شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
30 August 2016
قصه‌های ما، از رویا تا واقعیت

«کهن‌ترین داستان جهان»

۱۳۸۹ دی ۲۶

شهره شعشعانی/ رادیو کوچه

[email protected]

«رومن گاری» (Romain Gary) یکی از پرکارترین و محبوب‌ترین نویسندگان فرانسوی است که بیش از سی داستان، رساله و خاطره‌نگاری در کارنامه خود دارد. گاری بعضی از این آثار را با نام مستعار «امیل آژار» به چاپ می‌رساند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

مادر رومن گاری یهودی روسی بود و پدرش خون تاتار و مغول داشت.  در سال 1925 پدر خانواده را رها کرد و ‌بار مسوولیت و نگه‌داری فرزند به تنهایی بر دوش مادر افتاد. آن دو زمانی که رومن چهارده سال بیش‌تر نداشت به شهر «نیس» در فرانسه نقل مکان کردند. رومن جوان در جنگ جهانی دوم و هم‌زمان با اشغال فرانسه به دست نازی‌ها به انگستان رفت و در آن‌جا به عنوان خلبان به نیروی‌های آزادی‌بخش فرانسه زیر فرمان ژنرال دوگل پیوست. رومن گاری به خاطر فداکاری‌اش در جنگ نشان شجاعت گرفت، پس از جنگ به خدمت دیپلماسی فرانسه درآمد و به مدال لژیون دونور دست یافت. گاری نخستین اثرش «تربیت اروپایی» را در 1945 منتشر کرد.

از دیگر آثار برجسته‌ی او می‌توان از «ریشه‌های آسمان» 1956، «میعاد در سپیده‌دم»‌ 1960، «خداحافظ گاری کوپر»‌ 1965، «زندگی پیش رو» (با نام مستعار امیل آژار)‌ 1975 یاد کرد. داستان کوتاه «کهن‌ترین داستان جهان» از مجموعه داستان‌های «پرندگان می‌روند در پرو می‌میرند» انتخاب شده که آن هم از برجسته‌ترین آثار رومن گاری است.

نقد و نگاه

«کهن‌ترین داستان جهان» همان‌طور که از نامش پیداست به یکی از قدیمی‌ترین و پیچیده‌ترین معماهای روح انسان می‌پردازد. معمایی که در پیچیدگی‌اش گویی با قضیه‌ی تقدم و تاخر  مرغ و تخم مرغ ‌پهلو می‌زند. با این سوال به ظاهر بی‌جواب که آیا ستم‌کار است که از هم نوع خود انسانی ستم دیده می‌سازد و او را به زیر سلطه می‌کشد، یا ستم دیده است که از سر ضعف، از سر ترس، یا به دلایل راونی پیچیده‌تر، ستم‌کار را به‌وجود می‌آورد و با تمکین و تسلیم، خواسته و ناخواسته، موجب تشویق او می‌شود، و به این ترتیب تن به سازش با سرنوشت دردناک خود می‌دهد.

گاری که خود خون یهودی دارد و در جریان جنگ دوم جهانی تا انهدام کامل نظامی که هم‌کیشان مادری‌اش را به کوره‌های آدم‌سوزی می‌برد شجاعانه جنگیده، در این داستان کوتاه، پانزده سال پس از آن وقایع شوم خواننده را به ارتفاعات دور‌افتاده‌ی لاپاز در بولیوی می‌برد و با خیاطی یهودی به نام «شوننبام» آشنا می‌کند. سپس از دید او به تماشای زندگی یک قربانی شکنجه، خیاط یهودی دیگری می‌نشیند و به سرعت در یک چرخش داستانی سرگیجه‌آور نقب به کهن‌ترین سوال عالم می‌زند: چیستی شکنجه، که در طول تاریخ بشر همواره حضور داشته، که شمول عام دارد، که مسیحی و مسلمان و یهودی- که دین‌دار و بی‌دین- نمی‌شناسد، که به قوم و نژاد خاصی اختصاص ندارد، که به زمان و مکان مشخصی محدود نمی‌شود، که تاریخ مصرفش متاسفانه هنوز میان ما انسان‌های امروزی منقضی نشده است.

این داستان را  «ابوالحسن نجفی» ترجمه کرده است.

موسیقی:

Henryk Górecki :

Symphony No. 3 “Sorrowful Songs” – Lento e Largo

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,