Saturday, 18 July 2015
30 October 2020
پس‌نشینی تند

«همه‌ی ریشه‌های خشکیده»

2010 December 17

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

روز گذشته در پی حمله‌ای تروریستی در چابهار ده‌ها تن کشته و مجروح شدند. به‌طور قطع هیچ انسانی نمی‌تواند با چنین اقدامی موافق باشد و آن را تایید کند. اما از سوی دیگر به گمان من چنین رویدادی کاملن طبیعی و قابل پیش‌بینی است. دقت بفرمایید که منظورم از طبیعی بودن درست بودن و انسانی بودن این عمل نیست به هیچ وجه، اما با توجه به زمینه‌ها و شرایط موجود آن را طبیعی می‌دانم و این نوع نگاه به چنین پیش‌آمدهایی را تنها راه و روشی می‌دانم که شاید بتواند به شناخت، ریشه‌یابی و عدم تکرار چنین فجایعی بیانجامد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اگر به جغرافیای طبیعی، سیاسی و اقتصادی مناطقی که این تحرکات بیش‌تر در آن صورت می‌گیرد نگاهی بیاندازیم، چند نکته به روشنی قابل دریافت است. نخست بحث وضعیت اقتصادی است. سیستان و بلوچستان از محروم‌ترین مناطق ایران است. با خشک شدن دریاچه‌ی هامون که جدا از خشک‌سالی و کمبود بارندگی بخش عمده‌ای از آن به سبب نرسیدن آب رود هیرمند به این دریاچه است، منبع امرار معاش صدها هزار نفر از مردم این مناطق از بین رفته است. اختصاص نابرابر بودجه‌های عمرانی به این مناطق از یک سو و حیف و میل و سلیقه‌ای مصرف شدن همان اندک اعتبارات تخصیص داده شده به این مناطق از سوی دیگر، به شمار انبوه جوانان بی‌کار در این نواحی افزوده است و فقر و فلاکت را دامن زده است. تبعیض و ایجاد محدودیت در اجرای مراسم مذهبی و تخریب اماکن مقدس اهل تسنن نیز به شکل دیگر، موجی از نفرت را در میان اکثریت سنی‌نشین این مناطق سبب شده است. همان چیزی که در دهه‌ی هفتاد در مشهد موجب ایجاد نفرتی شد که نتیجه‌اش انفجار هولناک تروریستی در حرم امام هشتم شیعیان در مشهد بود.

حال بیایید تا تصویری از این مردم را پیش‌ روی خود بگذاریم. مردمی فقیر و رنج‌کشیده با درصد بالای بی‌کاری، میزان پایین باسوادی و عدم آموزش عمومی مناسب و هویتی که به لحاظ مذهبی تحقیر شده و زخم‌خورده است. گزینه‌های این مردم برای رهایی از چنین شرایطی چیست. قاچاق مواد مخدر در این مناطق همواره یکی از آسان‌ترین و دم‌دست‌ترین گزینه‌ها بوده است. راه دیگر مهاجرت موقت مردان و جوانان و حضور در مدارس تندرویان وهابی در عربستان و یا پاکستان است. این دوره‌ها که تا اندازه‌ای مشکلات اقتصادی آن‌ها را نیز درکوتاه مدت برطرف می‌کند، تخم نفرت از آمریکایی‌ها و شیعیان را در دل آنان کاشته و آن‌ها را برای مبارزه با این دو گروه آماده می‌کند، که به اعتقادشان اولی مسبب مشکلات مسلمانان در کل جهان و دیگری ریشه‌ی تمامی بدبختی‌ها و سیه‌روزی‌های اهل تسنن در ایرانند. در بیش‌تر مواقع منافع قاچاقچیان مواد مخدر و گرو‌های متعصب تروریستی به هم گره می‌خورند، چرا که این کار از یک سو نیاز اقتصادی آن‌ها را تامین می‌کند و از سوی دیگر امنیتشان را.

اگر به روش‌هایی که در سی سال اخیر برای حل مشکل سیستان و بلوچستان برگزیده شده است، نگاه اجمالی بیاندازیم، خواهیم دید که آن‌ها بیش‌تر روش‌های خشن و در به‌ترین حالت تنبیهی و برای از بین بردن معلول‌ها بوده‌اند، تا علت‌های حوادث پیش آمده. ذکر یک نمونه‌ی کوچک شاید کافی باشد. دولت ایران در دوره ریاست‌جمهوری آقای «احمدی‌نژاد» مذاکرات متعددی با دولت افغانستان داشته است که عموم آن‌ها در مورد روش‌های برخورد با قاچاق‌چیان مواد مخدر بوده است، که در جای خود لازم است. درحالی‌که یکی از موضوعات حیاتی برای منطقه‌ی سیستان که همواره مغفول مانده، بحث سهم ایران از آب رود هیرمند بوده است که عدم رعایت این موضوع از جانب افغان‌ها یکی از ریشه‌های خشک‌سالی دریاچه‌ی هامون بوده که منبع درآمد اصلی بخش فراوانی از مردم این مناطق است.

گروهک‌های تروریستی از دیرباز در منطقه‌ی سیستان فعال بوده‌اند، اما هیچ‌گاه مورد اقبال عمومی قرار نداشته‌اند، ولی با تاسف باید گفت که روش‌های غلط حاکمان ما سبب شده است که در سال‌های اخیر، اهل تسنن مظلوم در کل کشور و مردم زجرکشیده و به ستوه آمده‌ی سیستان به خصوص به نوعی این گروه را، بازپس گیرنده‌ی حقوق از دست رفته‌شان بدانند، چیزی که اگر دیر بجنبیم، در آینده‌ای نه چندان دور دامنه‌ای بسیار گسترده‌تر از این خواهد یافت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۱ Comment


  1. Avideh Motmaen-Far
    1

    excellent point!