Saturday, 18 July 2015
24 September 2020
پس‌نشینی تند

«درس با هم بودن»

2010 December 27

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

یک نام دیگر، «حبیب‌اله ‌لطیفی» و یک حکم اعدام دیگر و دوباره آغاز تلاش برای نجات جانش. نگاه کنیم که چه کردیم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

دنیا را خبر کردیم، غرب را شرق را، متحدان و مخالفان جمهوری اسلامی را. اما آیا آنان تاکنون از این ماجراها بی‌خبر بوده‌اند؟ هرگز، جهان در این سی سال گذشته هیچ‌گاه از اتفاقات غیرانسانی، وحشیانه و مخالف حقوق اولیه‌ی انسانی که در ایران صورت می‌گرفته، ناآگاه نبوده است. آن‌ها همواره بر اساس منافع خود عمل کرده‌اند و خواهند کرد. کار ما باید بر روی آگاهی روشن‌فکران، هنرمندان و افکار عمومی این کشورها متمرکز باشد، تا سبب شود آنان با فشار بر دولت‌هایشان بتوانند، تاثیری هر چند اندک بر رفتار جمهوری اسلامی بگذارند.

برخی از دوستان دست به دامان علما و مراجع شده‌اند. کدام مرجع؟ چه مرجعیتی؟ آیا هنوز چیزی برای ارجاع به این آقایان در میان مردم باقی مانده است

برخی از دوستان دست به دامان علما و مراجع شده‌اند. کدام مرجع؟ چه مرجعیتی؟ آیا هنوز چیزی برای ارجاع به این آقایان در میان مردم باقی مانده است؟ علما دیگر چه صیغه‌ای است؟ دیگران سفها هستند و آقایان علما؟ این آقایان اگر که به فکر مردم و جامعه‌ی پیرامون خود بودند، که هنوز افکارشان در حال و هوای هزاران سال قبل نمی‌گذشت. آن‌ها را به خود بگذاریم تا به احکام نجاست و پاکی و حلال و حرام خود مشغول باشند، از این شیر بی‌اشکم و یال و دم هیچ بر نمی‌آید. آن‌ها فقط هنگامی برمی‌خیزند و وا اسلاما و مسلمانان سر می‌دهند و سینه چاک می‌کنند، که کسی جرات کند و بگوید که گوشه‌ی سبیل اسب حضرت ابوالفضل‌شان کج است. آنان را به خود واگذارید.

فریاد می‌زنیم و حاکمان را به عدالت می‌خوانیم و از آنان عدل و انصاف طلب می‌کنیم؟ آنانی که ماندن‌شان را در گرو نبودن فرزندان رشید این سرزمین می‌خواهند؟ نه چاره این نیست. هیچ‌کدام از این‌ها نیست. چاره با هم بودن است و کنار هم ماندن و از همه مهم‌تر در صحنه ماندن است. و دیدیم که شد. حالا حتا اگر شده یک روز بیش‌تر، حبیب زنده است. دوستانی که می‌فرمودند، حضور خیابانی چاره‌ی کار نیست، یادشان رفته است که سال پیش تا روزی که مردم در خیابان‌ها بودند و حکومت پشتش می‌لرزید، کسی اعدام نشد. هر حضوری به معنای شورش نیست، الزامن دعوت به هرج و مرج و فروپاشی هم نیست. نشان قدرت مردم است، نشان زنده بودنشان. چه می‌خواهند بکنند؟ همه‌ی مردم را به گلوله ببندند؟ نه اکنون این دیگر در توان جمهوری ‌اسلامی نیست. در زندان‌ها شاید، ولی در خیابان‌ها و به‌طور گسترده، مردم ساکت و آرام و صبور را نخواهند توانست به گلوله ببندند. امروز کردستان و سنندج نشان داد که اگر همه با هم باشند، دیگر هیچ‌کس را یارای ایستادن در برابر حرف مردم نیست.

کردستان و کردها به ما درس بزرگی آموختند و حبیب یک روز دیگر زنده مانده است. یادمان نرود که فردای تاریخ باید به فرزندانمان پاسخ دهیم که برای پاس داشتن خون عزیزترین فرزندان این سرزمین چه کردیم. به یاری حبیب‌ها بشتابیم، نترسیم و بدانیم که می‌توانیم اگر که همه با هم باشیم، مانند دیروز مانند امروز.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , ,