شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
03 September 2016
مجله جاماندگان - سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق(قسمت چهل‌و‌سوم)

«از لب‌های ایشان شنیده‌اند که او نایب من است»

۱۳۹۰ فروردین ۰۵

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

نقد علت توجه افراطی و سخنان بسیار احساسی و به‌دور از منطق متناسب با این دوران «آیت‌اله محمدتقی مصباح یزدی» نسبت به آقای خامنه‌ای، اگر‌چه جز وظایف این نوشته‌ها نیست، اما شنیدن بعضی از سخن‌رانی‌های او تاحدودی ما را با میزان تعاریف تعجب‌آور این آیت‌اله از آقای خامنه‌ای و عناد او با هرگونه تغییرات روبه‌جلو و متمدنانه آشنا می‌نماید. او در جمع مسوولان و دانش‌جویان مجتمع آموزش عالی پیامبر اعظم در سخنانی اظهار داشت: «امروز فتنه‌گران دستگیر شده‌اند و احکام مجازات آن‌ها کاملن مشخص و روشن است اما کسانی که ریگی در کفش دارند رحمت الهی را پیش کشیده و خواستار برخورد با متهمان با رافت اسلامی هستند.»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

او در ادامه افزود: «امیرالمومنین که در برابر اشک یتیمان آن‌گونه متاثر و محزون می‌شوند اما در برابر اصحاب نهروان و خوارج به‌شدت برخورد کرده و می‌فرماید که من چشم فتنه را درآورده‌ام.» وی هم‌چنین اضافه کرد: «در مسایل پیچیده که شناخت حق از باطل مشکل و سخت است همه باید از ولی‌فقیه تبیعت کنیم زیرا فتوا و حکم او برای ما حجت است. ولی‌فقیه هم‌چون قطب‌نمایی است که خداوند متعال ایشان را در جامعه اسلامی قرار داده‌اند.» وی با اشاره به زندگی و شخصیت آقای خامنه‌ای گفت: «امروز به‌ حمداله می‌بینیم که هیچ ضعف و کاستی در زندگی و رفتار و گفتار مقام معظم رهبری وجود ندارد زیرا اگر کوچک‌ترین مسئله‌ای بود رسانه‌های خارجی و مغرضان داخلی آن را در بوق و کرنا می‌کردند. ایشان تربیت یافته مکتب امام خمینی بوده و با توجه به درایت، حکمت و تجربه ایشان در رهبری نظام اسلامی بهترین شخصیت برای هدایت جامعه هستند.»

هم‌چنین او در حضور جمعی از بسیج‌یان، هنرمندان و اعضای حزب موتلفه اسلامی به نکاتی در خصوص جریانات پس از انتخابات و قصد آگاهانه برخی افراد و جریانات برای حذف یا تضعیف ولایت فقیه سخن‌رانی کرد، او در این سخن‌رانی نکاتی را در ادامه مواضع سابقش بیان نمود که تاکنون کم‌تر آیت‌اللهی در مورد آیت‌اله زنده دیگری بیان داشته است: «در این زمان، همه اقشار مواجه هستیم با یک فتنه عظیم شیطانی برای این‌که ما را از رهبری الهی و آن حقی که خدا برای ما قرار داده جدا کند، شما الحمدله همه هوش‌مند هستید… شما خوب درک می‌کنید که این شرایطی که اخیرن اتفاق افتاد، آن روح واحدی که در این‌ها بود، حالا از هر جایی که آب می‌خورد، من نمی‌خواهم قضاوت کنم، چون خود شما بهتر می‌دانید سلسله جنبان این قضایا چه بود، هر که بود، برای آن بود که مسئله ولایت فقیه خرد شود، آن‌چه روح انقلاب اسلامی است،‌ آن‌چه مشخصه این حکومت است که در همه عالم، این حکومت به‌عنوان حکومت ولایت فقیه شناخته می‌شود،‌ می‌خواستند این را بگیرند،‌ اگر بشود حذفش کنند و اگر هم نشد، با تغییر قانون اساسی و این‌ها تضعیفش کنند،… قوام این کشور به این است که این مردم اطاعت رهبرشان را، اطاعت از خدا می‌دانند، چون دین با سیاست توام است، وقتی می‌فرماید مصوبات حکومت‌های اسلامی واجب الاطاعه است، مردم آن را هم‌چون امری واجب می‌پذیرند،‌ آن‌چه رمز پیروزی این انقلاب بود، این بود که مردم اطاعت از رهبر این حکومت را هم‌چون اطاعت از خدا برای خود می‌پنداشتند، یکی از آرزوهای مردم در اقشار مختلف این است که رهبرشان را ببینند، کجای عالم چنین چیزی را سراغ دارید؟

و این نیست چون که او را جانشین امام زمان می‌دانند، دیدن ایشان را هم‌چون دیدن امام زمان می‌دانند، البته نه این‌که خود ایشان، بلکه پرتویی از وجود مقدس امام زمان را با دیدن ولی فقیه می‌بینند، امام رحمه‌اله می‌فرمود جان من، فدای خاک پای امام زمان، مقام امام زمان را با کسی نمی‌توان مقایسه کرد اما این یک پرتویی است از ایشان، این رمز پیروزی و رمز پیش‌رفت و دوام در مقابل همه توطئه‌هاست که این را می‌خواهند بگیرد، خوب هم درک کردند و تشخیص دادند، متاسفانه در درون جامعه ما آن‌طور که باید و شاید به این مسئله توجه نشده و نمی‌شود، عموم مردم ما،‌ همین مردمی که نماز‌خوان و مسجدی و متدین هستند، این چیزها را خوب درک می‌کنند،‌ اما خواصی که مسوولیت‌پذیر هستند در پست‌های مختلف، آن‌ها خیلی باورشان این نیست، آن‌ها خیال می‌کنند که رهبر هم هم‌چون رییس‌جمهوری است، این یک جور پست است و آن هم یک جور دیگر،‌‌ چندان هم فرقی ندارد، همان‌طور که انتخاباتی می‌شود و زد و خورد می‌شود،‌ آن هم همین‌طور است، فرقی نمی‌کند،‌ یک عده طرف‌دارشان هستند و یک‌عده نیستند،‌ در صورتی که ماهیت این دو با هم تفاوت ماهوی دارد، آن یک رهبر دینی و جانشین امام زمان دارد و آن دیگری، نماینده‌ای که مردم انتخاب‌اش کردند.

این دو با هم خیلی تفاوت دارد،‌ بله رییس‌جمهوری وقتی از طرف ولی‌فقیه نصب شد، می‌شود عامل او، و آن پرتوی قداستی که او دارد، بر این هم می‌تابد، وقتی شد رییس‌جمهوری اسلامی،‌ حکمش را از رهبر یعنی از جانشین امام دریافت کرد، آن قداست بر این هم می‌تابد، آن وقت اطاعت رییس‌جمهوری، اطاعت مجلس و سایر نهادهای قانونی هم می‌شود اطاعت خدا،‌ اما حساب رهبر جداست،‌ اطاعت از ایشان اطاعت از امام زمان و خداست، مردم برای او مقامی قایل هستند که گویا از لب‌های ایشان شنیده‌اند که او نایب من است. البته چنین چیزی نیست چون نصب،‌ نصب عام است، یعنی گفتند در زمان غیبت، کسانی که واجد این شرایط هستند، از طرف امام زمان نیابت دارند،‌ شخص تعیین نشده،‌ اما بعد از این‌که خبرگان تایید کردند که بهترین شخص در خور این مقام، فلان شخص است،‌ مصداق این تعریف تایید می‌شود،‌ به هر حال والی خطبه «امیرالمومنین»، همان رهبری است که ما امروز از او یاد می‌کنیم،‌ آن نکته‌ای که من خواستم در این مقدمه عرض کنم، این است که عزیزان ما توجه بیش‌تر به این مسئله داشته باشید که دین‌داری فقط نماز خواندن نیست،‌ اطاعت از رهبر شرعی و قانونی، این هم جز دین ماست،‌ من نمی‌گویم، بلکه امیرالمومنین می‌فرماید،‌ بالاترین حق،‌ همین حق است،… و اگر بدانیم که هرچه فکر کنیم، کم است،‌ خدا چه نعمتی را به ما داده که بعد از هزاران سال تاریخی که داریم از تاریخ خودمان و اسلام،‌ بگردیم، در حکامی که در کشورهای اسلامی و غیراسلامی بوده‌اند،‌ چنین رهبری با چنین جامعیت نمی‌یابیم.»

یک کسانی خوب بود تحقیق می‌کردند و یک بیوگرافی از حکام و سلاطین عالم می‌گرفتند یک مقایسه می‌کردند با امام و جانشین ایشان، بگویند آن‌ها چه بودند و این‌ها چه‌جور دل‌سوزی کردند،‌ چه بلاهایی را آن‌ها به جان مردم وارد کردند و این‌ها چه بلاهایی را به جان خود خریدند،‌ چه مشکلاتی را با فکر و فداکاری حل کردند،‌ ای کاش می‌شد چنین بحث‌های مقایسه‌ای انجام می‌گرفت تا فرق این عزیزان با حکام دیگر مشخص می‌شد،‌ خدا انشااله به ما توفیق دهد که این‌ها را بشناسیم تا وظیفه‌امان نسبت به آن‌ها را به خوبی انجام دهیم، به هر حال این وظیفه‌ای است که همه ما اعم از روحانی،‌ غیر روحانی، بسیجی و غیر بسیجی،‌ خواهران و مردم و همه بر عهده داریم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,