Saturday, 18 July 2015
29 October 2020
پس‌نشینی تند

«خود‌ کرده را تدبیر نیست»

2010 December 14

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

یکی از موضوعاتی که پس از انتخابات اخیر و جریانات پیش ‌آمده‌ی پس از آن، به شدت از سوی اصلاح‌طلبان مورد انتقاد قرار گرفته است، شبیه‌سازی جریانات و اعتراضات پیش آمده با اتفاقات صدر اسلام است. ولی در واقع این تکرار همان حکایت قدیمی افتادن خیاط در کوزه است. زیرا که آن‌ها به نوعی خود بنیان‌گذاران اولیه‌ی این روش بوده‌اند و اکنون در دامی گرفتار آمده‌اند که خود سال‌ها پیش تنیده بودند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

جریان اصلاح‌طلب و یا چپ فعلی بازمانده‌ی نیروهای مذهبی و ایدئولوژیک اوایل انقلاب هستند که گرایشات سیاسی و اقتصادی خود را از اندیشه‌های مارکسیست، لنینیستی وام گرفته بودند. روزی که حدود پنجاه سال پیش ایدوئولوگ‌های این جریان هم‌چون «شریعتی» و «آل‌احمد» شروع به شبیه‌سازی جریاناتی از صدر اسلام هم‌چون عاشورا و قیام و جهاد کردند، شاید هیچ‌گاه گمان نمی‌کردند، که این روش روزی گریبان پیروان خود آن‌ها را نیز بگیرد. حقیقت این است که این به اصطلاح روشن‌فکران که از اسلام به عنوان یک ابزار برای تهییج توده‌ها بهره بردند، خود هیچ‌گونه اعتقادی به اسلام فقاهتی از نوع آخوندی‌اش نداشتند و فقط درک کرده بودند که این روش می‌تواند برای به پیروزی رساندن انقلاب موثر باشد.

این نگاه «اینسترومنتالیستی» به مذهب به مذاق روحانیونی چون «روح‌اله ‌خمینی» هم خوش آمد. به همین سبب است که شما در مبارزات پیش از انقلاب، هیچ مخالفت صریح و آشکاری از سوی آقای‌خمینی با اندیشه‌های گروه‌های چپ مذهبی نمی‌بینید، چرا که ایشان با زیرکی تمام کارآمدی این روش را دریافته بود. کیست که نداند دوباره‌سازی عاشورا و سپردن وظایف زینب و حسین به مردم عادی کوچه خیابان باعث شد، که مردم کف خیابان‌های ایران را با دشت کربلا یکی بدانند و آماده‌ی کشتن و کشته‌شدن شوند. پس از آن بود که در آستانه پیروزی انقلاب کم‌کم «روح‌اله ‌خمینی» نیز به این شبیه‌سازی دامن زد و آشکارا پس از جریانات 17 شهریور شاه را با یزید و حکومت‌اش را با بنی‌امیه مقایسه کرد. مسلم است که وقتی یک سوی ماجرا یزید و معاویه و شمر و لشکریان‌اش قرار گیرند، سوی دیگر ماجرا کسی نخواهد بود، به جز حسین مظلوم و یارانش. «مجاهدین‌خلق» پا را از این هم فراتر گذاشتند و او را «امام» نامیدند و برایش سروده‌ها خواندند و در فرودگاه «مهرآباد» برایش سرود «خمینی‌ای امام» سردادند.

انقلاب که پیروز شد، مذهبی‌ها که حالا درس خود را خوب فراگرفته‌ بودند، با همین حربه دست به تسویه حساب زدند و شبیه‌سازی‌ها در شکل جدیدش آغاز شد. «مجاهدین» به سان آنان که در صدر اسلام در برابر پیامبر روش دوگانه‌ای در پیش گرفته بودند، «منافقین» نام گرفتند و بدتر از کفار شدند و مستحق اعدام. کمی پس از آن «ملی‌مذهبی‌ها» نیز به چوب دیگری رانده شدند. چرا که آنان طرف‌دار گفت‌وگو و رابطه با آمریکایی شده بودند، که اکنون شیطان بزرگ لقب گرفته بود. جنگ که شروع شد، دور جدید شبیه‌سازی آغاز و «صدام‌حسین» تبدیل شد به «صدام‌یزید‌کافر». چند سالی به خوبی پیش‌رفت تا این‌که جنگ پایان یافت و کم‌کم نوبت تقسیم غنایم رسید و دعواها شروع شد. عده‌ای برای متهم کردن دیگران به ثروت‌اندوزی و مال‌پرستی و از میدان به در کردن رقبا آن‌ها را با عثمان خلیفه‌سوم قیاس کردند. وقتی نوبت دعوا به جناح راست و چپ رسید و جریانات پس از انتخابات پیش آمد، برای حذف کسانی که آن‌ها نیز از یاران قدیمی آقای خمینی بودند و از میراث‌داران انقلاب، راهی نمانده بود به جز زنده کردن وقایع خلافت علی امام اول شیعیان و تشبیه آقای خمینی با پیامبر‌اسلام و آقای خامنه‌ای با علی‌ابن‌‌ابیطالب و صد البته مخالفان با طلحه و زبیر و عایشه.

اکنون دوستان برآشفته‌اند که چرا چنین می‌کنید و از مذهب برای پیش برد اهدافتان بهره می‌برید. پرسش این‌جاست که مگر از ابتدا چنین نبوده است. چپ‌های دیروز و یا همان اصلاح‌طلبان امروز در دامی گرفتار آمده‌اند که خود بنیادش گذارده‌اند و از قدیم گفته‌اند که «خود کرده را تدبیر نیست.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. Avideh Motmaen-Far
    1

    بسیار عالی بود.