شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
15 September 2016
چرخش پیرامون شاه‌نامه- 4

«شاه‌نامه و ظهور زرتشت»

۱۳۸۹ دی ۲۹

علی منافی/ رادیو کوچه

در برنامه پیش شنیدید که «فردوسی طوسی» کبیر ما چگونه و در کجا متولد شد و با شاه‌نامه چگونه سخن آغاز کرد.

با کمی تامل، از ھر داستان شاه‌نامه، چه اسطوره و چه واقعه تاریخی درسی آموخته می‌شود و نتیجه‌ای به‌دست می‌آید. انتھای سلطنت جمشید و آمدن ضحاک، سھمگین‌ترین تکرار و درس تاریخ در سرزمین ایران بوده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«شاه‌نامه صادقانه‌ترین تاریخی است در جھان نوشته شده آن ھم در زمان حکومت شاھی خودکامه و دیوانه‌تر از کاوس و خودپسند‌تر از جمشید و خون‌خوارتر از ضحاک، چون محمود غزنوی و سردارانش. فردوسی با نھایت صداقت سستی‌ھا، بیھودگی‌ھا، خون‌خواری‌ھا، تاراج‌ھا را بیان می‌کند. بی‌آن‌که بخواھد شاھی را جز آن‌چه بوده است به ما بقبولاند.» در پایان شاه‌نامه، فردوسی بلایی راکه بر سر ایران آمده و خواھد آمد در نامه رستم فرخ‌زاد به برادرش و نامه یزدگرد به مرزبانان ایران باز می‌گوید.

نیمه دوم شاه‌نامه با پادشاھی لھراسب شروع می‌شود. فردوسی ھم‌چنین عینن ھزار بیت اشعار دقیقی‌که مربوط به پادشاھی گشتاسب و آمدن زرتشت بوده را با توضیحاتی در شاه‌نامه خود در کمال امانت‌داری گنجانیده است. بهتر است اول کمی در باره زرتشت صحبت کنیم و بعدن ببینیم اگر فرضن غیرممکنی اتفاق می‌افتاد و فردوسی، این دانش‌مند، فیلسوف، شاعر، محقق، تاریخ‌دان، عارف و انسان خوب تصمیم می‌گرفت ادعای پیغمبری کند و مدعی می‌شد که درسفری به آسمان حضور خداوند رسیده و خداوند شاه‌نامه را به او داده تا به ایرانیان و اعقاب کیومرث بدھد، چه می‌شد‌؟

در مورد محل و تاریخ تولد زرتشت اختلاف و روایات گوناگون ھست. ولی برخلاف آدم، نوح، ابراھیم، یعقوب، یونس، یوسف، موسا، داود و تمام پیغمبران قبل از عزرا که اصلن وجود خارجی نداشته و تمامن زاییده تخیل و ابداع عزرا در دوھزار و پانصد سال پیش بوده اند، زرتشت از وجودش و تعلیماتش سنگ نوشته‌ھا و آثار غیر قابل‌انکاری متعلق به صد‌ھا سال قبل از تولد عزرا، نویسنده تورات وجود دارد.

برخلاف پیامبران یھودی که ادعا شده با خداوند تماس مستقیم داشته و حتا با خداوند کشتی گرفته‌اند، زرتشت ھرگز ادعای چنین رابطه‌ای را با خداوند نکرده بلکه تعلیمات خود را برای ھدایت بشر در راه خوش‌بختی به مردم عرضه کرده است. سه فرمان زرتشت: گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک، شالوده و تمام تعلیمات زرتشت را شامل می‌شود و خواندن اوستا برای لذت روحی زرتشتیان است، ھمان‌گونه‌ که برخی از مسیحیان با رقص و پایکوبی انجیل را با موسیقی در کلیسا می‌خوانند  و یا ایرانیان بدون آن‌که معنی کلمه‌ای از قرآن را بدانند، به قرائت قرآن به زبان عربی گوش می‌دھند.

برخلاف پیامبران یھودی که ادعا شده با خداوند تماس مستقیم داشته و حتا با خداوند کشتی گرفته‌اند، زرتشت ھرگز ادعای چنین رابطه‌ای را با خداوند نکرده بلکه تعلیمات خود را برای ھدایت بشر در راه خوش‌بختی به مردم عرضه کرده است

نام زرتشت چنان‌که از سروده‌ھای او بر می‌آید «زرت اوشتره اسپیتمه» است‌ که برای آن بسیاری از اختر‌شناسی و ستاره‌طلایی تا دارنده شتر زرین و دارنده شتر پیر ذکر کرده‌اند که از میان آرای موجود بر روی معنی «‌دارنده شتر پیر» توافق بیش‌تری وجود دارد. تاریخ ظھور زرتشت از شش‌ھزار سال تا ششصد سال پیش از میلاد مسیح برآورد می‌کنند و البته ھرکدام برای اثبات نظریه خود دلایلی دارند ولی محاسبات سنتی، تاریخ ظھور او را 660 سال قبل از میلاد می‌داند.

درباره محل تولد زرتشت ھم چندین نظریه وجود دارد. بعضی‌ھا او را متولد ری می‌دانند در حالی‌که عده‌ای دیگر معتقدند که او درغرب ایران حوالی دریاچه ارومیه متولد شده است. در عین حال بعضی دیگر که امروزه اکثریت ھم دارند معتقدندکه زرتشت متعلق به نواحی شرقی ایران یعنی اطراف خوارزم و مرو و بلخ و ھرات است. اما آن‌چه به‌طور سنتی در‌باره او آمده چنین است: «حدود سالھای 660 قبل از میلاد در نزدیک دریاچه ارومیه، طفلی از تبار شاھان ماد ( کردھا)به‌ دنیا آمد که نام پدرش پوروش اسپه و نام مادرش دغدو بود.»

او تا سن پانزده سالگی پیش پدرش که مردی پرھیزگار بود تعلیم دید و پرورش پیدا کرد و در 15 سالگی از جامعه کناره‌گیری کرد و به تفکر پرداخت و در سی‌سالگی به پیامبری مبعوث و در آن وقت نام زرتشت به خود گرفت‌که به معنی این‌ست: «کسیکه نور طلائی بر سر و صورت دارد».

زرتشت دوازده سال به تبلیغ آیین خود در نواحی‌غربی پرداخت ولی سران قوم و خصوصن بابلی‌ھا شروع به دشمنی با او کردند به طوری‌که زرتشت ناچار به ترک سرزمین زادگاه خود شد و به نواحی شرق ایران گریخت. او در بلخ نزد گشتاسب که پادشاه آن سرزمین بود رفت و او را به دین خود دعوت کرد و با حمایت او و وزیر دانش‌مند گشتاسب، جاماسب دین زرتشت را در آن نواحی گسترش داد.زرتشت دختر برادر جاماسب، فرشوشتر را به زنی گرفت.

زرتشت سی‌و‌پنج سال در بلخ مشغول تبلیغ دین خود بود و در آن نواحی پیروان زیادی به‌دست آورد. ارجاسب پادشاه توران در یکی از جنگ‌ھا در حمله به بلخ، آتش‌کده آن‌جا را ویران کرد و ھشتاد موبد زرتشتی را ھم کشتکه زرتشت با 77سال سن در میان آن‌ھا بود.

تعلیمات زرتشت در ابتدا بسیار شجاعانه و پیش‌رو بود ولی از این آیین پس از آن‌که در میان موبدان و آنان‌که از تعلیمات او به نفع خود استفاده می‌کردند دست به دست شد، چیزی جز شرک و خرافه از آن باقی نماند. اما برگردیم به آن «‌اگر» که فردوسی می‌خواست دین جدیدی به‌وجود بیاورد. برای درک این موضوع باید برگردیم به قبل از دوھزار و ششصد سال پیش وقتی‌که قوانین دینی و اجتماعی غالب و نوشته شده بر سنگ، قوانین ھمورابی، از شوش تا فلسطین حاکم بر جامعه بود.

در آن میان عده‌ای یھودی معتقد به خدای خودشان به‌نام یھوا، یک اقلیت بسیار کوچک، و معتقد به خدایی‌که فقط حامی یک قبیله یھودی بوده و ایرانیان‌که علاوه بر آیین میترا در میان‌شان زرتشتیان در اکثریت بودند. بابلی‌ھا در حمله به قوم کوچک یھود آن‌ھا را اسیر و زندانی می‌کنند. یھودیان در آن دوران آن‌چه داشتند تلموذ و داستان‌ھا و افسانه‌ھای پراکنده شبیه به داستان‌ھای کیومرث (‌آدم و حوا)‌، سرما و باران مھرکوشا یا ملکوشان و باغ جمشید ورجمکرد و یا داستان واقعی سیل بزرگ بین‌النھرین ( نوح) و داستان خشک‌سالی زمان طھمورث و طھماسب زو ( یوسف عزیز مصر) بود.

وقتی کورش بابل را فتح می‌کند طی فرمان عمومی، اسیران یھودی نیز منجمله عزرا آزاد می‌شوند تا به فلسطین رفته و معابد خودشان را بسازند و در آزادی مراسم دینی‌شان را به‌جا آورند. نه تنھا کورش بلکه شاھان ایرانی بعد از کورش به عزرا و دیگر خاخام‌ھای نویسنده کمک کردند که تورات و سایر کتاب‌های عھد عتیق را بر اساس ھمان داستان‌ھا و اسطوره‌ھای فراموش شده بنویسند. دومرتبه باید گفت آن‌چه عزرا در مورد پیدایش، طوفان نوح، ابراھیم، یونس، یوسف و موسا در کتاب تورات نوشت دقیقن افسانه‌ھایی بودکه نه تنھا از ھزاران سال قبل در ایران باستان گفته می‌شده بله مشابه این داستان‌ھا در اسطوره‌ھای ھندی و چینی ھم یافت می‌شود.

عزرا نویسنده زبردست یھودی با خلق یک خدای آسمانی‌که شش ھزار سال پیش آدم و حوا را خلق کرده، داستان را به طوفان نوح رسانیده و از آن‌جا ابراھیم را در 1800 سال قبل از میلاد در جنوب عراق ابداع کرده و اعقاب او را به فلسطین و از آن‌جا به مصر می‌برد و شخصیتی به‌نام موسا را به دنیا می‌آورد که «رامسس دوم» را با تمام سپاھیانش در دریا غرق می‌کند و بالاخره قوم یھود را به سرزمین موعود رسانیده و شاھان و یا پیامبران یھود که ھمگی در رابطه مستقیم با یھوا (خدا) ھستند تمام ساکنان فلسطین را نابود می‌کنند و قوم بنی‌اسراییل را تا ظھور عیسا‌ مسیح حاکم می‌کند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,