Saturday, 18 July 2015
01 December 2020
اوراق زرین- بخش اول

«سیاست‌نامه‌ خواجه نظام‌الملک طوسی»

2011 February 27

رضا افتخاری‌/  رادیو کوچه

r.eftekhari@koochehmail.com

مطالعه‌ی متن‌های کهن فارسی‌، از جمله متن‌هایی که شامل داستان‌های عبرت‌آمیز و سرگذشت پادشاهان و امیران و بزرگان کشور ماست‌، به جوانان ایرانی امکان می‌دهد که از سوابق ادبی کشور خود آگاهی یابند و با استفاده از گنجینه‌ی گران‌قدر شاه‌کارهای ادبی در سخن گفتن و نو‌شتن استوار باشند‌. مقصود این نیست که از شیوه‌ی نگارش پیشینیان پیروی کنند و به سبک کهن بنویسند یا سخن بگویند‌، بلکه باید که  از آن نوشته‌ها مایه بگیرند و در راه استوار‌نویسی از آن بهره‌ور شوند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

برخی از این متن‌ها ساخته و پرداخته‌ی نویسندگانی است که خود مصدر کار بوده‌اند‌، نظیر «ابوالفضل بیهقی» ‌مصنف «تاریخ بیهقی» و «خواجه نظام‌الملک طوسی» مولف «سیاست‌نامه» (‌یا سیرالملوک) . خواننده با مطالعه‌ی این کتاب‌ها ملاحظه می‌کند که این نویسندگان در عین اشتغال به کار سنگین اداره‌ی امور کشور از قلم توانایی هم برخوردار بوده‌اند و از تصنیف و تالیف فروگذاری نکرده‌اند‌، و گاهی با استفاده از قدرت سیاسی و قلمی بی‌پروا نوشته‌اند چنان‌که به هنگام شکایت شحنه‌ی مرو از پسر خواجه نظام‌الملک‌، ملکشاه سلجوقی به خواجه پیغام داد که «اگر می‌خواهی بفرمایم دوات از پیش تو برگیرند» و خواجه از این پیغام رنجید و چنین پاسخ داد که: «دولت آن تاج به این دوات بسته است، هرگاه این دوات برداری، آن تاج بردارند.»

در کتاب‌هایی از قبیل سیاست‌نامه که به قول مولف «هم پند است و هم حکمت و هم مثل و هم تفسیر قرآن و اخبار پیغمبر و قصص انبیا و سیر حکایات پادشاهان عادل، از گذشتگان خبر است  و از ماندگان سمر و با این همه درازی مختصر است و شایسته‌ی پادشاه دادگر است.» بی‌گمان نکات اخلاقی و تاریخی فراوان یافت می‌شود، خاصه که انشای سیاست‌نامه بس فصیح و بلیغ است و با آن‌که داستان‌های دراز دارد خواننده را از مطالعه‌ی آن ملالی دست نمی‌دهد. اما پندها پیداست که در بعضی موارد ملال‌انگیز است و شاید هم این امر مربوط به تکرار یا درازی سخن نباشد چه اساسن خود پند برای شنونده و خواننده ناگوار است، و گویا به همین سبب است که مردم روزگار ما امروز برای پند و اندرز تاثیر اخلاقی چندانی قایل نیستند.

در کتاب‌هایی از قبیل سیاست‌نامه که به قول مولف «هم پند است و هم حکمت و هم مثل و هم تفسیر قرآن و اخبار پیغمبر و قصص انبیا و سیر حکایات پادشاهان عادل، از گذشتگان خبر است  و از ماندگان سمر و با این همه درازی مختصر است و شایسته‌ی پادشاه دادگر است

چنان‌که اشاره کردیم در کتاب سیاست‌نامه مطالب متنوع اخلاقی و تاریخی و جز آن آمده است و از این حیث به قول مرحوم عباس اقبال، این کتاب «در میان کتاب‌های فارسی کم‌نظیر است.» اما در خلال مطالب تاریخی اشتباهاتی به چشم می‌خورد، از جمله در حکایت یعقوب لیث و خلیفه‌ی بغداد و داستان عمرو لیث و فصل چهل و ششم، بیرون آمدن باطنیان که در حاشیه به آن‌ها اشاره شده است. علت اساسی بروز این اشتباهات آن است که خواجه می‌خواسته است کتابی تالیف کند عبرت‌انگیز و نماینده‌ی راه سیاست و کشورداری، و به جنبه‌ی تاریخی توجهی نداشته و خود نیز مورخ نبوده است. از این رو، چه بسا مطالبی از کتاب‌های تاریخی دیگر بی آن‌که به صحت و سقم آن بیندیشد نقل کرده است و علاوه بر این، وی سنی شافعی مذهب بوده و به مذهب شافعی دل‌بستگی داشته است و از این رو با استناد به اخبار و احادیثی که غالبن از ساخته‌های اهل سنت است، به شیعیان و فرقه‌های دیگر سخت تاخته است.

مرحوم عباس اقبال می‌نویسد: «به قول مشهور، ملکشاه در اواخر سلطنت خویش از چند تن از وزیران خواست که در باب به‌ترین شیوه‌ی کشورداری و تدبیر امور دینی و دنیوی کتابی تالیف کند تا آن را دستور خود سازد. همه نوشتند و شاه از آن میان نوشته‌ی خواجه نظام‌الملک را پسندید و او را به اتمام نشر آن مامور ساخت.

چنان‌که از خاتمه‌ی نسخه‌ی خطی یعنی نسخه‌ای که در اختیار مرحوم اقبال بوده بر می‌آید در سفر آخری که خواجه با ملکشاه عازم بغداد بود‌، یعنی در 485 هجری وی اجزای سیاست‌نامه را به نویسنده‌ی کتاب‌های خاص سلطنتی محمد مغربی‌، سپرد تا آن‌ها را پاکنویس کند و اگر خواجه را حادثه‌ای پیش آید نسخه‌ی مرتب شده را به حضور سلطان تقدیم دارد.

بنا به تحقیق مرحوم عباس اقبال باید معتقد بود که تنظیم نسخه‌ی نهایی سیاست‌نامه پس از قتل خواجه و میان سال‌های 492 و 505 به پایان رسیده است.

علاوه بر سیاست‌نامه، مکتوبی از نظام‌الملک در دست است که به نظام‌الدین ابولفتح فخر‌الملک، پسر خود، هنگامی که وی در عهد آلب ارسلان هم‌راه ملکشاه مامور فارس شده بود، نوشته است. از این مکتوب که در ذکر شرایط وزارت و بعضی وصایا و سفارش‌ها است نسخه‌هایی به عنوان وصایای نظام‌الملک یا دستورالوزاره موجود است. رساله‌ی دیگری هم در همین باب به نام قانون‌الملک به خواجه نظام‌الملک نسبت داده‌اند که ظاهرن قسمتی از سیاست‌نامه است.

شرح احوال نویسنده‌ی سیاست‌نامه

ابوعلی حسن ملقب به نظام‌الملک مولف سیاست‌نامه پسر خواجه ابوالحسن علی بن اسحاق است‌. وی در یکی از قریه‌های توس به سال 408 هجری به دنیا آمد‌. اجداد او ‌اصلن از خاک بیهق سبزوار بوده‌اند. علی بن اسحاق در خدمت ابوالفضل سوری که حکم‌ران خراسان از جانب سلطان محمود غزنوی بود وارد شد و تا آن‌جا ترقی یافت که به اداره‌ی امور مالی و حکومتی توس نامزد شد و در همین دوره بود که خواجه در آن سرزمین متولد شد و به همین سبب به «توسی» شهرت یافت.

در ایام تسلط ترکمنان بر خراسان که از سال 428 هجری آغاز شد‌، حکومت بلخ با ابوعلی ابن شادان بود و خواجه در زیر دست او به دبیری روزگار می‌گذرانید‌. چون چغری‌، برادر طغرل اول و پدر آلب ارسلان سلجوقی‌، بر بلخ غلبه یافت‌، ابوعلی ابن شادان را به وزیری خود ‌برگزید و بدین‌سان خواجه نیز در خدمت سلجوقیان در آمد و ابوعلی ‌خواجه را به دبیری و صاحب تدبیری امور آلب ارسلان پسر چغری واداشت . و از این تاریخ است که خواجه در سلک درباریان آلب ارسلان در آمد و در تمام دوره‌ی سلطنت طغرل‌، زیر دست او که امارت خراسان داشت‌، به این حال روزگار می‌گذرانید.

پس از آن‌که آلب ارسلان به پادشاهی رسید‌، خواجه نظام‌الملک را به جای ابونصر کندری به وزارت برداشت و خواجه از سال 456 هجری قمری تا دهم رمضان 485 هجری که کشته شد در وزارت ملکشاه و آلب ارسلان با نهایت استقلال و اقتدار بر جا بود.

نثر کتاب روان و ساده و دلکش و خالی از تکلف و پیچیدگی است و واژه‌ها و ترکیبهای زیبا در آن فراوان است‌، از قبیل «کاردار‌، میانه حال، نان پاره‌، جامگی‌، ارزانی داشتن و غیره و غیره ….» اگر از چند مورد که وجود اضافات و عطف بیان‌های مکرر‌، عبارت را پیچیده و نازیبا ساخته است چشم بپوشیم‌، نثر کتاب از فنون فصاحت و بلاغت بهره‌مند است و گاهی در لابلای کتاب به عباراتی برمی‌خوریم که در ایجاز کم‌نظیر است‌. اما عبارات نازیبا چنان‌که اشاره کرده‌ایم اندک است و گاهی بسیاری اضافات و تکرار کلمات سبب ضعف تالیف شده است.

شیوه‌ی نگارش کتاب چنان است که خواننده اگر هم به سبک کهن خو نگرفته باشد به آسانی مفهوم مطالب را درمیابد‌. سیاست‌نامه نظر به اهمیتی که داشته است مورد اقتباس نویسندگان و دانش‌مندان قرار گرفته‌، عباراتی که از کتاب «نصیحه‌الملوک» تالیف «امام غزالی»‌، که در سال 505 هجری قمری درگذشت، عینن در این کتاب دیده می‌شود و نیز حکایت بهرام گور و وزیر خائن در نصیحه‌الملوک در صفحه‌ی 82-84 مندرج است با این فرق که غزالی آن را به گشتاسب نسبت داده است‌. از  این رو یا باید غزالی حکایات و عبارات مذبور را از سیاست‌نامه گرفته باشد‌، یا آن‌که منشا‌ نصیحه‌الملوک و سیاست‌نامه یک کتاب فارسی دیگر بوده باشد.

از سوی دیگر نظام‌الملک حکایات کتاب را از منابع گوناگون گرفته و به قلم آورده است‌، از آن جمله است کتاب تاریخ اصفهان‌، تاریخ طبری‌، تاریخ خلفای بنی‌عباسی که خود مولف بدان‌ها تصریح کرده است و هم‌چنین مولف بی‌گمان از تاریخ برامکه بهره برده است و حتا در یکی از حکایات عین عبارات آن را آورده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    salam I am very happy for having like this organization, and also I want to participate or being a member of this organization.