شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
25 September 2016

«زخم»

۱۳۸۹ آذر ۳۰

افشان برزگر / رادیو کوچه

………………………………………

«۸۰ درصد کودکان ایرانی، محروم از آموزش‌های مهدکودک»

چند روز پیش یکی از دوستان روی فیس‌بوک مطلبی گذاشته بود. گفته بود که امروز برای اولین بار، پسرم را بردم مهدکودک. خیلی سخت از من جدا شد. الان هم که رفتم دنبالش و آمدیم خانه، هم پسرم افسرده است و هم خودم.

………………………………………

«خانه‌داری، شغلی طاقت‌فرسا یا وظیفه ذاتی و نانوشته برای زنان»

خبر را با صدای بلند می‌خوانم، پراسترس‌ترین شغل دنیا خانه‌داری است. محققان آمریکایی گفته‌اند که نگرانی درباره چگونگی برآمدن از پس کارهای خانه مانند نظافت و آشپزی برای سلامت قلب

………………………………………

 «اعتیاد، پشت نیمکت مدرسه‌ها»

هر وقت سر و کله یک آسیب اجتماعی در کشور پیدا می‌شود و یا این‌که قبلن وجود داشته، اما زوایای جدیدی از آن مطرح می‌شود، دستگاه‌های مسوول عادت دارند که وجود آن آسیب را به کل انکار کنند و یا توپ خود را به زمین دیگری بیاندازند

………………………………………

«نوروز، سفر و تمهیداتش»

بالاخره بهار از راه رسید و یک سال دیگر با هزار امید و آرزوی کوچک و بزرگ شروع شد. ایرانی‌ها که به اغلب آن‌ها سال گذشته سخت گذشت، سر سفره­ی «هفت سین» دعا کردند که امسال، به سختی پارسال نباشد و روزگار روی خوش بیش‌تری به‌شان نشان دهد.

………………………………………

 «چهارشنبه‌سوری از جنس نسل ما»

تمرین از یک ماه یا یک ماه و نیم پیش آغاز شده، اما مسابقه اصلی امشب است. امشب قرار است بترکانیم. فقط قرار است خوش بگذرانیم. تمام مهمات و لوازم لازم هم به حد کافی تهیه شده است. فقط نمی‌دانم چطور از دست مامان خانم فرار کنم؟ همه‌اش گیر داده که از جلوی چشمانم تکان نخور.

………………………………………

 «ازدواج‌هایی با طعم اجبار»

ای خاطرات مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها که بشینید، ماجرای ازدواج خیلی از آن‌ها مثل هم هست. مادر داماد، عروس مورد نظر خود را در مراسم مذهبی یا اماکن عمومی و یا بر اساس توصیه زنان فامیل شناسایی می‌کند،…

………………………………………

 «ورود آقایان ممنوع، این بار به بیمارستان‌های زنانه»

سابقه ایجاد بیمارستان‌های تک جنسیتی به مجلس پنجم برمی‌گردد، زمانی که وزیر فعلی بهداشت کشور و نماینده مجلس آن دوران، یکی از طراحان آن بود که در نهایت این طرح ناکام ماند،

………………………………………

 «از شلوارهای گشاد و پلیسه‌دار تا شلوارهای تنگ و فاق کوتاه»

وقتی آلبوم دوران کودکی یا عکس عروسی پدر و مادر یا دوران جوانی آن‌ها را می‌بینی، یک چیزهایی به چشم‌هایت می‌خورد که باعث تعجب و البته در بسیاری از مواقع دست‌مایه خنده می‌شود.

………………………………………

«مهریه، جورکش نابرابری‌های جنسیتی در ایران»

هرچند این روزها اوضاع اقتصادی خیلی از خانواده‌ها بهم ریخته، اما گوشه لب خیلی از خانم‌ها یک لب‌خند شیطنت‌آمیزی هست و به شوخی و خنده، طلبی که از همسران‌شان دارند و هر چند وقت یک بار به رخشان می‌کشند.

………………………………………

 «مین‌ها، مرگ‌آفرینان همیشه بیدار»

جنگ اتفاقی ناخوشایند و نفرت‌انگیز است که چیزی جز خون‌ریزی و مرگ و آوارگی به دنبال ندارد. در طول تاریخ جنگ‌های زیادی اتفاق افتاده و پس از گرفتن جان بسیاری از انسان‌ها به پایان رسیده، اما بسیاری از جنگ‌ها در زمان صلح نیز هم‌چنان جان می‌گیرند و نفس‌ها را در سینه خفه می‌کنند.

………………………………………

 «کلاف سر درگم پزشک خانواده در ایران»

سر و کار همه ما به دکتر افتاده، از دکتر داخلی و عمومی بگیر تا فوق تخصص دست‌گاه گوارش و قلب و مغز و اعصاب و حتا زیبایی. هنوز هم بعضی آدم بزرگ‌ها ترس زدن آمپول و دندان‌پزشکی را از دوران کودکی با خود دارند و همیشه از آن فراری هستند.

………………………………………

 «چهل درصد ایرانیان بی‌سواد و کم‌سواد هستند»

چشم که می‌چرخانی و دور‌ و‌ برت را نگاه می‌کنی، یا دانش‌جو می‌بینی، یا فارغ‌التحصیل دانش‌گاه و اگر این دو نیز نبود، قطعن نوجوانی است که دارد برای کنکور درس می‌خواند و تست می‌زند.

………………………………………

 «شیطان‌پرستان ایرانی»

بر اساس آموزه‌های دینی مسلمان­ها، شیطان یکی از فرشتگان خداوند است که به دلیل سجده نکردن بر انسان تا ابد از بارگاه الهی رانده شده و تا روز قیامت، به دنبال فریفتن انسان‌ها و تشویق آن‌ها به امور شر در دنیاست.

………………………………………

 «مرگ‌هایی به راحتا آب خوردن»

مردن خیلی آسان شده، آسان‌تر از چیزی که تصور می‌شود. اصلن انگار واژه مرگ با زندگی ما ایرانی‌ها گره خورده است. «سالانه 60 هزار ایرانی به علت مصرف سیگار می‌میرند.»، «سالانه 40 هزار ایرانی قربانی سرطان می‌شوند.»

………………………………………

«دختران ۱۲ ساله هم وارد بازار سکس ایران شدند»

بستگی دارد در کجای دنیا زندگی کنید. مجازات انجام این کار در بعضی کشورها مرگ است و سنگ‌سار و در برخی دیگر حتی قرارداد می‌نویسند و قانون کار حمایت می‌کند. اما آن‌چه مسلم است، روشی است برای اعمال خشونت علیه زنان.

………………………………………

 «جایی برای یخ نزدن»

دیگر هوا سرد شده و شومینه‌ و بخاری و شوفاژ و پیج‌ها در خانه‌ها روشن. با بارندگی‌هایی که در چند روز گذشته داشتیم، همه منتظر یک زمستان سر و پربرف هستند. شب‌هایی را تجسم کنید که دارد برف می‌‌بارد. یک لیوان شیر داغ پشت پنجره می‌خورید و می‌روید در رخت خواب.

………………………………………

 «زندان، کلونی شیوع ایدز»

اولین بار 30 سال پیش و در آمریکا کشف شد. هر چند که زمان اندکی از تولدش می‌گذرد، اما تاکنون جان بیش از 30 میلیون نفر را گرفته و در حال حاضر نیز بیش از 36 میلیون نفر با آن می‌جنگند و بر اساس گزارش‌ها جمعیت هندوستان و آفریقای جنوبی بیش‌ترین حاملان این بیماری مرگ‌بار در دنیا محسوب می‌شوند.

………………………………………

 «مشکلات جنسی، عامل ۷۸ درصد طلاق‌ها در ایران» 

با آمارهایی که مسوولان کشور ارایه می‌دهند، به نظر می‌رسد که دیگر قبح طلاق و جدا شدن همسران از یک‌دیگر در جامعه ریخته و در هر خانواده‌ای بالاخره یک نفر طعم تلخ شکست در زندگی را چشیده است. بر اساس آمارهای سازمان ثبت احوال ایران …

………………………………………

 «پدران ایرانی هم به مرخصی زایمان می‌روند»

اگر زبان داشتند حتمن می‌گفتند: «مادر بیش‌تر پیشم بمان.» اما حیف که ندارند و حداکثر بعد از شش ماه یا به مهدکودک می‌روند، یا به دست پرستاران خانگی سپرده می‌شوند و یا این‌که مهمان خانه‌های مادربزرگ می‌شوند. این سرنوشت کودکی است که مادری شاغل دارد.

………………………………………

 «سونامی پیری، جوانان ایرانی را غرق کرد»

خدا رفتگان همه را بیامرزد. پدربزرگی داشتم که چند سال پیش فوت کرد، اما تا آخرین لحظات زندگیش، چیزی که نظر همه را به خودش جلب می‌کرد، سرزنده بودن این آدم بود. همیشه شاد بود و یک لب‌خند مسری روی لب‌هاش بود.

………………………………………

 «تعداد کودکان ایرانی به‌زودی افزایش می‌یابد»

مادرش ایرانی است، اما خودش نه. پدرش اهل افغانستان است، اما خودش افغان هم نیست. اصلن معلوم نیست کجایی هست. نه تنها ملیتش را نمی‌داند، بلکه هویتی هم ندارد. او شناس‌نامه و مدرکی که نشان دهد او کیست، ندارد.

………………………………………

 «آغاز سال تحصیلی جدید با ۱۲ میلیون دانش‌آموز از سوم مهر ماه»

بالاخره از چهار روز دیگر یعنی سوم مهر ماه سال تحصیلی جدید شروع می‌‌شود و 12 میلیون دانش‌آموز به هم‌راه معلم و مدیر و ناظم ساعت کاری خودشان را از ساعت 7:30 صبح شروع می‌کنند.

………………………………………

 «کتاب فلسفه تعلیم و تربیت تدوین می‌شود»

این روزها سر خانواده‌هایی که به قول معروف «بچه مدرسه‌ای» دارند، شلوغ است و در تب و تاب آماده کردن مقدمات فرستادن فرزندان خود به مدرسه، در این راستا هفته گذشته، برنامه زخم برای هم‌راهی با این دسته از خانواده‌ها چند تا از مهم‌ترین اخبار حوزه آموزش و پرورش را اعلام کرد.

………………………………………

 «دوره ابتدایی ۶ ساله شد»

دو هفته دیگه ماه مهر، ماه مهربان، ماه مدرسه و درس و مشق و معلم شروع می‌شه. خیلی از دانش‌آموزان دل‌شان برای مدرسه تنگ شده و از این‌که دوباره مدرسه‌ها باز می‌شود، خوش‌حال هستند و خیلی‌های دیگر تمایل چندانی به رفتن سر کلاس و دیکته نوشتن و حل کردن مسئله ریاضی و فیزیک ندارند.

………………………………………

 «دختران و پسرانی که در کودکی راهی خانه بخت می‌شوند»

شاید این که می‌شنویم مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها و حتا پدر و مادرهای ما در سنین کودکی ازدواج کردند زیاد برای‌مان عجیب نباشد، اما تو این دوره زمانه اگر بشنویم دختری در سن 14 _ 15 سالگی و یا پسری در سن 16- 17 سالگی ازدواج کرده، برای‌مان بسیار عجیب و حتا ناخوشایند است.

………………………………………

 «سلاح سرد هر روز جان سه ایرانی را می‌گیرد»

از یه ربع که بگذره شروع می‌شه. دلش مثل سیر و سرکه می‌جوشه، مخصوصن اگه جواب تلفن رو هم ندی. حالا مهم نیست که دلیلش چی باشه. مهم این که سناریوی مرگتو تو ذهنش تا آخر می‌نویسه.

………………………………………

 «با شناس‌نامه‌های قدیمی خداحافظی کنید»

همیشه سر سن مادربزرگم اختلاف بود. شناس‌نامه‌اش می‌گه متولد سال 1305 هست، اما عمم می‌گفت قبل از این‌که مادربزرگم به دنیا بیاد، یه خواهر داشته که به خاطر مریضی مرده، به خاطر همین وقتی مادربزرگ من به دنیا می‌آد، دیگه براش شناس‌نامه نمی‌گیرن و شناس‌نامه همون خواهر بزرگ رو می‌دن به مادربزرگم.

………………………………………

 «جان‌هایی که قبل از تولد گرفته می‌شود»

بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی، سالانه 210 میلیون بارداری در جهان رخ می‌دهد که نزدیک به ۵۰ میلیون آن به سقط جنین منجر می‌شود که حدود 20 میلیون از این سقط‌ها غیرقانونی و اغلب در شرایطی غیربهداشتی صورت می‌گیرد.

………………………………………

 «از هر سه ایرانی، یک نفر بیمار روانی است»

کوچیک که بودیم، وقتی می‌خواستیم به هم‌دیگه بد و بی‌راه بگیم، می‌گفتیم «روانی». بابام دعوامون می‌کرد و می‌گفت، بده زشته، نگو. آره، اون موقع‌ها از واژه روانی به عنوان فحش استفاده می‌کردن، اما انگار الان دیگه این کلمه فحش نیست و به معنی واقعی کلمه، روانی شدیم.

………………………………………

 «قفسی که هر روز کوچک و کوچک‌تر می‌شود»

آخه چرا؟ چرا قرار نیست هیچ وقت از دست این نگاه‌های سنگین و مذبوحانه و مرموزانه راحت شیم. اون از بچگی‌مون که از اول ابتدایی به رنگ جوراب قرمزمون تو مدرسه گیر می‌دادن، تا دوران راه‌نمایی که مجبورمون می‌کردن مقنعه چونه‌دار سرمون بذاریم

………………………………………

 «اجرای طرح زوج و فرد، این‌بار در دانش‌گاه‌ها»

فکر نمی‌کردم پیش‌بینی بابام این‌قدر زود به واقعیت بپیونده. چند سال پیش داشتم این عکس معروف که تو دانش‌گاه یه پرده وسط کلاس کشیده شده و یه طرف دخترا و یه طرف دیگه پسرا نشستن رو می‌دیدم.

………………………………………

 «فرار از خانه، گام در بی‌راهه»

بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، سالانه بیش از یک میلیون نوجوان 13 تا 19 ساله از خانه فرار می‌کنند که حدود 80 درصد از این افراد را دختران تشکیل می‌دهند. هر چند که 20 درصد نوجوانان فراری را پسران تشکیل می‌دهند، اما فرار دختران از خانه بیش از پسران مورد توجه قرار می‌گیرد.

………………………………………

 «مهمانان ناخوانده‌ای که قصد رفتن ندارند»

مهمانی از 33 سال پیش آغاز شد. میلیون‌ها افغان از سال 1357 با آغاز جنگ میان مجاهدین افغان و شوروی سابق به ایران آمدند. شاید در ابتدا فکر نمی‌کردند که ایران به خانه دوم آن‌ها بدل شود و روزی بیاید که نتوانند از آن با تمام سختی‌هایش دل بکنند.

………………………………………

 «مدال برنز تنبلی برای ایرانیان»

وقتی خبر رو خوندم، اصلن باورم نمی‌شد. یعنی این‌قدر؟ البته بعدش که یکم فکر کردم دیدم زیاد هم دور از ذهن نیست. خودم نمونه بارزش هستم. هم‌چین که از خواب پا می‌شم، دوباره خوابم می‌آد. خیلی وقتا حسش نیست و خسته‌ام.

………………………………………

«ایرانی‌ها هر سال ۱۷۰۰ میلیارد تومان پول آتش می‌زنند»

آخرین آمارهای منتشر‌شده نشان می‌هد که روزانه بیش از ۱۵ میلیون نخ سیگار در دنیا تولید و توزیع و هر روز نیز بر مصرف‌کنندگان این ماده دخانی افزوده می‌شود، به‌طوری که مصرف سالانه سیگار از ۱۰ میلیارد نخ در سال ۱۸۸۰ میلادی به بیش از شش هزار میلیارد نخ در حال حاضر رسیده است.

………………………………………

«اعتراف می‌کنم، اما تلخ و دیرهنگام»

تا چند وقت پیش خبر نوشتن از جرم و جنایت فقط تو صفحه‌های حوادث روزنامه‌ها، اون هم به‌صورت موردی امکان داشت و هر وقت می‌خواستی با مسوولی درباره آمار جرم و جنایت مصاحبه بگیری، یا می‌گفتند آماری نداریم، یا این‌که بعد از مصاحبه، مجبورت می‌کردن که مصاحبه رو باهاشون چک کنی .

………………………………………

 «دارم می‌رم، چرا هولم می‌دی؟»

تا چند سال پیش که خریدنی بود، از زیر سنگ هم که شده پول جور می‌کردن و می‌خریدنش. بعد هم که فروشش ممنوع شد، فرار از آن دل مشغولی خیلی‌ها شد. از رژیم چاقی و لاغری گفتن گرفته تا بالا‌بردن نمره عینک و نشان‌دادن نداشتن تعادل روحی، روانی و حتا مجبور‌کردن پدر و مادر به طلاق.

………………………………………

«تکدی‌گری، رفع احتیاج یا بیزینسی پردرآمد»

شلوارش را تا روی زانو بالا آورده، صحنه چندش‌آور و ترسناک سوختگی روی پاهایش پیداست، دو کودک خردسال نیز کنارش نشسته‌اند و انگار دارند مشق می‌نویسند. تکه مقوایی کنار پای سوخته افتاده. رویش نوشته: «دو سال پیش پاهایم در اثر انفجار کپسول گاز سوخته. قادر به کار‌کردن نیستم. هشت سر عایله دارم. به‌خاطر خدا به من کمک کنید.»

………………………………………

 «صندوق صدقات الکترونیک در راه است»

بعد از انقلاب سال 1357، تقریبن هر‌جا سر می‌چرخونی، تو خیابون، کوچه، مدرسه، بانک، بیمارستان، جاده و خیلی جاهای دیگه، یه صندوق آهنی آبی رنگ می‌بینی. صندوق‌هایی که روش عباراتی به نقل از پیامبر اسلام و امامان نقل شده. صدقه عمر را زیاد می‌کند، صدقه باعث شادی دل‌ها می‌شود، صدقه هفتاد نوع بلا را دفع می‌کند، صدقه بهترین وسیله نزدیکی به خداست و ده‌ها مورد دیگر.

………………………………………

«نقل‌و‌نبات‌هایی که مزه دارو می‌دهند»

ظهر یه روز جمعه است. تمام فامیل دور سفره ناهار نشستن و دارن دست‌پخت مادربزرگ رو نوش‌جان می‌کنن. یه‌دفعه صدای عطسه می‌آد. مامانم می‌گه: ؟«وای سرما خوردی؟ تو خیلی بدمریضی. بدو برو یه قرص ادالت کلد بخور.» خواهرم می‌گه: «یکی فایده نداره‌ها، باید دو تا بخوری که جلوی سرماخوردگیتو بگیره.» عمه خانم از اون ور سفره می‌گه: «آدالت کلد رو حتمن باید با استامینوفن بخوری تا اثر داشته باشه.»

………………………………………

«همسر دل‌خواهتان را از ما بخواهید، صددرصد تضمینی»

پله‌ها را تند و تند بالا می‌رم، ذوق دارم و دست‌پاچه‌ام. جلوی در که می‌رسم، یه نفس عمیق می‌کشم و تو دلم می‌گم، می‌شه امروز…. فکرم هنوز نیمه کاره مونده که یکی از پشت بهش می‌گه: «آقا زود باش، چرا وایستادی؟» از جلوی در می‌رم کنار. پسره یه راست می‌ره سر میزی که روش نوشته «ثبت نام». منم راهمو می‌کشم می‌رم طرف همون میز.

………………………………………

«بدن‌های نحیف، زیر دست نامهربان کودک‌آزاران»

صفحات روزنامه را که ورق می‌زنی، کم‌تر هفته‌ای است که در آن خبری و یا رد پایی از کودک آزاری نبینی. آثار کبودی بر بدن «فاطمه»ی چهار ساله، شکستگی جمجمه و فک «مهسا»ی سه ساله، آثار سوختگی بر بدن «علی» شش ساله و صدها خبری که پرونده‌های آن‌ها در دادگاه‌ها با جرم کودک آزاری باز می‌شود و چه بسیار پرونده‌هایی که مجرمان به سزای اعمال وحشیانه خود نمی‌رسند.

………………………………………

«طلاق توافقی، ابتکار زنانه یا اجبار زمانه؟»

دهه 80 در ایران، دهه‌ای است که میزان شیوع و وقوع انواع آسیب‌های اجتماعی روندی صعودی را طی کرده که این امر موجب شده، بسیاری از این مشکلات وارد مرحله بحرانی و خطرناک خود شوند. یکی از آسیب‌های جدی که خانواده‌های ایرانی را تهدید می‌کند و در سال‌های اخیر، تقریبن اکثر خانواده‌ها طعم تلخ آن‌را چشیده‌اند، پدیده «طلاق» است.

………………………………………

«بحران اشتغال در کمین زنان تحصیل‌کرده»

استخدام منشی، آشنا به تایپ، پاسخ‌گوی تلفن ترجیحن خانم، منشی خانم مسلط به تایپ، جهت کار در دفتر وکالت، یک منشی آشنا به تایپ، یک کارشناس امور اداری خانم با روابط عمومی بالا به‌صورت تمام وقت و ده‌ها مورد دیگر، از جمله آگهی‌های استخدام است که در روزنامه‌های کشور منتشر می‌شود و خواهان به‌کارگیری زنان در دفاتر و شرکت‌های عمدتن خصوصی هستند.

………………………………………

«نوروز ایرانی در جاده‌های ایرانی»

بازم یه عید دیگه اومد و تونستم یه بهار دیگر رو ببینم، اما این‌دفعه دور از وطن و خانواده. یادش بخیر، عیدا همیشه مسافرت می‌رفتیم. اصلن یادم نمی‌آد که سفره هفت‌سین رو توی خونه خودمون چیده باشیم. موقع سال تحویل یا تو شهر مقصد بودیم یا تو جاده پشت ترافیک.

………………………………………

«هزینه‌های درمان سالانه ۲٫۵ میلیون ایرانی را فقیر می‌کند»

بر اساس گزارش‌های بین‌الملی بیش‌از یک‌میلیارد نفر در جهان توانایی پرداخت هزینه‌های درمان و سلامت خود را ندارند و هزینه‌های بخش بهداشت و درمان هر سال نزدیک به 100 میلیون‌نفر را به زیر خط فقر می‌کشد. حتا برای بسیاری از مردم جهان اصلن خدمات بهداشتی وجود ندارد.

………………………………………

«دست‌های گرم پدر و مادر، پشت دروازه‌های قانون»

همیشه و در تمام جوامع، کودکانی وجود دارند که خواسته و یا ناخواسته از سوی خانواده‌های خود طرد‌شده و یا از آن‌ها دور مانده‌اند، این کودکان که کودکان بی‌سرپرست و یا بدسرپرست هستند، معمولن از سوی دولت‌های خود نگه‌داری می‌شوند، چراکه بر اساس کنوانسیون جهانی حقوق کودک، دولت‌های عضو مکلف‌اند برای کودکان فاقد سرپرست قانونی، خانواده جای‌گزین مناسب پیدا کنند.

………………………………………

 «محیط زیست ایران بر لبه پرت‌گاه»

شاخص جهانی عمل‌کرد زیست محیطی سال 2010 میلادی نشان داده است که ایران در میان 163 کشور جهان با 11 پله نزول نسبت به سال 2008 در رتبه 87 جهان قرار گرفته است. بر اساس این گزارش جهانی، ایران در بخش تنوع‌زیستی، آب، آلودگی هوا و تغییرات اقلیمی بر «اکوسیستم» ضعیف‌ترین عمل‌کرد را در میان سایر شاخص‌ها به خود اختصاص داده است.

………………………………………

 «تولدهایی که جان‌ها را می‌ستاند»

بر اساس آخرین آمارهای سازمان «یونیسف»، سالانه 530 هزار زن در دنیا هنگام زایمان جان خود را از دست می‌دهند که این امر باعث‌شده جهان پیش‌رفت‌های محدودی در زمینه تحقق نخستین اهداف توسعه هزاره‌سوم برای کاهش سه چهارمی میزان مرگ و میر زنان هنگام زایمان تا سال 2015 داشته باشد و این امر موجب نگرانی سازمان ملل متحد شده است.

………………………………………

 «سالانه ۱۵۰ میلیون زن در دنیا ختنه می شوند»

خشونت علیه زنان به اشکال متفاوت روحی، جسمی، جنسی و عاطفی در همه جوامع از زمان‌های دور وجود داشته است، اما شاید بتوان گفت که یکی از بدترین و زجرآورترین این خشونت‌ها، خشونت جنسی است، البته نه خشونتی از جنس تجاوز. بلکه خشونتی که دختران و زنان را تا پایان عمر به لحاظ جنسی ناقص‌سازی می‌کند.

………………………………………

«کارت قرمز برای زندگی»

بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، سالانه یک‌میلیون‌نفر در جهان در اثر خودکشی جان می‌دهند که آمار اقدام به خودکشی 10‌برابر تعداد کشته‌شدگان آن است. هم‌چنین در حال حاضر میان‌گین خودکشی در جهان یک نفر در هر چهل ثانیه یا سه هزار نفر در هر روز است.

………………………………………

 «شانه‌های کودکانه‌ای که زیر بار زندگی پیر می‌شود»

تو یکی از خیابونای تهران داری قدم می‌زنی. دستاتو تو جیب پالتوت کردی و به برفی که داره می‌باره نگاه می‌کنی و لذت می بری. یک‌هو یه بچه گوشه پالتوتو می‌گیره و می‌کشه.

………………………………………

 «مدرسه‌هایی از جنس کپر»

هرچند در ایران اکثر فضاهای آموزشی از مقطع پیش‌دبستانی تا دبستان و دبیرستان و حتا محیط‌های دانش‌گاهی از استانداردهای لازم برخوردار نیستند، اما برخی از مدارس کشور اساسن هیچ شباهتی به مدرسه ندارند. این مدارس که بیش‌تر در مناطق محروم کشور وجود دارد، به مدارس کپری معروف‌اند.

………………………………………

«جاده‌هایی که بوی خون می‌دهند»

بر اساس اعلام کمپین مقابله و کاهش تصادفات جاده‌ای سازمان ملل متحد، روزانه به‌صورت دقیق سه‌هزار و 500 تن و سالانه یک‌میلیون و 300 هزار نفر جان خود را در تصادفات رانندگی از دست می‌دهند و نزدیک به 50‌میلیون تن هم در این سوانح مجروح یا معلول می‌شوند که 85 درصد از قربانیان سوانح جاده‌ای را ساکنان کشورهای کم‌درآمد یا فقیر و از میان عابران پیاده، موتورسواران و دوچرخه‌سواران  تشکیل می‌دهند.

………………………………………

 «لایحه حمایت از خانواده یا خیانت به خانواده؟»

بیش از سه سال است که لایحه «حمایت از خانواده» به پیش‌نهاد قوه‌قضاییه ایران و توسط دولت برای تصویب به مجلس شورای اسلامی ارایه شده است، اما شاید بتوان گفت که این لایحه یکی از جنجالی‌ترین لوایحی است که دولت به مجلس داده است

………………………………………

 «ایرانیان در انتظار سونامی مواد مخدر»

بر اساس آمارها هم‌اکنون 214 میلیون معتاد در دنیا به انواع مواد‌مخدر وجود دارد که سهم ایران در این میان، حدود یک میلیون و 200 هزار نفر است که این میزان با اضافه شدن جمعیت معتادان تفننی، به حدود دو میلیون نفر می‌رسد.

………………………………………

 «بلاهایی که سایه آن‌ها همیشه سنگینی می‌کند»

«زلزله»، «سیل»، «توفان»، «آتش‌فشان»، «گردباد»، «بهمن»، «رعد‌و‌برق»، «سونامی»، «خشک‌سالی»، شاید واژه‌هایی باشند که حتا با شنیدن‌شان وحشت کنیم، اما این‌ها واقعیت‌هایی هستند که در زندگی روزمره بشر حضور فعال دارند و از آن‌ها با نام «بلایای طبیعی» نام برده می‌شود.

………………………………………

 «ایدز، آتش‌فشانی که به زودی در ایران فوران می‌کند»

«ایدز» یا همان «اچ‌.آی‌.وی‌ مثبت»، 30‌سال است که به زندگی بشر پا گذاشته و تاکنون بیش از 65‌میلیون‌نفر را به این بیماری مبتلا و جان بیش از 30‌میلیون‌نفر را هم در سراسر دنیا گرفته است، اما سازمان ملل‌متحد در جدیدترین آمار خود از کاهش ایدز در دنیا خبر داده است.

………………………………………

 «معلولان، شهروندان درجه دو؟»

معلولان در اکثر کشورهای جهان به‌خصوص کشورهای جهان سوم هم‌چون ایران با مشکلات متعددی مواجه هستند، مسایلی هم‌چون وضعیت معیشتی، اشتغال، هزینه‌های درمان، رفت‌و‌آمد، ایجاد ارتباط به سایر افراد جامعه و صدها مشکل دیگر زندگی عادی و روزمره آن‌ها را به‌شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.

………………………………………

 «دست‌های مهربانی که گرمی زندگی را می‌ستانند»

«قتل»، جنایتی است که در تمام جوامع اتفاق می‌افتد، اما آن‌چه به تلخی این جنایت می‌افزاید، آن است که قتل در امن و صمیمی‌ترین مکان دنیا یعنی «خانواده» اتفاق بیافتد و دست افراد خانواده به خون یک‌دیگر آغشته شود.

………………………………………

 «خواب‌گاه‌های دانش‌جویی، هتل‌های بی‌ستاره»

اکثر افراد تحصیل‌کرده از دوران دانش‌جویی به‌عنوان یکی از به‌ترین دوران زندگی خود یاد می‌کنند، چراکه در این دوران است که افراد با رسیدن به بلوغ فکری، برگی جدید و سرنوشت‌ساز را در زندگی خود ورق می‌زنند.

………………………………………

 «جنایتی که حریم خانواده را در‌هم می‌شکند»

«تجاوز»، واژه‌ای که بسیار شنیده‌اید. عملی که در فرهنگ‌ها و مذهب‌ها مختلف تقبیح شده و آثار روانی تخریب‌کننده این عمل تا سال‌های سال بر روح و جسم قربانیان باقی خواهد ماند، ‌به‌‌خصوص ‌این‌که تجاوز در حریم خانواده صورت بگیرد.

………………………………………

 «زوج‌هایی که خیلی زود طعم شکست را می‌چشند»

دوشنبه هفدهم آبان و هشتم نوامبر، در ایران روز «ازدواج» نام‌گذاری شده که دولت هر‌ساله طی مراسمی این‌روز را که سال‌روز ازدواج «علی‌ابن‌ابیطالب»، امام اول شیعیان و «فاطمه»، دختر پیامبر اسلام است را جشن می‌گیرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , ,