Saturday, 18 July 2015
14 July 2020
برای مادران عزادار‌،‌ مادران محمد و صانع

«صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی»

2011 February 19

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

آذین/ رادیو کوچه

مادران سرزمین ایران،‌ همه این روزها داغ‌دارانند‌، عزا دارنند‌. ‌در سوگ سر به داران‌، ‌در ماتم سرو‌های شهید‌،‌ به عزا نشسته‌گانند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

درود بر تو مادر ایران زمین‌، درود بر تو ای شیر زن که چنین عاشقانی به بار آوردی‌،‌ عاشقان عشق،‌ عاشقان زندگی،‌ که صانع و محمد برای مرگ نرفتند‌،‌ که عاشق زندگی بودند‌،‌ آن‌ها در روز عاشقان عاشق‌ترین بودند‌، ‌برای زندگی و به عشق ایران رفتند و دژخیمان تاب نیاوردند این همه عشق را.

و بدانید که ما همه مادران محمد و صانعیم‌، سهیم در غم بزرگ شما.

می‌دانیم لحظه‌های‌تان پر است از صانع و محمد. ‌حس می‌کنیم ریشه خاطرات‌شان را در تار و پود هستی‌تان‌، ‌می‌دانیم چه غمی است غم‌تان.

محمد نوشته بود که می‌خواهد ایستاده بمیرد‌،‌ که از نشسته زیستن در ذلت خسته است، و تمام شد خستگیش‌، و او ایستاده مرد و شاید ایستادگی‌اش مرهمی باشد بر زخم نبود پسر.

مادر کردستان که پیکر پسرت را هم مصادره کردند‌، ما به آرزوهای محمد فکر می‌کنیم‌، به او که می‌خواست به سرزمینش خدمت کند‌، روزی بیست و پنجم بهمنی را گرامی می‌داریم که خون محمد آغاز‌ی بر آزادی بوده است.

آن‌ها کشور خود را آزاد می‌خواستند و خسته بودند از دیکتاتور و فریاد هم‌نسلان خود شدند و جهان شنید فریاد سبزشان را.

و قصه عشق سبز جوانان ایران سر دراز دارد و این موج را سر ایستادن نیست‌،‌ خون هزار هزار شهید آزادی این مرز و بوم بیهوده هدر نخواهد رفت که گفته‌اند خون دامن‌گیر است و می‌گیرد دامن این ظلم و ستم را.

مادران عزادار‌، تنها نیستید در این سوگ‌،‌ عاشقانه در آغوش می‌گیریم‌تان‌، ‌عاشقانه بر شجاعت‌تان درود می‌فرستیم‌، سوگ‌وارانیم در غم‌تان‌،‌در غم فرزندان برومندتان اشک می‌ریزیم پا به پای شما‌، ‌از اشک‌های‌مان هزاران نهال سبز در ایران خواهد رویید و دیر نخواهد بود که ایران سبز می‌شود‌،‌ رها و آزاد.

و بدانید این دست‌های پلید نبود که پسران را تشییع کرد‌، روح و قلب میلیون‌ها ایرانی سپری بود بر پیکر این پاکان، و اشک و عشق همه ما مشایعت کردند فرزندان‌مان را تا خاک.

که حافظ هم آن روز زمزمه می‌کرد‌: «صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی» ‌و محمد و صانع در بهمن ماه  ژاله‌وار  چکیدند برای ایران و به امید آزادی.

من و تو یکی شوریم

از هر شعله‌ا‌یی برتر،‌

که هیچ‌گاه شکست را بر ما چیرگی نیست

چرا که از عشق

رویینه تنیم

«احمد شاملو»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۱ Comment


  1. Avideh Motmaen-Far