شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
20 September 2016
پس‌نشینی تند

«راوی ترانه‌های‌کوچه»

۱۳۸۹ بهمن ۱۴

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

اگر که می‌خواهید به شناس‌نامه‌ و دایره‌المعارف زنده‌ی فرهنگ عامه و موسیقی روحوضی تهران قدیم دست پیدا کنید، احتیاجی به گشتن در میان انبوهی از کتب و فایل‌های صوتی و تصویری نیست. «مرتضی‌ احمدی» سالم و سرحال، زنده و پرانرژی هنوز در میان ماست تا روایت‌گر میراثی باشد که سال‌هاست به تاراج رفته و دیگر کسی از آن‌ها نشانی نمی‌گیرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«احمدی» در سال ۱۳۰۳ در جنوب تهران از خانواده‌ای با اصـالت تفرشی به دنیا آمد. برای تـحصیل ابتدا به مکتب و سپس به دبستان «منوچهری» در میدان گمرک رفت و بعد از آن به دبیرستان «شرف» و دبیرستان «روشن» رفت. در شانزده‌سالگی ورزش باستانی و فوتبال را شروع کرد و به هـم‌راه تیم فوتبال دبیرستانش در مسابقات آموزش‌گاه‌های تهران رتبه‌هایی به دست آورد. بعدها در تیم فوتبال «راه‌آهن» تهران و پس از آن در باش‌گاه «راه‌آهن» بازی‌کن و مربی شد.

پس از چند تلاش آماتوری در تاتر در ۱۳۲۱ با کمک عده‌ای از دوستانش «تماشاخانه ماه» را روبه‌روی «باغ‌فردوس» دایر کرد، ولی پس از چند هفته مـجبور به ترک آن‌جا شد. در اوایل پاییز ۱۳۲۲ در تاتر «فرهنگ» برای اولین بار «پیش‌پرده‌خوانی» کرد و در نتیجه آن بازی‌گر تاتر هم شد. مدتی بعد پدرش از فعالیت او در تاتر مطلع شد و او را از خانه بیرون کرد. «مرتضی‌ احـمدی» پس از مدتی هم‌زمان با هنرپیشگی، در راه‌آهن تهران به‌عنوان تعمیرکار استخدام شد.

«مرتضی‌ احمدی» سالم و سرحال، زنده و پرانرژی هنوز در میان ماست تا روایت‌گر میراثی باشد که سال‌هاست به تاراج رفته و دیگر کسی از آن‌ها نشانی نمی‌گیرد

«مرتضی ‌احمدی» برای اولین بار به سبک «بیات تهران» در پیش پرده‌ها آواز خواند و نیز اولین بار در ۱۳۲۲ ترانه‌ی «گلپری‌جون» را اجرا کرد، که بسیار مـحبوب شد و به خاطر آن برای کار در رادیو تهران دعوت شد. در یکی از پیش پرده‌ها ترانه‌ای دیگری به نام «کارگرم من» را اجرا کرد که منجر به اعتصاب کارگران راه‌آهن شد که در نتیجه، «مرتضی‌ احمدی» به بخش حساب‌داری راه‌آهن منتقل شد و پس از پایان اعتصاب دستگیر شد و در کلانتری تعهد کرد از آن به بعد، از اجرای آن پیش پرده خوداری کند.

پیش‌پرده‌ی دیگری نیز با اجرای «احمدی» به نام «قدس‌شاهین»، درباره‌ی ماجرای تجاوز جنسی عده‌ای از سربازان آمریکایی به یک زن ایرانی، توقیف شد. ولی پس از اجرای مجدد آن در پاییز ۱۳۲۳ در جـمعی خصوصی، مـحکوم شد شش ماه به کرمان تبعید شود که با پیگیری «مـحمد‌مسعود»، مدیر روزنامه‌ی «مرد امروز» ملغی شد. چندتا از پیش‌پرده‌های دیگر با اجرای «احمدی» نیز تاکنون توقیف شده است.

«احـمدی» در ۱۳۲۳ به «رادیو‌ تهران» رفت و چندی بعد در «رادیو‌ ایران» و سپس در «رادیو و تلویزیون‌ ایران» به عنوان مجری برنامه‌های کمدی، شروع به کار کرد. در دوره‌های مـختلفی در رادیو کار کرد و از جـمله تیپی به نام «بابا جاهل‌گریان» را اجرا کرد و به سبک‌های مـختلف ترانه و آواز خواند. در فروردین ۱۳۵۳ نقش اول سریال پربیننده‌ی «هردمبیل»، نوشته‌ی «پرویز‌خطیبی» را بازی کرد، «احمدی» در نظرخواهی‌ از مردم در سال ۱۳۵۶ به‌عنوان محبوب‌ترین هنرپیشه‌ی رادیو انتخاب شد. مرتضی احمدی در ۱۳۲۶ گوینده‌ی فیلم‌های خارجی شد و از اعضای اولیه‌ی انـجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم در سال ۱۳۴۲ بود.

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ «احمدی» بازی‌گری را کنار گذاشت و به مدت هفت سال به اهواز رفت. ولی پس از بازگشت به تهران، دوباره کار بازی‌گری را در سریالی تلویزیونی به نام «تک‌مضراب» از سر گرفت. از سریال‌های تلویزیونی دیگری که بازی کرده است، می‌توان از «سلطان‌ صاحبقران»‌، «هفت شهر‌عشق» ۱۳۵۶، «آیینه»، و «زیر بازارچه» ۱۳۷۷، به کارگردانی «رضا ‌ژیان» نام برد.

در فروردین ۱۳۴۹ «احمدی» به دعوت «علی‌ حاتمی»، ترانه‌ی عنوان‌بندی فیلم «حسن‌کچل» را، «ضربی‌خوانی» کرد. در هـمین سبک، در ۱۳۲۸ پنج صفحه‌ی موسیقی برای یک شرکت انگلیسی ضبط کرد. «مرتضی‌ احمدی» بیش از چهارصد ترانه‌ی ضربی و صد و پنجاه ترانه‌ی فکاهی خوانده است، این ترانه‌ها بیش‌تر از نوشته‌های «نصیری‌فر»، نویسنده‌ی کتابی است به نام «مردان موسیقی‌سنتی و نوین‌ایران» که بیش‌تر کارهای موزیکال «مرتضی‌ احمدی» برگرفته از آن است.

از ماندگارترین آثارش می‌توان به کار دوبله وی در مجموعه کارتون ژاپنی «پینوکیو» اشاره کرد، که در آن در نقش «روباه مکار» به خواندن متن می‌پرداخت. دیگر اعضای این گروه عبارت بودند از «ناهید‌ امیریان» در نقش «جینا»، «نادره‌ سالارپور» در نقش «پینوکیو» و «کنعان‌کیانی» در نقش «گربه نره.»

«احـمدی» در ۹ مرداد ۱۳۳۴ با یکی از هم‌کارانش در راه‌آهن ازدواج کرد که، در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۵۰ بر اثر سرطان درگذشت. او از این ازدواج یک فرزند دختر و یک فرزند پسر دارد.

با توجه به آن‌که متاسفانه به تجربه ثابت شده است که با درگذشت چنین بزرگانی دفتر بخشی از فرهنگ عامه و فولکلور ما نیز بسته می‌شود، «مرتضی ‌احمدی» از چند سال پیش شروع به نوشتن بخشی از این فرهنگ شفاهی، جمع‌آوری ترانه‌های عامیانه و ضبط ترانه‌های ضربی و روحوضی کرده است. کتاب اول او با عنوان «من و زندگی» بخشی از چهره‌ی تهران قدیم و خاطرات زندگی‌اش را در بر می‌گیرد. کتاب دوم «احمدی» «کهنه‌های همیشه‌نو» شامل ترانه‌های روحوضی است. این‌ها ترانه‌های فولکلوریکی هستند، که فقط متعلق به تهران است و با توجه به درگذشت نزدیک به تمامی هنرمندان و خوانندگان این ترانه‌ها، جمع‌آوری آن‌ها بسیار مشکل بوده است. کتاب بعدی‌اش «فرهنگ بروبچه‌های تهرون» نام دارد که در این کتاب، تمام واژه‌ها و ضرب‌المثل‌های تهرانی را جمع کرده است. کتاب چهارم او «تهرون و تهرونی»‌هاست و کتاب پنجم «تاریخ‌چه کوچه‌باغی و پیش‌پرده‌خوانی» نام دارد.

چندی پیش مراسم نکوداشتی برای این هنرمند پیشکسوت موسیقی، تاتر و سینما در «تالار وحدت» برگزار شد که بزرگانی هم‌چون «حسین ‌علی‌زاده»، «جمشید مشایخی» و «مرضیه ‌برومند» سخن‌رانی کردند. استاد «علی‌زاده»، آهنگ‌ساز و نوازنده‌ی بزرگ میهمانمان درباره‌ی «مرتضی‌ احمدی» چنین گفت: «چیزی که بسیار اهمیت دارد این است که ما در شهر تهران زندگی می‌کنیم و در کشوری هستیم که هویت و فرهنگی را برای مردم قایل می‌شویم، اما چون تهران یک شهر مهاجرنشین بوده است، خیلی نمی‌توانیم هویت مشخصی را برای آن قایل شویم.» اما وقتی در خانه «مرتضی ‌احمدی» را می‌زنیم، متوجه می‌شویم که مردم ایران هویت داشتند و چقدر هم شاد بودند. آن چیزی که این ملت با آن سر سازگاری ندارد، این است که بخواهیم این چیزها را از آن‌ها بگیریم و بگوییم موسیقی، هنر و شاد زیستن را همان‌طور که ما می‌گوییم داشته باشید، اما بچه‌های ایران وقتی که نام «مرتضی ‌احمدی» می‌آید، اصالت خودشان یادشان می‌آید. اسم «مرتضی احمدی» اصیل است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , ,