضاع را شفاف بنگرند، اتفاقات سال 1388 سرانجام دیگری پیدا می‌کرد و به گونه دیگری رقم می‌خورد. در حوزه‌های غیر‌سیاسی هم این اصل صادق است. برای نمونه به پاسخ‌گویی واداشتن مسوولان سیاسی و انتظامی کشور در جریان حادثه قتل رخ داده در میدان کاج سعادت‌آباد، را می‌توان از آثار نیک رسانه‌های جدید دانست. این اتفاق محدود به تهران و مناطق شمالی شهر نمی‌شود، اخیرن شنیدم که یک درگیری روستایی نیز به وسیله موبایل حاضران ثبت و ضبط و بلافاصله در یوتیوپ قرار داده شد، که این اتفاق و موارد مشابه اثرات خاص خود را دارد. چندی پیش هم ضرب و شتم یک کارآموز ورزشی، نتایج مشابهی را در پاسخ‌گویی دست‌اندرکاران داشت. و به طور طبیعی پس از این شاهد موارد بیش‌تری هم خواهیم بود و خبر و تصویر این روی‌دادها به‌صورت تصاعدی منتشر خواهد شد.

این یادداشت درصدد طرح و شرح اثرات مثبت این رسانه‌ها نیست، زیرا چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است، آن‌چه که مهم است فهم نتایج نادرست و انحرافی ناشی از بهره‌مندی ناصحیح از این رسانه‌هاست. به همان میزانی که نیازمند آشنایی با کارکردهای خوب و مفید این تکنولوژی هستیم، نیازمند دوری‌گزینی از کاربرد ناصحیح و امان ماندن از آثار منفی آن هم هستیم. اولین اثر منفی این رسانه‌ها در استنباط غلط از محصولات آن است. برای نمونه ممکن است فیلم‌های متعددی از خشونت (اعم از سیاسی یا اجتماعی) از طریق این رسانه‌ها نشان داده شود. با دیدن این فیلم‌ها نباید این استنباط غلط را انجام دهیم که جامعه ما خشن شده است. زیرا محتمل‌تر است که خشونت مذکور از پیش هم وجود داشته است، و رسانه‌های جدید فقط توانسته‌اند آن را به منظر عمومی درآورند و خشونت را تبدیل به یک پدیده در فضای عمومی جامعه نمایند، ولی این بدان معنا نیست که خشونت مذکور وجود نداشته و الان رخ داده است. این بدان معنا هم نیست که بخواهم بگویم، اتفاقی رخ نداده و به موضوع اهمیت ندهیم. اتفاقن باید نسبت به موضوع حساسیت داشت، و عمومی شدن آن را فرصت مناسبی برای بحث و گفت‌وگو و حل معضل دانست، ولی نباید مرتکب برداشت اشتباهی شویم و فکر کنیم، جامعه ما قبلن خشن نبوده و اکنون خشن شده است و یا این‌که در جریان قتل میدان کاج این استنباط غلط را داشته باشیم که پلیس اخیرن چنین شده و قبلن متفاوت برخورد می‌کرده است.

اشتباه دیگری که ممکن است رخ دهد، بازتاب بسیار ناقص از واقعیت جامعه است. این اشکال در جوامعی که رسانه‌ها آزاد هستند، کم‌تر به‌وجود می‌آید، اما در جامعه‌ای که رسانه‌ها دوقطبی شده‌اند، و در یک قطب رسانه‌های رسمی و در سوی دیگر رسانه‌های رقیب قرار دارند، ارایه واقعیات جهت‌دار و یک‌سویه خواهند بود، این یک‌سویگی لزومن ناشی از انتخاب آگاهانه رسانه‌های رقیب نیست، بلکه ساختار رسانه‌ای و فضای انسدادی به نحوی عمل می‌کند که رسانه‌های رقیب را به ناچار در چنین موقعیتی قرار می‌دهد. نکته مهم این است که در فضای دوقطبی رسانه‌ای، اعتماد به یک دسته از رسانه‌ها و نفرت و بی‌اعتمادی به رسانه‌های مقابل، موجب می‌شود که فرد خود را به لحاظ ارتباطی کانالیزه کند و یا با پیش‌داوری نسبت به اخبار و تحلیل‌های رسانه‌ها برخورد کند، و این سرآغاز انحراف از درک درست واقعیت خواهد بود. حال اگر این شکاف عمیق رسانه‌ای با شکاف عمیق جغرافیایی نیز هم‌راه باشد، پس از مدتی متوجه می‌شویم که با دو گروه از مصرف‌کنندگان رسانه‌ای مواجهیم که هیچ نوع درک مشترکی از یک‌دیگر و از جامعه مورد توجه یک‌دیگر ندارند.

رسانه‌های جدید در جامعه‌ای چون ایران خطر دیگری هم دارند، و آن این است که مصرف‌کنندگان آن نسبتن قشر معینی هستند و عمومیت کافی در میان مردم ندارد. این قشر جدید تعیین‌کننده فضای مفهومی این رسانه‌ها هستند و حتا اگر کاملن صادقانه هم رفتار کنند (که برای همه موارد صادق نیست) حداکثر می‌توانند واقعیات را از چشم خود و با توجه به اولویت‌های ارزشی و دانشی خود منعکس کنند، و یک دست شدن فضای رسانه‌ای مذکور این مشکل را شدیدتر می‌کند. و این وضعیت موجب انحراف در شناخت از واقعیت احتماعی می‌شود.

مشکل دیگر این رسانه‌ها در فقدان ابزارهای نظارتی بر آن است. پناه بردن به این رسانه‌ها از دست رسانه‌هایی که سراپا تحت نظارت و کنترل و سانسور است، یک رفتار طبیعی است، ولی رسانه فاقد نظارت مدنی و قانونی هم خطرات خاص خود را دارد و انتشار اخبار غیر مستند و غیر معتبر و نیز اظهارنظرهای فاقد امضا و… از نتایج چنین وضعیتی است. نگاهی به بخشی از رسانه‌های اینترنتی و حتا ماهواره‌ای منتقدین حکومت به وضوح نشان می‌دهد که ظاهرن تفاوت چندانی در منطق و ادبیات با یک‌دیگر ندارند. انواع و اقسام دروغ‌ها و شایعات که در 18 ماه گذشته از دو طرف این رسانه‌ها درباره مسایل کشور و علیه یک‌دیگر منتشر شده، مبین این واقعیت است. هم‌چنین برخوردهایی که در این رسانه‌ها با هنرمندان و سیاست‌مداران و دیگر اشخاص مخالف خود می‌کنند تایید‌کننده چنین اداعایی است.

یکی دیگر از آثار منفی و ظریف این رسانه‌ها، آن است که ممکن است به مرور به جای جامعه و ارتباطات اجتماعی قرار گیرند. این خطر بسیار مهم است و باید مورد توجه ویژه قرار گیرد. در یک جامعه آزاد، ارتباط میان افراد از روش‌های گوناگون صورت می‌گیرد و رسانه‌ها مهم‌ترین ابزار این ارتباطات در جامعه جدید هستند. ولی نکته این‌جاست که در یک جامعه آزاد، بیش‌تر مردم و مشارکت جویان و تعامل‌کنندگان قادرند که از طریق رسانه مربوط به خود این ارتباط را برقرار کنند، و در نهایت آحاد جامعه از طریق شبکه‌های ارتباطی و رسانه‌ای با یک‌دیگر در ارتباط و تعامل قرار می‌گیرند، اما در محیط انسدادی ممکن است به دلایل مختلفی ، رسانه‌های جدید محل جولان عده‌ای خاص شوند، و تعامل رسانه‌ای محدود به آنان شود و کم‌کم این توهم و خیال به‌وجود آید که جامعه محدود به متعاملین در آن رسانه‌ها است، و تصویری شکسته و مخدوش از جامعه پیدا کنند و در همان گردابی دچار شوند که طرف‌داران نظام‌های رسانه‌ای بسته گرفتار می‌شوند. وضعیتی که امروز در میان فعالان سیاسی و رسانه‌ای خارج از کشور رخ داده است، کمابیش ناشی از متاثر شدن از این عارضه رسانه‌های جدید است.

این یادداشت ورودی مقدماتی و خلاصه به این مقوله است، و ابعاد ماجرا گسترده‌تر و بااهمیت‌تر از آن است که فقط به یک یادداشت بسنده شود، اگر فرصتی بود، باید درباره تک‌تک این موارد، با شرح بیش‌تری نوشت.

منتشره در مهرنامه آذر 1389

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: ,