شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
31 August 2016
دایره‌ی شکسته

«روزی روزگاری انیو موریکونه»

۱۳۸۹ دی ۱۷

مه‌شب ‌تاجیک/رادیو کوچه

«انیو موریکونه»، موسیقی‌دان و آهنگ‌ساز برجسته‌ی ایتالیایی، بیش از هر چیز به خاطر موسیقی متن فیلم و به خصوص فیلم‌های وسترن ایتالیایی یا وسترن اسپاگتی شهرت دارد و شاید مشهورترین آثار وسترن او، مجموعه‌ی «دلار» با شرکت «کلینت ایستوود» (Clint Eastwood)  و به کارگردانی هم‌کلاس قدیمی‌اش، «سرجیو لیونه» (Sergio Leone) باشد. سرجیو لیونه در دهه‌ی شصت و بعد از آن، تعداد زیادی فیلم ساخت که به‌طور عمومی به زبان ایتالیایی ساخته و بعد به انگلیسی دوبله می‌شد. ترکیب پس زمینه‌های ایتالیایی و داستان‌های وسترن با قهرمانی شکست‌ناپذیر، به ساختن چند فیلم موفق گانگستری نیز منجر شد که او به‌طور تقریبی در تمام آن‌ها از موسیقی موریکونه استفاده کرد. هرچند تماشاگران انگلیسی زبان پس از دیدن این فیلم‌ها با موسیقی موریکونه آشنا شدند، اما او قبل از آن در موطن خود آهنگ‌سازی مشهور بود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

انیو موریکونه در سال 1928 در رم متولد شد و بعدها در همان‌جا به تحصیل موسیقی پرداخت. او نواختن ترومپت و آهنگ‌سازی را تحت نظر «گودفردو پتراسی» (Goffredo Petrassi)  آهنگ‌ساز و مدرس موسیقی کلاسیک مدرن و هم‌چنین رهبری کر را در کنسرواتوار «سانتا چچیلیا» فرا گرفت. در ابتدا قصد داشت که به ساختن موسیقی کلاسیک مدرن بپردازد اما این ایده با پیش آمدی، تغییر کرد. موریکونه برای تنظیم ترانه‌های پاپ ایتالیایی دعوت شد که در آن زمان هیچ آشنایی با آن نداشت. موریکونه کار نوشتن موسیقی برای فیلم را از سال 1962 آغاز کرد و در ضمن از کار بر روی آهنگ‌سازی و تنظیم موسیقی کلاسیک نیز غافل نبود.

کار نگارش موسیقی متن فیلم را آغاز کرد، و با ساختن موسیقی فیلم «به خاطر یک مشت دلار» برای یار دیرینه‌اش سرجو لئونه، ظهور یک پدیده را نوید داد

در ۳۴ سالگی، کار نگارش موسیقی متن فیلم را آغاز کرد، و با ساختن موسیقی فیلم «به خاطر یک مشت دلار» برای یار دیرینه‌اش سرجو لئونه، ظهور یک پدیده را نوید داد. اما با موسیقی نوآورانه‌ی وسترن اسپاگتی «خوب، بد، زشت»  باز هم اثر لئونه بود که شهرتی جهانی یافت، وی با ترکیب بندی بدیع سازها و صداها، و با استفاده از ابزار الکترونیک به اضافه‌ی چاشنی سوت، به خلق موسیقی اوریژینالی دست زد که تا آن زمان نظیرش شنیده نشده بود و مبدع سبکی تازه و منشا تغییر و تحولی عظیم در موسیقی شد. و یا سال‌ها بعد برای موزیک متن «روزی روزگاری در آمریکا» با بهره‌گیری از سازهایی مهجورتر چون پن فلوت و بانجو، و با ترکیبات صوتی منحصر‌به‌فرد، به ایجاد لحن و حال و هوای اثر کمکی شایان توجه کرد. وی پس از «خوب، بد، زشت» از نردبام ترقی به سرعت صعود کرد.

اما ویژگی بارز او نسبت به سایر هم‌کارانش، این بود که خود را به سبکی واحد مقید نکرد، و بدون بیم و هراس از تجربه گرایی و با اجرای جسورانه‌ی ایده‌های نوینش، به خلق سبک‌هایی متنوع و نامتعارف در فیلم‌هایی با محتواهایی گوناگون روی آورد، و با هر اثر، با بداعتی مثال زدنی شنونده‌اش را به‌طور کامل غافل‌گیر کرد. خوب بد زشت، نبرد الجزایر، دسته‌ی سیسیلی‌ها، ای مثل ایکار، روزی روزگاری در آمریکا، تسخیرناپذیران، سینما پارادیزو، هملت، افسانه‌ی ۱۹۰۰ و دیگر آثاری در ژانرهای متفاوت وسترن، جنگی، جنایی،گنگستری، و درام اند، که بخشی عمده از جذابیت و ماندگاری خود را مرهون موسیقی درخشان و سرشار از نبوغ خالقش هستند. موسیقی در این فیلم‌ها، از یک موضوع شنیداری به وجهی زیبایی شناسانه تبدیل می‌شود، ملودی‌هایی که ریتم و شیوه‌ی ظریف سازبندی، بسط ملودیک و تنظیم هر یک، رنگی حیرت‌انگیز در کار می‌پاشند و با القای حس واقعی و فرامتنی صحنه‌ی مورد نظر به مخاطب، در خدمت فیلم هستند.

گاه به نظر می‌رسد که منشا تراوش این همه ملودی سحرآمیز از ذهن یک نفر، حاکی از وجود یک ژن مخصوص موسیقیایی است. موریکونه موسیقی را از اعماق وجودش حس کرده و با تلفیقی از غریزه و آگاهی و تجربه، سازها را به گونه‌ای به کار می‌گیرد که لحظه‌هایی طلایی و رویایی را به مخاطب هدیه می‌دهد. اکنون پس از طی دهه‌ها از ساخت فیلم‌های نام‌برده، تفکیک آنان از نواهای شنیدنی و به یادماندنی موریکونه ناممکن است. در عین حال، آثار موریکونه این‌قدر در پرواز به سوی عرش جاودانگی موفق عمل کرده‌اند، که می‌توان آنان را فراتر از فیلم و به سان یک موسیقی محض گوش کرد و لذتی خالص برد. به‌طور مثال جادوی قطعه‌ی باشکوه «Childhood And Manhood» در شاه اثر «جوزپه تورناتوره» «سینما پارادیزو»، روح شنونده را بر امواجی دل‌نشین سوار کرده و از این کره‌ی خاکی به دنیایی شگفت‌آور می‌برد.

موریکونه راوی ترانه‌های انسان غرق در نوستالژی است‌. موسیقی موریکونه‌، روایت‌گر گذر زمان است‌، و مرثیه‌ای بر میرایی زمان‌، آوای از دست رفتن کودکی درون و مواجهه با عریانی زندگی‌. این ویژگی از کار موریکونه در فیلم‌هایی چون 1900‌، مالنا و روزهای بهشت‌، نمود بارزتری می‌یابد‌. آثار انیو‌ موریکونه در گذر زمان، از گرد و غبار کهنگی در امان بوده و با دمیدن نسیمی جان‌بخش در شنونده و با نفوذ به انتهایی‌ترین پستوهای ذهن او، عمری ابدی یافته‌اند. موریکونه بر روی رفیع‌ترین قله‌ی دنیای موسیقی ایستاده، دانش‌مندترین موسیقی‌دان نسل خود که شاید دست‌یابی به جای‌گاه او تا دهه‌ها امری محال باشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , ,