Saturday, 18 July 2015
26 September 2020
مهارت‌های زندگی

«آزار و محبت در دوستی»

2009 November 12

مریم انجیدنی/ رادیو کوچه

دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور می‌کردند، بین راه سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند، یکی از آن‌ها از سر خشم بر چهره دیگری سیلی زد، دوستی که سیلی خورده‌بود سخت آزرده‌شد ولی بدون آن‌که چبزی بگوید روی شن‌های بیابان نوشت:«امروز بهترین دوست من بر چهره‌ام سیلی زد.»

آن دو کنار یکدیگر به راه خود ادامه‌دادند تا به یک آبادی رسیدند، تصمیم گرفتند قدری آن جا بمانند و کنار برکه آب استراحت کنند، ناگهان شخصی که سیلی خورده‌بود لغزید و در برکه  افتاد، نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد بعد از آن‌که از غرق شدن نجات یافت، بر روی صخره‌ای سنگی این جمله را حک کرد: «امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد»

دوستش با تعجب از او پرسید: «بعد از آن‌که من با سیلی تو را آزردم تو آن جمله را روی شن‌های صحرا نوشتی ولی حالا این جمله را روی صخره حک می‌کنی؟»

دوست دیگر لبخندی زد و گفت: «وقتی کسی ما را آزار می‌دهد باید آن‌را روی شن‌های صحرا نوشت تا بادهای بخشش آن را پاک کنند، ولی وقتی کسی محبتی در حق ما می‌کند باید آن را روی سنگ‌ها حک کرد تا هیچ بادی نتواند آن را از یادها ببرد.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,