شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
03 September 2016
مجله جاماندگان - سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق(قسمت چهل و دوم)

«مطالب کتاب توحید از آن آقای خامنه‌ایست»

۱۳۹۰ فروردین ۰۴

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

شاید بتوان با شهامت «آقای مصباح یزدی» را یک پدیده عجیب و به‌جا مانده‌ی نسل‌های از یاد رفته در طی قرون دانست، سخنان، اندیشه‌ها و نوع گویشش بسیار بهت‌آور و آمرانه است و آن‌چه از کلام او درک می‌شود آنست که او برای مخاطبینش احترام انسانی مستقل قایل نیست. تاثیر او بر روند ایجاد اقتدار و هاله تقدس‌مابانه آقای خامنه‌ای بسیار موثر بوده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

او از حامیان اسلام بنیادگرایانه و طیف اصول‌گرا معروف به جناح راست است. او از مخالفان جدی اصلاحات «محمد خاتمی» و اصلاح‌طلبان بود، چنان‌که در حسینیه شهدای قم اصلاح‌طلبان را «احیاکنندگان سنت کفار 2500 سال پیش ایران» نامید. در ماه آذر سال 1379، «اکبر گنجی» روزنامه‌نگار طرف‌دار اصلاحات، که در کتاب پرفروش و جنجال‌برانگیز «عالی‌جناب سرخ‌پوش و عالی‌جنابان خاکستری»، به افشاگری درباره عوامل پشت‌پرده قتل‌های زنجیره‌ای پرداخته بود، در دادگاهی که برای محاکمه او تشکیل شده بود علنن «علی فلاحیان»، وزیر اطلاعات سابق ایران را شاه‌کلید قتل‌های زنجیره‌ای و مصباح یزدی را محرک و صادرکننده فتوای قتل‌ها یا به اصطلاح، «مراد عالی‌جنابان خاکستری» خواند.

هم‌چنین در واقعه قتل‌های محفلی «کرمان»، تعدادی از اعضای بسیج یکی از مساجد کرمان پس از دستگیری و در بازجویی‌ها در دادگاه اعلام کردند که پس از شنیدن سخن‌رانی محمد تقی مصباح یزدی، در یکی از مساجد کرمان به این نتیجه رسیده‌اند که از نظر شرعی وظیفه دارند افراد مهدورالدم را بکشند. مصباح یزدی طی نامه‌ای به دادگاه، صدور فتوی مشخصن برای قتل ۵ نفر در کرمان را رد کرد اما ایراد سخن‌رانی عمومی پیرامون امر‌به‌معروف و لزوم اقدام شخصی بسیجیان در اجرای امر‌به‌معروف را تایید کرد. مصباح از منتقدان جمهوریت است و به رای گذاشتن نظام توسط «روح‌اله خمینی» را به معنای اعتقاد او به جمهوریت و حاکمیت رای مردم نمی‌داند. او در سخنانی گفت: «مردم، ناصر «کمک‌کننده» ولی فقیه هستند، نه ناصب «منصوب کننده» و مشرع «مشروعیت دهنده» او.»

از دیدگاه وی فقها در دوران غیبت نایب «حجت‌بن الحسن» و حاکم هستند و نتیجتن انتخاب حاکم توسط مردم فاقد اعتبار است. این اظهارات وی مورد مخالفت بسیاری حتا بخشی از جناح راست و اصول‌گرا قرار گرفت، چنان‌که روزنامه جمهوری اسلامی در جریان انتخابات شوراها در سال 1385 با موضع‌گیری در برابر مصباح یزدی، مواضع وی در باب ولایت فقیه را مخالف نظرات رهبری دانست و در مقاله‌ای با عنوان «مخالفت رهبری با عمل‌کرد مصباح یزدی» نوشت: «احدی از آحاد ملت حق ندارد از رهبری جلو بیفتد، آیا رهبری از عمل‌کرد و موضع‌گیری‌های شما راضی است؟ ما قرائتی داریم که نه، شما اگر دلیلی بر رضایت ایشان از عمل‌کرد خودتان دارید، ذکر فرمایید، البته این‌که ایشان به موسسه شما کمک مالی بکنند یا شما در دفتر ایشان سخن‌رانی کنید دلیل نمی‌شود.» بنا به ادعای وی مخالفت با ولایت فقیه به معنی شرک به خداست.

مصباح در سخن‌رانی‌های خود بارها صراحتن از اجرای حکم اعدام برای افرادی که به زعم وی مرتد شده‌اند دفاع کرده ‌است، چنان‌که یک‌بار خواستار اعدام «هاشم آغاجری» شد. هم‌چنین «احمد قابل» در نامه‌ای به «علی خامنه‌ای»، ضمن اشاره به اصرار و شهادت مصباح یزدی، مبنی بر کفرآمیز بودن مطالب و مرتد بودن «شیخ حبیب‌اله آشوری» به جرم انتشار کتاب «توحید» که منجر به اعدام وی شد، از وی انتقاد کرد. حبیب‌اله آشوری از روحانیون مخالف حکومت پهلوی و از اعضای فعال سازمان مجاهدین خلق در مشهد بود،  وی پس از آغاز درگیری مسلحانه میان جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین خلق به هم‌راه 80 تن دیگر در زندان اوین در سال  1360 اعدام شد.

آشوری هم‌چنین به‌دلیل انتشار کتابی به‌عنوان «توحید آشوری» توسط برخی روحانیون بلند پایه تکفیر شده بود.

احمد قابل در نامه خود به علی خامنه‌ای که در سال‌های اخیر انتشار یافت از این‌که وی در برابر اعدام آشوری سکوت کرد، از او انتقاد می‌کند و می‌گوید: «در هنگامه محاکمه و اعدام دوست و هم‌راه و هم‌فکر سابق شما، مرحوم شیخ حبیب‌اله آشوری به اتهام ارتداد سکوت کردید و شاهد جان باختن فردی شدید که به جرم انتشار کتاب «توحید» و اصرار و شهادت آقایان «شیخ ابوالقاسم خزعلی» عضو سابق شورای نگهبان و شیخ محمد تقی مصباح یزدی مبنی بر کفرآمیز بودن مطالب و مرتد بودن نویسنده آن کتاب، اعدام شد.

قابل هم‌چنین خامنه‌ای را در شهادتی بی‌سابقه متهم می‌کند که خود مدعی مالکیت و تالیف کتاب توحید بوده‌است: «وجدان شما بهتر از هرکسی گواهی می‌دهد که در جلسات متعدد و تلاش‌های مکرر و ناموفق دوستان مشهدی و خراسانی برای آشتی دادن شما با مرحوم آشوری  پیش از پیروزی انقلاب، سخن اصلی شما این بود که «مطالب کتاب توحید از من است که این آقا به‌نام خودش چاپ کرده‌است». شگفت‌انگیز نیست که از دو نفر با یک دیدگاه، یکی اعدام شود و دیگری تکریم؟ یکی شایسته گور باشد و دیگری شایسته رهبری نظام اسلامی.

به گفته مهدی خزعلی که پدرش آیت‌اله ابوالقاسم خزعلی از جمله کسانی بود که به ارتداد آشوری اعتقاد داشت، «اسداله لاجوردی» با دریافت فتوا از آیت‌اله خزعلی و آیت‌اله مصباح یزدی وی را اعدام کرده‌است. گرچه او مدعی است که فقها خبر نداشتند غرض لاجوردی از استفتا از ایشان اعدام وی است.

برخی منابع اصلاح‌طلب مدعی شدند مصباح یزدی در انتخابات اخیر تقلب به نفع احمدی‌نژاد را مجاز شمرده و حتا فتوای قتل «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی را صادر کرده بود

پس از اعلام نتیجه انتخابات جنجال‌برانگیز ریاست جمهوری دهم و با اعلام پیروزی دوباره «محمود احمدی‌نژاد» و اعتراضات گسترده‌ در ایران در بزرگ‌ترین تظاهرات ضد دولتی در تاریخ سی‌ساله جمهوری اسلامی در سال 1388 و سرکوبی شدید پلیس و نیروهای بسیج و سپاه و لباس شخصی و کشته‌شدن دست‌کم 30 نفر و هم‌چنین بازداشت عده بسیاری از فعالان سیاسی و اصلاح‌طلب، روزنامه‌نگاران و معترضان بازداشت شده، و ادعای تقلب توسط نامزدهای اصلاح‌طلب رقیب احمدی‌نژاد و همین‌طور مردم و برخی مراجع تقلید و روحانیون سرشناس علی خامنه‌ای و طیفی از روحانیون جناح راست حامی دولت احمدی‌نژاد نتیجه انتخابات را تایید کردند به گزارش خبرگزاری «العربیه» به نقل از روزنامه ایتالیایی «کوریر دلاسرا» و به گفته یک منبع آمریکایی مصباح یزدی، که از وی به‌عنوان پدر معنوی احمدی‌نژاد یاد می‌شود‌، از سرکوب مخالفان حمایت کرده‌است. هم‌چنین برخی منابع اصلاح‌طلب مدعی شدند مصباح یزدی در انتخابات اخیر تقلب به نفع احمدی‌نژاد را مجاز شمرده و حتا فتوای قتل «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی را صادر کرده بود.

مصباح یزدی در واکنش به روی‌دادهای پس از انتخابات گفت: «سلسله جنبان این قضایا هر که بود درصدد حذف ولایت فقیه از نظام سیاسی کشور بود.» وی «ولایت فقیه را روح انقلاب و مشخصه این حکومت» دانسته و گفت: «دشمنان می‌خواستند یا این رکن اساسی را حذف و یا تضعیف و کم‌رنگ کنند که در این جریان برخی آگاهانه و برخی فریب خورده اقدام به این امر کردند.» او هم‌چنین در 21 مرداد 1388 در جمع گروهی از هنرمندان بسیجی در موسسه آموزشی امام خمینی در قم این‌گونه استدلال کرد که وقتی رییس‌جمهوری از جانب رهبری نصب و تایید می‌شود به عامل او تبدیل شده و از این پرتو نور بر او نیز تابیده می‌شود و لذا «وقتی ریاست جمهوری حکم ولی فقیه را دریافت کرد اطاعت از او نیز چون اطاعت از خداست.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,