Saturday, 18 July 2015
25 September 2020

«خشونت مقدس»

2010 December 25

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

مرتضی سیمیاری

افراط‌گرایان اولین قربانیان خشونت‌های پیش‌ساخته خود هستند‌، آن‌ها بیش از آن‌که پیرو ایدئولوژی باشند پیرو نتایج و تاثیرات سرکشی‌های روانی خود می‌باشند عواملی چون غرور‌، تحقیر و خصلت‌های فردی‌. فاشیست‌های ایتالیا مغرور بر بازسازی امپراطوری باستانی خود بوده‌اند و نازی‌ها در تئوری یک‌سان‌سازی بیولوژیک بر اریکه خصلت‌های تحقیر شده رهبران خود سوار بودند.

حتا اکبر گودرزی بنیان‌گذار فرقان بیش از آن‌که منطبق بر نظریات نیمه کاره شریعتی باشد از واکنش‌های فردی موجود در حوزه موثر بود و دچار چنان تحقیری بود که تز اسلام منهای روحانیت را نه از سر سودای شریعتی که از بازماندن از روحانیون درون حوزه در خود پرورش داده بود.

افراط‌گرایان چون با خصایل روانی حرکت می‌کنند اگر خواسته‌های خود را بر ایدئولوژی سوار کنند ان را مقدس می‌سازند و به وسیله ان انواع فجایع انسانی را رقم می‌زنند و توجیه می‌کنند.

رفتار گروه تروریستی جند‌اله (به‌عنوان شاخه‌ای از القاعده) نیز از همین زاویه قابل تفسیر و تحلیل است.

جریانی نوظهور که در بیانیه‌های خود مدعی دفاع از حقوق اهل سنت می‌باشد در آرا‌ ارایه شده توسط آن‌ها که با زبان بسیار ساده‌ای هم بیان شده مشاهده می‌گردد که  تحقیر بر ایدئولوژی تسلط یافته است و خشونت ناشی از تحقیر توسط ایدئولوژی توجیه می‌گردد و حتا مقدس می‌شود در حالی که محتوای ایدئولوژی آن‌ها خشونت را توجیه نمی‌کند. در واقع این خشونت مقدس است که ایدئولوژی را در بر می‌گیرد.

وقتی خشونت مقدس می‌شود هوادار پیدا می‌کند و از میان آن،  فرقه تاسیس می‌گردد و به قول انور ابراهیم، مسلمان نوگرای میانه‌رو مالزیایی آن‌ها تبدیل به مردانی می‌شوند که از اسلام جز موج نفرت و خشونت چیزی را نشان نمی‌دهند و این نفرت هم آن‌ها و هم دیگران را قربانی می‌کند.

در برخورد با خشونت‌گرایان ایدئولوژیک اگر صرفن از ابزار سرکوب استفاده شود‌، برهان ایدئولوژی آن‌ها محکم‌تر می‌گردد و احساس حقانیت بر عمل در آن‌ها ایجاد می‌شود و ترور و جنایت با مظلوم‌نمایی هم‌راه می‌شود. هم‌چنین می‌تواند با ناسیونالیسم منطقه‌ای پیوند بخورد و در مسیر تجزیه‌طلبی قرار بگیرد.

راه‌کار مهار آن‌ها محدود کردن آن‌ها می‌باشد و این محدودیت تنها به وسیله اعمال دموکراسی با پرهیز از هرگونه رفتار‌های ایدئولوژیک است، تاسیس احزاب محلی قانون‌مند‌، ان‌.جی‌.او ها و نهاد صنفی و مشارکت شهروندان در منطقه سیستان و بلوچستان خود به خود فضایی را برای جولان دادن آن‌ها فراهم نخواهد کرد. امری که در دوره اصلاحات تا حدودی به آن پرداخته شد و از شدت خشونت‌های فرقه‌ای به شدت کاسته شد.

برداشتن شکاف‌های سیاسی- اجتماعی ظرفیت افراط‌گرایان را به حد‌اقل می‌رساند و آن‌ها را از متن به حاشیه بی‌سرانجامی می‌رساند‌ و از سویی دموکراسی مبتنی بر رییس قبیله یا مذهب  را (که در میان اهل سنت متداول است) به مشارکت اقشار اجتماعی مبدل خواهد کرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۱ Comment


  1. علی
    1

    نوشتار حاضر جمع بندی سر هم بندی شده ای از سه گانه ای کریستین امان پور با نام جنگجویان خدا است که در آن به نقد افراطیان سه دین مهم و خشونتی که در بستر هر کدام از این ادیان به وجود آمده است میپرداخت

    با استدلال نویسنده قاتلان نیز قربانیانی هستند که .. فارغ از استدلال و مقدمه و متن و نتیجه گیری ایدئولوژی بستر بسیار مناسبی برای افراطگرایی است و ایدئولوژی دینی به دلیل مقدس شدن هدف و توهم/باور دست خدا بودن خشونتی را تقدیس و اکرام میکند که کمالگرایی و ایثار و از خودگذشتگی و بسیار ارزشهای والای دیگری دارد در لباس استدلالهایی که شاید با جحوهر دین هم خیلی سازگار نباشد در اینجا ایدئولوژی به جای کرامت بخشیدن و پند دادن و سپید بودن شمشیری میشود که منازعه را به کشتن مکشاند و مناظره را به زدن و آسیب فیزیکی زدن فرو میکاهد و دین یا ایدئولوژی ابزاری میشد برای توجیه و تکریم و تقدیس خشونتی عریان و حتی پسندیده و ستایش شده مشکل از ایدلوژی نیست مشکل ضرفیتی است که دارد و تفاوتی هم نمیکند که شما در لباس عالم دینی به رد این خشونت بپردازید یا در مقام عقل و علم و استدلال در هر حال محدور و دم و مرتد و کافر ی هستید که برخلاف خداوند و دین و شریعت خداوند زبان گشوده اید و گفته اید و همان گفته ی شاملو خواهد شد تلختر و لباس عافیت پوشیده ای که از ردای دین و مکتب و ایدلوژی برایش دوخته اند.

    شاملو میگوید
    در زمان سلطان محمود می‌کشتند که شیعه است،
    زمان شاه سلیمان می‌کشتند که سنی است،
    زمان ناصرالدین شاه می‌کشتند که بابی است،
    زمان محمد علی شاه می‌کشتند که مشروطه طلب است،
    زمان رضا خان می‌کشتند که مخالف سلطنت مشروطه است،
    زمان کره‌اش می‌کشتند که خراب‌کار است ،
    امروز توی دهن‌اش می‌زنند که منافق است و فردا وارونه بر خرش می‌نشانند و شمع‌آجین‌اش می‌کنند که لا مذهب است. اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی شود : تو آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است،
    حالا تو اسرائیل می‌کشند که طرف‌دار فلسطینی‌ها است،
    عرب‌ها می‌کشند که جاسوس صهیونیست‌ها است
    ، صهیونیست‌ها می‌کشند که فاشیست است،
    فاشیست‌ها می‌کشند که کمونیست است‌،
    کمونیست‌ها می‌کشند که آنارشیست است،
    روس ها می‌کشند که پدر سوخته از چین حمایت می‌کند،
    چینی‌ها می‌کشند که حرام‌زاده سنگ روسیه را به سینه می‌زند،
    و می‌کشند و می‌کشند و می‌کشند…
    و چه قصاب خانه‌یی است این دنیای بشریت.” –