Saturday, 18 July 2015
06 August 2020
پرسه‌ای در دیار غربت - هشتمین پرسه

«تفاوت‌ها»

2011 March 02

سیمین/ رادیو کوچه

simin@koochehmail.com

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست

آن کشور نو آن وطــــن دانش و صنعت

هرگز به دل انگیـزی ایران کهن نیست

در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان

لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست

در دامن بحر خزر و ساحل گیلان

موجی است که در ساحل دریای عدن نیست

در پیکر گل‌های دل‌آویز شمیران

عطری است که در نافه ی آهوی ختن نیست

آوارهام و خسته و سرگشته و حیران

هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست

آوارگی وخانه به دوشی چه بلایی ست

دردی است که هم‌تاش در این دیر کهن نیست

من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ

در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست

هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران

بی‌شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست

پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران

لندن به دل‌آویزی شیراز کهن نیست

هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ

چون دامن البرز پر از چین و شکن نیست

این کوه بلند است ولی نیست دماوند

این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست

این شهرعظیم است ولی شهرغریب است

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

«خسرو فرشیدورد»

هر روز که از آغاز این برنامه می‌گذرد، نوشته‌ها و نگاه‌های متفاوتی از شنوندگان و دوستانی که هر یک در گوشه‌ای از این کره خاکی در انتظار دیدن دوباره وطن زندگی می‌کنند به‌دست من می‌رسد و این‌ها همه سبب دل‌گرمی بیش‌تر من در ادامه این برنامه می‌شود.

انگار صندوق‌چه دل همه این آدم‌ها سرشار از نگفته‌هایی است که روزی  باید گفته شود …

این بار نوشته‌ای را برای‌تان می‌خوانم از دانش‌جوی جوانی که دو سه سالی است برای ادامه تحصیلات تکمیلی خودش از ایران خارج شده و با وجود جوانی تجربیات جالبی داره. تجربه‌هایی که می‌تواند به نوعی راه‌نمایی باشد برای هم‌سن و سالان او که قصد دارند در مسیر سفری خواسته یا نا خواسته به دیاری دیگر گام بردارند.

«هادی» در نوشته‌ای که برای من ارسال کرده چنین می‌گوید:

«داشتم چند روز پیش با یکی از دوستانم که تا الان هنوز از ایران خارج نشده صحبت می‌کردم.»

می‌خواست در مورد شرایط و خصوصیات زندگی در کشورهای دیگر از من سوال کند. سعی کردم یک‌جوری تفاوت‌هایی را که فکر می‌کردم براش ملموس‌تر باشه و بتونه درکشون کنه توضیح بدم.

البته که نمی‌شه همه اون‌ها رو در یک گفت‌و‌گوی چنددقیقه‌ای یا یک نوشته چند سطری بیان کرد. اما تلاش کردم نکات مهمش رو بهش بگم. اما یک‌جوری مطمئن بودم  که هیچ‌وقت اون نمی‌تونه این حس رو بفهمه تا زمانی که خودش این تجربه رو نداشته باشه یعنی هم تجربه زندگی امروزی ایران و هم تجربه زندگی تو کشورهای دیگه رو، چراکه من هم قبل از این‌که از ایران خارج بشم با دیگر دوستانم که این تجربه رو داشتن صحبت کرده بودم اما نتونسته بودم اون رو واقعن درک کنم.

این‌جوری بهش جواب دادم، گفتم: «توی خیابون وقتی یک پلیس رو می‌بینی چه حسی داری یا اصلن وقتی از خونه میری بیرون یا این‌که تو خیابون راه میری. آیا احساس نگرانی می‌کنی؟

تا حالا وقتی با دوستات دور هم جمع شدید ترس از این‌که پلیس بیاد رو داشتی؟

تا حالا تو ایران به این فکر کردی که چرا آدم‌های دیگه تو زندگی ما دخالت می‌کنند و حتا به خودشون اجازه میدن که جای ما تصمیم هم بگیرن؟

تا حالا این مسایل برات پیش اومده، تا حالا فکر کردی چرا وقتی تصمیم می‌گیری جایی بری باید به طرز لباس پوشیدنت آن‌قدر توجه کنی که مبادا خلاف قوانین باشه، یا موهات رو جوری آرایش نکنی که باز هم خلاف قوانین باشه؟

این‌جا، کسی دنبال این نیست که افکارش رو به تو تحمیل کنه، این‌جا کسی تو حریم شخصی‌ات دخالت نمی‌کنه و البته متقابلن تو هم باید به طرز تفکر اون‌ها احترام بگذاری

همه‌ی این‌ها با وجود این‌که من مرد بودم تو ایران برام مکرر پیش اومده بود. این‌ها واسه تو هم پیش اومده یا نه؟

خوب اون هم جواب داد که: «معلومه که پیش اومده.» راستش برای اون حتا بیش‌تر از من پیش اومده بود چون رشته دانش‌گاهی‌اش هنر بود و اکثراون آدم‌ها با مشکلات زیادتری از من روبه‌رو شده بودند.

به او گفتم که دقیقن این مسایل این‌جا اتفاق نمی‌افته، کسی سعی نمی‌کنه در این‌که چه جوری فکر می‌کنی دخالت کنه، کسی سعی نمی‌کنه تو رو مجبور کنه که اون‌جوری که اون فکر می‌کنه، تو هم فکر کنی. از آدم‌های اطرافت احساس ترس نمی‌کنی، از پلیس‌ها نمی‌ترسی چون اون‌ها برای خلاف‌کارها ترسناک هستن نه واسه آدم‌های معمولی جامعه. در کل هیچ‌وقت تو ایران احساس آرامش واقعی نمی‌کنی چون همیشه باید فکرت به دنبال مسایلی مثل این‌ها که گفتم باشه.

این‌جا، کسی دنبال این نیست که افکارش رو به تو تحمیل کنه، این‌جا کسی تو حریم شخصی‌ات دخالت نمی‌کنه و البته متقابلن تو هم باید به‌طرز تفکر اون‌ها احترام بگذاری.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , 

۳ Comments


  1. Mohammad Hadi

  2. Kaveh
    2

    مطلب جالب و دارای نکته سنجی خوبی بود
    وافعا چرا فقط فوضولی موقوف توی خارج صدق میکنه و این فرهنگ توی ایران جا نیفتاده؟؟؟؟


  3. Avideh Motmaen-Far
    3

    excellent point!