Saturday, 18 July 2015
30 September 2020
با اعلام شکایت از سوی وزارت اطلاعات،

«با این زندان شاید از وکلا انتقام گرفته شده است»

2011 January 23

اردوان روزبه/ رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

در روزهایی که گذشته است و با اتکا به رفتار دست‌گاه قضایی ایران، به نظر می‌رسد کسانی که در کسوت وکیل مدافع به صورتی قانونی اقدام به حمایت از موکل خود می‌کنند، خود باید منتظر به نوعی انتقام  دست‌گاه قضایی باشند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

کم نیستند وکیل‌هایی که امروز به دلایل غیر‌روشن در زندان به سر می‌برند، که البته با توجهی کوتاه روشن می‌شود که این افراد در پرونده خود حمایت از فرد یا افرادی را بر عهده داشته‌اند که در نظام جمهوری اسلامی مورد توبیخ و یا فشار قرار داشته‌اند.

کافی است توجه داشته باشید کسانی نظیر«نسرین ستوده» و یا «محمد اولیایی‌فرد» اینک در زندان و با فشار‌های مضاعف به سر می‌برند.

از دیگر این انتقام‌جویی‌ها در دست‌گاه قضایی صدور حکم بر علیه سه تن از وکلایی است که وکالت درویش‌های نعمت‌الهی گنابادی را بر عهده داشته‌اند. «فرشید یداللهی»، «امیر اسلامی» و «مصطفا دانش‌جو» در دادگاه‌هایی جداگانه به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی به تحمل زندان محکوم شدند. شاکی این افراد وزارت اطلاعات بوده است.

آقایان اسلامی و یدالهی وکالت تعدادی از درویش‌هایی را بر عهده داشتند که در کیش دستگیر شده بودند، آن‌ها اگرچه توانستند از اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی برای موکلان خود برائت بگیرند اما خود در شعبه 102 جزایی کیش به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عموی به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده‌اند

آقایان اسلامی و یدالهی وکالت تعدادی از درویش‌هایی را بر عهده داشتند که در کیش دستگیر شده بودند، آن‌ها اگرچه توانستند از اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی برای موکلان خود برائت بگیرند اما خود در شعبه 102 جزایی کیش به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عموی به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

مصطفا دانشجو نیز که وکالت دو تن از درویش‌های گنابادی در شهرستان نکا را بر عهده داشته است به اتهام نشر اکاذیب به هفت ماه زندان محکوم شده است.

اشاره می‌شود که هر سه این وکیل‌ها پیش‌تر به دلیل برخورد‌های فر‌اقانونی وزارت اطلاعات از این وزارت‌خانه شکایت کرده بودند. در خصوص جزییات این حکم‌ها با یکی از این وکیل‌ها یعنی «مصطفا دانشجو» گفت‌وگویی انجام شده است که در پی می‌آید.

آقای دانشجو به تازگی مطلع شدیم که برای سه تن از وکلای درویش‌های نعمت‌الهی گنابادی حکم زندان صادر  و فشارهایی هم در این زمینه اعمال شده است. توضیح دهید که دلیل این حکم چیست و شاکی این پرونده چه کسی است؟

دلیل آن مربوط به دفاع از حقوق دراویش نعمت‌الهی گنابادی در شهرهای مختلف ایران است. از سوی ادارات اطلاعات استان‌های مازندران، هرمزگان و جزیره کیش شکایتی تحت عنوان نشر اکاذیب به قصد تشویی اذهان مقامات رسمی از طریق مصاحبه با رسانه‌ها و یا طرح مطالبی در مقام دفاع از حقوق دواویش گنابادی در جلسات دادرسی علیه بنده، آقای «یدالهی» و «اسلامی» مطرح و منجر به محکومیت  بدوی آقای یدالهی و اسلامی در دادگاه کیش و محکومیت قطعی بنده به تحمل هفت ماه حبس در دادگاه تجدید‌نظر استان مازندران شده است.

از آن‌جایی که  تمام این موارد توسط وزارت اطلاعات طرح شده است، آیا فکر می‌کنید این حرکت هدف‌مند است؟

برخورد با یک وکیل دادگستری آن هم با وکیلی که در موضع دفاع قرار دارد و در جریان دفاع از حقوق موکلش اتهامی را متوجه او می‌کنند، قطعن می‌تواند با هدف و استراتژی خاص امنیتی هم‌راه باشد. هرچند که وکیل در مقام دفاع در قانون ما و مقررات بین‌المللی از مصونیت برخوردار است، اما یک وکیلی که به موارد قانونی آگاه باشد می‌تواند جوانب قضیه را روشن‌تر کند و باعث شود ذهن قاضی نسبت به موضوع مورد اتهام روشن‌تر شود، به این جهت است که وکیل مورد تعرض و تعدی قرار می‌گیرد. یک وکیل در مقام آگاهی‌رسانی بیش‌تر به قاضی است و مسایل را موشکافانه بررسی می‌کند، به همین دلیل این آگاهی‌رسانی برای برخی از مراکز امنیتی یا ماموران دست‌گاه‌های امنیتی قابل تحمل نیست.

یک وکیل دادگستری وقتی شکایتی را مطرح می‌کند، علیه هر یک از نهادها و اشخاص چه حقیقی و چه حقوقی، چه امنیتی و چه غیر‌امنیتی نمی‌تواند به عنوان تشویش اذهان مقامات رسمی و یا به قصد رساندن اضرار به کسی باشد

وقتی وکیل  رفتار خلاف قانون و تخلفات ماموران را مطرح می‌کند و مقام قضایی درخواست تعقیب آن‌ها را دارد، این کار با برخی از دیدگاه‌ها و سلایق امنیتی در تضاد و تعارض قرار می‌گیرد. به این جهت وکیل در مقام آگاهی‌رسانی بر می‌آید و کار اصلی او تطبیق تخلفات صورت گرفته با مقررات و موازین قانونی و شرعی است. تطبیق تخلفات با موارد قانونی به سلیقه و نگرش برخی از مراکز امنیتی یا ماموران نهادهای امنیتی هم‌سو و هم‌گام نیست و وکیل مورد اجحاف قرار می‌گیرد و سعی می‌شود با تعقیب او و اعمال مجازات در حق او موجبات آگاهی‌رسانی در میان راه برداشته شود تا تعقیب موکل او به‌تر و راحت‌تر و در یک فضای امن‌تری انجام شود.

با توجه به این‌که تعداد زیادی از وکلا در زندان و  یا منتظر اجرای حکم هستند، توضیح دهید که مفهوم تشویش اذهان عمومی در دفاع یک وکیل از موکل خود چگونه تعریف می‌شود و آیا می‌توان فکر کرد که طرح موضوعاتی با گستردگی تشویش اذهان عمومی یا امنیت ملی حرکتی فراقانونی است؟

براساس ماده 698 قانون مجازات اسلامی ایران که مستند محکومیت بنده، آقای یدالهی و اسلامی قرار گرفته و یا هم‌کاران دیگری هم با همین عنوان تحت تعقیب قرار گرفته یا می‌گیرند، سو‌نیت یک فرد در مقام تشویش اذهان و به قصد اضرار به یک مقام یا فردی باشد باید به دفاع برود. قطعن یک وکیل دادگستری در مقام دفاع از حقوق موکل خود و طرح شکایت و یا تعقیب موضوع از طریق مراجع قضایی، نمی‌تواند عنوان تشویش را به خود بگیرد و بیش‌تر تنویر و آگاهی‌رسانی مد‌نظر است.

بنابراین استفاده از این ماده قانونی هم یک امر فراقانی و غیر‌معمول به نظر می‌رسد و هم با اصولی که در مقررات جزایی در تمام دنیا و ایران مورد پذیرش قرار گرفته از جمله اصل برائت و تفسیر مضیق به نفع متهم در تضاد اساسی قرار دارد. یک وکیل دادگستری وقتی شکایتی را مطرح می‌کند، علیه هر یک از نهادها و اشخاص چه حقیقی و چه حقوقی، چه امنیتی و چه غیر‌امنیتی نمی‌تواند به عنوان تشویش اذهان مقامات رسمی و یا به قصد رساندن اضرار به کسی باشد. کمااین‌که در پرونده گله علیه بنده، در دادگاه بدوی تحت دو اتهام در تعقیب قرار گرفتم: افترا و نشر اکاذیب. در دادگاه تجدید‌نظر با این استدلال که یک وکیل بودم‌، سونیتی نداشتم و در مقام دادخواهی از موکل خود بر آمدم از اتهام افترا تبرئه شدم. اما با همین استدلال که وکیل بودم و در مقام دادخواهی از موکل خود بر آمدم، قطعن قصد تشویش اذهان عمومی را داشتم و به نشر اکاذیب محکوم شدم. این تضاد در استدلال بیان‌گر بسیاری از مسایل خواهد بود و ایجاد شبهاتی می‌کند که فکر نمی‌کنم مقامات قضایی بتوانند پاسخ روشنی به آن‌ها بدهند.

پس معتقدید با این فشارهایی که بر وکلا وارد می‌شود، شرایطی به وجود می‌آید که هر اتفاقی بیافتد هیچ‌کس نتواند از هیچ موکلی دفاع کند.

بله. همیشه در تعرف وکیل این‌طور عنوان می‌شود که وکیل کسی است که جوانب قضیه را برای قاضی روشن‌تر می‌کند و به منزله نورافکنی است که می‌تواند نقش را ایفا کند. قاضی، جاهل میان دو عالم است. وقتی این نورافکن و وکیلی که روشن‌گری می‌کند را از سر راه پرونده بر می‌دارید، قاضی چطور می‌تواند  با جهلی  که نسبت به موضوعی دارد عادلانه رسیدگی کند؟ بنابراین رسیدگی از مسیر عادلانه خود نزول می‌کند و نمی‌تواند نام عدالت قضایی را به خود بگیرد.

English

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,