Saturday, 18 July 2015
24 March 2023
گفت‌و‌گوی روز- گفت‌و‌گو با میهمان‌دار سابق «ایران‌ایر»

«هواپیما‌هایی که با کهنه‌ها نو می‌شوند»

2011 January 11

اردوان روزبه/ رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

هواپیما به جای ساعت چهار دو ساعت بعد، با تاخیر از فرودگاه تهران راهی ارومیه می‌شود. برج مراقبت ارومیه می‌گوید تا ده دقیقه قبل از گم شدن با خلبان گفت‌و‌گو کرده است، هوا بد بوده، هواپیما امکان نشستن نداشته است درست مانند همه گزارش‌های سوانح هوایی. پرواز از مسیر خارج می‌شود و بعد روستاییان یکی از روستاهای اطراف ارومیه گزارش می‌دهند که غولی آهنین در کنار روستایشان افتاده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بله و یک‌بار دیگر یک پرواز مرگ‌بار در ایران رقم می‌خورد. این پرواز بار دیگر می‌گوید که یک بویینگ 727 نمی‌تواند با نزدیک چهل سال پرواز، بدون امکان استفاده از وسایل یدکی نو، یک هواپیمای بدون خطر و یا حتا کم خطر باشد. بار دیگر مانند دیگر بخش‌ها در کشور ایران، جان آدمی به ارزان‌ترین بها فروخته می‌شود. درست مانند همان اعدام‌های یک‌باره، مانند تصادفات و تکه‌تکه شدن آدم‌ها در جاده‌ها و درست مانند مرگ معتادان به مواد مخدر شیمیایی و همان کسانی که در خیابان‌ها اشتباهی گلوله‌ای بر پیشانیشان خال انداخته است.

وجه اشتراک تمام این‌ها بهای پایین «جان» در کشور پهناور ایران است. در اولین بیانیه‌ها استان‌دار آذربایجان اظهار خوشحالی می‌کند که نزدیک پنجاه نفر با پای خود از هواپیما پیاده شده‌اند و بقیه هم در حال پیاده شدن هستند و وزیر راه نیز با خوشحالی اظهار می‌کند که بسیار حادثه کم تلفاتی بوده است. بهبهانی در گفت‌و‌گو با رسانه‌ها می‌گوید: «الحمداله تلفات در این سانحه کم است.»

اگرچه که معصومی ریس اورژانس کشور آمار را هجده نفر اعلام می‌کند اما این آمار با هفتاد و هفت نفر که تاکنون گزارش مرگ‌شان اعلام شده است بسیار تفاوت دارد و روشن نیست  توسط آقای بهبهانی در پروازی که 105 انسان بوده‌اند، تلفات هفتاد و هفت نفره چگونه کم به حساب آمده است. آیا آقای وزیر این تلفات را با مرگ در دیگر موارد مقایسه کرده‌اند، که به نظرشان کم آمده است؟

باز هم مسوولان مانند همیشه پاسخ ندادن را به گردن «جعبه سیاه» می‌اندازند و وعده می‌دهند که پس از رمز گشایی مردم را برای شنیدن علت حادثه خبر خواهند کرد. کاری که هنوز بعد از چندین سقوط رخ نداده است و کسی از گزارش های مبتنی بر جعبه سیاه قبلی نیز اطلاعی ندارد.

هزینه این تحریم‌ها امروز تابوت‌های پرنده‌ای است که فقط مردم ایران بهایش را می‌پردازند

البته این نکته هم مهم است که به هر روی «ایران‌ایر» هم به جمع تابوت‌های پرنده پیوسته است. این شرکت اولین پروازی را داشته که منجر به سقوط شده است. اما در کارنامه عموم شرکت‌های هواپیمایی ایرانی سقوط هواپیمای خود‌نمایی می‌کند.

یافتن علت به نظر می‌رسد چندان هم به رمز گشایی نیاز ندارد. وقتی یک میهمان‌دار در گفت‌و‌گو می‌گوید که هواپیما‌های در حال پرواز با قطع هواپیما‌های زمین‌گیر لوازم یدکی‌شان تامین می‌شود بعید به نظر می‌رسد که نیازی به رمز گشایی جعبه سیاه باشد. سرنوشت سیاه خود گویاتر از جعبه است.

حادثه سقوط به هر روی باردیگر به هزار دلیل رخ می‌دهد و باز ده‌ها ایرانی کشته می‌شوند و باز به گردن بدی هوا و خطای خلبان می‌افتد و باز جعبه سیاه تا از اب افتادن آسیاب‌ها باز نمی‌شود اما به راستی مردم تا کی باید هزینه سبک‌سری گردانندگان یک کشور را بدهند و  از امنیت و آسایش بی‌بهره باشند، تا کسانی که خود رنجش را نمی‌کشند به مقصود برسند؟

هزینه این تحریم‌ها امروز تابوت‌های پرنده‌ای است که فقط مردم ایران بهایش را می‌پردازند.

نکته‌ای که برای این نوشتار امروز مهم بود، گذری بر روزگار میهمان‌داران و یا خدمه یک پرواز است. کسانی که هر روز بر این تابوت‌ها سوارند. کسانی که حتا به صورت معمول در لیست کشته‌شده‌گان جزو سرنشین هم به حساب نمی‌آیند. راستی میهمان‌داران با این زندگی بر روی لبه تیغ چه می‌کنند.

«سمیه سیمع‌زاده» یکی از میهمان‌دارانی است که بارها با همین هواپیما پرواز داشته است. او سه سال‌ونیم قبل به دلیل شرایط سخت کاری شغلش را ترک گفته است. خانم سیمع‌زاده از رنج‌های این حرفه و نگرانی‌هایش می‌گوید. شاید وقت این باشد که در این میان فراموش نکنیم که آن‌ها نیز چه فشارهای سنگین روحی را با خود هم‌راه می‌کنند.

شما به عنوان یک مهمان‌دار و یکی از کسانی که در گذشته، در خدمه‌ی پروازی هم بودید، و حتا در این هواپیمایی که ساقط شده هم حاضر بوده‌اید، وقتی این خبر را شنیدید چه احساسی داشتید؟

اول که اصلن نمی‌توانستم باور کنم در «ایران‌ایر» سقوط اتفاق افتاده باشد. برای این‌که با توجه به همه‌ی تحریم‌هایی که وجود دارد، ایران‌ایر آن‌قدر خلبان‌های ماهر و زبردستی دارد که با همه‌ی سختی‌ها می‌توانستند پروازها را مدیریت، هدایت و در نهایت به مقصد برسانند. ولی بعد از این‌که در سایت‌های مختلف خواندم و متوجه شدم که این خبر واقعیت دارد، و بعد از آن دیدن تصاویری از صحنه‌ی سقوط و فروپاشی هواپیما‌یی که یک روز نه بلکه سال‌ها من در با آن پرواز کرده‌ام، در آن قدم زده‌ام‌، اصلن باورم نمی‌شد که این هواپیما به این شکل درآمده باشد و تار و پودش از هم جدا شده باشد و بدتر از آن باورم نمی‌شد که یازده نفر از هم‌کاران من در آن پرواز جان خود را از دست داده باشند.

لطفن توضیح بدهید واقعن مشکلات حرفه‌ای یک مهمان‌دار، به‌خصوص در مورد ایران، چه می‌تواند باشد؟

شغل مهمان‌داری از نظر مردم شغل بسیار شیک، با کیفیت و حقوق بالا است. ولی آن‌قدر این شغل سختی‌های مختلفی دارد که من باید ذره ذره آن را بشکافم و برای‌تان بگویم که اصلن مهمان‌داران در ایران‌ایر دو قسمت هستند. مهمان‌داران «قراردای و رسمی» که خوش‌بختانه مهمان‌داران قراردای بعد از خروج من از ایران‌ایر، تبدیل به قراردای خود ایران‌ایر شدند که البته آن‌هم هنوز مشکلات خاص خود را دارد. من کماکان با دوستان و هم‌کاران خود در ارتباط هستم و از مشکلات‌شان در این زمینه و از تفاوت‌هایی که هنوز با مهمان داران رسمی دارند، با خبر هستم و ناله‌ها وشکایت‌های‌شان را می‌شنوم‌.

مهمان‌داری به هر حال شغلی است که در آن مهمان‌داران درصد بسیار زیادی از ماه و سال را خانه نیستند و  در جایی حالا، در شهرستان‌ها و یا در خارج از کشور باید اقامت کنند و برای کسی که متاهل است و همسر و فرزند دارد، مسلمن این شرایط برای خانواده وی خیلی خوش‌آیند نیست و همین‌طور کسی که مجرد است هم از مسایل و مشکلات دیگری برخوردار است‌. چون کشور ما کشور جمهوری اسلامی است و مسایل و مشکلات حجاب و حراستی در همه‌ی زمینه‌های کاری متاسفانه حرف اول را می‌زند و امنیت در درجه‌های بعدی اهمیت قرار دارد.

در زمینه مسایل کاری هم، از زمانی که مهمان‌داران وارد «بریفینگ» (جایی‌که مهمان‌دار به هم‌راه سرمهمان‌دار و با هدایت او در مورد پروازی که قرار است آن روز و یا آن شب، نوع هواپیما، تعداد مسافران و مسایل امنیتی پروازی، و… انجام بدهند)‌، می‌شوند، در جریان قرار می‌گیرند، با هم صحبت می‌کنند و تمام مسایل پروازی را مرور می‌کنند و در واقع برای هر کسی در واقع تقسیم وظایف می‌شود. بعد به سمت هواپیما هدایت می‌شوند. در مسیری که به سمت هواپیما هدایت می‌شوند، هیچ‌وقت از تذکراتی در مورد حجاب بی‌بهره نیستند. گو این‌که ما مهمان‌داران ایران‌ایر همیشه این مسایل را رعایت می‌کردیم ولی خوب می‌دانید در ایران وقتی‌که بخواهند به یک مسئله تمرکز داشته باشند، به‌خصوص اگر از قسمت‌های بالا روی این مساله خیلی تاکید بشود، کسانی هم که مسوول هستند خیلی روی این مسایل فشار می‌آورند.

این سوال پیش می‌آید که نحوه‌ی نگه‌داری هواپیماها در ایران‌ایر به چه ترتیبی بوده است. با توجه به این‌که در صنعت هوانوردی ایران، تحریم‌ها نقش اساسی را بازی کردند، چگونه این قطعات تامین می‌شده است؟ هواپیماهایی که باید هر روز چک و یا قطعات آن تعویض می‌شدند.

البته من در این زمینه متخصصص نیستم و فقط می‌توانم شنیده‌های خود را در اختیار شما قرار دهم. به طوری‌که من از مهندسان پرواز و از آقایان فنی روی زمین در بین پروازها می‌شنیدم، این‌طور بود که یک‌سری از هواپیماهای ایران‌ایر غیر فعال هستند و دیگر پروازی انجام نمی‌دهند برای این‌که زمان و ساعت پروازشان پرشده و اجازه‌ی پرواز بیش‌تر از این را ندارند. بنابر‌این «غیر اکتیو» هستند. وقتی‌که برای هواپیمای اکتیو (فعال) مشکلاتی به‌وجود می‌آید با توجه به تحریم‌هایی که وجود دارد، تا جایی که امکان دارد، از قطعات هواپیماهای غیر‌فعال استفاده می‌شود.

شغل مهمان‌داری از نظر مردم شغل بسیار شیک، با کیفیت و حقوق بالا است. ولی آن‌قدر این شغل سختی‌های مختلفی دارد که من باید ذره ذره آن را بشکافم و برای‌تان بگویم که اصلن مهمان‌داران در ایران‌ایر دو قسمت هستند

خود شما فکر نمی‌کنید با توجه به کثرت و جحم بالای پروازها، آن هم با هواپیماهای فرسوده‌ای که ایران‌ایر و دیگر شرکت‌ها دارند، این حرفه یک نوع بازی با جان برای خدمه‌ی پرواز و یا حتا خود مسافران به حساب می‌آید؟

من فکر می‌کنم تنها انگیزه‌ای که برای خدمه‌ی پرواز وجود دارد، انجام پرواز، عشق به پرواز و عشق به این‌کار و حرفه‌ای که انجام می‌دهند است و به مسایل دیگری فکر نمی‌کنند. تا امروز، خدمه‌ی پرواز، تکیه‌گاه‌شان، مهارت و زبردستی خلبانان ایران‌ایر بوده است. من مسلمن حادثه‌ای که امروز اتفاق افتاده است را از چشم خلبان پرواز نمی‌بینم. علی‌رغم حرف‌و‌سخن‌های وزیر‌ راه و یک‌سری از مسوولان که همیشه عادت دارند وقتی‌که اتفاقی می‌افتد، این مسایل را گردن دیگران بیاندازند. مسلمن این‌طور نبوده و تا زمانی که جعبه‌ی سیاه هواپیما پیدا نشود، هیچ‌کس نمی‌تواند اظهار نظر کند. امیدوارم کشورمان طوری بشود که به حالت عادی بازگردد، ما از این تحریم‌ها دربیاییم و بتوانیم با خیال راحت سوار هواپیما شده و پا روی پله‌ی هواپیما بگذاریم.

شما صحبت از فشارهای روحی و مشکلات می‌کنید. آیا در ساختار فعلی سازمانی مانند ایران‌ایر بخشی برای رفع مشکلات روحی و یا فشارهای کاری خدمه وجود دارد؟

تا زمانی که من در ایران‌ایر کار می‌کردم، چنین بخشی وجود نداشت و با توجه به این‌که من ارتباطم را هم‌چنان با هم‌کارانم حفظ کرده‌ام کسی از چنین مسئله‌ای خبر نداده است و همین مسئله نشان‌دهنده‌ی این است که مسوولان صنعت هواپیمایی ایران درک درستی از این صنعت ندارند. زیرا رسیدگی به مسئله روحی، روانی خدمه پرواز یکی از مسایل بسیار با اهمیت در این زمینه و در این شغل است. مسوولان نه تنها در جهت بهبود این مسئله قدمی برنداشتند، بلکه کاملن برعکس از جهات مختلف و در زمینه‌های مختلف فشارهای روخی، روانی وارد می‌کردند.

احساس شما در چنین مواقعی، وقتی که چنین حادثه‌ای رخ می‌دهد و عده‌ای جان خود را از دست می‌دهند چیست؟ و هم‌کاران دیگر شما به‌عنوان خدمه پروازی نسبت به هم‌کاران و یا مردمی که از دست دادند‌، چگونه عکس‌العملی دارند ؟

فکر می‌کنم باید این توضیح را بدهم که ما تاکنون در ایران‌ایر مسئله سقوط نداشتیم. فرود اضطراری وجود داشته ولی همیشه بدون تلفات جانی بوده است و با موفقیت روبه‌رو می‌شده است. مسئله سقوط در ایران‌ایر هرگز مطرح نبوده ولی متاسفانه امروز این اتفاق افتاده است و مسلمن وقتی که من به‌عنوان یک مهمان‌دار که این خبر را حالا چه از ایران‌ایر و چه از هر خط هواپیمایی دیگر، می‌شنوم، خود را جای مهمان‌داری می‌گذارم که داخل آن پرواز بوده و بسیار تاسف‌انگیز است و خیلی شرایط دردناکی را احساس می‌کنم که هم‌کارانم کشیدند.

در خبرها صحبت از 95 سرنشین شده است و اصولن در همه‌ی این پروازها  کم‌تر به خدمه اشاره می‌شود. آیا به نظر شما این امر دال بر بی‌توجهی نسبت به گروه پروازی نیست؟ و آیا شما و دیگر هم‌کاران‌تان نسبت به شرایطی که وجود داشته برای کار شما و فشارهای روحی و جسمی که در کار بوده است، اعتراضی نداشته‌اید؟

به نکته بسیار مهمی اشاره کردید. زیرا  به هر شخصی که داخل هواپیما قرار داشته باشد سرنشین گفته می‌شود. چه خلبان هواپیما، چه مهمان‌دار و چه مسافر و چه مامور امنیتی و حراستی، همه این افراد سرنشین هواپیما هستند و همین امر نشان می‌دهد که چه‌قدر خدمه پرواز که کار بسیار پر‌اهمیتی را هم انجام می‌دهند از دیدها پهنان هستند و متاسفانه کم‌اهمیت جلوه می‌کنند. همیشه اعتراض بوده است. موارد مختلفی هم بوده که ما هم‌کاران‌مان در خطوط هواپیمایی دیگر را از دست دادیم و بعد در خبرها شنیدیم که سرنشینان این هواپیما این تعداد بودند و بعد اگر خدمه پرواز دچار مشکل شده بودند، تعداد خدمه پرواز را جدا مطرح می‌کردند و این خود موید این مسئله است که خدمه پرواز از جای‌گاهی که باید برخوردار نیستند.

English

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. Avideh Motmaen-Far