Saturday, 18 July 2015
15 August 2020
دایره‌ی شکسته

«مرد لحظه‌های گنگ»

2011 January 02

مه‌شب ‌تاجیک/ رادیو کوچه

«میرچا الیاده» در مارس ۱۹۰۷ در بخارست رومانی به دنیا آمد. بخشی از تحصیلات دانش‌گاهی خود را در همان‌جا گذارند. چهار سال در هند به مطالعه‌ی فلسفه، ادیان و فرهنگ هند، به‌ویژه یوگا و زبان سانسکریت پرداخت. سپس به رومانی بازگشت و تز دکترای خود را به عنوان «تاریخ تطبیقی تکنیک‌های یوگا» در سال ۱۹۳۰ گذارند. الیاده پایان نامه‌اش را در ۱۹۳۶ منتشر کرد. وی به تدریس در دانش‌گاه بخارست پرداخت و مقالات بسیاری در زمینه تاریخ و تطبیق ادیان و فولکور و نیز چند داستان قابل توجه نوشت.  در ۱۹۴۰ وابسته فرهنگی در لندن شد و در سال ۱۹۴۱ به لیبسبون منتقل شد. بنا به دعوت پروفسور «ژرژ دومزیل» به تدریس تاریخ ادیان در کلاس آزاد مدرسه تتبعات عالیه در سال ۱۹۴۵ مشغول شد و در دسامبر همان سال به عضویت در انجمن آسیایی پاریس درآمد. الیاده طی همین سال‌ها ملاقات‌ها و گفت‌وگوهای بسیاری با شخصیت‌های رومانی مقیم پاریس از جمله «الناوکه رسکو»، «امیل چوران»، «اوژن یونسکو» و «جورجه انسکو» داشت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

الیاده در تفسیر و تاویل پدیده‌های دینی روش و نگرش تازه‌ای داشت و بر آن بود که نمادپردازی دینی، به‌ترین جلوه‌ی پاسخ خلاقانه‌ای است که انسان به هیبت هستی و حضور در کیهان بی‌کران می‌دهد. انسان در نهایت با کیهان هم‌سو و هم‌ساخت است. هماهنگی و هم‌سانی جهان صغیر با جهان کبیر که ریشه در اندیشه‌های دینی و عرفانی کهن دارد و اساطیر کهن که حکم صور ازلی یا اعیان ثابته را دارند، هنوز و هم‌چنان در ذهن و زندگی انسان جدید نفوذ دارند. وی بر آن بود که تاریخ و تحقیق ادیان، هم‌دلی و انسان‌دوستی به بار می‌آورد که بسی فراتر و اصیل‌تر از اومانیسم غیردینی غربی است. روش و نگرش الیاده در اتمام آثارش، تلفیقی و کثرت‌گرایانه و هم‌راه با وسعت مشرب است و آمیزه‌ای است از مردم‌شناسی، پدیدارشناسی به شیوه هوسرل، ساخت‌گرایی و تاویل و کشف معنای باطنی یا هرمنوتیک.

به نظر الیاده، پدیده‌های متنوع دینی مانند باورها، اعمال، نمادها، اسطوره‌ها، را باید بدون درنظر گرفتن مکان و زمان اصلی آن‌ها سنجید

این نکته هم به عنوان بخشی از نگرش او قابل ذکر است که او تقدس یا امرقدسی، یعنی جوهر مشترک همه جلوه‌های حیات و فرهنگ دینی را امری اصیل، بسیط، واحد و تحول‌پذیر و غیرقابل تجزیه و تحویل به حقایق، امور، عناصر، تجارب و معارف دیگر می‌داند. به اعتقاد الیاده، حوزه‌ دین را باید به‌طور مستقل در نظر گرفت. دین را نباید به امور دیگری مانند جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و فیزیولوژی، اقتصاد، زبان، هنر و غیره تحویل داد، یعنی ماهیت دین را نباید به این امور تبیین کرد. پدیده دین را باید حوزه مستقلی درنظر گرفت و آن را بدون فروکاستن به دیگر حوزه‌های معرفت بشری تبیین کرد. تبیین دین براساس مقولات دیگر نظیر آن‌چه ذکر شد، همان تحویل‌گرایی است.

به نظر الیاده، پدیده‌های متنوع دینی مانند باورها، اعمال، نمادها، اسطوره‌ها، را باید بدون درنظر گرفتن مکان و زمان اصلی آن‌ها سنجید. زمان‌ها و مکان‌های این مظاهر دینی فرق می‌کند، اما همه‌ی‌ آن‌ها یک‌سانند و می‌توان همه‌ی‌ آن‌ها را در آزمون قیاس نهاد.  مظاهر پدیده‌های دینی نیز مکان‌ها و زمان‌های معینی برای خود دارند، به‌طور مثال در هر دینی عبادت در زمان و مکان خاصی انجام می‌شود، ولی این  عبادت‌ها را بدون درنظر گرفتن زمان و مکان آن‌ها می‌توان مقایسه کرد. هم‌چنین به عنوان مثال، «زئوس» خدای یونانیان بود و آن‌ها زئوس را می‌پرستیدند. یونانیان به خدایان بی‌شماری اعتقاد داشتند، زئوس خدای مذکر و برتر بود، خدای آسمان بود، در زمان‌ها و مکان‌های گوناگونی ظاهر می‌شد و برای خود همسری داشت. زئوس به یونانیان اختصاص داشت و در ادیان دیگر ملل، وجود نداشت، اما «خدای آسمان» به یونانیان اختصاص ندارد و در دیگر ادیان هم می‌توان چنین چیزی را یافت.

ما با بررسی خدای آسمانی در فرهنگ‌ها و ادیان مختلف می‌توانیم به حقایق کلی دست بیابیم. این روش بررسی را، الیاده «پدیدارشناسی»‌ می‌نامد. به نظر الیاده در تمام ادیان، دین‌داران میان دو سطح مقدس و نامقدس فرق می‌گذارند. نامقدس قلمرو اشیایی است که ما هر روز با آن‌ها سروکار داریم، قلمرو اشیای معمولی و غیرمهم. مراد اشیایی است که اهمیت خاص دینی برای ما ندارند. مقدس مقابل چنین اموری است. مقدس فضای امور فوق طبیعی و اشیای غیرعادی است. نامقدس در معرض نابودی و زوال است، ولی مقدس همیشگی، اصیل و واقعی است. نامقدس صحنه‌ای از حیات بشر را دربر می‌گیرد که تغییر می‌پذیرد و کهنه می‌شود. ولی مقدس عرصه‌ای است که زنده است، و ترتیب و کمال دارد. به نظر الیاده چشمه‌ دین از همین تمایز نهادن میان مقدس و نامقدس می‌جوشد.

الیاده عنصر اساسی و مشترک میان ادیان را همان امر مقدس می‌داند. قلمرو دین، تمیز نهاده میان مقدس و نامقدس است، ولی الیاده‌، امر مقدس را تنها در مواجهه با خداوند جست‌وجو نمی‌کند. امر مقدس عمومی‌ترین پدیده‌ی‌ مشترک میان همه‌ ادیان است. در تمام امور دینی می‌توان اثری از تکنیک مقدس و نامقدس یافت. برای فرد دین‌دار، مکان همگون و یک‌سان نیست، یعنی انسان دین‌دار همه‌ی‌ مکان‌ها را یک‌سان تجربه نمی‌کند. برخی مکان‌ها برای او مقدسند. به عنوان مثال، برای فرد مسلمان، مساجد نسبت به اماکن عمومی تقدس خاصی دارند، پس مسلمان در مسجد، مکان مقدس را تجربه می‌کند. از این جهت، مکان برای دیندار نامتجانس است. تفکیک امر مقدس از نامقدس در مکان هم جاری است. هم‌چنین دیندار، زمان را به نحو یک‌سان تجربه نمی‌کند. زمان از نظر دین‌دار نامتجانس است. برخی زمان‌ها بر خلاف دیگر زمان‌ها  مقدسند و دین‌دار چنین زمانی را به نحو مقدس تجربه می‌کند.

با این تحلیل الیاده، تفکیک میان مقدس و نامقدس عمومی‌ترین پدیده در تمام ادیان می‌داند. به‌طور اساسی از نظر الیاده این همین تکفیک نهادن میان مقدس و نامقدس است و تفاوت انسان دین‌دار و بی‌دین در همین امور است. برای فرد بی‌دین زمان‌ها و مکان‌ها متجانسند، ولی برای دیندار زمان‌ها و مکان‌ها نامتجانس و ناهمگونند.

مطالعات الیاده در هند تاثیر ژرفی بر زندگی او گذاشت، به گونه‏ای که او خودش می‏گوید دست‏کم سه چیز را در آن‌جا کشف کرد. نخست این‌که زندگی می‏تواند به وسیله آن‌چه او تجربه‌ی «توفیق‏آمیز» می‏نامد تغییر کند، دوم این‌که نمادها کلید فهم هرگونه حیات به‌طور کامل معنوی است، سوم، شاید مهم‏تر از همه این‌که از روستاهای هندوستان که میراث گسترده و نیرومندی از ادیان عامیانه، یعنی شکل به‌طور عمیق احساسی حیات معنوی که از زمان‏های بسیار دور وجود داشته چیزهای زیادی می‏توان آموخت در هند، در عین حال، به این جمع‏بندی رسید که در جوامع روستایی هنوز بقایایی از ادیان اولیه و باستانی وجود دارد.

الیاده در ادیان مختلف، نمادها و اسطوره‌هایی را می‌یابد که نشان می‌دهند امر مقدس واقعیت دارد و سپس میان ادیان مختلف و دین با ادیان باستانی ارتباط برقرار می‌کند. اما به کار بردن چنین روشی در ادیان آسان نیست. در هر یک از ادیان، نمادها و اساطیر فراوانی یافت می‌شوند که با تحلیل الیاده سرسازگاری ندارد. ارایه‌ نظریه‌ای جهانی درباره‌ دین امر مشکلی است. همه ادیان از ماهیت و عناصر یک‌سانی برخوردار نیستند و تفاوت‌های عمیقی میان آن‌ها است. بنابراین نمی‌توان با یافتن چند عنصر مشابه، نظریه‌ای کلی درباره‌ همه ادیان ارایه داد و ساختار همه‌ ادیان را از این طریق نمایاند.

منابع: پالس، دانیل، هفت نظریه در باب دین، ترجمه و نقد محمدعزیز بختیاری، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی «امام خمینی»، 1385

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , ,