شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
30 August 2016
قصه‌های ما، از رویا تا واقعیت

«برگی از یک آلبوم»

۱۳۸۹ دی ۱۸

شهره شعشعانی/ رادیو کوچه

[email protected]

«کاترین منسفیلد» (Kathleen Mansfield) در 14 اکتبر 1888در نیوزیلند به دنیا آمد. دختر تاجری خود‌ساخته که در نوزده سالگی به انگلستان رفت و در آن‌جا با نویسنده‌های نوگرایی چون «دی.اچ.لارنس» و «ویرجینیا وولف» روابط دوستانه برقرار کرد. داستان‌های او معمولن بر یک وقفه‌ی لحظه‌ای متمرکزند و اغلب آغازی ناگهانی دارند. از منسفیلد رمان‌هایی چون «گاردن پارتی» و «دختران سرهنگ مرحوم»، چندین مجموعه داستان کوتاه، شعر و دفتر خاطرات به جا مانده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«برتراند راسل» ذهن خلاق او را تحسین می‌کرد. ویرجینیا وولف می‌گفت: «او مانند گربه سی وت است که به هنگام خیابان‌گردی مشک می‌پراکند» و اذعان می‌داشت که عاشق اوست: «فکر می‌کنم به روش خودم.» و گفته بود که منسفیلد تنها نویسنده‌ای است که به نوشته‌هایش حسادت می‌کند. کریستوفر ایشروود و آلدوس هاکسلی هم‌راه با بسیاری نویسنده‌های دیگر نه تنها از جملات او وام گرفتند بلکه از شخصیت او نیز در رمان‌هایشان‌ استفاده کردند. دی.اچ.لارنس از او برای خلق شخصیت «گودرون» در «زنان عاشق» الهام گرفت.

ویرجینیا وولف می‌گفت: «او مانند گربه سی وت است که به هنگام خیابان‌گردی مشک می‌پراکند»

منسفیلد که غالبن به هویت خود بی‌اعتماد بود ترجیح می‌داد ظاهری کاملن متمایز و منحصر‌به‌فرد از خود ارایه دهد به همین خاطر موهایش را مانند عروسک‌های ژاپنی کوتاه می‌کرد و در دوره‌ای که زن‌ها هم‌چنان در بند لباس‌های پر‌چین و مزین به تور دوره «ادوارد» بودند لباس‌های ساده و طرح‌های آراسته‌ای می‌پوشید که به سفارش برایش تهیه می‌شد. آثار او نیز به همین اندازه شسته رفته است. می‌گفت: «زندگی و کار تفکیک‌ناپذیرند.» در مورد او این نکته صحت داشت. او زنی پرشور بود که عرف جامعه را کم‌تر رعایت می‌کرد و گاه نیز از این بابت با کم‌لطفی‌هایی مواجه می‌شد که در خور او نبود.

طی زندگی کوتاه جسورانه و پردرد و رنجش داستان‌هایی خلق کرد که خواننده‌ها همواره به خاطر می‌سپارند و منتقدان قرن بیستم به دفعات این آثار را بازخوانی کرده‌اند. بالاتر از همه منسفیلد نویسنده‌ی نویسنده‌هاست. او بی‌وقفه در مورد روند نگارش می‌نوشت. نامه‌ها و یادداشت‌هایش در این باب بخشی از با‌ارزش‌ترین آثار او به حساب می‌آیند. منسفیلد به دنبال زبان تازه‌ای بود که افکارش را به‌وسیله آن توصیف کند، دیدار از نمایش‌گاه «ون گوگ» و پست امپرسیونیست‌ها در سال 1910 الهام‌بخش خلق چنین زبانی شد: «آن‌ها در مورد نوشتن نکته‌ای را به من آموختند، چیزی شگفت‌آور، گونه‌ای آزادی، یا لرزشی آزاد.» از این دوره به بعد نگاه منسفیلد به نحو محسوسی نقاشانه‌تر شد و روابط مهمی با بعضی نقاش‌های «کالریست» به ویژه با «جی.دی.فرگوسن» و «آن استل رایس» و نیز بعضی نقاش‌های نسل جوان‌تر گروه هنرمندان بلومزبری برقرار کرد.

او که در جریان جنگ جهانی اول به بیماری سل مبتلا شده بود، سرانجام بر اثر همین بیماری در  9 ژانویه 1923 زمانی که تنها 34 سال داشت، چشم از جهان فرو بست.

«برگی از یک آلبوم» در مجموعه «آخرین خنده» توسط «سعید سعید‌پور» به فارسی ترجمه شده است.

موسیقی:

Erik Satie :Je te veux,  Caresse & Le Piccadilly

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , 

از کوچه حمایت کنید
مجله کوچه را بخوانید:
جستجوی کوچه
side bar links