Saturday, 18 July 2015
18 January 2021
کوچه مهتابی – آنان که با گرگ‌ها می‌رقصند

«بچه‌سفارتی و دیسکو؟»

2011 January 18

اردوان طاهری/ رادیو کوچه

a.taheri@koochehmail.com

جای همه‌ی کسانی‌ که اهل بزم‌های‌ شبانه و‌  رقص و دیسکوی‌ ایرانی‌‌اند خالی‌. چند شب پیش – که خواهر‌زاده‌ی جوان یکی‌ از دوستانم برای خودش یک شب‌ رقص ایرانی‌ دست و‌ پا کرده بود – ما را هم دعوت کرد و من هم به یک شرط که بین‌ ما بود، دعوت‌ این جوان را پذیرفتم و‌ با این که صبح بسیار زود عازم سفر بودم، به جمع جوان‌ها‌ی ایرانی‌ پیوستم. جوان‌هایی که آن‌جا- فارغ از درد‌ها و رنج‌های روزمره‌‌گی ایرانی‌ بودن‌شان، به قول قدیمی‌ها، جوانی می‌کردند و‌ مصداق این بیت حضرت حافظ بودند که: «عشق و‌ شباب و‌ رندی مجموعه‌ی مراد است/ چون جمع شد معانی گوی‌ بیان توان زد»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اما این دیسکو با همه‌ی دیسکوهای معمول تفاوت داشت؛ تفاوتی که برای بسیاری از اهالی دیسکو قابل تشخیص نیست. دیسکویی که یک سفارت‌خانه‌ی جمهوری‌ اسلامی بود. به راحتی‌ می‌شد آن‌جا پاسپورت تمدید کرد یا مثلن گواهی عدم سو‌پیشینه دریافت کرد. تعجب نکنید، آن دیسکو‌ی – به قول‌ حضرات دولت جمهوری اسلامی، پای‌گاه‌ شیطان – جای جایش مزین شده بود به فرزندان دختر و‌ پسر‌ دیپلمات‌های جمهوری اسلامی، که هم‌چون دیگر جوانان‌ ایرانی‌ به پای‌کوبی و کام‌جویی مشغول بودند. بی‌چاره دختر و پسرهای ایرانی و برگزارکنندگان دیسکو که نمی‌دانستند در میان جمع بی‌آلایش و گرم‌شان، فرزندان و هم‌دستان زندان‌بانان آزادی و عدالت رخنه کرده‌اند. حتا گاهی – با این‌که این افراد شناخته شده هستند – این فرزندان خلف پدران‌شان، چنان خود را در قالب معترض به شرایط موجود جا می‌زنند که جوانان ایرانی آن‌ها را از خود می‌دانند و نمی‌دانند که این معترضان دروغین، هم‌چنان به جیره‌خواری خود ادامه می‌دهند و هزینه‌‌های تفریحات آن‌چنانی خود را از مال – به اصطلاح – بیت‌المال تامین می‌کنند.

یاد دانش‌جویان خط امام که با پیروزی انقلاب اسلامی از اروپا و آمریکا به ایران بازگشتند و هم‌چنان بازی‌گر عرصه‌ی سیاست ایران هستند ذهن مرا به خود مشغول می‌کند …

البته‌ همه‌ی انسان‌ها آزاد هستند که – فارغ از پیشینه‌ی خانوادگی – خود تصمیم بگیرند که چه کنند و‌ به کدام راه پیش روند، اما داستان‌ این فرزندان‌ خلف برادران ارزشی سفارتی این است که این ابن‌الوقت‌ها نیز مانند پدران‌شان، هم از توبره می‌خورند و‌ هم از آخور. آن‌ها از حقوق نظام اسلامی، گوشت و‌ پوست می‌گیرند و‌ در مراسم مذهبی‌ مرکز‌ «امام علی»،‌ چنان زیر بیرق‌ حسین سینه می‌زنند و اشک می‌ریزند و‌ در برابر پدران نان به نرخ روز خور‌ خود، نمایش فرزند انقلابی را بازی می‌کنند که باور نمی‌کنید که این دکلته (Décolleté) پوشیده‌ها و مو سیخ‌سیخی‌های مست، همان‌ها هستند که وقتی با مادر و پدرشان هستند، تنها به چشم‌چرانی زیرزیرکی بسنده می‌کنند.

نمی‌دانم، شاید شما تصور کنید که بنده هم به پوستین‌ خلق درافتاده‌ام و‌ همان راه را پیش گرفته‌ام که جمهوری اسلامی در مارک چسباندن و‌ تهمت زدن پیش رفته است، اما باور کنید که مشکل من این نیست که این جوان‌ها به راهی‌ می‌روند که خود می‌خواهند، بلکه مشکل از آن است که این‌ها با پولی که به خون سهراب‌ها و‌ نداها آغشته است و با مزد سکوت خودشان در برابر ظلمی که با هم‌دستی پدران‌شان بر مردم ایران می‌رود، به رقص و‌ سرمستی و‌ پایکوبی کامران شده‌‌اند و این شرط‌ انصاف و مروت نیست.

اگر پدران و مادران‌ آن‌ها را می‌شناختید و رفتار خودشان را در محل‌های در ارتباط با سفارت جمهوری اسلامی دیده بودید، هم‌چون من، تا همین لحظه که در حال نوشتن هستم، مبهوت می‌شدید. مادری را تصور کنید که ناظم مدرسه‌ی ایرانی وابسته به نظام جمهوری اسلامی ایران در وین بوده است و همسرش دیپلمات سفارت جمهوری اسلامی. این خانم محجبه‌ی جانماز آب‌کشیده که خود هم از مشکلات اخلاقی بی‌بهره نبوده، روزی به یک نوجوان پسر، تنها به این دلیل که – به سنت پیامبر اسلام – گیسوان بلندتری از دیگران داشت، توهین کرد و در برابر دیگر دانش‌آموزان، او را مورد تمسخر قرار داد. حالا، شوهر این خانم چند سالی است که ماموریتش در وین تمام شده و در یک کشور دیگر در سفارت‌خانه‌ی جمهوری اسلامی مشغول است، اما فرزندان او در وین مانده‌اند. شاید به من حق بدهید که با دیدن لباس دکلته (Décolleté) و رقص و می‌خواره‌گی دختر این مادر محجبه‌ی اصول‌گرا و پدر بسیار متعهد به نظام اسلامی ایران، چنان گیج شوم که در همان دیسکو، شور روزنامه‌نگاری بالا بزند و دست به قلم شوم تا شنوندگان رادیو کوچه هم از خبر حضور پر‌رنگ فرزندان دیپلمات‌های نظام جمهوری اسلامی در دیسکوهای ایرانی بی‌بهره نباشند. آن‌جا نه از ساندیس خبری بود و نه از بخش‌نامه؛ به راستی حضور آن‌ها خودجوش بود. ناگفته نماند که آن‌جا، آقازاده‌های دیگری هم حضور داشتند که هم‌چون پدران‌ و مادران‌شان، کم هم فعال نبودند.

وقتی از آن‌جا بیرون آمدم، در راه به این فکر می‌کردم که آن دسته از فرزندان مسوولان نظام جمهوری اسلامی، که در خارج از ایران زندگی می‌کنند، چه آیینه‌ای از آینده پیش رو دارند؟ آیا آن‌ها نیز چون پدران و مادران‌شان، تصمیم‌گیرندگان آینده‌ی ایران خواهند شد یا به زندگی این چنینی و خوش و خرم خود با پول نفت آغشته به خون این ملت ادامه خواهند داد؟ یاد دانش‌جویان خط امام که با پیروزی انقلاب اسلامی از اروپا و آمریکا به ایران بازگشتند و هم‌چنان بازی‌گر عرصه‌ی سیاست ایران هستند ذهن مرا به خود مشغول می‌کند …

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , , , , 

۱۵ Comments


  1. وحید
    1

    از لحن و زبان این نوشته متاسفم و واقعا امیدوارم که این حالت نفرتی که آقای اردوان طاهری نسبت به فرزندان در “حال رقص” کارمندان وزارت خارجه جمهوری اسلامی دارد به مرور زمان برطرف شود و با نگاه دوباره به این نوشته کمی فکر کنند که واقعا هدف این نوشته چیست؟ ابراز انزجار از فرزندان نوگرای کارمندان دولتی؟ به قول شاعر به کجا چنین شتابان؟

  2. 2

    واقعیت تلخه وحید خان
    من این نوشته هارو قبول دارم چون این پست فطرتارو میشناسم و باهاشون بر خورد داشتم
    برای اونا همه چیز حلاله
    ولی برای جوانان امثال ما همه چیز حرومه


  3. علی
    3

    از بچه های سفارتی از ته دل متنفرم!


  4. علیرضا
    4

    اون موقع که خودتون با سفارت جمهوری اسلامی برنامه میگذاشتید خوب بودن، حالا که بازیتون نمیدن شدن اخ؟
    آقای طاهری، خیلی توی برنامه بزرگداشت مولوی “اوج” گرفته بودی، دور برداشته بودی و سنگ برادران
    را به سینه میزدی، اون موقع بد نبودند؟ تا آشپز سفارت گفت حق ندارید برنامه رقص بگذارید غلاف کردی،
    حالا همونا بد شدن؟
    ببین دنیا هر روز چطور یه چرخ میزنه، ما اگه مثل دنیا هر روز نچرخیم هنر کردیم


    1. اردوان طاهری
      5

      آقای علیرضا خان مبشری! نخست این که بنده هرگز نه سنگ سفرت جمهوری اسلامی و نه سنگ شخص دیگری را به سینه زدم. اگر در دورانی با سفارت ایران در وین ارتباط داشته‌ام، برمی‌گردد به حضور دوست خوب و انسان شریفی که در آن زمان در وین، سفیر بود و هنوز هم دوست بنده است. در مورد برنامه مولوی هم پیشنهاد می‌کنم، در موردی که اطلاع ندارید اظهار نظر نفرمایید؛ در این زمینه بنده یک کتاب ۲۳۰ صفحه‌ای به انضمام اسناد تألیف کرده‌ام که اگر منتشر شود، چه روسیاهی‌هایی که نماند! در ضمن محض اطلاع حضرت‌عالی، اگر بنده هم‌چون خیلی‌های دیگر ابن‌الوقت بود و به منافع شخصی خودم می‌ندیشیدم، لازم نبود دقیقن در روز اعلام نتیجه‌ی انتخابات دهم ریاست جمهوری، در صدای آمریکا از این انتخابات به عنوان یک کودتا نام ببرم. دوست عزیز! قضاوت نکنید، آن هم بدون آگاهی

  5. 6

    man waghe an motasefam ke hamchenin sohbat mishe in kamelan eshtebah ast wa neghah nefrrat amiz,man be onwan fotograph, dar tamamy disco haye wien hastam hamchenin chizi ta behal nadidam,wa baraye pedar madar,,,, beche ha nabayad shokhte shawand,,,,ona hagheshone wa man motasefam ke ishon hod niz ham jawar bodand,,,,,motasefam,,,atilla aus wien


  6. erfan
    7

    shoma ke enghadr herse bachehaye sefarati ro mikhorin jalabe ke yadavari konam be gozashtatun ……..
    …..
    ….

    hala be nazare shoma kodoom kar badtare? pishnahade shoma ya disco raftane bachehaye sefarati?

    erfan

    رادیو کوچه :
    بخش هایی از این کامنت به دلیل ورود به حریم شخصی و احتمال تهمت حذف شده است


  7. amir
    8

    متاسفانه یک جانبه حرف زدن خصلت تمامی ایرانیانی است که تا بساط خودشون جمع می شه ندای کی بود کی بود من نبودم سر می دهند….اقای طاهری اگر کمی به عقب برگردید می بینید که شما هم در این وضع مقصرید…برای خیلی ها شما نمومه بودید….نمومه ای که…


  8. erfan
    9

    bekhatere hefze aberooye khodet ya tarset?

    mage khodetoon be harime shakhsie yek khoonevade vared nashodid.. shoma be che ejazei tu yek site dar bareye yek khoonevade sohbat mikonid?
    pas vaghti khodetoon hamchin kari ro anjam midid montazere hamchin commenti ham bashid 😉


  9. Hossein
    10

    با سلام
    راستش من از یکی از دوستانم ازین متن وگزارش اطلاع پیدا کردم وخوندم.به نظر من خیلی متن جالبیه وقابل تامل.من گزارشات قبلی آقای طاهری رو هم خوندم و به خصوص برنامه هفته گذشته رو.جالبه که بدونید هفته پیش ایشون کلی به آقای احمدی نژاد بد وبیراه گفته و هیچ کس کوچکترین اعتراضی نکرده.الان به این نتیجه رسیدم که ایشون به نکته جالب و درستی اشاره کردن که این همه اعتراض به همراه داشته.


  10. علی
    11

    اوه اوه بچه های سفارت ریختن اینجا


  11. ar
    12

    من نمی‌دونم مشکل چیه؟ چرا همه رو با یک چوب میزنید؟! فرض بر اینکه بچه سفارتیها انسانهای نادرستی هستند، آیا بقیه افراد که در دیسکو حضور پیدا می‌کنن آدمهای درستی هستند؟ همهٔ اونها دلسوز ایرانند و رفتار و کرداری پسندیده دارند؟ …

    آیا این گزارش اصلاً ارزش نوشتن داره؟ متاسفانه بسیار گزارش ضعیف و عام پسندی بود. لطفا، کمی‌ حرفه‌ای باشید تا مخاطب‌های بیشتری داشته باشید.


  12. سهراب
    13

    دست مریزاد آقا اردوان
    این علی ” الف” که همه اونو میشناسن فرزند…..همین سفارت جمهوری اسلامی است
    حالا که پدره رفته نمیدونید چه کارها که نمیکنه . البته اون زمان هم که پدره بود این کارها رو میکرد. ساعت ۱۱ شب که همه خواب بودند از خونه میزد بیرون و قبل از اذان صبح هم یواشکی خودش رو میرسوند به رختخواب
    یاد سهراب و نداها گرامی باد


  13. اشکان
    14

    متفرم از همه بچه سفراتی ها و همه دیسکو گزارها در وین


  14. سلمک
    15

    دوستانی که معتقد هستند این بچه‌های سفارتی چه گناهی دارند، بدانند که گناه این فرزندان، کمتر از پدرانشان نیست که در برابر فجایع دستگاه قضایی – سکوت می‌کنند. به خبر اعدام‌ها توجه بفرمایید که این آقایان چگونه سر در آخور نظام دارند و فراموش کرده‌اند که سکوت در برابر ظلم، همدستی با ظالم است.
    http://radiokoocheh.net/article/85482