Saturday, 18 July 2015
24 October 2020
مجله جاماندگان‌-‌تردید از خلقتت در ما لانه کرده-‌قسمت دوم

«‌انکار طبیعت اصرار به جهل است‌»

2011 February 03

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

از آن‌جایی که نمی‌توان حیوانات را که کلن معانی تعریف‌شده ‌از هنجارهای انسانی مانند شرافت، نجابت و غیرت را ندارند به هرزه‌گری و تنوع‌طلبی و تخطی از قانون تثبیت‌شده غریزه ناب نامید، باید اعتراف کرد که تعدادی از این موجودات به‌صرف اطاعت از الگوی غریزی‌شان هم‌جنس‌گرا هستند. ﺑﺴﻴﺎری از ﻛﺎرﻛﻨﺎن در ﺑﺎغ وﺣﺶﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﭘﺪﻳﺪه هم‌جنس‌گرایی در ﺑﻴﻦ ﺣﻴﻮاﻧﺎت ﺑﺎغ وﺣﺶ ﺧﻮد اذعان ﻛﺮده‌اﻧﺪ، اﻣﺎ وﻗﺖ، ﻫﺰﻳﻨﻪ و ﻓﺮﺻﺖﻫﺎیی ﻛﻪ ﺑﺮای ﺗﺤﻘﻴﻖ و ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺟﺪی و عمیقی ﺣﻮل ﭘﺪﻳﺪه هم‌جنس‌گرایی در ﺑﻴﻦ ﺣﻴﻮاﻧﺎت در ﻃﺒﻴﻌﺖ ﺷﺪه ﺑﺴﻴﺎر ﻧﺎﭼﻴﺰ ﺑﻮده اﺳﺖ.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

و در ﻧﺘﻴﺠﻪ اﻃﻼﻋﺎت ﺗﺎﻛﻨﻮن ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه ﻫﻢ ﻣﺤﺪودﻧﺪ، ﺑﺎ اﻳﻦ ﻫﻤﻪ داﻧﺸ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‎‏ﻤﻨﺪان و زﻳﺴﺖ‌ﺷﻨﺎﺳﺎنی ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﻮل ﻣﻮﺿﻮع ﺟﻨﺴﻴﺖ در ﻃﺒﻴﻌﺖ و در ﺑﻴﻦ ﺣﻴﻮاﻧﺎت ﭘﺮداﺧﺘﻪاﻧﺪ، ادﻋﺎ میﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ اﻳﻦ ﭘﺪﻳﺪه در ﺑﻴﺶ از 450 ﻧﻮع از ﺣﻴﻮاﻧﺎت، ﺟﺎﻧﻮران و ﭘﺮﻧﺪﮔﺎن ﺑﺮﺧﻮرد ﻛﺮده‌اﻧﺪ و ﻧﺘﻴﺠﻪ میﮔﻴﺮﻧﺪ ﻛﻪ هم‌جنس‌گرایی ﻳک ﭘﺪﻳﺪه ﺻﺮفن اﻧﺴﺎنی ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ در ﺣﻴﻮاﻧﺎت ﻫﻢ ﻫﺴﺖ و ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺑﺎ ﻗﺎﻣﻮس ﻃﺒﻴﻌﺖ هم‌خوانی دارد. از ﺟﻤﻠﻪ اﻧﻮاع ﺣﻴﻮاﻧﺎتی ﻛﻪ ﭘﺪﻳﺪه هم‌جنس‌گرایی در آﻧ‌ﻬﺎ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﺷﺪه از اﻳﻦ ﻗﺮارﻧﺪ: «دﻟﻔﻴﻦ»، «ﺷﻤﭙﺎﻧﺰه»، «ﺷﻴﺮ جنگلی»، «ﮔﺮگ»، «ﺧﻮک آبی»، «آﻫﻮ»، بعضی از «ﻣﺮﻏﺎن درﻳﺎیی»، «ﮔﺎو ﻣﻴﺶ ﻛﻮﻫﺎن‌دار آﻣﺮﻳﻜﺎیی» به‌نام (‌Bison‌‌) «ﺑﺰ ﻛﻮهی»، «ﺑﻮﻗﻠﻤﻮن»، «ﺷﺘﺮ ﻣﺮغ»، «ﺑﺎﻗﺮﻗﺮه» (Sage grouse‌‌) ﻫﻤﻴﻦ‌ﻃﻮر ﻧﻮعی از ﻣﺎﻛﻴﺎن ﻣﻌﺮوف به (Cock‌ of the rock).

(Bruce Bagemihl) ﻛﻪ یک‌ زﻳﺴﺖ‌ﺷﻨﺎس آﻣﺮﻳﻜﺎیی اﺳﺖ، 9 ﺳﺎل ﺗﻤﺎم  از وﻗﺖ ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﻮلﭘﺪﻳﺪه هم‌جنس‌گرایی در ﻃﺒﻴﻌﺖ و در ﺑﻴﻦ  ﺣﻴﻮاﻧﺎت اﺧﺘﺼﺎص داد. او در ﺳﺎل 1999 ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺧﻮد را در ﻛﺘﺎبی ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻛﺮد ﻛﻪ ﺳﺮ و صدای زﻳﺎدی ﺑﻪ راه اﻧﺪاﺧﺖ‌‌. او در ﻛﺘﺎب ﺧﻮد ﻋﻨﻮان میﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ رﻓﺘﺎر جنسی ﻛﻪ در ﺑﻴﻦ اﻧﺴﺎنﻫﺎ راﻳﺞ اﺳﺖ، در ﺑﻴﻦ ﺣﻴﻮاﻧﺎت ﻧﻴﺰ دﻳﺪه میﺷﻮد. ﺑﺎ اﻳﻦ ﺗﻔﺎوت ﻛﻪ ﭼﻮن ﺣﻴﻮاﻧﺎت اﻣﻜﺎن ﺗﻜﻠﻢ ﻧﺪارﻧﺪ و از ﻗﺪرت اﺳﺒﺎبﺳﺎزی ﻣﺤﺮوم ﻫﺴﺘﻨﺪ، اﻣﻜﺎن ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﻮل ﻓﺘﻴﺶﻫﺎی ﻣﺘﻨﻮعی ﻛﻪ در اﺷﻜﺎل و ﺗﻈﺎﻫﺮ جنسی بعضی اﻧﺴﺎنﻫﺎ ﻣﺸﺎﻫﺪه میﺷﻮد، ﻣﺸﻜﻞ اﺳﺖ‌.

ﺑﺴﻴﺎری از ﻛﺎرﻛﻨﺎن در ﺑﺎغ وﺣﺶﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﭘﺪﻳﺪه هم‌جنس‌گرایی در ﺑﻴﻦ ﺣﻴﻮاﻧﺎت ﺑﺎغ وﺣﺶ ﺧﻮد اذعان ﻛﺮده‌اﻧﺪ، اﻣﺎ وﻗﺖ، ﻫﺰﻳﻨﻪ و ﻓﺮﺻﺖﻫﺎیی ﻛﻪ ﺑﺮای ﺗﺤﻘﻴﻖ و ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺟﺪی و عمیقی ﺣﻮل ﭘﺪﻳﺪه هم‌جنس‌گرایی در ﺑﻴﻦ ﺣﻴﻮاﻧﺎت در ﻃﺒﻴﻌﺖ ﺷﺪه ﺑﺴﻴﺎر ﻧﺎﭼﻴﺰ ﺑﻮده اﺳﺖ

بعضی از زﻳﺴﺖﺷﻨﺎﺳﺎن ادﻋﺎ میﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ هم‌جنس‌گرایی در ﺑﻴﻦ ﺣﻴﻮاﻧﺎت در ﻃﺒﻴﻌﺖ ﻳﺎﻓﺖ می‌شود ﺑﻠﻜﻪ درﺟﻪ ﺗﻈﺎﻫﺮ آن ﺑﺴﻴﺎر ﺑﻴﺸ‌ﺘﺮ از ﻣﻮارد ﺟﻮاﻣﻊ اﻧﺴﺎنی اﺳﺖ. ﻧﻜﺘﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ اﻳﻦ ﻛﻪ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﺗﺎ‌ﻛﻨﻮن ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ نشان‌دهنده ‌آن‌ است ﻛﻪ درﺻﺪ هم‌جنس‌گرایی، «دوجنس‌گرایی» «ﺑﺎی ﺳﻜﺸﻮالیتی» و «دﮔﺮ‌جنس‌گرایی» در ﺑﻴﻦ ﺣﻴﻮاﻧﺎت ﻣﺨﺘﻠﻒ یکی ﻧﻴﺴﺖ و نسبتن ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ. ﺑﺮای ﻣﺜﺎل در ﺑﻴﻦ ﺷﺘﺮﻣﺮغﻫﺎ، هم‌جنس‌گرایی خیلی بیش‌تر دﻳﺪه میﺷﻮد ﺗﺎ در ﺑﻴﻦ آﻫﻮان ﻛﻪ دوجنس‌گرایی در ﺑﻴﻦ آن‌ها ﺷﺎﻳﻊتر از هم‌جنس‌گرایی اﺳﺖ. ﻫﻤﻴﻦ‌ﻃﻮر در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﺰدیک‌تر ﺣﻴﻮاﻧﺎت ﺑﻪ اﻧﺴﺎن یعنی ﺷﺎﻣﭙﺎﻧﺰهﻫﺎ، ﻛلن هم‌جنس‌گرایی ﻳﺎ دﮔرجنس‌گرایی ﻣﻄﻠﻖ ﻧﺎدر اﺳﺖ و اﻛﺜﺮن دو جنس‌گرا ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﺑﺎ ﻫﺮ دو ﺟﻨﺲ ﻣﺨﺎﻟﻒ و ﻣﻮاﻓﻖ ﺑﻪ اﻧﺠﺎم ﻋﻤﻞ ﺳﻜﺲ ﻣﺒﺎدرت می‌ورزﻧﺪ.

ﻣﺤﻘﻘﺎن ﺑﺮای اﺛﺒﺎت ﻧﻈﺮ ﺧﻮد، ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ اﻳﻦ ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻋﺪم دست‌رسی ﺑﻪ ﺟﻨﺲ ﻣﺨﺎﻟﻒ اﻳﻦ ﺣﻴﻮاﻧﺎت را ﺑﻪ ﺳﻜﺲ ﺑﺎ هم‌جنس ﻛﺸﺎﻧﺪه، ﺗﻌﺪادی از ﻫﻤﺎن ﻧﻮع ﺣﻴﻮان اﻣﺎ ﺑﺎ ﺟﻨﺲ ﻣﺨﺎﻟﻒ را در دست‌رس آن‌ها ﮔﺬاﺷﺘﻪاﻧﺪ. اﻣﺎ اﻳﻦ ﺣﻴﻮاﻧﺎت هم‌جنس‌گرا ﺑﻪ ﺟﻨﺲ ﻣﺨﺎﻟﻒ اﻋﺘﻨﺎیی ﻧﻜﺮده و ﺑﻪ ﺟﻔﺖﮔﻴﺮی ﺑﺎ ﻫﻢ ﺟﻨﺲ ﺧﻮد اداﻣﻪ داده‌اﻧﺪ.

ﻧﻜﺘﻪ ﺟﺎﻟﺐﺗﺮ  اﻳﻦﻛﻪ ﻋﻤﻮمن ﺣﻴﻮاﻧﺎت در ﻓﺼﻞ ﺧﺎصی از ﺳﺎل ﺑﻪ ﺟﻔﺖﮔﻴﺮی و ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺜﻞ میﭘﺮدازﻧﺪ و در ﺑﻘﻴﻪ ﻓﺼﻮل نیروی جنسی آن‌ها ﺑﻪ ﺧﻮاب می‌رود. درﺳﺖ ﻫﻤﻴﻦ ﺣﺎﻟﺖ فصلی ﺑﻮدن ﺗﻤﺎﻳﻞ جنسی در ﺑﻴﻦ ﺣﻴﻮاﻧﺎت هم‌جنس‌گرا ﻫﻢ ﻣﺸﺎﻫﺪه اﺳﺖ. در ﻣﻮرد درﺻﺪ هم‌جنس‌گرایی، دگرجنس‌گرایی و دوجنس‌گرایی در ﺣﻴﻮاﻧﺎت (Bruce Bagemihl) در ﻛﺘﺎب ﺧﻮد ﺟﺪولی ارایه می‌دﻫﺪ ﻛﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺎﻣﻞ اﺳﺖ. ﺑﺮ اﺳﺎس اﻳﻦ ﺟﺪول ﻧﻮعی از ﺣﻴﻮاﻧﺎت ﺗﺎ ﺻﺪ‌در‌ﺻﺪ دوجنس‌گرا ﻫﺴﺘﻨﺪ و هم‌جنس‌گرایی ﻳﺎ دﮔﺮجنس‌گرایی ﻣﻄﻠﻖ در آن‌ها اصلن وﺟﻮد ﻧﺪارد ﻳﺎ ﺑﺴﻴﺎر ﻧﺎدر اﺳﺖ و با توجه به این تحقیقات باید اعتراف کرد که این پدیده و تمایلات مربوط به آن حالتی خارج از قوانین طبیعی نیست و انسان هم مانند سایر مخلوقات می‌تواند تمایلات متفاوت جنسی داشته باشد.

«ﻫﻮﻛﺮ» (‌Evelyn Hooker) در اواسط دهه پنجاه میلادی یکی دﻳﮕﺮ از پیش‌گاﻣﺎن ﺗﺤﻘﻴﻖ در‌ﺑﺎره ﺗﻤﺎﻳﻼت وﺗﻌﻠﻔﺎت جنسی اﻧﺴﺎنﻫﺎ، ﺑﻪ ﺗﺤﻘﻴﻖ و ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺟﺎلبی ﺑﺮای ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ هم‌جنس‌گرایان و دﮔﺮجنس‌گراﻳﺎن دﺳﺖ زد. ﻫﺪف او اﻳﻦ ﺑﻮد ﻛﻪ ﺑﺒﻴﻨﺪ آﻳﺎ از ﻧﻈﺮ ﺗﻮان و ﺗﻄﺒﻴﻖ روانی، اﺧﺘﻼفی ﺑﻴﻦ اﻳﻦ دو ﮔﺮوه ﻫﺴﺖ ﻳﺎ ﻧﻪ. او ﺳﻮژه‌های ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺧﻮد را ﻧﻪ هم‌جنس‌گرایان ﺳﺎﻛﻦ خواب‌گاه ﺑﻴﻤﺎران روانی ﺑﻠﻜﻪ از هم‌جنس‌گرایان درون ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻧﺘﺨﺎب ﻛﺮد و ﺑﺮای ﺟﻠﻮﮔﻴﺮی از ﻧﻔﻮذ و تاثیر ﻫﺮ‌ﮔﻮﻧﻪ پیش داوری، ﮔﺮاﻳﺶ جنسی ﺗﻤﺎم ﺳﻮژهﻫﺎ «ﭼﻪ هم‌جنس‌گرا و ﭼﻪ دﮔﺮجنس‌گرا» را از هم‌کاران ﺧﻮد مخفی ﻧﮕﻪ داﺷﺖ.

او در ﭘﺎﻳﺎن ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﺧﻮد ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ رﺳﻴﺪ ﻛﻪ هم‌جنس‌گرایی اﺧﺘﻼل روانی ﻧﻴﺴﺖ و ﻫﺮ هم‌جنس‌گرایی حتمن ﻣﺨﺘﻞ روانی نیست‌. اﻧﺘﺸﺎر ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﮔﺴﺘﺮده ﻛﻪ همگی ﺑﺮ ﺑﻴﻤﺎری ﻧﺒﻮدن ﭘﺪﻳﺪه هم‌جنس‌گرایی دﻻﻟﺖ داﺷﺘﻨﺪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻓﻜﺮ داﻣﻦ زد ﻛﻪ  اﮔﺮ ﻗﺮار ﺑﺎﺷﺪ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت در ﺑﻴﻦ ﺑﻴﻤﺎران روانی ﺑﻪ ﻛﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ و رواﺑﻂ اﺟﺘﻤﺎعی ﺗﻌﻤﻴﻢ داده ﺷﻮد و ﻣﺒﻨای ﺣﻘﻮق اﻧﺴﺎن‌ﻫﺎ ﻗﺮار ﺑﮕﻴﺮد، آن‌وﻗﺖ دﮔﺮجنس‌گرایان ﺑﻴﺶ از ﻫﻤﻪ دﭼﺎر ﻣﺸﻜﻞ میﺷﻮﻧﺪ، ﭼﻮن ﺗﻌﺪاد دﮔﺮجنس‌گراﻳﺎن روانی، ﻗﺎﺗﻞ، ﻣﺘﺠﺎوز، ﺷﻜﻨﺠﻪﮔﺮ و دﻳﻜﺘﺎﺗﻮر ﺑﻴﺶ از ﻫﻤﻪ اﺳﺖ.

ﻫﻤﻴﻦ ﻓﻜﺮ ﺑﻪ اﻣﺮ اﻋﺘﺮاف ﻋﻤﻮمی ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺣﻘﻮق هم‌جنس‌گرایان کمک ﺷﺎﻳﺎنی کرد‌. ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻣﺜﺒﺖ ﺻﻮرت‌ﮔﺮﻓﺘﻪ در دﻳﺪﮔﺎه ﻋﻤﻮمی ﺟﺎﻣﻌﻪ در ﺑﺎره ﺳﻜﺲ، ﺟﻨﺴﻴﺖ و هم‌جنس‌گرایی و ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ‌های ﺷﺪﻳﺪن ﺳﻴﺎسی ﺷﺪه ﮔﺮوه‌های ﻣﺨﺘﻠﻒ هم‌جنس‌گرایان در ﺟﺎﻣﻌﻪ و علنی‌ﺷﺪن ﻫﺮ ﭼﻪ بیش‌تر اﻓﺮاد هم‌جنس‌گرا، ﻫﻤﻪ دﺳﺖ ﺑﻪ دﺳﺖ ﻫﻢ دادﻧﺪ و ﺑﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮ دﻳﺪﮔﺎه و ﻣﻮاﺿﻊ ﺟﺎمعه  روان‌کاوان، روانﭘﺰﺷﻜﺎن و روانﺷﻨﺎﺳﺎن آﻣﺮﻳﻜﺎ درﺑﺎره هم‌جنس‌گرایی اﻧﺠﺎﻣﻴﺪﻧﺪ. اﻧﺠﻤﻦ روان ﭘﺰﺷﻜﺎن آﻣﺮﻳﻜﺎ ﻛﻪ ﺗﺎ 1973 هم‌جنس‌گرایی را ﺑﻪ‌ﻋﻨﻮان ﻳک ﺑﻴﻤﺎری در ﻟﻴﺴﺖ ﺑﻴﻤﺎری‌های ﺧﻮد ﻛﻼﺳﻪ ﻛﺮده ﺑﻮد ﺑﻪ ﺗﺠﺪﻳﺪﻧﻈﺮ ﭘﺮداﺧﺖ و هم‌جنس‌گرایی را رسمن از ﻟﻴﺴﺖ ﺑﻴﻤﺎریﻫﺎ ﺣﺬف کرد. ﺑﻪ‌دﻧﺒﺎل آن اﻧﺠﻤﻦ روانﺷﻨﺎﺳﺎن آﻣﺮﻳﻜﺎ و اﻧﺠﻤﻦ ﻛﺎرﻛﻨﺎن ﺧﺪﻣﺎت اﺟﺘﻤﺎعی ﻫﻢ ﺑﻪ ﺗﺒﻌﻴﺖ از اﻧﺠﻤﻦ روانﭘﺰﺷﻜﺎن ﺑﻪ دﻓﺎع از ﭘﺪﻳﺪه هم‌جنس‌گرایی ﺑﻪ‌ﻋﻨﻮان ﻳک ﭘﺪﻳﺪه ﻋﺎدی ﭘﺮداﺧﺘﻨﺪ‌.

در اول ژاﻧﻮﻳﻪ ﺳﺎل 1993 ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻬﺪاﺷﺖ ﺟﻬﺎنی «WHO» ﻫﻢ هم‌جنس‌گرایی را از ﻟﻴﺴﺖ ﺑﻴﻤﺎریﻫﺎی ﺧﻮد ﺣﺪف ﻛﺮد و آن را ﺑﻪ‌ﻋﻨﻮان ﻳک ﭘﺪﻳﺪه و ﮔﺮاﻳﺶ طبیعی ﺑﻪ رﺳﻤﻴﺖ ﺷﻨﺎﺧﺖ. ﺑﻌﺪ از ﺳﺎل 1973 ﺗﻌﺪاد ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮی از ﻛﺸﻮرﻫﺎ ﻗﻮاﻧﻴﻦ ﺧﻮد را ﺑﺮ اﺳﺎس آﺧﺮﻳﻦ دست‌آوردﻫﺎی علمی در‌ﺑﺎره ﺟﻨﺴﻴﺖ و هم‌جنس‌گرایی ﺗﻨﻈﻴﻢ کرده و در اﻳﻦ ﻣﺴﻴﺮ ﺣﻘﻮق اﺟﺘﻤﺎعی، ﻣﺪنی هم‌جنس‌گرایان را در ﻗﻮاﻧﻴﻦ ﺧﻮد ﺗﺜﺒﻴﺖ ﻛﺮدﻧﺪ ﺗﺎ ﺟﺎیی ﻛﻪ اﻣﺮوز در ﻗﻮاﻧﻴﻦ ﺗﻤﺎم ﻛﺸﻮرﻫﺎی اروﭘﺎیی، آﻣﺮﻳﻜﺎ، اﺳﺘﺮاﻟﻴﺎ، اﺳﺮاییل، اﻓﺮﻳﻘﺎی ﺟﻨﻮبی در ﻫﻤﻪ ﻛﺸﻮرﻫﺎیی ﻛﻪ دارای دﻣﻜﺮاسی ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺣﻘﻮق هم‌جنس‌گرایان ﺗﺜﺒﻴﺖ ﺷﺪه اﺳﺖ.

آﺧﺮﻳﻦ ﻛﺸﻮری ﻛﻪ ﺑﻴﻤﺎر‌ﺑﻮدن هم‌جنس‌گرایان را ﻟﻐﻮ ﻛﺮده و ﺣﻘﻮق آن‌ها را ﺑﻪ رﺳﻤﻴﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ، ﻛﺸﻮر ﭼﻴﻦ است. ﺗﻼش ﺑﺮای ﺗﺜﺒﻴﺖ ﺣﻘﻮق هم‌جنس‌گرایان ﺗﻨﻬﺎ ﺷﺎﻣﻞ ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﻏﺮبی نیست. ﺳﺎلﻫﺎﺳﺖ ﻛﻪ هم‌جنس‌گرایان ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﻏﻴﺮ‌ﻏﺮبی از ﺗﺎﻳﻠﻨﺪ ﺗﺎ ﺗﺮﻛﻴﻪ، از ﻣﻜﺰﻳک ﺗﺎ اﻳﺮان و از ﻟﺒﻨﺎن و ﻣﺼﺮ ﺗﺎ ﺑﻮﻟﻴﻮی در ﺗﻼش ﺑﺮای دست‌یابی ﺑﻪ ﺣﻘﻮق ﺧﻮد ﻫﺴﺘﻨﺪ و دست‌آوردﻫﺎی مهمی ﻫﻢ داﺷﺘﻪ‌اﻧﺪ.

ﻣﻨﺎﺑﻊ:

1. Ronald Bayer. 1987. Homosexuality and American Psychiatry: The politics of Diagnosis.

Princeton University press. Princeton New Jersey.USA

2. Harold I. Kaplan, MD, Benjamin J. Sadock, MD, Jack A. Grebb, MD. 1994.  Kaplan and

Sadock’s Synopsis of Psychiary Behavioral Sciences Clinical Psychiatry. 7 th edition. William and

Wilkins. Baltimore, Maryland, US

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , ,