<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?> <rss
version="2.0"
xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
><channel><title>Radio Koocheh &#187; جامعه</title> <atom:link href="http://radiokoocheh.com/article/category/society/feed" rel="self" type="application/rss+xml" /><link>http://radiokoocheh.com</link> <description>New Persian Voice</description> <lastBuildDate>Thu, 09 Sep 2010 12:09:07 +0000</lastBuildDate> <language>fa</language> <sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod> <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency> <item><title>«دانشگاه کمبریج اول شد، ایران نماینده ندارد»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/56033</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/56033#comments</comments> <pubDate>Thu, 09 Sep 2010 09:25:30 +0000</pubDate> <dc:creator>Farvahar</dc:creator> <category><![CDATA[اخبار]]></category> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[دانشگاه‌های ایران]]></category> <category><![CDATA[دانشگاه‌های جهان]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[کمبریج]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=56033</guid> <description><![CDATA[رادیو کوچه دانشگاه‌های جهان بار دیگر از دید پایگاه رتبه‌بندی جهانی QS مورد سنجش قرار گرفتند و اسامی برترین‌های دانشگاه‌های جهان در سال ۲۰۱۰ توسط این پایگاه اعلام شد که بر اساس آن هیچ یک از دانشگاه‌های ایران در میان ۲۰۰ دانشگاه برتر دنیا جای‌گاهی ندارند. به گزارش مهر، این پایگاه که از سال ۲۰۰۴ [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>رادیو کوچه</strong></p><p>دانشگاه‌های جهان بار دیگر از دید پایگاه رتبه‌بندی جهانی QS مورد سنجش قرار گرفتند و اسامی برترین‌های دانشگاه‌های جهان در سال ۲۰۱۰ توسط این پایگاه اعلام شد که بر اساس آن هیچ یک از دانشگاه‌های ایران در میان ۲۰۰ دانشگاه برتر دنیا جای‌گاهی ندارند.</p><p>به گزارش مهر، این پایگاه که از سال ۲۰۰۴ رتبه‌بندی دانشگاه‌های جهان را آغاز کرده رتبه‌بندی جهانی خود را بر اساس شاخص‌هایی شامل گنجایش دانشگاه‌ها، شاخص اعتبار آکادمیک، شاخص اعتبار اعضای دانشگاه‌ها، شاخص‌های اطلاعاتی، استانداردسازی، طبقه بندی QS و شاخص اطمینان QS ارایه کرده و این بار بر خلاف سال‌های گذشته رتبه اول به یک دانشگاه انگلیسی اختصاص یافته است.</p><p>بر اساس شاخص‌های اعلام شده دانشگاه کمبریج که سال گذشته در رتبه دوم این لیست قرار داشت به عنوان برترین دانشگاه جهان معرفی شده است و دانشگاه هاروارد با امتیاز ۹۹٫۱۸ در رتبه دوم، دانشگاه ییل با امتیاز ۹۸٫۶۸ در رتبه سوم، دانشگاه کالج لندن با امتیاز ۹۸٫۵۴ در رتبه چهارم و موسسه MIT با چهار رتبه صعود و امتیاز ۹۸٫۱۹ در رتبه پنجم قرار گرفته است.</p><p>موضوعات هنر، پزشکی و علوم زیستی، علوم طبیعی، علوم اجتماعی و مهندسی و تکنولوژی موضوعاتی هستند که توسط این پایگاه در دانشگاه‌های مختلف جهان مورد بررسی قرار گرفته‌اند.</p><p>دانشگاه آکسفورد، امپریال کالج لندن، شیکاگو، موسسه تکنولوژی کالیفرنیا و دانشگاه پرینستون رتبه‌های ششم تا دهم را در رتبه‌بندی امسال QS به خود اختصاص داده‌اند.</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/56033/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>«آی باکلاه آی بی‌کلاه»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55857</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55857#comments</comments> <pubDate>Wed, 08 Sep 2010 17:30:53 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[آی باکلاه آی بی‌کلاه]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[روز ملی صنعت چاپ]]></category> <category><![CDATA[سیمین]]></category> <category><![CDATA[محمدهاشم اكبریانی]]></category> <category><![CDATA[پرسه]]></category> <category><![CDATA[یازدهم شهریور]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55857</guid> <description><![CDATA[سیمین / رادیو کوچه اختراع چاپ را می‌شود به نوعی انقلاب فرهنگی جامعه بشری نامید. بشر از ابتدا در تلاش برای انتقال اطلاعات و دانش شفاهی خود بوده  و در سیر رشدی که داشته این تلاش را به صورت‌های گوناگون هم‌چون؛ تصویرنگاری، اندیشه‌نگاری، واژه‌نگاری، آوانگاری، هجانویسی و خط الفبا‌یی نشان داده‌است. با به‌وجود آمدن خط [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>سیمین </strong>/ رادیو کوچه</p><p><strong> </strong></p><p><strong> </strong></p><p>اختراع چاپ را می‌شود به نوعی انقلاب فرهنگی جامعه بشری نامید.</p><p>بشر از ابتدا در تلاش برای انتقال اطلاعات و دانش شفاهی خود بوده  و در سیر رشدی که داشته این تلاش را به صورت‌های گوناگون هم‌چون؛ تصویرنگاری، اندیشه‌نگاری، واژه‌نگاری، آوانگاری، هجانویسی و خط الفبا‌یی نشان داده‌است.</p><p>با به‌وجود آمدن خط و تکامل نسبی آن‌بشر به فکر ثبت آن‌چه می‌نگاشت افتاد و سنگ نوشته‌ها درواقع نخستین شیوه‌‌ی انتقال اطلاعات در طول تاریخ بوده‌اند. لوح‌های زرین و سیمین، لوح‌های مسی، مفرغی، چوبی و گلین که به تناسب اقلیم و محل مورد استفاده از مواد گوناگون ساخته می‌شدند.</p><p>مصری‌ها در دوران باستان از پاپیروس برای ثبت نوشته‌های خود استفاده می‌کردند که استفاده از این طومارهای پاپیروسی بعدها گسترده‌تر شد.</p><blockquote><p>هر نشریه‌ای شیوه نامه‌ی خاص خود را دارد که از قوانینی خاص پیروی می‌کند این که کلمات مرکب جدا نوشته‌ شوند، از کلمه‌های سایر زبان‌ها استفاده نشود، رعایت نیم‌فاصله‌ها بشود</p></blockquote><p>اما چینی‌ها با اختراع کاغذ گام مهمی در رسیدن به اختراع بزرگ تری به نام صنعت چاپ برداشتند. و سرانجام این اختراع که رنسانسی در تاریخ تمدن بشر به شمار می‌رود در سال ۱۴۳۹ میلادی توسط یوهان گوتنبرگ صورت گرفت.</p><p>او در ابتدا کار چاپ را با حروف چوبى انجام می‌داد ولی به زودى دریافت که به خاطر دشوارى کنده‌کارى، حروف چوبى بى‌خاصیت است و به همین علت از حروف متحرک فلزی برای تکثیر و چاپ مواد اطلاعاتی استفاده‌ کرد و با این کار توانست زنجیر کتاب‌های کم تعداد قرون وسطایی که پیش‌تر در انحصار درباریان، روحانیان و طبقات برگزیده‌ بود خارج کند ودر اختیار همگان قرار دهد و کتاب‌ها به نحو راحت‌تر، ارزان‌تر و زیادتر در دسترس خوانندگان قرار گیرد. تحول چاپ پس از گوتنبرگ حرکتی کند داشت و تا قرن هفدهم تغییر عمده‌ای در آن رخ نداد. در سده هجدهم این صنعت هم‌زمان با انقلاب صنعتی به رشد تدریجی خود ادامه داد اما در آغاز سده نوزدهم، تحولات چاپ هم‌زمان با تکنولوژی‌های جدید راه‌آهن و مهندسی مکانیک، سرعت گرفت. در سال ۱۸۱۰ میلادی چاپ استوانه‌ای اختراع شد.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100908-chapp-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55867" title="20100908-chapp-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100908-chapp-koocheh.jpg" alt="" width="430" height="502" /></a></p><p>در سال ۱۸۳۰ از ماشین بخار و نیروی آن برای چاپ استفاده شد که بر سرعت تولید کتاب افزود. حدود ۱۸۴۵ میلادی چاپ دوار یا روتاتیو رواج یافت. در اواخر قرن نوزدهم نیز، تحول‌ها  عکاسی سبب بروز تغییر‌ها و دگرگونی‌های چشم‌گیری  در این صنعت شد.</p><p>و بعدها در قرن بیستم با ظهور و گسترش تکنولوژی‌های نوینی چون الکترونیک، میکروالکترونیک در دهه‌های ١۹۳٠ تا ١۹٧٠ و گسترش آن‌ها به تدریج از دهه‌های ١۹٨٠ و ١۹۹٠ با ظهور انواع رایانه‌ها و به کارگیری این وسیله جدید و ترکیب آن در فرآیند چاپ تحول‌ها  شگرفی در این صنعت به وجود آمد.</p><p><strong>صنعت چاپ در ایران </strong><strong> </strong></p><p>اما سابقه حضور صنعت چاپ در ایران به دوران شاه عباس دا‌یم باز می‌گردد. نخستین چاپ‌خانه را در ایران مسیحیان در اصفهان در عهد شاه عباس دوم صفوى دایر کردند که البته با موفقیت هم‌راه نبود. در سال ۱۲۳۳«ق ‌عباس‌ میرزا» کارخانه چاپ سربى را در تبریز دایر و نخستن کتاب چاپ سربى را منتشر کرد و بدین ترتیب نشر کتاب از دست‌نویس به چاپ تغییر ماهیت داد. ولى چاپ سربى در ایران دیرى نپایید و چاپ سنگى جای‌گزین آن شد. نخستین چاپ‌خانه چاپ سنگى را «محمدصالح شیرازى» از روسیه به تبریز وارد کرد و اولین نسخه‌اى که در آن چاپ شد، قرآن مجید به خط «میرزا حسین» خوش‌نویس معروف به سال ۱۲۵۰ بود.</p><p>روزنامه «وقایع اتفاقیه» از جمله نخستین محصولات چاپ سنگی بود. در اوایل قرن چهاردهم هجرى، چاپ سربى دوباره به کار افتاد و به تدریج جاى چاپ سنگى را گرفت. و این صنعت تا کنون هم‌زمان با سیر رشدی که در جهان داشته پیش می‌رود.</p><p>اما در این ارتباط با این مناسبت به نظرم رسید موضوع جالب توجهی را مطرح کنم و آن شیوه‌ی نگارش فارسی است. شاید برای بسیاری از دوستان که با نوشتن سروکار داشته باشند شیوه نامه نگارش عبارتی آشنا باشد. هر نشریه‌ای شیوه نامه‌ی خاص خود را دارد که از قوانینی خاص پیروی می‌کند. این که کلمات مرکب جدا نوشته‌ شوند، از کلمه‌های سایر زبان‌ها استفاده نشود، رعایت نیم‌فاصله‌ها بشود و مواردی از این قبیل.</p><p>اما چندی پیش در آخرین شماره از مجله اینترنتی «ماندگار» مطلبی می‌خواندم که چندان بی‌ربط با شیوه نگارش نگارش و صنعت چاپ نبود.</p><p><strong> </strong></p><p>«محمدهاشم اکبریانی»،<strong> </strong>نگارنده مطلب می‌نویسد: «اصلن چرا همیشه باید سراغ روزنامه‌نگار و نویسنده و شاعر و منتقد و استاد دانش‌گاه و&#8230; برویم و بپرسیم که «آقا یا خانم. نظرتان در باره رسم‌الخط‌های موجود چیست؟» یا اصلن چرا از خوانندگان کتاب بخواهیم نظرشان را در این مورد بفرمایند؟ چرا از دیگران نپرسیم؟ به عنوان مثال از حروف‌چین‌ها که  واقعن کار طاقت‌فرسای حروف‌چینی را انجام می‌دهند. شاید خیلی از ما که الان خودمان مطالب خودمان را حروف‌چینی می‌کنیم می‌فهمیم درد و عذاب این کار چه‌قدر است. به هر حال فکر می‌کنید اگر نظر این گروه را در باره رسم‌الخط‌های جورواجور و واضعان آن‌ها بپرسیم چه جوابی بدهند. شک ‌ ‌نکنید که کلی بدوبی‌راه خواهند گفت.»</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100908-chap-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55868" title="20100908-chap-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100908-chap-koocheh.jpg" alt="" width="430" height="272" /></a></p><p>او با اشاره به خاطره‌ای می‌افزاید: «روزی با یکی از دوستان در دفتر کارش که نشر و چاپ بود نشسته بودیم و در باره همین موضوع داغ و در عین حال یخ (یعنی رسم‌الخط) حرف می‌زدیم. یکی از خانم‌های حروف‌چین انگار که چند سال است حرف‌های زیادی در دلش مانده گفت:</p><p>«آخه کسی که برا خودش رسم‌الخط درست می‌کنه فکر این نیست که بقیه چه عذابی باید بکشن. یه بار جدا می‌نویسن یه بار متصل می‌کنن یه بار گذاشتن کسره و ضمه و فتحه را روی حروف ممنوع می‌کنن یه بار واجب می‌کنن یه بار نقطه رو بعد از گیومه می‌ذارن یه بار داخل گیومه می‌ذارن.»</p><p>خانم تایپیست بعد به مشکلات فراوانی که به خاطر رسم‌الخط‌های گوناگون پیش می‌آید پرداخت:</p><p>«واقعن کسی که شب می‌خوابه و صبح بیدار می‌شه و می‌گه از این به بعد هر چه «ها»ی جمع هست باید از کلمه جدا بشه اصلن فکر کرده با همین حرف چه بلایی سر ما می‌یاد. اون‌قدر باید بعد از هر کلمه که قراره جمع بسته بشه نیم‌فاصله یا همون نیم‌اسپیس بزنیم که انگشتامون بشکنه. یا وقتی می‌گه در کلمه «هم‌چنان» باید «هم» از «چنان» جدا باشه حالا بیا و بعد از «هم» هی نیم‌فاصله بگیر. واقعن آدم خسته می‌شه و بازدهی کار هم می‌یاد پایین.»</p><p>و سپس از زبان یک خواننده کتاب دیگر می‌گوید: «مگه چسبیدن «ها» و نبودن «ی» و این مزخرفات برا منی که خواننده کتابم کتاب خوندن رو راحت کرده؟ به خدا اگه این‌طور باشه. بعدشم اول که می‌بینی تو هر کتابی یه جور می‌نویسن. بعد بین روزنامه و مجله با کتاب فرق هست. همین دیشب بچه‌م که کلاس چهارم دبستانه اومد نشون داد که در کتاب فارسی‌شون توی درس، کتاب‌خانه رو جدا نوشتن و در آخر کتاب به هم وصل کردن. بعد می‌بینی ریاضی یه جور نوشته فارسی یه جور علوم یه جور دیگه. ولی راستش من با اینا کار ندارم ولی هر کی داره این کارا رو می‌کنه یه کم هم فکر ما باشه که باید نیم‌فاصله بگیریم و هی کلمه‌ها رو با یه نیم‌فاصله از هم جدا کنیم.»</p><p>من و دوستم که فقط به حرف‌های خانم حروف‌چین گوش می‌دادیم در آخر این جمله‌اش را هم شنیدیم که گفت:</p><p>«اصلن به نظر من برا درست کردن رسم‌الخط باید از حروف‌چینا هم نظر بخوان. مگه کار ما کم چیزیه؟»</p><p>دیدم این هم خودش نظری است. حالا که در این بلبشوی رسم‌الخط‌‌ها هر کس نظری ارا‌یه می‌کند باید این حق را هم برای حروف‌چین‌ها که شب‌وروزشان با کلمه و حرف و جمله می‌گذرد قایل شد که حرفشان را بزنند.»</p><p>به هر رو، بررسی شیوه‌نامه‌ها از نگاه کسانی که با آن به‌طور مستقیم سرو کار دارند خالی از لطف نیست.</p><p>منبع‌ها:</p><p><em><span
style="text-decoration: underline;"><a
href="http://www.zendehrood.com/visitorpages/show.aspx?IsDetailList=true&amp;ItemID=16629,1" target="_blank">زنده رود</a></span></em></p><p><em><span
style="text-decoration: underline;"><a
href="http://mandegar.info/1389/shahrivar/m-akbariani-01.asp" target="_blank">ماه‌نامه‌ی اینترنتی ماندگار</a></span></em></p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55857/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100908_simin_parse.mp3" length="4765637" type="audio/mpeg" /> </item> <item><title>«گورستانی پر از آرامش»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55837</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55837#comments</comments> <pubDate>Wed, 08 Sep 2010 15:30:58 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[دایره‌ی شکسته]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[مه‌شب‌ تاجیک]]></category> <category><![CDATA[پاریس]]></category> <category><![CDATA[پرلاشز]]></category> <category><![CDATA[کشیش]]></category> <category><![CDATA[گورستان]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55837</guid> <description><![CDATA[مه‌شب‌ تاجیک/ رادیو کوچه گورستان «پرلاشز»Père-Lachaise شاید برای همه دنیا جاذبه‌ای باشد برای گردش‌گری، به حتم برای ما نیز چنین است ولی شنیدن اسم پرلاشز برای ما چیزهای دیگری هم به هم‌راه دارد. پرلاشز به نظر من تنها گورستانی نیست که افراد مهم را در سینه‌ی خود جای داده است، بلکه تاریخ، ادبیات و فرهنگ [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>مه‌شب‌ تاجیک</strong>/ رادیو کوچه</p><p>گورستان «پرلاشز»Père-Lachaise شاید برای همه دنیا جاذبه‌ای باشد برای گردش‌گری، به حتم برای ما نیز چنین است ولی شنیدن اسم پرلاشز برای ما چیزهای دیگری هم به هم‌راه دارد. پرلاشز به نظر من تنها گورستانی نیست که افراد مهم را در سینه‌ی خود جای داده است، بلکه تاریخ، ادبیات و فرهنگ بسیاری از کشورها را نیز با خود دارد.</p><p>پرلاشز به هیچ‌کدام از گورستان‌های دنیا شبیه نیست. این گورستان  در شرق پاریس به سبک باغ‌های انگلیسی ساخته شده، ولی به مرور زمان و با مدرن شدن پاریس تغییر کرده است. البته پرلاشز همیشه غرور خاص خود را نیز داشت و فقط مشاهیر اجازه داشتند در زیر سنگ‌های آن‌جا بیآرامند. اما طبق بیانیه جدید «برتران دل نوئه»، شهردار پاریس، کافی است که کسی مقیم پاریس باشد یا در آن‌جا بمیرد تا بتوانند او را در این‌جا دفن کنند. هر ساله هزار نفر به خاک سپرده می‌شوند و ۳۰۰ جای خالی به وجود می‌آید، مالکیت دایمی تنها برای حالتی وجود دارد که ثبت رسمی انجام شده باشد. در واقع، زمانی که یک قبر دیگر قابل شناسایی نباشد، به قبر عمومی منتقل می‌شود.</p><p>پرلاشز و ۴۷ هکتار زمین‌های پردرختش هنوز هم سرسبز است. قبرستان معروف پاریس که شهرتی جهانی دارد‌، در بیست و یکم می سال ۲۰۰۴ ، دویستمین سال تاسیس‌اش را پشت سر گذاشت.</p><p>و اما قصه‌ی این‌که پرلاشز چگونه پرلاشز شد؟</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100908-dayere-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55847" title="20100908-dayere-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100908-dayere-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="375" /></a></p><p>پرلاشز که بود؟</p><p>او کشیش مورد اعتماد لویی چهاردهم و از قدرت‌مندان آن دوره بود. در واقع او به پدر «لاشز» معروف بود. البته قبر او در پرلاشز نیست‌، بلکه در کلیسای سن پل است. و به خاطر احترام به او نام این قبرستان پرلاشز گذاشته شد. نام کامل او «پیر فرانکو دو لاشز» (Père François de la Chaise)  بوده است. در فاصله سال‌های۱۶۲۴ تا ۱۷۰۹ میلادی می‌زیسته و لویی چهاردهم نزد او اعتراف می‌کرده است.</p><p>موفقیت منحصر به فرد گورستان «پرلاشز»، بیش‌تر به‌ خاطر تصورات نامطلوب عمومی نسبت به گورستان‌ها است که آن‌ها را فضاهایی دردناک و تلخ مجسم می‌کنند. این البته بدین خاطر است که در گذشته گورستان‌ها فضاهایی بسته در مجاورت کلیسا بودند و مخصوص به خاک‌سپاری مردگان. در آن زمان به جز تعداد محدودی مقبره‌، همه‌ی‌ مردگان در گورهای عمومی دفن می‌شدند.</p><p>در سال ۱۷۸۵، وقتی که گورستان معروف «سنت اینوسان»، یکی از بزرگ‌ترین گورستان‌ها در قلب شهر، بسته شد، میلیون‌ها استخوان پوسیده به گورهای عمومی قدیمی که به «کاتاکومب» «دخمه‌ی گور» تغییر نام داده بودند، منتقل شدند. اما نیاز به ایجاد گورستانی بزرگ برای شهر احساس می‌شد. سرانجام با هم‌اندیشی «الکساندر برونیار» معمار و «کاترومر دو کوینسی» باستان‌شناس، گورستان پرلاشز به جود آمد. بعد از آن ناپلئون اعلام کرد که این‌جا یک فضای عمومی‌ و گردشی است.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100908-dayere1-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55853" title="20100908-dayere1-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100908-dayere1-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="375" /></a></p><p>فضایی غیرمذهبی و همگانی که از این پس زیر نظر شهرداری اداره می‌شود و بی‌توجه به ریشه یا مذهب، متعلق به همه‌ شهروندان است. مرده‌ها در قبرهای عمومی ‌یا اجاره‌ای به طور موقت یا دایمی‌ دفن می‌شوند. چنین قانونی به همه آزادی کامل برای برپایی بناهای یادبود داد که یکی از دلایل ویژه موفقیت پرلاشز شد. به این ترتیب تنها با گذشت چند دهه، بناهای یادبود، مکان‌های نیایش، اتاقک‌ها و ستون‌ها بر قبرها چندبرابر شدند که بسیاری از آن‌ها بسیار دیدنی‌اند. تعیین محل قبر و بنای یادبود در این گورستان آزاد است و هیچ گروه‌بندی مذهبی، اجتماعی یا سیاسی در فضای آن وجود ندارد.</p><p>دیوار معروف Communard که سمبل آزادی‌خواهی و آرمان‌طلبی مردم فرانسه است، نیز در این مکان واقع شده. همان دیواری که در ۲۸ ماه می سال ۱۸۷۱ تعداد ۱۴۷ نفر از رهبران احزاب مختلف پاریس پس از شکست، در پای آن به گلوله بسته شدند. در کنار این‌ها «مربع مارشال‌های امپراتور» است که به یاد ژنرال‌های وفادار ناپلئون بنا شده و هم‌چنین باغ خاطرات که در آن خاکستر مردگان پخش می‌شود.</p><p>پرلاشز هم‌چنین نمادی از گوناگونی انسان‌ها و در عین حال برابری آن‌ها است. کاتولیک ، پروتستان، ارتودوکس‌، یهودی‌، مسلمان‌، بودایی و معتقدان به سایر ادیان و اندیشه‌ها در کنار یکدیگر جمع شده‌اند. در این گورستان محلی برای سوزاندن اجساد وجود دارد برای کسانی که براساس آیین یا وصیت‌شان باید سوزانده شوند. افراد عادی می‌توانند فقط به اطلاعات حک شده بر روی سنگ‌ها دست‌رسی داشته باشند. اما اطلاعات موجود در پرونده‌های مردگان، به دلیل این‌که مربوط به زندگی خصوصی افراد می‌شود، محرمانه‌اند. با این‌حال برای کسانی که علاقه به شناخت شجره‌نامه‌ها دارند آرشیوهایی برای دست‌رسی به این‌گونه اطلاعات شخصی وجود دارد که براساس قوانین خاصی قابل دست‌رسی‌اند. هم‌چنین مجموعه‌ی کتاب‌نگاری درمورد پرلاشز و دیگر گورستان‌های پاریس در شهرداری این شهر موجود است.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100908-hedayat-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55851" title="20100908-hedayat-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100908-hedayat-koocheh.jpg" alt="" width="430" height="287" /></a></p><p>شهرداری شهر پاریس مقررات ویژه‌ای را برای بازدید از این گورستان وضع کرده است. از جمله می‌توان به ممنوعیت مواردی هم‌چون هم‌راه داشتن سگ یا حیوانات خانگی دیگر، بالارفتن از درختان یا بناهای یادبود، فروافکندن آن‌ها، تخریب یا حک کردنشان، استفاده از الکل یا وسایل برپایی پیک‌نیک، استفاده از دستگاه پخش صوت یا آلات موسیقی، استفاده از دوچرخه یا وسایل نقلیه‌  شخصی بدون مجوز، فعالیت‌های تبلیغاتی یا سینمایی، و دادن انعام به کارکنان گورستان اشاره کرد.</p><p>گورستان پرلاشز آرام‌گاه بسیاری از مردان و زنان بزرگ جهان نظیر «بالزاک‌‌ » Onore de Balzak ، «کلود‌ برنارد»Claude Bernard ، «صادق‌ هدایت»Sadegh Hedayat ، «ادیت‌پیاف» Édith Piaf ، «غلام‌حسین‌ ساعدی» Gholām-Hossein Sā&#8217;edi ، «اسکار‌ وایلد» oscar wilde ، «امیل‌ زولا »Émile François Zola ، «مولیر» Mulier و «فردریک‌ شوپن»sohpen  است. این گورستان به عنوان مشهورترین گورستان جهان شناخته می‌شود.</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55837/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/2010098-dayereye-shekaste-Tajik-goorestan-perlashez.mp3" length="4475296" type="audio/mpeg" /> </item> <item><title>«گفت پول گرفته تا من را بدبخت کنه»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55686</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55686#comments</comments> <pubDate>Tue, 07 Sep 2010 19:30:15 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[رادیو لیچار]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[فرورتیش]]></category> <category><![CDATA[قسمت هشتاد و چهارم]]></category> <category><![CDATA[گفت پول گرفته تا من را بدبخت کنه]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55686</guid> <description><![CDATA[فرورتیش / رادیو کوچه lichar@koochehmail.com شما یک دختر هستید و تنها زندگی می‌کنید. یک روز که در شرکت هستید و پشت میزتان نشسته‌اید، پیک موتورسوار برایتان یک MP3 Player می‌آورد. برایتان عجیب است که چرا کسی چنین چیزی را برایتان فرستاده. فایل صوتی داخل آن را گوش می‌دهید. صدای یک مرد است که می‌گوید از [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>فرورتیش </strong>/ رادیو کوچه</p><p>lichar@koochehmail.com</p><p>شما یک دختر هستید و تنها زندگی می‌کنید. یک روز که در شرکت هستید و پشت میزتان نشسته‌اید، پیک موتورسوار برایتان یک MP3 Player می‌آورد. برایتان عجیب است که چرا کسی چنین چیزی را برایتان فرستاده. فایل صوتی داخل آن را گوش می‌دهید. صدای یک مرد است که می‌گوید از فردی ناشناس پول گرفته تا شما را بی‌چاره کند. بعد&#8230;</p>]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55686/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/Lichar_84.mp3" length="4460318" type="audio/mpeg" /> </item> <item><title>«سه‌شنبه‌ها با حوری»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55660</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55660#comments</comments> <pubDate>Tue, 07 Sep 2010 17:30:56 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[سه‌شنبه‌ها با حوری]]></category> <category><![CDATA[طنز در پزشکی]]></category> <category><![CDATA[علی انجیدنی]]></category> <category><![CDATA[قسمت بیستم]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55660</guid> <description><![CDATA[علی انجیدنی / رادیو کوچه حوری چند قدمی از من جلوتر حرکت می‌کرد و من همان‌طوری‌که به اندام زیبا و جذابش نگاه می‌کردم  با خودم فکر می‌کردم که حوری که بد نمی‌شه این خانمه که بد می‌شه! یاد دوبی افتادم و اون دیدار اول که فائزه عالم خاکی و حوری عالم باقی رو ملاقات کرده [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>علی انجیدنی </strong>/ رادیو کوچه</p><p>حوری چند قدمی از من جلوتر حرکت می‌کرد و من همان‌طوری‌که به اندام زیبا و جذابش نگاه می‌کردم  با خودم فکر می‌کردم که حوری که بد نمی‌شه این خانمه که بد می‌شه! یاد دوبی افتادم و اون دیدار اول که فائزه عالم خاکی و حوری عالم باقی رو ملاقات کرده بودم. با چند تا از هم‌کارهای خارج ندیده رفته بودیم دیسکو ایرانی‌ها. پزشکان محترم چنان آبروریزی راه انداختند که صد بار خودم رو لعنت کردم چرا آن‌ها رو با خودم آن‌جا برده بودم.</p><p>با عصبانیت داشتم آماده ترک دیسکو می‌شدم که چشمم به فرشته‌ای در میان جمعیت افتاد. دقت کردم دیدم اکثر جماعت ندید بدید توجه‌شان به همان‌جا جلب شده و من بلافاصله استعداد خدادادی خود را به کار کردم و در کم‌تر از یک‌ساعت کنار فائزه در حال خوردن شامپاین به این جمله او گوش می‌دادم که می‌گفت: «علی تو چه‌قدر آدم متفاوتی هستی؟ خوش به حال کسی که با تو دوسته.» من هم برای این‌که کاملن طرف را گرفتار کنم می‌گفتم: «من هیچ وقت از خودم تعریف نمی‌کنم. من همون چیزی که هستم رو نشون می‌دم. نه یک ذره کم‌تر نه یک ذره بیش‌تر. من شما رو خیلی متفاوت می‌بینم.»</p><p>و شروع می‌کردم به بافتن جملات شاعرانه‌ای که اگه ازم می‌پرسیدند یک‌بار دیگه بگو ۸۰ درصدش را یادم رفته بود‌. ته دلم هم به خودم آفرین می‌گفتم و هم از این همه رذالت احساس ترس می‌کردم‌. یک‌دفعه صدای حوری که جلوی در خونه‌اش رسیده بود من رو از عالم خاطرات دنیای فانی بیرون آورد که می‌گفت‌: «دکی جون. تو فکری. نکنه پشیمون شدی از این‌که می‌خوای امشب پیش من باشی؟» من فوری گفتم‌: «نه بابا. چه حرف‌ها می‌زنی‌؟ راستی این استاد سریش ما خونه است‌؟ عجب همسایه‌های داری حوری جون» حوری گفت: «نگران نباش. استاد جراحی تون در بیمارستان بستری است و فکر کنم حالا حالا‌ها گیر فتق‌اش باشه. آخه میگن یک جراح پیر این‌جا عملش کرده و نتونسته فتق‌اش رو خوب جمع و جور کنه‌، هر روز یه عارضه گریبانش رو می‌گیره. بیچاره پیرمرد.» گفتم: «حقشه. می‌خواست به یک جراح جوون اعتماد کنه تا این‌جوری نشه. تو اون دنیا همیشه به ما سرکوفت سن و تجربه‌های خود و هم‌کارانش رو می‌زد و می‌گفت‌: «اومدن به یه عده جوون جوعلق چاقوی جراحی دادند فکر کردند جراحی کار هر بچه‌ایه که از ننه‌اش قهر کرده باشه.» حالا نتیجه طرز فکرش رو ببینه و بره به دیار مفلوکان.»</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100907-hori-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55745" title="20100907-hori-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100907-hori-koocheh.jpg" alt="" width="430" height="335" /></a></p><p>حوری در حالی‌که داشت وارد خونه می‌شد گفت‌: «حالا بیا تو و اون بیچاره رو نفرین نکن.» انتظار داشتم مثل دفعه اول به محض ورود ده بیست تا حوری دیگه رو ببینم که گوش تا گوش خونه رو اشغال کرده‌اند ولی با کمال تعجب دیدم خونه خالی خالیه‌. به خودم گفتم‌: «فکر کنم امشب می‌خوام سکته‌ای چیزی بکنم چون باور ندارم که من در یک شب بتونم این‌قدر شانس پشت سرهم بیارم. به قول شاعر‌: من و این همه خوش‌بختی محاله.» حوری که تعجب من رو دید گفت‌: «به بچه‌ها گفتم امشب این‌جا پیداشون نشه می‌خوام امشب رو برات رویایی کنم علی جون. تازه. سفارش داده‌ام اون لباسی رو که من رو با اون برای اولین بار تو دوبی دیدی برام آماده کردند‌.» دیگه مطمئن شده بودم که قراره امشب یک بلای اساسی سرم بیاد چون در کل عمرم در اون دنیا و در این چند هفته در این دنیا سابقه این‌ همه شرایط خوب را در یک‌جا نداشتم. تو دلم گفتم‌: «خوب حالا که قراره بلا نازل بشه بذار قبل از نزول حداقل یک حال اساسی داشته باشم.»</p><p>به حوری گفتم‌: «عزیزم می‌شه عجله کنی که وقتمون تنگه.» حوری با خنده گفت: «نه عزیز دلم. من و تو تا صبح وقت داریم باهم باشیم. تک و تنها.» گفتم: «بعید می‌دونم. آخه من مثل سیندرلام. الانه که زنگ ساعت دوازده‌ام بخوره و همه چیز بهم بریزه.» حوری لبخندی زد و گفت: «انشااله اتفاق بدی نمی‌افته. بیا بریم داخل اتاق خودمون.» تا اومدم خودم رو روی تخت ولو کنم صدایی از بالکن اومد. گفتم‌: «بفرما. شروع شد الانه که بهشت کن فیکون بشه. ما هم ناکام بمونیم لنگ در هوا.» حوری گفت‌: «فکر کنم یکی از بچه‌هاست که احتمالن تو بالکن خوابش برده.» هنوز حرفش تموم نشده بود که صدای یاله یاله آشنایی به گوشم خورد و چند لحظه بعد چشمم به جمال بابا جونم روشن شد.</p><p>با دهانی باز و چشمانی از حدقه درآمده گفتم‌: «بابا. شما این‌جا چه کار می‌کنید؟ مگر ما پروستات شما رو اون دنیا عمل نکرده بودیم. مگر شما دچار &#8230;» بابام حرفم رو قطع کرد و گفت: «حالا اگه ولت کنند تمام عیب و ایراد‌های داشته و نداشته ما رو به اطلاع کل ساکنین بهشت می‌رسونی پسرم. من با این خانم حوری &#8230;داشتم &#8230;» بابا داشت دوروبرش رو نگاه می‌کرد و دنبال حوری‌اش می‌گشت. گفتم‌: «بابا بی‌خیال دنبال نگرد. اینا سیستم ضد بحران دارند و به محض این‌که احساس کنند شرایط کمی غیر‌طبیعی است غیبشان می‌زند. من چند بار این شرایط رو تجربه کرده‌ام. حالا شما بیا زودتر برو سراغ عبادت که خدای ناکرده از سهمیه هفتگی بهشتتون کم می‌کنند. همین امروز بود که یه آقایی تو شبکه سوم تلویزیون سراسری بهشت می‌گفت‌: «مردا اگه روزی کم‌تر از سه ساعت عبادت اجباری داشته باشند جریمه می‌شند و ممکنه سهمیه بهشتشان را کم کنند.»</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100907-hoory-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55746" title="20100907-hoory-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100907-hoory-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="400" /></a></p><p>بابام اخم‌هایش رو تو هم کرد و گفت‌: «باز دروغ گفتی بابا‌؟ من خودم الان می‌رم نیاز نیست برای هر چیزی یک دروغی رو سرهم کنی.» از خجالت سرم رو پایین انداختم و بابا رو تا دم در بدرقه کردم‌. برگشتم تو اتاق حوری و دیدم اون لباس خوشگل خاطره‌انگیز رو پوشیده و جلوه‌اش صد چندان شده. یه کم خودم رو جمع و جور کردم و گفتم‌: «حوری جون. می‌شه یه سووال ازت بپرسم‌؟ مرگ من راستش رو بگو.» گفت‌: «دفعه آخرت باشه قسم مرگ رو می‌خوری. تو بهشت هرکی حرفی از مرگ خودش بزنه جرم مرتکب شده و باید بره بازداشت‌گاه.» با عجله گفتم‌: «غلط کردم. کلمه رو اشتباهی تلفظ کردم. منظورم این بود که جون من راستش رو بگو. تا حالا این همه آدم تو بهشت دیدی و با خیلی‌ها بودی‌، به آدمی به خوبی من برخورد کردی؟» حوری که خنده‌اش گرفته بود گفت‌: «علی جون سوخت این کوره اعتماد به نفس تو کی تموم می‌شه‌؟ می‌خوای برای خودت یه نوشابه هم باز کن.» گفتم‌: «نه عزیزم. از اون لحاظ می‌گم. اون لحاظ.»</p><p>حوری تا می‌خواست جوابم رو بده دوباره از بالکن صدایی اومد. گفتم‌: «بیا. غلط نکنم شهرداری بهشت به افتخار حضور من این بالکن شما رو به اتوبان همت وصل کرده. فکر کنم الانه که سیل جمعیت از در بالکن وارد شوند و از در منزل خارج شوند و ما هم هنوز در خم همان کوچه اول مانده باشیم.» حوری ترش کرد و گفت: «علی. می‌شه این‌قدر آیه یاس نخونی و نفوس بد نزنی؟ کشتی من رو از بس استرس وارد کردی. می‌دونی چرا در شرایط استرس و بحران ما حوری‌ها غیبمون می‌زنه‌؟ اگه در این شرایط قرار بگیرم سریعن پریود می‌شویم.» با تته پته گفتم‌: «نه مر.. نه جون من. بی‌خیال استرس شو. من غلط بکنم دیگه استرس مسترس وارد کنم. حالا می‌شه بدون استرس بری و ببینی منشا این صدا در بالکن چی و کی بود؟ اگه از فک و فامیل ما کسی بود بگو فعلن علی مشغوله بعدن مزاحم بشن. &#8230;» ( ادامه دارد )</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55660/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100907_behanm_tanz-pezeshki.mp3" length="3981545" type="audio/mpeg" /> </item> <item><title>«نخستین فیلسوفان زن»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55643</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55643#comments</comments> <pubDate>Tue, 07 Sep 2010 15:30:00 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[اندیشه]]></category> <category><![CDATA[اکبر‌ترشیزاد]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[زنان+]]></category> <category><![CDATA[فیلسوفان زن]]></category> <category><![CDATA[پس‌نشینی تند]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55643</guid> <description><![CDATA[اکبر‌ترشیزاد / رادیو کوچه تاریخ علم نیز مانند بسیاری چیزهای دیگر مردانه بوده است و در دست مردان، بدین سبب جدا از محرومیت‌های تاریخی که زنان برای حضور در اجتماع داشته‌اند، تاریخ‌نویسان مرد هم با حذف نام زنان اهل علم بر این محرومیت افزوده‌اند و این بر دشواری یافتن نام نخستین زنان فیلسوف تاریخ می‌افزاید. [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>اکبر‌ترشیزاد</strong> / رادیو کوچه</p><p>تاریخ علم نیز مانند بسیاری چیزهای دیگر مردانه بوده است و در دست مردان، بدین سبب جدا از محرومیت‌های تاریخی که زنان برای حضور در اجتماع داشته‌اند، تاریخ‌نویسان مرد هم با حذف نام زنان اهل علم بر این محرومیت افزوده‌اند و این بر دشواری یافتن نام نخستین زنان فیلسوف تاریخ می‌افزاید.</p><p>در یونان باستان که مهد فلسفه به شمار می‌آید، زنان فیلسوفی را می‌یابیم که در دوره‌ای که زنان، حق شرکت در بسیاری از محافل، از جمله محافل علمی را نداشتند، به سبب دارا بودن خانواده‌های مرفه، توانستند با استفاده از موقعیت خانوادگی به مجالس علمی وارد شوند و استعدادهای ذاتی خود را در زمینه‌های مختلف شکوفا کنند. البته این زنان کتاب‌های فلسفی نیز می‌نوشته‌اند که متاسفانه تمام آن‌ها از بین رفته و فقط قطعه‌هایی در ستایش از آن‌ها در دست است که از روی نامه‌هایی که بین آن‌ها و مردان فیلسوف رد و بدل می‌شده است می‌توان به این نکته پی برد.</p><p>این واقعیت نشان دهنده این موضوع است که با توجه به جو حاکم بر آن زمان، زنانی که دوست‌دار فلسفه بودند به دنبال حمایت خانواده‌ی خود که بیش‌تر افرادی علم دوست و حکیم بودند، به این مدارج دست یافتند. عشق به فلسفه چنان در وجود آن‌ها رخنه کرده بود که برخی از آن‌ها پروا نداشتند از این‌که لباس مردان بپوشند و بدین‌سان با تغییر قیافه، آموزش‌هایی را دنبال کنند که رسم زمانه بر آنان ممنوع کرده بود. برخی از این زنان فیلسوف از جاذبه‌های ظاهری برای جاه‌طلبی‌های خود بهره می‌بردند و از عشق و زیبایی برای رسیدن به فلسفه و قدرت استفاده می‌کردند، اما در عین حال شخصیت‌های بزرگی مثل «سقراط» هم بودند که درباره یکی از این زنان گفته بود: «من این بخت مساعد را داشتم که زنی از هنرمندترین سخنوران، استادم بود.»</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100907-pas1-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55647" title="20100907-pas1-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100907-pas1-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="348" /></a></p><p>یکی از نخستین این زنان فیلسوف یونانی که نامی از او در تاریخ فلسفه باقی ا‌ست، «هیپارکیا» یا «هیپارچیا» است. او که حوالی سال ۳۰۰ پیش از میلاد می‌زیست، در خانواده‌ای اشرافی به دنیا آمد. برادرش «متروکلس» شاگرد «کرات» از پیروان «دیوجانس» کلبی بود. عمده اطلاعات به دست آمده از او چند سطری است که دیوجانس لیرتوس(دیوجنس) درباره او نوشته است. او توسط برادرش با کرات و بعد از آن با فلسفه کلبی آشنا شد و زندگی خود را وقف فلسفه کلبی کرد. او با مشاهده سخنان و شیوه زندگی کرات کلبی شیفته او گشت و به خواستگاران ثروت‌مند و خوش‌چهره خود پشت کرد. و کرات لاغر و زمخت و فاقد جذابیت‌های مردانه را برگزید. برای هیپارکیا کرات فقیر کلبی مذهب همه چیز بود‌. او کسی را یافته بود که مانند خودش تشنه حقیقت و برابری و سادگی انسان‌ها بود.</p><p>طبیعی می‌نماید که برای انتخاب کرات و حتا نفس عمل انتخاب کردن همسر توسط یک دختر، هیپارچیا مورد سرزنش خانواده‌اش واقع شود. هیپارچیا حتا برای ازدواج با کرات والدین خود را تهدید به خودکشی کرد. کرات هم به درخواست پدر و مادر هیپارکیا هرکاری که برای منصرف کردن او از این تصمیم می‌توانست انجام داد. به راحتی می‌توان تصور کرد که کرات هم با این موضوع دچار دودلی و سرگشتگی شده بود. چون از یک سو ازدواج با هیپارکیا، یعنی دختری زیبا و متمول و مهم‌تر از این خوش‌فکر و هم‌سو با فلسفه او، که در واقع خرق عادتی در آن جامعه باستانی بود، برای او لذتی بزرگ محسوب می‌شد، از سوی دیگر فلسفه او فلسفه سادگی و فقر و ریاضت بود. در پایان که موفق به منصرف کردن او نشد، برخاست و لباس‌های کهنه و مندرس تنش را جلوی او گذاشت و گفت: «این داماد تو است و این هم سرمایه و دارایی او است، انتخاب کن. تو تا زمانی که راه من را برای زندگی پیش نگیری شریک من نخواهی بود. هیپارچیا پذیرفت  و مانند او به سان کلبیون لباس پوشید و در پی او روان شد. و در مجامع عمومی هم‌نشین او به همان شیوه شد.»</p><p>او در یک مهمانی «تئدروس» را در جای خود با این استدلال فرونشاند‌: «هر عملی که برای تئدروس اشتباه و خطا نباشد برای هیپارچیا نیز اشتباه و خطا محسوب نمی‌شود پس حالا که عمل تئودروس که خودش را می‌زند اشتباه محسوب نمی‌شود، زدن تئدروس توسط هیپارکیا نیز خطا نیست.» تئدروس که جوابی برای این استدلال نداشت سعی کرد ردای او را از تنش بیرون آورد و او را برهنه کند. در واکنش در هیپارچیا نشانی از شرم، ترس و سراسیمگی که از دیگر زنان انتظار می‌رود دیده نشد. سپس تئدروس پرسید‌: «این زنی است که شانه پنبه زنی‌اش را در کارگاه نساجی جا گذاشته است؟» هیپارچیا جواب داد، بله این منم و آیا تو فکر می‌کنی که آیا من اشتباه کرده‌ام که بین بافندگی در کنج منزل و آموزش و تحصیل، خودم آموزش را انتخاب کرده‌ام؟</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100907-pas2-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55650" title="20100907-pas2-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100907-pas2-koocheh.jpg" alt="" width="430" height="304" /></a></p><p>هیپارچیا وکرات سال‌ها با هم زندگی کردند و صاحب فرزندانی شدند. باید دانست که زندگی این دو به شیوه سایر کلبیان ادامه پیدا کرد. در مورد روابط آن‌ها نیز مسایلی نظیر داشتن سکس در عرصه‌ی عمومی با توجه به فلسفه طبعیت‌گرای کلبیان و عدم توجه آن‌ها به ارزش‌ها و قراردادهای اجتماعی و یا نظیر این‌ها ذکر شده است .</p><p>در ایران باستان نیز چنین زنان فرهیخته‌ای می‌زیسته‌اند که زندگی برخی از آن‌ها با افسانه‌ها در آمیخته است. بانو «ورتا» ( ۳۱۴ تا ۲۴۰ پیش از میلاد ) یکی از آن‌ها است. این زن نخبه و خردمند بزرگ تاریخ ایران، از شاگردان «آرشیت» بود که در ۱۵ سالگی همه دانش‌های زمان خویش را آموخت .</p><p>آرشیت او را بهترین جانشین خویش می‌دانست. ورتا فیلسوفی بزرگ بود مورخان شرق او را مرجع دانش جهان در زمان زندگی‌اش می‌دانستند و از همه جای دنیا برای آموختن به سویش می‌آمدند.</p><p>او را پس از آرشیت خردمند از اولین نظریه‌پردازان دموکراسی می‌نامند. که در نهایت آن اندیشه‌ها توسط «مهرداد یکم» پادشاه اشکانی به شکل ایجاد مجلس مهستان بروز یافت.  او در سپیده دم ۴ اکتبر ۲۴۰ پیش از میلاد در زادگاهش «سرخس»‌، در سن ۷۴ سالگی توسط یکی از جاسوسان یونانی کشته شد .</p><p>پس از مسیحیت باورهای مذهبی متعصبانه و در راس آن‌ها کلیسا وجود چنین زنانی را بر نمی‌تابیدند. یکی از مشهورترین آنان «هیپاتیا» بود که فیلمی به نام «آگوراAgora» و با بازی «ریچل وایسRachel Weiss» و «همایون ارشادی» نیز توسط «آلخاندرو آمنابار» کارگردان مشهور اسپانیایی شیلی‌یایی بر اساس زندگی‌اش ساخته شده است.</p><blockquote><p>در آن زمان اسکندریه از مراکز مهم مسیحیت بود و تفکرات دیگر با عنوان کافرکیشی به شدت سرکوب می‌شدند. دانش‌هایی که هیپاتیا بر روی آن‌ها کار می‌کرد از دید روحانیون برای مردم مضر و گم‌راه‌کننده بود و این‌که یک زن به فلسفه و ریاضیات بپردازد غیرقابل تحمل بود</p></blockquote><p>هیپاتیا زنی یونانیست که به عنوان نخستین زن برجسته‌ی ریاضی‌دان شناخته می‌شود. نام او به معنای برترین و والامقام‌ترین است. او استاد فلسفه در شهر اسکندریه بود و در علم نجوم تبحر داشت. وی در دوران حکومت روم بر مصر در اسکندریه زندگی می‌کرد و به دست مسیحیان و با تحریک کلیسا به اتهام جادوگری کشته شد. پدرش «تئون» از ریاضی‌دانان مشهور و استاد دانشگاه اسکندریه بود. تحت تعالیم پدر ریاضیات و فلسفه را آموخت. تئون برای آموزش همه جانبه‌ی او اهمیت بسیاری قایل بود و به این سبب هیپاتیا هنر سخن‌وری و خطابه را آموخت و به ورزش‌هایی چون سوارکاری و شنا پرداخت. تئون او را با تمامی نظام‌های مذهبی آن زمان آشنا کرد و به هیپاتیا تفکر دور از تعصب را آموخت.</p><p>بخش عمده‌ای از تعلیم او به سفرهایش اختصاص دارد. برخی معتقدند او بیش از ده سال از عمرش را در سفر گذرانده است. او سفر کوتاهی به آتن داشت و در مدرسه آتن به عنوان دانش‌جو تحصیل کرد. در بازگشت از آتن از او برای تدریس در دانشگاه اسکندریه در رشته فلسفه و ریاضیات دعوت شد و تا پایان عمر به تدریس در این دانشگاه مشغول بود. به علت تسلط کامل به علوم زمان خود و نطق بی‌نظیرش معلم محبوبی بود. افراد بسیاری از کشورهای مختلف برای شرکت در کلاس‌های او به اسکندریه می‌آمدند و بسیاری از مردم برای شنیدن سخنان او جمع می‌شدند. سقراط مورخ می‌نویسد: «او معلم محبوبی بود، در خانه‌ی او همانند اتاق کنفرانسش سخت‌کوش‌ترین دانش‌جویان آن روز آمد و شد داشتند.» با وجود پیشنهادهای ازدواجی که از جانب شاه‌زادگان و فلاسفه داشت، هرگز ازدواج نکرد.</p><p>هیپاتیا پیرو افلاطون بود و به تفسیر آثار ارسطو می‌پرداخت. او عقاید نوافلاطونیان را تبلیغ می‌کرد. در یکی از نوشته‌هایش آمده: «افسانه‌ها باید تنها به عنوان افسانه و اسطوره‌ها تنها به عنوان اسطوره آموخته شوند. آموزش موهومات به عنوان حقایق چیز وحشتناکی است. ذهن کودک آن‌ها را می‌پذیرد و به آن‌ها اعتقاد می‌آورد و در سال‌های بعد تنها با سختی و شکنجه می‌تواند از چنگ آن‌ها رهایی یابد. در حقیقت انسان همان‌طور که برای برقراری حقیقت می‌جنگد باید با خرافات نیز به مبارزه برخیزد. چرا که موهومات، نامحسوس، درک‌ناکردنی و بغرنج هستند و تکذیب آن‌ها به سختی میسر می‌شود.»</p><p>در آن زمان اسکندریه از مراکز مهم مسیحیت بود و تفکرات دیگر با عنوان کافرکیشی به شدت سرکوب می‌شدند. دانش‌هایی که هیپاتیا بر روی آن‌ها کار می‌کرد از دید روحانیون برای مردم مضر و گم‌راه‌کننده بود و این‌که یک زن به فلسفه و ریاضیات بپردازد غیرقابل تحمل بود. هیپاتیا توسط «سیریل» اسقف شهر اسکندریه متهم به جادوگری و توطئه علیه مسیحیت شد. در یکی از روزهای ماه مارس سال ۴۱۵ میلادی هنگامی که هیپاتیا از کتاب‌خانه اسکندریه بازمی‌گشت به کالسکه‌ی وی حمله کردند و او را به طرز وحشیانه‌ای کشتند و سپس جسدش را سوزاندند. نفوذ و قدرت کلیسا مانع پیگرد و مجازات قاتلان هیپاتیا شد. پس از چندی وی توسط کلیسا به عنوان قدیسه معرفی شد.</p><p>این پایان سرنوشت زنی بود که نه تنها در زندگی‌اش به عنوان یک فیلسوف ذره‌ای با خرافات و تعصبات کنار نیامد، بلکه نشان داد زنان نیز اگر بخواهند توانایی آن را دارند که به اوج عظمت و شهرت در تاریخ فلسفه و علم نایل شوند.</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55643/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/2010097-pas-neshiniye-tond-Torshizad-filsoofan-zan.mp3" length="6238879" type="audio/mpeg" /> </item> <item><title>«رقص، گذار از حاشیه به متن»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55577</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55577#comments</comments> <pubDate>Tue, 07 Sep 2010 13:30:08 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[انسان وحشی]]></category> <category><![CDATA[دایره‌ی شکسته]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[رقص]]></category> <category><![CDATA[مه‌شب‌ تاجیک]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55577</guid> <description><![CDATA[مه‌شب‌ تاجیک / رادیو کوچه انسان وحشی از ترکیب موسیقی و رقص و آواز، هنر نمایش و اپرا را ابداع کرد. در میان مردم اولیه، رقص در بیش‌تر اوقات حالت تقلیدی داشته است و از تقلید حرکات انسان و حیوان تجاوز نمی‌کرده است. رفته رفته برای آن پیشرفتی حاصل شد و رفتارها و حوادث را [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong> </strong></p><p><strong>مه‌شب‌ تاجیک </strong>/ رادیو کوچه</p><p>انسان وحشی از ترکیب موسیقی و رقص و آواز، هنر نمایش و اپرا را ابداع کرد. در میان مردم اولیه، رقص در بیش‌تر اوقات حالت تقلیدی داشته است و از تقلید حرکات انسان و حیوان تجاوز نمی‌کرده است. رفته رفته برای آن پیشرفتی حاصل شد و رفتارها و حوادث را موضوع تقلید و رقص قرار دادند. برخی از قبایل در استرالیا رقص جنسی خاصی داشته‌اند و بومیان شمال غربی استرالیا مرگ و زنده شدن پس از مرگ را به شکل خاصی نمایش می‌دادند که تنها از لحاظ سادگی با نمایش‌های معمایی سده‌های میانه یا نمایش‌های عاطفی عصر جدید تفاوت داشت.</p><p>رقص‌کنندگان با حرکات ملایمی سر خود را به طرف زمین خم می‌کردند و آن را میان شاخه‌های درختی که داشتند پنهان می‌کردند و به این ترتیب مرگ را مجسم می‌نمودند و در این هنگام رییس دسته اشاره‌هایی می‌کرد و همه ناگهان سر بر می‌آوردند و با شدت و هیجان به رقص و خواندن می‌پرداختند، گویا با این عمل خود زندگی دوباره را نمایش می‌دادند، و به این شکل یا مانند آن هزاران گونه نمایش بی‌کلام «پانتومیم» انجام می‌دادند تا بزرگ‌ترین حوادث قبیله‌ای یا کارهای حیاتی یک فرد را مجسم کنند. هنگامی که نغمه‌پردازی‌ها از این گونه نمایش‌ها جدا شد، رقص به تئاتر مبدل و به این ترتیب یکی از بزرگ‌ترین گونه‌های هنری عام پیدا شد.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100907-dayere1-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55596" title="20100907-dayere1-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100907-dayere1-koocheh.jpg" alt="" width="430" height="301" /></a></p><p>با توجه به این که ریشه‌های نمایش چیزی جز رقص یا حرکات ابتدایی از دست و پای انسان اولیه نبوده است و به این‌گونه پیشرفت کرده تا امروزه به عنوان یکی از مهم‌ترین و جذاب‌ترین دست‌آوردهای بشر در آمده، به اهمیت این هنر پی‌ می‌بریم.</p><p>رقص به نسبت تفاوت‌هایی که در شخصیت افراد مختلف وجود دارد، در عمل می‌تواند اشکال متفاوتی به خود بگیرد. برای نمونه استفاده از متون نمایشی، افسانه و مراسم خاص که به تجربیات شخصی و حرکت‌های گروهی اجازه می‌دهد تا به صورتی نمادین، استعاری و ماورای طبیعی مرور و یادآوری شوند. افرادی که به دلیلی دچار فشار روان‌پریشی و مشکلات روحی شده‌اند، می‌توانند از این فرصت جهت تسکین و اکتشافات‌، انعکاس احساسات و بیان خلاقیت خود بهره‌مند شوند. تاتر‌درمانی افراد یک گروه را قادر به برقراری ارتباط با دیگران می‌سازد تا از این طریق در خود اعتماد به نفس و آگاهی به وجود آورند. البته ورزش هم همان تاثیرات را بر افراد خواهد گذاشت، با این شرط که حرکات حساب شده و بنا به دلایل منطقی با هم ترکیب شده باشند، چون هر حرکت می‌تواند به نوعی بیان‌گر شخصیت، حال و هوای رفتار، واکنش‌ها، اندیشه‌ها و درونیات موجودیت یک انسان باشد. در تاتر هم به این عنصر مهم توجه بسیاری شده است، به همین سبب هر حرکت باید طبیعی و واقع‌گرا باشد. هم‌چنین در رقص نیز حرکت‌ها باید تنظیم شده و در عین حال روان و راحت باشند. یک رقصنده خوب به فضای رقص خود مثل خانه خویش آشنا است، گویی وجود وی بخشی از رقص به شمار می‌آید و برای حفظ این تسلط، به تمرین‌های منظم حرکتی نیاز دارد.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100907-dayere2-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55597" title="20100907-dayere2-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100907-dayere2-koocheh.jpg" alt="" width="430" height="288" /></a></p><p>برای ریشه‌یابی رقص در زندگی بشر لازم نیست راه درازی را بپیماییم چرا که آثار و علایم بسیار روشنی می‌توانند ما را در این راه راه‌نمایی کنند. آدمیان بنا بر سرشت طبیعی خویشتن، هنگام احساس شادی و خوشحالی فراوان در اندام‌های خود حرکت و جنبشی احساس می‌کنند و بی‌اختیار به جست و خیز و شادی می‌پردازند و فریادها و قهقه‌های شادمانه از ته دل می‌کشند. نه ما و نه نیاکان ما و نه آن انسان‌های نخستین که در بن غارها می‌زیستند هیچ‌گاه از این واکنش‌های طبیعی بی‌بهره نبودیم و آدمیان هر جا و در هر زمان  به هنگام احساس خوشی و لذت فراوان به جنبش و جست و خیز پرداخته‌اند.</p><p>از آن‌جا که از روزگاران کهن گردآوری محصول، آماده‌کردن و به دست آوردن فرآورده‌های گوناگون، همواره برای مردم چه شهرنشین و چه بیابان‌گرد و وحشی، از نیازهای اساسی بوده است.</p><p>نخستین انسان‌های دوره‌‌های پیش از تاریخ، بر بنیاد نیازها و جغرافیای سزمین‌هایی که در آن‌ها به سر می‌برده‌اند، از شکارچی تا کشاورز، پس از به چنگ آوردن شکاری کلان و فربه و یا خوشنودی از برداشت فرآورده‌های فراوان از کشت‌زارشان، چنان شاد و سرخوش می‌شدند که همگی از بزرگان قبیله تا تک تک افراد، خواه و ناخواه به جست و خیز و شادی برمی‌خاستند، دست به دست یکدیگر می‌دادند و به گرد آن‌چه به دست آورده بودند به پای‌کوبی و دست‌افشانی می‌پرداختند. در همین جست و خیزها و پای‌کوبی‌های همگانی بود که از یک‌نواختی جنبش¬ها و جستن‌های آنان، ضرب و وزن و ریتم پدیدار شده برای یکی ساختن جنبش‌های دیگر به کار گرفته می‌شد. گروهی از دانش‌مندان رشته‌های مردم‌شناسی و دانش‌های اجتماعی بر این باورند که اجتماع همین جنبش‌ها و جست خیزها، تبدیل به پای‌کوبی و دست افشانی‌های موزون و دسته جمعی و فریادهای ناشی از نشاط و سرور، بعدها تبدیل به آواز شد.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100907-dayere3-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55598" title="20100907-dayere3-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100907-dayere3-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="404" /></a></p><p>گرچه رقص و موسیقی به دوران قبل از تاریخ برمی‌گردند، معلوم نیست که کدام یک زودتر به وجود آمده‌ است. با این وجود از آن‌جا که ریتم و صدا در نتیجه حرکت ایجاد می‌شوند و موسیقی می‌تواند حرکت را القا کند، به نظر می‌رسد که رابطه این دو همواره به شکل هم‌زیستی بوده‌ است. بسیاری از شکل‌های اولیه موسیقی و رقص با هم ایجاد و اجرا شده‌اند. این تکامل دوگانه در دوران مختلف ادامه داشته و باعث ابداع گونه‌هایی از رقص و موسیقی شده‌است، از جمله: دیسکو، سالسا، الکترونیکا و هیپ‌هاپ. برخی از سبک‌های موسیقی مانند موسیقی باروک و رقص باروک رقص موازی دارند، در حالی که سبک‌های دیگر به طور جداگانه ایجاد شدند: موسیقی کلاسیک و باله کلاسیک.</p><p>هر چند رقص هم‌راه با موسیقی است، می‌توان آن را به طور مستقل نیز ارایه کرد یا از آهنگ خود رقص استفاده کرد «رقص پا». رقص‌های هم‌راه با موسیقی، بسته به سبک رقص ممکن است با موسیقی هم‌زمان باشند یا نباشند. رقصی که بدون موسیقی اجرا می‌شود، «رقص با ریتم خود» نامیده می‌شود. شادی و نشاط بخشیدن تنها بخشی از هنر رقص است. با توجه به این واقعیت که در نتیجه توسعه تکنولوژی، مردم دیگر چندان کارها و حرکت های بدنی نمی‌کنند، باید زمینه‌ها و شرایطی فراهم کرد که مردم به سالم‌سازی و نرمش و حرکات بدنی علاقه‌مند شوند. مطالعات نشان می‌دهد رقص یکی از مهم‌ترین شیوه‌های جذب مردم به سالم‌سازی و مراقبت از سلامتی‌شان است.</p><p>دانش تاتر‌درمانی نیز به کمک بشر امروز آمده است. طبق تعریف مجتمع بریتانیایی درمان‌‌شناسان، تاتر درمانی استفاده آگاهانه از جنبه‌های درمانی نمایش و تاتر، در یک دوره‌ی خاص درمانی است. در این شیوه‌ی مرکب ازکار و نمایش، روش‌های بازیگری «نقش آفرینی» جهت سهولت خلاقیت، تخیل، یارگیری و درون‌بینی استفاده می‌شود.</p><p>در دنیای امروز و در جوامع مدرن، گونه‌های مختلف هنر رقص، تاتر، باله و دیگر شکل‌های آن جدا از حضور و اجرا در مراکز تخصصی، کم‌کم به بخشی از زندگی روزمره‌ی مردم نیز تبدیل شده است، چیزی که جای آن سال‌ها است که در کشور ما خالی‌ است.</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55577/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/2010097-dayereye-shekaste-Tajikraghs.mp3" length="4955599" type="audio/mpeg" /> </item> <item><title>«ای آزادی‌ ای خجسته آزادی»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55668</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55668#comments</comments> <pubDate>Tue, 07 Sep 2010 11:30:08 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[تقی رحمانی]]></category> <category><![CDATA[شب احبا]]></category> <category><![CDATA[کروبی]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55668</guid> <description><![CDATA[تقی رحمانی قصه مکرر مظلوم و ظالم همیشه دردآور است. سحر کردن شب ۲۳ ماه رمضان ۱۴۳۱ ه. ق سخت پر ماجرا بود. دعا و گریه و ناله و حتا یادآوری ظلم‌های گذشته باز هم نمی‌توانند از شدت بی‌دادی که بر مهدی کروبی فرزند احمد و خانواده او رفت بکاهند. سال‌هاست که با درد هر [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>تقی رحمانی</strong></p><p><strong> </strong></p><p>قصه مکرر مظلوم و ظالم همیشه دردآور است. سحر کردن شب ۲۳ ماه رمضان ۱۴۳۱ ه. ق سخت پر ماجرا بود. دعا و گریه و ناله و حتا یادآوری ظلم‌های گذشته باز هم نمی‌توانند از شدت بی‌دادی که بر مهدی کروبی فرزند احمد و خانواده او رفت بکاهند. سال‌هاست که با درد هر آزاده و مبارز و سخت‌کوشی  گریسته‌ام. فرقی نمی‌کند ظلم و ظالم کجا باشد. هر جا مظلومی هست دلمان می‌لرزد. در غزه وقتی که دولت اسراییل  ظلم می‌کند اندوهگین می‌شویم، زمانی که به دارفور نظر می‌کنیم غمگین می‌شویم.  ظلم در همه جهان است. زمانی که نوجوان بودم  دلتای رود دانانگ و رود مکنگ در ویتنام مکان دردآوری بودند  که نماد مقاومت ویتنامی‌ها علیه  آمریکایی‌ها بود. بعد با ظلم علیه فلسطین و ایران آشنا شدم. ظلم ،ظلم است و شدت و حدت آن نمی‌تواند به عادت تبدیل شود.</p><p>گفتم که شب بیست و سوم رمضان تا سحر شب سختی بود. در بعدازظهر آن‌روز از حسین کروبی شنیدم  که امشب می‌خواهند وارد ساختمان شوند و ما در خانه جمع می‌شویم و منتظر هر حادثه‌ای هستیم. زمانی درد و هراسم بیش‌تر شد که خانم کروبی در مصاحبه‌ای گفت مهاجمان وارد ساختمان شده‌اند. انگار که دیگر هیچ چیز نمی‌تواند آرامم کند. نرگس هم که بیماری‌اش ادامه دار شده و می‌ترسم مزمن شود نگران شد. نرگس می‌گوید کروبی تنها مقامی از نظام جمهوری اسلامی بود که ما را با روی باز  در دوران اسارت می‌پذیرفت. مادرم پارچه خانه کعبه را نشان می‌دهد که کروبی در دیدار با خانواده ملی مذهبی‌ها تقسیم کرده بود. مادرم می‌گوید:«خدایا کمکش کن». اما من آرام نمی‌شوم. لحظه اعدام‌های ۱۳۶۷ در ذهن‌ام مرور می‌شود اما باز هم التیام نمی‌یابم. خواندن جوشن کبیر را آغاز می‌کنم  در ذکر یا مفرج‌الهموم متوقف می‌شوم.</p><blockquote><p>در این لحظات  به مومنی پر ماجرا ، زید آبادی صادق، سحرخیز صریح، صابر مقاوم، بداغی مظلوم، صمیمی شهرآشوب، بهاره هدایت‌نو عروس بند‌کشیده، زینب جلالیان مصیبت‌کش، عماد بهاور آرام و با وقار، نظرآهاری زجر کشیده و ملیحی بشاش و عبدالرضای تاجیک استوار و ایستاده بر آرمان و ده‌ها زندانی دیگر  فکر می‌کنم</p></blockquote><p>کسی درون من می‌گوید خداوند کروبی را دوست دارد و او هم باید کفاره اعمالش را پس بدهد.  اما می گویم خون را با خون  نمی شورند.  این درد  را سر ایستادن نیست. او شیردل است و شجاعانه از حقوق شهروندان دفاع کرده و چندین و چند سال است که چنین می‌کند. دست‌ام را بر سرم می‌گذارم و کتاب حسین وارث آدم شریعتی را می‌گشایم. شریعتی از عاشورا می‌گوید. از هزاران هزار که به‌نام حسین، حسین را فراموش کرده‌اند و شمشیر حسین بر زمین مانده است. چند سطری را می‌خوانم. کسی در درون من به من می‌گوید همیشه این رسم بوده است که حسینی‌ها را می‌کشند به‌نام حسین. با خود می‌گویم در دوران شریعتی همه چیز سیاه و سفید بود. او جنگ مذهب علیه مذهب را ندیده بود و ما اکنون داریم می‌بینیم. در دوران شبهه‌ها دیگر  به آسانی و به راحتا دوران شریعتی نمی‌توان از حق و باطل گفت. فراموش نکنیم که امام علی معتقد بود که بعد از پیامبر کار زمانی سخت شد که راه گم کرده و ظالم هر دو گرفتار شدند و راه درست بسیار سخت و ظریف شد. بازهم سخنان حسین و فاطمه کروبی به ذهنم هجوم می‌آورند.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100907-karoobi-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55752" title="20100907-karoobi--koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100907-karoobi-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="667" /></a></p><p>به راستی در شب‌های احیا و شب‌های متعلق به امام علی به خانه مردی هجوم آوردند که از پس ظواهر حکومت دینی با حفظ باورهایش از ظلم‌ها و اجحاف‌ها سخن گفت و ایستاد و پاپس نکشید. اما عده‌ای بعد از خواندن زیارت عاشورا و برگزاری احیا به خانواده‌ای بی‌پناه روی می‌آورند. او بزرگوارانه و تیز هوشانه از هیچ کس تقاضای کمک نمی‌کند. این حرکت او مصداق «فاصبر به ما یقولون» است. زیرا خرابیان می‌خواهند جنبش سبز و رهبرانش را کلافه کرده  و بعد هم شدت عمل نشان دهند.</p><blockquote><p>اما در این شب احیا مهدی کروبی در ذهن و فکر جای گرفته بود همان شیخ شیردلی که مصداقی و مرحله به مرحله  به حقوق بشر رسید  و بر سر آن ایستاد</p></blockquote><p>با خود می‌گویم که همیشه حسین وارث آدم است که در میان حامیان خود ناشناخته است. این‌بار معیارهای حکومت علی به‌وسیله مدعیان حکومت او گم شده است. به راستی مهاجمان و حاکمان تاریخ نمی‌دانند روز عاشورای ۱۳۸۸ ه. ش چه کسی مظلوم بود؟ آیا آن‌ها نمی‌دانند در شب احیای ۲۳ رمضان  ۱۴۳۱ چه کسی مظلوم بود؟ آرام نمی‌گیرم. ساعت از ۲ بامداد گذشته است. مثنوی را می‌گشایم و این بیت می‌آید: «او خدو انداخت بر روی علی، افتخار هر نبی و هر ولی» و تا جایی می‌رسم که مولانا از زبان علی می‌گوید:«من شیر حق‌ام نه شیر هوا». اما مثنوی هم من را آرام نمی‌کند. سکوت سرشار از ناگفته هاست. من محاصره شده‌ام و درونم غوغایی است. در لحظه روزهای سخت سلول انفرادی و بندهای زندان و در موقعیت‌های دشوار بیرون زندان گاه‌گاهی این شعر دردآور شاملو را مرور می‌کنم: «به ما گفته بودند که آن کلام مقدس را به شما خواهیم آموخت.</p><p>اما عقوبتی جان فرسا را تحمل می‌بایدتان کرد و عقوبت جان‌فرسا را چندان تحمل کردیم که آن کلام مقدس نیز از خاطرمان برفت.» خدایا چنین سرنوشتی را برای ایران نپسند. باز هم نا آرامم. با خود جمله شریعتی را مرور می کنم  که می گفت:«  چه سخت است ملتی شیعه علی باشد اما سرنوشت یزید داشته باشد.» هیچ چیز و هیچ کس آرامم نمی‌کند. من که بیش‌تر در وسط ماجراها بوده‌ام نمی‌توانم زمانی که در ماجرا نیستم خود را آرام کنم. با این‌که سختی‌های فراوان هم کشیده‌ام اما دلم جای دیگر است. در این لحظات  به مومنی پر ماجرا ، زید آبادی صادق، سحرخیز صریح، صابر مقاوم، بداغی مظلوم، صمیمی شهرآشوب، بهاره هدایت‌نو عروس بند‌کشیده، زینب جلالیان مصیبت‌کش، عماد بهاور آرام و با وقار، نظرآهاری زجر کشیده و ملیحی بشاش و عبدالرضای تاجیک استوار و ایستاده بر آرمان و ده‌ها زندانی دیگر  فکر می‌کنم و در ذهنم همه رفتگان راه آزادی را مرور می‌کنم.</p><p>اما در این شب احیا مهدی کروبی در ذهن و فکر جای گرفته بود. همان شیخ شیردلی که مصداقی و مرحله به مرحله  به حقوق بشر رسید  و بر سر آن ایستاد.  او تحت فشار قرار گرفته است و تکلیف دینی او با رعایت حقوق بشر هم‌راه شده است. این هم‌راهی مبارکی است. اعتقاد محکم در پیوند با حقوق بشر دوران ساز می‌شود. این هم‌راهی در جامعه ایران بارها رخ داده است. این دید امیدوار کننده باعث می‌شود که اشک در چشم‌هایم جمع شود. با خودم می‌گویم خدایا تو خود به ما گفتی که «بخوانیدم تا اجابت کنم.» اگرچه گفته‌ای که هر خواسته‌ای هزینه دارد اما خدای من کمکمان کن تا هزینه‌ها را کاهش دهم. باز هم با خود زمزمه می‌کنم «خدایا این درد را درمان کن» «خدایا حق گویان را سرگردان مکن.» باز هم می‌گویم خدایا کروبی شیردل، میرحسین مقاوم و همه سبزها را سربلند کن و همواره آن‌ها در دولت، بر دولت و با دولت مدافع حقوق مردم از هر باور و عقیده‌ای کن.</p><p>سرم را در دست می‌گیرم و لبهایم تکان می‌خورد. چشم‌هایم در قاب عکس شریعتی مات می‌شود که زیرش نوشته :«‌ای آزادی‌ای خجسته آزادی». لبخند شریعتی در عکس هم آزارم می‌دهد و هم آرامم می کنم و احیای خود را با یاد رنج‌های تحمیل شده بر کروبی و خانواده فداکارش پایان می‌برم به این امید که در سال آینده به خانه هیچ آزادی‌خواهی حمله نشود و آزادی‌خواهان در بند کشیده آزاد شوند.</p><p>تقی رحمانی، شهریور ۸۹</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55668/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>«تعرض به منزل مهدی کروبی و اعتراض در پاریس»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55739</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55739#comments</comments> <pubDate>Tue, 07 Sep 2010 09:00:21 +0000</pubDate> <dc:creator>Farvahar</dc:creator> <category><![CDATA[اخبار]]></category> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[خبر]]></category> <category><![CDATA[دعوت‌نامه‌ای]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55739</guid> <description><![CDATA[خبر / رادیو کوچه صبح روز سه‌شنبه گروهی با نام کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی با صدور دعوت‌نامه‌ای از یک گرده‌همایی در شهر پاریس فرانسه روز چهارشنبه ۸ سپتامبر در خصوص اعتراض به وقایع اخیر روی داده در تهران و منزل مهدی کروبی خبر داده‌ است. متن کامل دعوت‌نامه را در زیر مشاهده می‌کنید: [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>خبر</strong> / رادیو کوچه</p><p>صبح روز سه‌شنبه گروهی با نام کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی با صدور دعوت‌نامه‌ای از یک گرده‌همایی در شهر پاریس فرانسه روز چهارشنبه ۸ سپتامبر در خصوص اعتراض به وقایع اخیر روی داده در تهران و منزل مهدی کروبی خبر داده‌ است.</p><p>متن کامل دعوت‌نامه را در زیر مشاهده می‌کنید:</p><p>ایرانیان آزاده،</p><p>می‌دانیم که اخیرن حاکمیت نامشروع و کودتاساخته در راستای تشدید پروسه فشار بر مخالفین و دامن‌زدن به جو رعب و وحشت عمومی با توسل به یکی از شنیع‌ترین ابزار اعمال قدرت و استفاده از جمع قلیل گماشته‌گان و اراذل و اوباش منتسب به رهبر جمهوری اسلامی و نهادهای تحت امر وی از جمله سپاه پاسداران، حریم شخصی حجت‌الاسلام مهدی کروبی از رهبران معترض در ایران را مورد تعدی قرار داده است. این اقدام حاکمیت گام دیگری در مسیر تقابل با جنبش اعتراضی مردم در ایران را به نمایش می‌گذارد.</p><p>بدیهی است این تنها و نخستین نمونه رواداشت این رشته سیاست‌های ضد اخلاقی حاکمیت علیه منتقدین و موثرین جنبش اعتراضی نبوده، نیست و اقدامات اخیر نشان داد که آخرین آن هم نخواهد بود.</p><p>روی‌داد مذکور به مثابه زنگ خطریست که در صورت عدم بروز واکنش درخور از سوی نیروهای حامی جنبش آزادی پژوهی مردم در داخل و خارج از کشور، روندی تصاعدی یافته و عوارض و عواقب خطیری را متوجه فضای سیاسی و اجتماعی کشور و هم‌چنین جنبش مردم خواهد نمود.</p><p>از این رهگذر کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی از هم‌وطنان گرامی مقیم پاریس دعوت می‌نماید در تجمعی که به منظور اعتراض به این سلسله اقدامات انزجار برانگیز حاکمیت و عناصر وابسته به آن در تاریخ ۸ سپتامبر در ‌ میدان مالزرب‌، جنب خیابان ویلیه‌، متروی ملزرب ساعت ۱۸ تا ۲۰ برگزار می‌شود، حضور به هم رسانند.</p><p>ما بیشماریم،</p><p>کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55739/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>«قدیمی‌ترین تمدن بشری جهان»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55484</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55484#comments</comments> <pubDate>Mon, 06 Sep 2010 19:30:19 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[امیروکاملیا]]></category> <category><![CDATA[تپه سیلک کاشان]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[رومن گیرشمن]]></category> <category><![CDATA[محوطه باستانی]]></category> <category><![CDATA[پارس‌نامه‌]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55484</guid> <description><![CDATA[امیروکاملیا  / رادیو کوچه «سیلک» محوطه باستانی وسیعی است در کنار روستای دیزچه در کنار جاده‌ای که کاشان را به فین وصل می‌کند. این محوطه دو تپه شمالی و جنوبی با فاصله ۶۰۰‌‌ متر دارد. در اطراف تپه جنوبی، دو گورستان قرار دارد. این منطقه توسط «رومن گیرشمن» حفاری شده است. در تپه شمالی، دو [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>امیروکاملیا  / </strong>رادیو کوچه</p><p>«سیلک» محوطه باستانی وسیعی است در کنار روستای دیزچه در کنار جاده‌ای که کاشان را به فین وصل می‌کند. این محوطه دو تپه شمالی و جنوبی با فاصله ۶۰۰‌‌ متر دارد. در اطراف تپه جنوبی، دو گورستان قرار دارد. این منطقه توسط «رومن گیرشمن» حفاری شده است. در تپه شمالی، دو دو‌ره فرهنگی مشخص شد که قدیمی‌ترین آثار آن به ۷۵۰۰سال پیش تعلق دارد و حدود ۶۱۰۰سال پیش متروک شده است. درتپه جنوبی نیز از ۶۱۰۰سال پیش زندگی جاری بوده است. دوره دیگری نیز شناخته شده است که در این دوره زیگورات سیلک ساخته شده است و به ۴۲۵۰ تا ۵۰۰۰سال پیش تعلق دارد. آثار مکشوفه، از تپه جنوبی مربوط به ۵۰۰۰ سال قبل است.</p><p>دو گورستان به ۳۵۰۰ سال قبل و ۳۰۰۰ سال قبل یعنی دوره مادها تعلق دارند. این منطقه را شاید بتوان تنها شهر جهان محسوب کرد که هفت هزار و پانصد سال در آن زندگی جاری بوده است. خاک‌سپاری در این دو گورستان مادی با موارد دیگر خاک‌سپاری در فلات ایران فرق دارد و نشان از ظهور فرهنگ جدیدی دارد. آن‌ها ابتدا گودالی حفر می‌کردند و جسد را در آن قرار می‌دادند سپس روی آن‌را خاک می‌ریختند تا مانند سقفی شیروانی از سطح زمین بالاتر آید و روی تپه خاکی را سنگ می‌گذاشتند.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906-pars1-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55492" title="20100906-pars1-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906-pars1-koocheh.jpg" alt="" width="430" height="285" /></a></p><p>درون قبرها اشیای سفالی، مفرغی و تزیینی قرار می‌دادند. در این زمان هنوز طلا شناخته نشده بود. سفال این دوره شبیه سفال‌های «نوشیجان» و «گودین» و هم‌چنین شبیه سفال‌های «فریگ» است. سبک ساخت این‌سفال‌ها با دوره های قبل متفاوت است. در این میان ظروف آب‌خوری با آب‌ریزهای به شکل منقار پرندگان دیده می‌شود که کاملن نو‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ظهور است. این ظروف طرح‌های متنوعی دارند و مشابه آن‌ها در شمال غرب ایران دیده شده ولی آن‌ها بدون طرح هستند.</p><p>گیرشمن کشف کرد که سازه عظیم سیلک بر روی سکو قرار گرفته است که بعد از آن در شهرهای اورارتویی ومادی می‌توان این نوع سکوها را مشاهده کرد. کاسه‌هایی با لبه واریخته در این مکان بسیار دیده می‌شوند که به دوره آغاز نگارش تعلق دارند و بر روی آن‌ها آثاری از نگارش دیده می‌شود که به دو‌‌ره آغاز نگارش ایلامی تعلق دارند. در حفاری‌هایی که در زمستان سال ۱۳۸۰ انجام شد.</p><p>دیوار خشتی سکوی زیگورات نمایان شد و این زیگورات را می‌توان قدیمی‌ترین زیگورات فلات ایران و بین‌النهرین نامید. چهار گوشه زیگورات رو به چهار جهت اصلی جفرافیایی بوده و سه طبقه داشته است. دو برجک قوس‌دار نیز در بالاترین سطح زیگورات قرار دارند که رو به سمتی هستند که در طلوع آفتاب اولین شعاع‌های نور خورشید را جذب می‌کنند. بر بالای زیگورات نیز اتاقکی قرار داشته است. البته باید گفت نظرات مختلفی در مورد زیگورات بودن یا نبودن این سازه بیان شده‌است و در مورد آن نمی‌توان نظر قطعی داد.</p><p>تپه سیلک در حقیقت زیگورات یا محل عبادت اقوام باستانی بود‌ه است که از گل رس و سفال ساخته شده است. این بنای تاریخی تا سال ۱۳۱۰ خورشیدی شناسایی نشده بود و در میان مردم کاشان به شهر نفرین شده معروف بود تا این‌که با کاوش‌های باستان‌شناسان خارجی کشف شد‌. در خرابه‌های تپه باستانی سیلک چند اسکلت انسان و ظروف قدیمی پیدا شده‌است که این اشیا در موزه‌های لوور فرانسه، موزه‌ی ملی ایران و موزه‌ی باغ فین و موزه‌ایی در جنب این بنای باستانی قرار داده شده است. از نکات قابل توجه این منطقه باستانی وجود خرده سفال‌های چند هزار ساله روی زمین و اطراف این تپه‌ها است.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906-pars2-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55493" title="20100906-pars2-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906-pars2-koocheh.jpg" alt="" width="430" height="321" /></a></p><p>آخرین آزمایش‌های تبار‌شناسی مولکولی صورت گرفته بر روی نمونه‌های انسانی سیلک، مارکر R1a شاخص مردمان هندو ایرانی در یک نمونه ۶۰۰۰ ساله مشاهده‌شد. این مورد، می‌تواند دلالت‌گر نادرستی فرضیه رایج مهاجرت آریایی‌ها در هزاره‌های دوم و سوم پیش از میلاد به فلات ایران و ناآریایی بودن تمدن‌های فلات ایران به شمار آید. تمدن تپه سیلک، در نواحی گوناگون، و تحت تاثیر وضع زمین و آب و هوا، و روابط ساکنان آن هم‌سایگان، و تاخت و تازها، و مهاجرت‌ها، به اشکال گوناگون متظاهر شده‌است.</p><p>مسکن انسان در این ناحیه نخست به صورت کوه‌ها، یا خانه‌های محقری که از نی و شاخه‌های درخت ترکیب یافته بود، ساخته‌شد، و بعدها روی نی و شاخه‌های درخت گل مالیدند، و یا دیوارهای خانه را با چینه بالا بردند ولی خیلی زود برای بالا بردن دیوارها از خشت خام استفاده کردند. در ابتدا خشت‌ها را بدون قالب می‌ساختند، ولی بعدن برای ساختن آن قالب به کار بردند، و توانستند خشت‌ها را یک اندازه و منظم به‌سازند. در داخل خانه‌ها دیوارها را با گل آجری رنگ می‌کردند.</p><p>و مردگان را در زیر کف اطاق‌ها که آجر فرش یا سنگ فرش نبود، دفن می‌کردند. مردگان را در این قبرها به صورت «چمپاته» به خاک می‌سپردند، و هم‌راه آن‌ها در گورشان اشیایی قرار می‌دادند و این اشیا در بعضی از گورها پر ارزش و زیاد بود، و در بعضی دیگر کم و بی‌ارزش. ذوق و سلیقه هنری این مردم از روی حکاکی‌های آن‌ها که نخستین بار روی استخوان انجام شده‌است، و از روی نقوش سفال‌شان ظاهر می‌شود.</p><p>کوزه‌گری</p><p>در خانه، زن که نگه‌بان آتش است، مدت‌ها کار کوزه‌گری بدون چرخ را انجام می‌دهد.  علت دیرکرد به‌کا‌رگیری چرخ را نیز هم‌این دانسته‌اند. تنها در هزاره چهارم پیش از میلاد اختراع شد. در آن موقع کوزه‌گر با به‌کارگیری چرخ تکمیل شده سفال‌گری، توانست انواع گوناگون سفال‌هایی را که از دید هنری به درجه بلندی رسیده بودند به مشتریان بدهد. این سفال اطلاعات بسیار زیادی راجع به هنرمندان در آن زمان در دسترس ما می‌گذارد. سیلک یکی از مکان‌های تاریخی پس از تمدن جیرفت کرمان در فلات ایران است که مدارک نوشته از دوران پیش از هخامنشی در آن پیدا شده ولی خطی که هم‌زمان با آغاز تاریخ در ایلام به وجود آمده‌ بود، تحت نام پرتو ایلامی شناخته شده پس از رها شدن این پایگاه تجارتی از میان رفت.</p><p>منابع:</p><p>ملک شهمیرزاد، صادق، زیگورات، سیلک، پژوهش‌گاه سازمان میراث فرهنگی کشور، تهران ۱۳۸۱.</p><p>ملک شهمرزادی، صادق، نقره کاران سیلک، پژوهش‌گاه سازمان میراث فرهنگی کشور، تهران ۱۳۸۲.</p><p>رومن گیرشمن، تاریخ هنر ایران، ترجمه عیسا بهنام بنگاه ترجمه و نشر کتاب تهران.</p><p>رومن گیرشمن: سیلک کاشان. جلد اول.ترجمه اصغرکریمی. سازمان میراث فرهنگی۱۳۷۹</p><p>رومن گیرشمن:  ایران از آغاز تا اسلام:ترجمه محمد معین. انتشارات علمی فرهنگی</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55484/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100806_parsname_sialk-kashan.mp3" length="5776430" type="audio/mpeg" /> </item> <item><title>«نشریه‌های زرد یا عامه پسند»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55505</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55505#comments</comments> <pubDate>Mon, 06 Sep 2010 18:30:02 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[دایره‌ی شکسته]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[مه‌شب تاجیک]]></category> <category><![CDATA[نشریه‌های زرد یا عامه پسند]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55505</guid> <description><![CDATA[مه‌شب تاجیک /رادیو کوچه گرچه از تولد واژه‌های زرد و زردنویسی در عرصه‌ مطبوعات جهان بیش از ۱۰۰ سال می‌گذرد‌ اما جایگاه این گروه از نشریه‌ها د‌ر عالم مطبوعات، هم‌چنان بحث‌برانگیز و هم‌راه با نقد‌ و نظرهای بسیار است. با وجود این مسایل این نشریه‌ها جایگاه خود‌شان را د‌ر جهان حفظ کرد‌ه‌اند‌، به گونه‌ای که [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>مه‌شب تاجیک</strong> /رادیو کوچه</p><p>گرچه از تولد واژه‌های زرد و زردنویسی در عرصه‌ مطبوعات جهان بیش از ۱۰۰ سال می‌گذرد‌ اما جایگاه این گروه از نشریه‌ها د‌ر عالم مطبوعات، هم‌چنان بحث‌برانگیز و هم‌راه با نقد‌ و نظرهای بسیار است. با وجود این مسایل این نشریه‌ها جایگاه خود‌شان را د‌ر جهان حفظ کرد‌ه‌اند‌، به گونه‌ای که نشریه‌ای مانند «سان» [۱]امروز هیچ علاقه‌ای به «گارد‌ین» [۲] یا «لوموند» [۳] شد‌ن ند‌ارد‌ و حتا با افتخار خود‌ را «زرد» می‌نامد.‌ این د‌ر حالی‌ است که با وجود حضور نزد‌یک به ۴۰ عنوان نشریه‌ د‌ر آمریکا‌ ‌،‌ برخی از روزنامه‌نگاران حرفه‌ای یا استاد‌ان ارتباطات، روزنامه‌نگاری زرد‌ را مبتذل و فاقد‌ حد‌اقل استاند‌ارد‌های بصری و محتوایی د‌ر حرفه¬ی‌ روزنامه‌نگاری د‌انسته‌ و حتا معتقد‌ند،‌ بهتر است بساط این سبک از روزنامه‌نگاری به کلی از کیوسک‌های مطبوعاتی برچید‌ه شود‌.</p><p>در کل اگر بخواهیم با انصاف رفتار کنیم روزنامه‌های موسوم به زرد مصرف بیش‌تری دارند و در واقع مخاطب را بیش‌تر و بهتر به سوی خود جذب می‌‌‌کنند، مخاطبان اصلی رسانه‌های مکتوب یعنی مرد‌م د‌ر مواجهه با روزنامه‌نگاری زرد‌ با‌‌‌‌حوصله، اشتیاق و حتا سخاوت بیش‌تری رفتار می‌کنند‌. روزنامه‌ها و مجله‌های موسوم به زرد‌ اغلب تیراژ و فروش بالایی د‌اشته‌ و سازمان‌ آگهی‌هایشان نیز بسیار فعال است، تعد‌اد‌ مشترکانشان قابل مقایسه با نشریه‌ها تخصصی و حرفه‌یی نیست. این روند‌ البته خاص جامعه‌ی‌ آمریکا نیست، د‌ر سطح جهان هم گرچه نشریه‌های مهم و تاثیرگذاری مانند گارد‌ین، «ایند‌یپند‌نت»[۴]  و یا «لوموند»[۵] وجود‌ د‌ارند‌، اما تیراژهای افسانه‌ای د‌ر اختیار نشریه‌های عام‌تر از جمله، «بیلد»  یا سان است که مرز ۷ میلیون تیراژ را هم پشت سرگذاشته‌اند.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906-dayere1-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55512" title="20100906-dayere1-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906-dayere1-koocheh.jpg" alt="" width="430" height="322" /></a></p><p>روند تولد نشریه‌ها زرد در دهه‌ ۱۸۹۰ و در نیویورک آغاز شد. شاید بتوان گفت اصلی‌ترین نشریه‌ای که بنیان روزنامه‌نگاری زرد را از نظر جذب مخاطب نه محتوای آن پایه‌ریزی کرد، نیویورک سان بود که در سال ۱۸۸۳ متولد شد و با قیمت یک «پنی» به فروش می‌رسید که این خود‌ یکی از مهم‌ترین رازهای جذب طبقه‌ی‌ پرجمعیت کارگر و متوسط به روزنامه‌خوانی بود‌، ضمن این‌که «نیویورک‌سان» بنیان‌گذار دوره‌ای از نشریه‌ها است که در غرب به آن‌ها نشریه‌ها «یک پنی» گفته می‌شود. نشریه‌های یک‌پنی هم مانند روزنامه‌نگاری زرد به میدان وارد شدند. این نشریه‌ها تیترهای بسیار درشتی داشتند، چراکه شاید در آن مقطع فکر می‌کردند حتا یک‌پنی هم برای خرید نشریه‌ها زیاد است. بنابراین آن‌ها را روی دیوارهای شهر نصب می‌کردند تا ره‌گذران بتوانند تیترها را راحت بخوانند.</p><p>اما در سال ۱۸۹۶ «ژوزف‌پولیترز» [۶] نیز نشریه‌ای به نام «جهان‌نیویورک» [۷] منتشر می‌کرد که با هر شیوه‌ای تلاش می‌کرد تعداد مخاطبانش را بالا برده و تیراژش را افزایش دهد و  به طور طبیعی در این ابزارها مواردی مانند خشونت حرف اول را می‌زد. در همین دوران «ویلیام‌راندولف‌هرست» [۸] هم مشغول انتشار نشریه‌ای به نام «نیویورک‌مورنینگ‌ژورنال» [۹]بود که این نشریه با نشریه «پولیترز» در رقابت بود. جنگ تیراژ میان این د‌و رسانه و اشتیاق برای جلب مخاطب باعث شد پولیتزر د‌راین میان با خلق شخصیتی کارتونی به نام«Yellow Kid» ، بچه‌ی زرد‌، سلسله ماجراهایی را د‌ر نشریه خود‌ آغاز کند‌ که بسیار مورد‌ توجه مرد‌م قرار گرفت. پس از ظهور این شخصیت در نشریه پولیترز، «هرست» هم بلافاصله به یک کاریکاتوریست سفارش یک شخصیت مشابه را داد و ضمیمه‌های رنگی و عکس‌های بزرگ و تیترهای د‌رشت، ابزار این مبارزه شد‌ند‌، بدین ترتیب پدیده‌‌ی «بچه‌ی‌زرد» متولد و مظهر درگیری این دو روزنامه و سپس نماد روزنامه‌نگاری جنجالی شد.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906-dayere2-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55513" title="20100906-dayere2-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906-dayere2-koocheh.jpg" alt="" width="430" height="403" /></a></p><p>اما ما نوع دیگری از نشریه‌ها را هم داریم که به نشریه‌ها عامه پسند مشهورند. «مطبوعات‌ عامه‌پسند»‌ [۱۰]و «روزنامه‌نگاری‌ عامه‌پسند» که نیز گاهی با تعابیری‌ چون‌ روزنامه‌نگاری‌ زرد یاد می‌شود که‌ البته‌ این واژه دارای‌ بار منفی‌ است‌. مطبوعات‌ عامه‌پسند بخشی‌ از جریان‌ تحول‌ رسانه‌ها، بویژه‌ مطبوعات‌ است‌. با تخصصی‌شدن‌ رسانه‌ها و مطبوعات‌، این‌ نشریه‌ها به‌ نیازهای‌ بخشی‌ از اقشار جامعه‌ پاسخ‌ می‌دهد. کارکرد آشکار مطبوعات‌ عامه‌پسند، تفریح‌ و سرگرمی‌ و مهم‌ترین‌ کارکرد پنهان‌ آن‌ ترویج‌ فرهنگ‌ مطالعه‌ در بین‌ افراد کم‌سواد و نوجوانان‌ و جوانان‌ و آماده‌سازی‌ آن‌ها برای‌ مطالعه‌ نشریه‌ها و محصولات‌ فرهنگی‌ جدی‌ است‌.</p><p>اما در واقع آن‌چه در مطبوعات ایران مسلم‌ است‌ تیترهای‌ درشت‌، عکس‌های‌ بزرگ‌ هنرپیشه‌ها، ورزشکاران و خلاف‌کاران‌، استفاده‌‌ زیاد از رنگ‌ و پرداختن‌ به‌ موضوعات‌ جنجالی‌ هنرپیشه‌ها، بازیکنان‌ تیم‌های‌ مطرح‌ ورزشی‌، حوادث‌، جنایت‌، موضوعات‌ خانوادگی‌ و عشقی‌ از مشخصه‌های‌ اصلی‌ نشریه‌ها عامه‌پسند است‌. برخی‌ از نشریه‌ها عامه‌پسند در همه‌ی‌ حوزه‌ها و موضوع‌های‌ مذکور و برخی‌ به‌طور تخصصی‌ فقط‌ در یک‌ حوزه‌ مثل‌ حوادث‌ و جنایت‌ و یا موضوعات‌ جنجالی‌ هنرپیشه‌ها و هنرمندان‌ متمرکز هستند. هم‌چنین‌ ویژگی دیگر این‌ نشریه‌ها، طیف‌ مخاطبان‌ آن‌هاست‌ که‌ به طور عمده شامل‌ زنان‌ و اقشار جوان‌، نوجوان‌ و کم‌سوادند.</p><p>و واقعیت این است که در کشور ما روزنامه‌نگاری زرد و عامه‌پسند هر دو از تعریف‌های یک‌سانی برخوردارند. اما آن‌چه در کنار نشریه‌ها زرد در جامعه‌ی ما شکل گرفته‌اند، نشریه‌ها دروغ‌گو یا کذبی هستند که بیش‌تر در سطح میادین شهر شاهد توزیع آن‌ها هستیم، ضمن این‌که نشریه‌ها عامه‌پسند، حقیقت را می‌نگارند اما با دیدی هیجان‌انگیزتر و ضرب‌آهنگ تندتر. و متاسفانه درک صحیحی از نشریه‌ها عامه‌پسند در جامعه‌ ما وجود ندارد چرا که روزنامه‌نگاری عامه‌پسند با وجه غالب سرگرمی و هیجانی به دنبال جذب مخاطب است، اما روزنامه‌نگاری زرد بیش‌تر به مطالب دروغین و جنجال‌سازی می‌پردازد. روزنامه‌نگاری عامه‌پسند شامل نشریه‌هایی است که عمومن در غالب مجلات بطور هفتگی منتشر می‌شود و محتوای مطالب براساس نیازها و علایق مخاطبان تهیه می‌شود. و البته باید گفت که نتیجه‌ی اختلاط این دو طیف نشریه موجب شده است که به معنای واقعی نشریه‌ی زرد و عامه پسند وجود نداشته باشد، چرا که محدودیت‌های قانونی و عرفی مانع شکل‌گیری این نشریه‌ها می‌شود و با سانسورهای همیشگی مواجه خواهد بود.</p><p>منبع: اینترنت</p><p>۱٫  New York Sun</p><p>2.  guardian newspaper</p><p>3. Lomond Newspaper</p><p>4.  Independent Newspaper</p><p>5.  Bild newspaper</p><p>6.  Joseph Pulitzer</p><p>7. New York world</p><p>8.  William Randolph Hearst</p><p>9.  New York morning journal</p><p>10. Popular Journalism</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55505/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/2010096-dayereye-shekaste-Tajik-nashriyate-zard.mp3" length="4217065" type="audio/mpeg" /> </item> <item><title>«می‌نویسم کلیک، تو بخوان شلیک»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55481</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55481#comments</comments> <pubDate>Mon, 06 Sep 2010 17:30:58 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[اکبر ترشیزاد]]></category> <category><![CDATA[جنبش دموکراتیک]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[می‌نویسم کلیک، تو بخوان شلیک]]></category> <category><![CDATA[پس‌نشینی تند]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55481</guid> <description><![CDATA[اکبر ترشیزاد / رادیو کوچه پس از گذشت نزدیک به پانزده ماه از جنبش دموکراتیک و آزادی‌خواهانه‌ی مردم ایران، اتفاقات گوناگونی بر آن گذشته است. این جنبش در راه خود با موانع و دشواری‌های فراوانی رو‌درو بوده است که برخی از آن‌ها نمونه‌های مشابهی هم در گذشته داشته‌اند و تعداد دیگری نو و به طور [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>اکبر ترشیزاد </strong>/ رادیو کوچه</p><p>پس از گذشت نزدیک به پانزده ماه از جنبش دموکراتیک و آزادی‌خواهانه‌ی مردم ایران، اتفاقات گوناگونی بر آن گذشته است. این جنبش در راه خود با موانع و دشواری‌های فراوانی رو‌درو بوده است که برخی از آن‌ها نمونه‌های مشابهی هم در گذشته داشته‌اند و تعداد دیگری نو و به طور کامل مختص این حرکت هستند.</p><p>برای گذار از این مراحل نیاز به بررسی و کنکاش فراوانی بوده و هستیم. این جنبش تجربه‌هایی هم‌چون دستگیری و حبس دسته‌جمعی شمار فراوانی از سیاست‌مردان، روزنامه‌نگاران، هنرمندان، فعالان اجتماعی و مردم عادی را پشت‌سر گذارده است که در این وسعت و گستردگی در تاریخ ما همانند ندارد.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906-pas2-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55483" title="20100906-pas2-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906-pas2-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="314" /></a></p><p>جمعی از این افراد شکنجه‌های سخت روحی و جسمی شده و برخی به زندان‌های طولانی مدت محکوم شده‌اند، شماری نیز در این وقایع کشته و یا اعدام شده‌اند که به لحاظ  تعداد پس از اعدام‌های سال ۶۷ مدت‌ها بود که دیده نشده بود. فضای شدید و رعب‌آور امنیتی نظامی و حضور عینی نظامیان در راس هرم قدرت از وزارت گرفته تا مسوولیت‌های فرهنگی را شاید فقط در حکومت‌هایی هم‌چون رژیم استالین بتوان یافت. سانسور کامل در تمامی زمینه‌ها از مطبوعات، دانشگاه‌ها، محافل هنری، احزاب و صدا و سیما آرامشی گورستانی به جامعه داده است. بسیاری از فعالان و مبارزان دچار گوشه‌نشینی یا سکوت شده‌اند و برخی نیز تن به مهاجرت داده‌اند. تعداد اندکی نیز در زیر فشارها دوام نیاورده‌اند و سخن‌گوی حاکم شده‌اند.</p><p>این سخنان و شرح واقعه برای بسیاری از مردم ما توضیح واضحات است اما چیزی که نیت داریم در این گفت‌وگو بپردازیم، روش‌های نوینی است که مردم عادی به عنوان مالکان و صاحبان اصلی این جنبش برای مبارزه و زنده نگاه‌ داشتن آن برگزیده‌اند.</p><p>شکی نیست که در تمام دنیا هر حزب و جریان سیاسی شناسنامه‌دار برای خود طرف‌داران و حامیانی دارد که برای پیروزی جناح و یا منش سیاسی مطلوبشان فعالیت و تبلیغ می‌کنند. در ایران اما شرایط بسیار متفاوت است. اصلاح‌طلبان شاید اکنون با من هم عقیده باشند که پس از یکی دو سال اول انقلاب و فضای کم و بیش آزاد سیاسی فرهنگی، مردم به علت آن‌که حس می‌کردند به نوعی در تصمیمات و مدیریت کشور بی‌تاثیر هستند، به جز عده‌ی کم ‌شماری، دیگران اشتیاقی برای حضور، نقش‌آفرینی و فعالیت سیاسی از خود بروز نمی‌دادند. پس از فضای دوم خرداد که مردم هوش‌مندانه جناحی را علی‌رغم وفاداری به نظام کمی بازتر و آزاداندیش‌تر و از همه مهم‌تر در مقابل انتخاب رهبری نظام دیدند، به طور گسترده به میدان آمدند تا با دفاع از طرف دیگر به آزادی رای دهند.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906-pas1-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55485" title="20100906-pas1-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906-pas1-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="316" /></a></p><p>در این میان مردم آگاهانه هر فرد یا گروهی را که انتخابش کاندیدای حاکمیت بود را شریک فساد و انحراف آنان می‌دانست و آنان را طرد می‌کرد. کم نبودند افراد مشهوری از جامعه‌ی هنری و ورزشی که وعده‌های اقتصادی و سیاسی آن‌ها را فریفت و با وجود آن‌که توانستند به تمامی و یا بخشی از آن‌ها برسند شهرت، محبوبیت و اعتبار خود را تا اندازه‌ی زیادی از دست دادند که از این میان می‌شود به آن‌ها یعنی برادران «خادم» اشاره کرد.</p><p>انتخابات سال ۸۸ شباهت‌هایی با دوم خرداد داشت و تفاوت‌های آشکارتری. نمایند‌ه‌ی حاکمیت این بار از سوی مردم به نوعی نه انتخاب رهبری که خود او بود. احمدی‌نژاد برای مردم بازیچه‌ای بیش به شمار نمی‌آمد و این شخص بود که آشکارا به میدان آمده بود. در مناظره‌های انتخاباتی یک جناح نماینده‌ی تمام بدی‌ها و دروغ‌ها و تعصبات بود و دیگری خواسته یا ناخواسته نشانه‌ی آزادی‌خواهی، رهایی از تعصبات و حرکت به سمت پیشرفت بود. پس از انتخابات و برخوردهایی با مردم، هر آن کس که حامی احمدی‌نژاد و رهبر بود، دشمن ایران و مردم شد. پس از گذشت چند ماهی هنگامی‌که حکومت دریافت تا چه اندازه از محبوبیتش در بین مردم کاسته شده، به نوعی دست به دامان اقشاری شد که همیشه در بین مردم از محبوبیت بالایی برخوردار بوده‌اند و این افراد کسانی به غیر از ورزش‌کاران و  هنرمندان شناخته شده نبودند.</p><p>آنان به اشتباه فکر می‌کردند اگر بتوانند با تطمیع یا ارعاب اشخاصی را وادار کنند که مجیزشان را بگویند مردم به واسطه‌ی علاقه‌شان به آن‌ها نظرشان درباره‌ی حکومت تغییر خواهد کرد و این بدترین تاکتیک حکومت بود، نه تنها چنین نشد که بر عکس فرد یا افرادی که مرتکب چنین خطایی شدند از صفحه‌ی دل مردم حذف شدند. در طرف مقابل آن‌هایی‌که شجاعانه در کنار حقیقت ایستادند یک شبه ره صد ساله رفتند.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906-pas3-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55486" title="20100906-pas3-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906-pas3-koocheh.jpg" alt="" width="430" height="311" /></a></p><p>نمونه‌ها فراوانند شاید کم‌تر کسی باشد که نداند بسیاری از مردم و فرهیختگان از «محمد نوری‌زاد» برای مواضع ضد دموکراتیک و متعصبانه‌اش چه در آثار قلمی‌اش در شب‌نامه‌ی کیهان و چه در کارهای نمایشی‌اش هم‌چون «پروانه‌ها می‌نویسند»، دل خوشی نداشتند، اما او توانست با ایستادن در کنار ملت و در برابر دشمنان آزادی با ابراز شجاعانه‌ی حقایق به یکی از قهرمانان جنبش تبدیل شود. در سوی مخالف هم کم نبودند که اعتبار خود را فروختند و امیدوارم که حداقل بهایی مناسب برای آن گرفته باشند، چون در ایران فردا جایی برای دشمنان مردم و آزادی نخواهد بود. کسانی هم‌چون «محمدرضا شریفی‌نیا»‌، «احمد نجفی»، «حسین‌رضازاده»، «اکبر عبدی»، «پروانه‌معصومی» و آخرین آن‌ها «علی‌رضا افتخاری».</p><p>در چند مورد آخر مردم به روش‌ها و ابزار جدیدی در مبارزه با حکومت رسیده‌اند که شاید کم‌تر و بی‌تاثیرتر از حضور میلیونی در خیابان‌ها نیست. استفاده از دنیای مجازی و رسانه‌های الکترونیکی اجتماعی هم‌چون فیس‌بوک، یوتیوپ، توییتر و پست الکترونیک. نمونه‌های آخرین نشانی از پیروزی بزرگ و قطعی مردم در این نبرد داشت. حکومت قصد داشت از طرفی با استفاده از یک خواننده‌ و ابراز علاقه‌اش به رییس جمهوری، برای او اعتباری بخرد و از سوی دیگر او را جای‌گزین هنرمند سبز و مردمی‌ «محمدرضا‌شجریان» کند که دیدیم چه شد، ایرانیان چنان بلایی بر سر این شخص آوردند که ترک وطن را بر ماندن ترجیح داد، گر چه که نمی‌داند با رسیدن او به یک جامعه‌ی آزاد تازه مشکلاتش آغاز خواهد شد. از سوی دیگر با بهانه‌ی روزه‌خواری سعی کردند ورزش‌کاری را زمین بزنند که از مدت‌ها قبل با رفتارهای انسانی و هم‌چنین ایستادن در کنار مردم در قلب آنان اسطوره شده بود. این بار هم نتیجه فقط شکست  حامیان حکومت بود و پیروزی دیگری برای جنبش و علی‌کریمی. گرچه که حکومت برای این حرکات بی‌ثمر هزینه‌ها‌ی هنگفتی کرد، از سوی دیگر و برای مردم  خرجی نداشت به جز چند کلیک ساده. حال مردم قدر و ارزش این روش جدید و هوش‌مندانه‌ی خود را می‌دانند و جبهه‌ی جدیدی گشوده‌اند در برابر دشمنان آزادی.</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55481/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/2010096-pas-neshiniye-tond-Torshizad-click.mp3" length="4815792" type="audio/mpeg" /> </item> <item><title>«کشف دلیل انفولانزای خوکی»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55497</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55497#comments</comments> <pubDate>Mon, 06 Sep 2010 14:30:02 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[برنامه‌ی اول]]></category> <category><![CDATA[رادیو پس‌کوچه]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[پارسا]]></category> <category><![CDATA[کشف دلیل انفولانزای خوکی]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55497</guid> <description><![CDATA[پارسا / رادیو کوچه رادیو پس کوچه ذره‌بینی به روی خبرهای روز ایران و دنیا قرار می‌دهد و در مورد آن‌ها به دیدگاه طنز نگاه می‌کند و به تفسیر آن‌ها می‌پردازد. رادیو پس کوچه دو شنبه‌ها و جمعه‌ها  هم‌راه شما است. خبرهایی که نظر وب‌سایت‌ها، فیس بوک، سایت‌های خبری و ایرانی را به خود جلب [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>پارسا </strong>/ رادیو کوچه</p><p>رادیو پس کوچه ذره‌بینی به روی خبرهای روز ایران و دنیا قرار می‌دهد و در مورد آن‌ها به دیدگاه طنز نگاه می‌کند و به تفسیر آن‌ها می‌پردازد. رادیو پس کوچه دو شنبه‌ها و جمعه‌ها  هم‌راه شما است.</p><p>خبرهایی که نظر وب‌سایت‌ها، فیس بوک، سایت‌های خبری و ایرانی را به خود جلب کردند این خبرها هستند:</p><p>آیت‌اله «احمد خاتمی» دلیل شیوع آنفولانزای خوکی را اعلام می‌کند.</p><p>لو لو توسط انتر پل  دستگیر شد.</p><p>صدا و سیما در حال آماده‌سازی کودکان برای عملیات انتحاری است.</p><p>در مورد سطح شهر مکزیک، استفاده از تلفن، ظرف‌های پلاستیکی، تمساح‌ها، تولید شیر گاو، آیا می‌دانیدهایی را نیز خواهید شنید.</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55497/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906_parsa_pas-koocheh_1.mp3" length="17493748" type="audio/mpeg" /> </item> <item><title>«رابطه‌ای که تنها به سود دو کشور است»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55529</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55529#comments</comments> <pubDate>Mon, 06 Sep 2010 12:30:53 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[آمریکا]]></category> <category><![CDATA[جنگ]]></category> <category><![CDATA[دولت انقلابی]]></category> <category><![CDATA[دولت بازرگان]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[علی]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55529</guid> <description><![CDATA[علی / رادیو کوچه در سال ۱۹۷۹ میلادی زمانی‌ که دولت بازرگان به‌دنبال عادی‌سازی روابطه دولت انقلابی ایران با آمریکا بود، سفارت آمریکا به دست دانشجویان چپ‌ اسلامی اشغال شد. عباس امیرانتظام سخنگوی سابق دولت موقت و سفیر وقت ایران در کشورهای اسکاندیناوی نیز به اتهام جاسوسی برای آمریکا دستگیر و محاکمه شد، در حالی‌ [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>علی</strong> / رادیو کوچه</p><p>در سال ۱۹۷۹ میلادی زمانی‌ که دولت بازرگان به‌دنبال عادی‌سازی روابطه دولت انقلابی ایران با آمریکا بود، سفارت آمریکا به دست دانشجویان چپ‌ اسلامی اشغال شد. عباس امیرانتظام سخنگوی سابق دولت موقت و سفیر وقت ایران در کشورهای اسکاندیناوی نیز به اتهام جاسوسی برای آمریکا دستگیر و محاکمه شد، در حالی‌ که امیرانتظام از استکهلم به تهران آمده بود تا تصاویر ماهوراه‌ای تحرکات نیروهای عراقی‌ را که دولت آمریکا به او داده بود را به دولت ایران نشان دهد.</p><p>اوایل دهه هشتاد میلادی در آلمان وارن کریستوفر از مقامات مذاکره کننده دولت دمکرات کارتر به صادق طباطبایی گفت: بهتر است مسئله گروگان‌ها را پیش از انتخابات پیش روی ریاست جمهوری آمریکا حل کنیم، این به سود هر دوی ماست در غیر این صورت پس از ما کسانی‌ خواهند آمد که به گونه‌ای دیگر با شما سخن خواهند گفت. البته در جریان مذاکرات، داستان در ایران به گونه‌ای دیگر پیش رفت تا دولت بنی‌صدر را که بیشتر به دمکرات‌ها متمایل بود تضعیف شود در ضمن این‌که شخص آیت‌اله خمینی نیز نظر مساعدی نسبت به انتخاب مجدد کارتر نداشت.</p><p>در اواسط دهه هشتاد میلادی ایران در سربالایی جنگ قرار داشت. در آن زمان‌ میان ایران و آمریکا کانالی هوایی برای تامین نیاز تسلیحاتی ایران ایجاد گردید (ماجرای ایران گیت یا مک فارلین)، مهدی هاشمی و هم‌فکرانش اسناد این معاملات را به روزنامه‌ای در لبنان‌ داند تا جبهه مخالفانشان را در درون حاکمیت ایران تضعیف کنند. بنی‌صدر و هم پیمانانش نیز که مجبور به مهاجرت شده بودند، با رسانه‌ای کردن جریان مک فارلین تمام سعی‌ خود را کردند تا انتقام خود را از جناحی که آن‌ها را شکست داده بود، بگیرند.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906-web2-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55530" title="20100906-web2-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906-web2-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="263" /></a></p><p>در اوایل دهه نود میلادی زمانی‌ که دولت اول هاشمی‌ در پی تلطیف روابط با غرب و آمریکا برای به حرکت در آوردن مجدد صنایع نفتی کشور بود چپ اسلامی که جناح حاکم در مجلس آن زمان بودند فریاد بر آورد‌ند که صدای پای نااهلان و نامحرمان به گوش می‌رسد.</p><p>در اواخر دهه نود میلادی زمانی‌ که دولت‌های خاتمی و کلینتون در پی بهبود روابط بودند بدلیل کارشکنی‌های جناح راست آن زمان و ضعف جسارت سیاسی خاتمی، این رابطه ایجاد نشد.</p><p>دولت خاتمی پس از حمله آمریکا به عراق این بار از سر ترس با صراحت بیش‌تری وارد میدان مذاکره با آمریکا شد اما این مرتبه در دولت آمریکا دیدگاه‌های ایدئولوژیک دست بالاتر را داشت. دولت آمریکا اعلام کرد ما با شیطان و جزئی از محور شرارت مذاکره نمی کنیم. دولت آمریکا زمانی ایران را محور شرارت خواند که دولت ایران در جنگ افغانستان کمک های قابل توجهی به آمریکا و ناتو کرده بود.</p><p>پس از بر سرکار آمدن دولت احمدی‌نژاد گروه‌های که معمولن دشمنی با آمریکا را خط قرمزی ایدئولوژیک خود می‌دیدند، به این درک رسیدند که برای بقای حاکمیت خویش باید رابطه‌شان را با آمریکا سرو سامان بدهند. این‌بار در ایران دیگر گروه رقیب حذف شده بود و نگرانی از بابت رسیدن افتخار برقراری رابطه با آمریکا به اصلاح طلبان وجود نداشت، اما ایجاد این رابطه باز با مشکل رو به رو شد چون این مرتبه میان جناح‌های ‌ اصولگرا جدال بر سر این بوده و هست که چه کسی‌ آغازگرا این رابطه باشد.</p><p>با این حساب رابطه با آمریکا در ذهنیت سیاست گزاران حاکم بر جمهوری اسلامی از حالت تابو ایدئولوژیک تبدیل به یک فرصت سیاسی شده که جناح‌های مختلف اصولگرا بر سر بدست آوردن این فرصت با یکدیگر در جنگ و جدال هستند.</p><p>یکی از روشن‌ترین مصداق ها برای گزاره فوق جنگ لفظی و کشدار هوشنگ امیر احمدی و ولی نصر بر سر حق العمل ایجاد این رابطه است که یکی‌شان به جناح احمدی‌نژاد نزدیک است دیگری به جناح‌های اصولگرای مخالف احمدی‌نژاد.</p><p>سوی دیگر داستان رابطه ایران و آمریکا ساختار سیاسی آمریکا است. ساختار سیاسی در آمریکا متکثر است و این تکثر برخلاف وضعیت حاکمیت در ایران مایه شرمندگی نیست. آنها اعتقاد دارند که کشورشان بر همین اساس بنا گشته است تا مانع تمرکز قدرت سیاسی گردد در ضمن اینکه مانع از ایجاد دولت در دولت نیز هست.</p><p>هر چند ایجاد رابطه منطقی و متعادل با ایران  تنش‌های خاورمیانه را به سود آمریکا کاهش می دهد، اما ایجاد این رابطه حداقل چهار جریان مخالف قوی را در پیش رو دارد. لابی یهودی، لابی اوانجلیستی، لابی عربی‌ و درنهایت لابی ایرانیان برانداز مجاهدین خلق، جدایی طلب و سلطنت طلب و &#8230;  که در آمریکا ساکن هستند.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906-web-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55532" title="20100906-web-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100906-web-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="263" /></a></p><p>لابی یهودی می‌داند اگر روابط منطقی و متعادل آمریکا و ایران برقرار شود فشار مسایل خاورمیانه از پرونده هسته‌ای ایران به سوی پرونده حقوق بشر در اسرائیل و صلح اعراب و اسراییل شیفت پیدا خواهد کرد.</p><p>لابی اوانجلیستی که به دلیل اعتقادات ایدئولوژیک در پی‌ ایجاد جنگ نهایی در خاورمیانه هستند تا مسیح ظهور کند.</p><p>لابی عربی‌ که از قدرت گرفتن مجدد ایران در حوزه خلیج فارس در هراس است. روابطی که رقابت نفتی‌ و تکنولوژیکی و تجاری منطقه را به سود ایران متمایل خواهد کرد و توجه رسانه‌ای را از اسلام انقلابی به بنیادگرایی سازمان یافته‌ای که در ساختار حکومتی عربستان سعودی رشد یافته است، شیفت خواهدداد.</p><p>لابی ایرانی برانداز مجاهدین خلق، جدایی‌طلب و سلطنت‌طلب ساکن در آمریکا نیز مخالف ایجاد این رابطه اند چرا که هویت سیاسی خود را با مخالفت کور با حاکمیت ایران و براندازی آن به هر طریق ممکن قرار داده اند و کم‌ترین توجهی به بهبود امورات روزمره هموطنان‌شان که ساکن ایران هستند ندارند.</p><p>به مخالفت‌های فوق می‌توان بهره‌برداری قدرت های منطقه‌ای و جهانی را نیز از این مجادله کشدار اضافه کرد. برای مثال درصورت وجود روابط سازنده میان ایران و آمریکا، ترکیه دیگر قادر به ایفای نقش کنونی خویش در‌ منطقه نخواهد بود و روسیه نیز دیگر نمی‌تواند از کارت انرژی در روابط خود با غرب استفاده کند.</p><p>وجود رابطه سازنده میان ایران و آمریکا هزینه‌های انسانی‌ دو طرف را در خاورمیانه کاهش می دهد و امکان برقراری صلح را در این منطقه افزایش می دهد و چهره آمریکا را نیز در جهان اسلام بهبود می‌بخشد تا شاید دیگر نیازی به لشکرکشی‌های چند صد میلیارد دلاری به این منطقه نباشد.</p><p>اهمیت ایجاد رابطه منطقی و متعادل با ایران تنها در موقعیت ممتاز ژئوپلیتیک‌اش نیست بلکه در ایران جمعیت جوان تحصیل کرده‌ای‌ وجود دارد که برخلاف دیگر ملل همسایه احساسات دوستانه‌تری نسبت به مفاهیم آمریکایی‌ دارند.</p><p>به گمان من گسترش این مفاهیم عمل گرایانه در فضای بشدت قطبی میان دو کشور پیش از هر چیز نیاز به ایجاد لابی های دانشگاهی در میان نخبگان تکنوکرات و دانشجویان فنی‌ و مهندسی ساکن در آمریکا و غرب دارد. اساتید و دانشجویانی که مشکلی‌ برای رفت و آمد به ایران نداشته باشند و به طریقی غیر از پرونده‌های پناهندگی یا حقوق بشری در غرب ساکن باشند، زیرا این دو فاکتور امکان تصمیم سازی‌های مستقل، منصفانه و بینابینی را ایجاد خواهد کرد.</p><p>اساتید و دانشجویانی که پس از انقلاب در ایران زندگی‌ و کار کرده باشند و سپس به غرب آماده باشند. افرادی که عمومن از طبقات متوسط جامعه ایران هستند. افرادی که درک درستی از مشکلات ایران دارند و همچنین مزایا و معایب زندگی‌ در یک جامعه مدرن را برای یک ذهنیت ایرانی به خوبی‌ درک می کنند. تشکل‌هایی‌ که آنقدر هوشمندی دارند که درک کنند تعامل سازنده با آمریکا اساسن نه به معنای‌ بی‌توجهی به منافع ملی‌ کشور است و نه به معنای‌ پرهیز از نقد فعال سیاست‌های دولت آمریکا.</p><p>نخبگانی که ضمن آگاهی‌ به پیش‌رفت‌های دنیای مدرن در برابر تحولات آن موضعی منفعل و بازنده ندارند و در پی بهتر کردن امورات مربوط به دو کشور از طریق روند‌های عمل‌گرایانه، منصفانه و کم هزینه‌اند تا صلحی پایدار و دوستی بادوامی را برای ایران و آمریکا پایه‌ریزی کنند.</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55529/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>«حضور نیروی انتظامی و روحانیون در مدارس»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55436</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55436#comments</comments> <pubDate>Mon, 06 Sep 2010 12:00:22 +0000</pubDate> <dc:creator>Farvahar</dc:creator> <category><![CDATA[اخبار]]></category> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[روحانیون]]></category> <category><![CDATA[مدارس]]></category> <category><![CDATA[وزارت آموزش و پرورش]]></category> <category><![CDATA[پیش‌گیری از جرایم]]></category> <category><![CDATA[یروی انتظامی]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55436</guid> <description><![CDATA[رادیو کوچه صبح روز دوشنبه شورای سیاست‌گذاری ناجا (نیروی انتظامی) با هم‌کاری وزارت آموزش و پرورش، از اول مهرماه طرحی به نام «پیش‌گیری از جرایم» را در مدارس ایران به اجرا خواهد گذاشت که این طرح در مدارس ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان آغاز می‌شود. به گزارش هرانا، معاون اجتماعی ناجا درباره‌ی محتوای طرح گفت: «جمع‌آوری [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>رادیو کوچه</strong></p><p>صبح روز دوشنبه شورای سیاست‌گذاری ناجا (نیروی انتظامی) با هم‌کاری وزارت آموزش و پرورش، از اول مهرماه طرحی به نام «پیش‌گیری از جرایم» را در مدارس ایران به اجرا خواهد گذاشت که این طرح در مدارس ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان آغاز می‌شود.</p><p>به گزارش هرانا، معاون اجتماعی ناجا درباره‌ی محتوای طرح گفت: «جمع‌آوری سی‌دی‌های مبتذل و برخورد با اقدامات هنجارشکنانه اعتقادی دانش‌آموزان در مدارس از رئوس اجرایی طرح پیش‌گیری از جرایم در مدارس کشور است.»</p><p>علاوه بر طرح «پیش‌گیری از جرایم» در مدارس که توسط ناجا به اجرا درخواهد آمد، روحانیون اعزام‌شده از حوزه‌های علمیه نیز که به مدارس اعزام می‌شود قرار است مراقب باشند که دانش‌آموزان رفتاری مطابق نرم‌های تعریف‌شده‌ی اسلامی داشته باشند.</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55436/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>«وکیل حقوق‌بشر، نسرین ستوده را آزاد کنید»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55417</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55417#comments</comments> <pubDate>Mon, 06 Sep 2010 12:00:12 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[آزاد]]></category> <category><![CDATA[زندان اوین]]></category> <category><![CDATA[نسرین ستوده]]></category> <category><![CDATA[کمپین بین‌المللی حقوق بشر]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55417</guid> <description><![CDATA[کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران خواهان آزادی فوری نسرین ستوده، وکیل برجسته حقوق بشر که در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ در زندان اوین بازداشت شده و حذف کلیه اتهامات علیه وی شد. منبع : کمپین بین‌المللی حقوق بشر نسرین ستوده یکی از وکلای حقوق بشر سرشناس ایران است که همواره به دلیل تلاش‌هایش برای [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p>کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران خواهان آزادی فوری نسرین ستوده، وکیل برجسته حقوق بشر که در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ در زندان اوین بازداشت شده و حذف کلیه اتهامات علیه وی شد.</p><p>منبع : <em><span
style="text-decoration: underline;"><a
href="http://persian.iranhumanrights.org/1389/06/nasrin-setoudeh/" target="_blank">کمپین بین‌المللی حقوق بشر</a></span></em></p><p>نسرین ستوده یکی از وکلای حقوق بشر سرشناس ایران است که همواره به دلیل تلاش‌هایش برای دفاع از افراد زیر ۱۸ سال که با مجازات اعدام روبرو شده‌اند و هم‌چنین دفاع از زندانیان عقیدتی با احترام روبه‌رو بوده است.</p><p>خانم ستوده که مادر دو فرزند است، قبلن با اتهام تهدید امنیت ملی روبرو شده بود. محل کار و منزل وی در تاریخ ۶ شهریور ۱۳۸۹ مورد جستجو قرار گرفته و اموال وی توقیف شده بود.</p><p>وکیل خانم ستوده، نسیم غنوی به کمپین گفت که ستوده به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «تجمع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی» به دادگاه زندان اوین احضار شده بود.</p><p>غنوی هم‌راه با ستوده در تاریخ ۱۳ شهریور در دادسرای اوین حاضر شد، اما اجازه نیافت تا در زمان بازپرسی حضور داشته باشد. بعد از بازپرسی، نسرین ستوده دستگیر و زندانی شد.</p><p>آرون رودز، سخنگوی کمپین گفت: «این دستگیری، چیزی بیش از یک اقدام خام و خودسرانه سیاسی نیست که هدف آن بیش‌تر بازکردن راه ایذای شهروندان ایرانی توسط حکومت ایران است.»</p><blockquote><p>نسرین ستوده چند روز پیش از دستگیری به کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گفت که مقامات مشغول ایجاد مشکلات ساختگی مالیاتی برای وکلای حقوق بشر هستند تا از این مستمسک برای محاکمه آنان استفاده کنند</p></blockquote><p>وی گفت: «در مراجعه‌ای که به اداره‌ مالیات داشتم، با فهرست بررسی ویژه مالیاتی برخورد کردم که نام من و سی هم‌کار مدافع حقوق بشرم در آن قرار داشت.» او برای نمونه از تحت فشار قراردادن وکیلان به مالیات شیرین عبادی اشاره کرد و افزود که این فشارهای مالیاتی در شرایطی صورت می گیرد که پرونده‌های حقوق بشری به صورت رایگان پی‌گیری می‌شود و پولی از جانب وکلای این پرونده‌ها از متهمان دریافت نمی‌شود.</p><p>وی افزود: «ماشین اتهام‌زنی دارد با سرعت به کار خود ادامه می‌دهد و شرایط را برای دفاع از حقوق بشر محدود می‌کند. تمام هدف این است که دکان دفاع از حقوق بشر را تعطیل کنند.»</p><p>به عنوان عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان، نسرین ستوده از کودکانی که مورد آزار قرار گرفته‌اند دفاع می‌کند. وی هم‌چنین وکالت روزنامه‌نگارانی چون عیسا سحرخیز و فعالان حقوق زن مانند پروین اردلان را به عهده دارد. نسرین ستوده تلاش بسیاری نمود تا از اعدام آرش رحمانی پور جلوگیری کند.  آرش رحمانی‌پور به انجام جرم‌هایی پیش از این‌که ۱۸ سال داشته باشد متهم شده بود. وقتی آرش رحمانی‌پور در بهمن ۱۳۸۸ اعدام شد، خانم ستوده روند قضایی غیرقانونی اعدام وی را به مطبوعات اعلام کرد. در آن زمان وی تهدید شد که اگر به شرح پرونده‌هایی که وکالت آن‌ها را به عهده داشت ادامه دهد دستگیر خواهد شد.</p><p>نسرین ستوده هم‌چنین مخالف لایحه تحت بررسی «حمایت از خانواده» است که به مردان اجازه خواهد داد تا همسران بیش‌تری بدون اجازه همسر اول داشته باشند. این قانون پیشنهادی، به دلیل تشویق چند همسری مورد مخالفت بسیاری از فعالان حقوق زنان ودیگر فعالان حقوق بشر است.</p><p>رییس جمهور ایران، محمود احمدی‌نژاد با این لایحه موافق است.</p><p>دولت ایران چندین وکیل حقوق بشر از جمله محمدعلی دادخواه، محمد اولیایی‌فرد، محمد سیف‌زاده، و به تازگی محمد مصطفایی را دستگیر کرده است. محمد مصطفایی در جریان دفاع از موکلش سکینه آشتیانی که به سنگ‌سار محکوم شده است وادار به ترک ایران شد.</p><p>آرون رودز گفت: «نسرین ستوده باید هرچه زودتر به آغوش خانواده‌اش و به انجام فعالیت‌های حرفه‌ای‌اش بازگردانده شود و مقامات ایرانی می‌باید به حملات واضح غیرقانونی خود علیه وکلای حقوق بشر خاتمه دهند.»</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55417/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>«فراخوان برای پی‌گیری اشتباه رسانه‌‌ها»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55414</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55414#comments</comments> <pubDate>Mon, 06 Sep 2010 11:00:48 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[اشتباه رسانه‌‌ها]]></category> <category><![CDATA[رسانه‌های فارسی‌زبان]]></category> <category><![CDATA[نیوزبان]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55414</guid> <description><![CDATA[منبع : نیوزبان /  محمدرضا نسب عبداللهی رسانه‌ها برای خبررسانی به مخاطبان، دو اصل «دقت و سرعت» را مورد توجه قرار می‌دهند اما بارها نیز پیش آمده که رسانه‌ای برای نخست شدن، سرعت بیش‌تری به خرج داده و مرتکب اشتباه در خبررسانی شده است. در رسانه‌های فارسی‌زبان نمونه‌های زیادی از اشتباه و نقض اصول روزنامه‌نگاری [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p>منبع :<em><span
style="text-decoration: underline;"><a
href="http://www.newsbaan.com/blog/6682" target="_blank"> نیوزبان </a></span></em>/  <strong>محمدرضا نسب عبداللهی</strong></p><p>رسانه‌ها برای خبررسانی به مخاطبان، دو اصل «دقت و سرعت» را مورد توجه قرار می‌دهند اما بارها نیز پیش آمده که رسانه‌ای برای نخست شدن، سرعت بیش‌تری به خرج داده و مرتکب اشتباه در خبررسانی شده است.</p><p>در رسانه‌های فارسی‌زبان نمونه‌های زیادی از اشتباه و نقض اصول روزنامه‌نگاری می‌توان سراغ گرفت.</p><p>بی‌طرفی، انصاف و دقت سه اصل مهم در خبررسانی است که رسانه‌ها در کنار اصول اخلاقی روزنامه‌نگاری باید به آن‌ها پایبند باشند.</p><p>خبر جایی برای قضاوت خبرنگار و یا تبدیل شدن او به بخشی از ماجرا نیست. مخاطبان آن قدر شعور دارند که خود درباره «باشکوه بودن یا نبودن یک رویداد و یا وحشیانه‌بودن یک ماجرا» قضاوت کنند. کار خبرنگار هنگام پوشش‌دادن خبرها، قضاوت نیست. اما با این حال روزانه صدها خبر می‌توان در رسانه‌های فارسی زبان یافت که خبرنگار به جای روایت ماجرا، خود را به بخشی از ماجرا تبدیل کرده است.</p><p>منصفانه نیست که در خبر از تصمیم دولت برای مجوز ندادن به تظاهرات مخالفان سخن گفته شود اما سوی دیگر ماجرا که مخالفان هستند، نادیده گرفته شوند و نظراتشان پوشش داده نشود. نمونه‌های زیادی وجود دارد که در خبرها، موضع یک سوی ماجرا پوشش داده می‌شود و به مخاطب گفته نمی‌شود که نظر سوی دیگر چه بوده است.</p><blockquote><p>در رسانه‌های فارسی زبان، کم نیست خبرهایی که سرشار هستند از افترا و دروغ و کم نیستند رسانه‌هایی که به جای خبرسانی، به پرونده‌سازی علیه مخالفان و افترازنی و دروغ پراکنی مشغول هستند</p></blockquote><p>خبر باید به پرسش‌های مخاطب پاسخ دهد نه آن که خود پر از ابهام و تردید باشد. خبری دقیق است که به پرسش‌های احتمالی مخاطب پاسخ دهد و او را گیج نکند. بارها خبرهایی در رسانه‌ها منتشر شده که به جای پاسخ‌گویی به پرسش‌های مخاطب و عناصر خبر، بیش‌تر سوال و ابهام در ذهن او ایجاد کرده است.</p><p>بارها پیش آمده که رسانه‌ها، محتوای یک‌دیگر را «کپی-پیست» کرده‌اند و یا در عکس‌ها دست برده‌اند.</p><p>در رسانه‌های فارسی زبان، کم نیست خبرهایی که سرشار هستند از «افترا و دروغ» و کم نیستند رسانه‌هایی که به جای خبرسانی، به «پرونده‌سازی علیه مخالفان و افترازنی و دروغ پراکنی» مشغول هستند.</p><p>نیوزبان که سایتی است برای نقد خبر بر اساس اصول پذیرفته شده جهانی روزنامه‌نگاری، اشتباه‌های رسانه‌ها را نیز نقد می‌کند.</p><p>اکنون برای دیده‌بانی رسانه‌ها و پیگیری اشتباه رسانه‌های فارسی زبان، به کمک همه روزنامه‌نگاران و خبرنگاران و هم‌چنین مخاطبان نیاز داریم.</p><p>شما می‌توانید اشتباه‌های رسانه‌ها را نقد کنید و آن را به ایمیل «bug@newsbaan.com» بفرستید تا در نیوزبان منتشر شود. ما نیز سردبیران رسانه‌ها را در جریان اشتباهی که مرتکب شده‌اند، قرار می‌دهیم تا آن‌ها را اصلاح کنند و از تکرار آن خودداری کنند.</p><p>رسانه‌ها در برابر مخاطبان خود مسوول هستند. مخاطبان می‌توانند عذرخواهی رسانه را بابت اشتباه بپذیرند اما همه می‌دانیم که اشتباه پی‌در‌پی و یا اصرار بر نقض اصول خبرنویسی و اخلاق روزنامه‌نگاری، سبب کاهش اعتماد مخاطب به رسانه می‌شود.</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55414/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>«بازار سفر»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55279</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55279#comments</comments> <pubDate>Sun, 05 Sep 2010 19:30:16 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[بازار سفر]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[سیمین]]></category> <category><![CDATA[مالزی]]></category> <category><![CDATA[نمایشگاه ماتا 2010]]></category> <category><![CDATA[پرسه]]></category> <category><![CDATA[گردش‌گری]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55279</guid> <description><![CDATA[سیمین / رادیو کوچه simin@koochehmail.com در این برنامه شما را با خود به یک بازار می برم، بازاری برای سفر. پیش‌تر هم از این بازار سفر گزارش‌هایی داشتم اما فکر می‌کنم اهمیت این بازار در رونق گردش‌گری به ویژه گردش‌گری داخلی آنقدر زیاد باشد که ارزش بارها دیدار و گزارش را داشته باشد. اغلب افرادی [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>سیمین / </strong>رادیو کوچه</p><p>simin@koochehmail.com</p><p>در این برنامه شما را با خود به یک بازار می برم، بازاری برای سفر. پیش‌تر هم از این بازار سفر گزارش‌هایی داشتم اما فکر می‌کنم اهمیت این بازار در رونق گردش‌گری به ویژه گردش‌گری داخلی آنقدر زیاد باشد که ارزش بارها دیدار و گزارش را داشته باشد.</p><p>اغلب افرادی که در مالزی زندگی می‌کنند و یا به لحاظ حرفه‌ای با صنعت گردش‌گری این کشور سرو کار دارند، می‌دانند که سالی دوبار نمایشگاهی برای سفر برگزار می‌شود که در آن دفاتر مسافرتی، هتل‌ها، مکان‌های تفریحی و خلاصه هر آن‌چه به سفر مربوط می‌شود، خذمات خود را با ارزان‌ترین بها ارایه می‌دهند. (البته این به معنای ضرر و زیان برای آن‌ها نیست. اغلب این شرکت‌ها و هتل‌ها، در زمان‌های کم‌مشتری خود خدمات ارزان‌تری ارایه می‌دهند)</p><p>البته این نمایشگاه‌ها که به ماتا (MATTA FAIR) شهرت دارند تنها نمایشگاه‌های گردش‌گری در این کشور نیستند بلکه مهم‌ترین آن‌ها هستند که از سال ۱۹۹۱، بیست سال پیش با عنوان نمایشگاه‌هایی سالیانه پایه‌گذاری شدند و ده سال بعد با توجه به افزایش تقاضا در میان مردم، برپایی آن به دوبار در سال تغییر یافت و حالا مردم و حتا غیرمالزیایی‌هایی که در این کشور زندگی می‌کنند و یا گردش‌گرانی که مدتی طولانی‌تر در این کشور می‌مانند، می‌دانند که در ماه‌های سپتامبر و مارچ می‌توانند سری به این بازار سفر بزنند و آن‌چه نیاز دارند تهیه کنند.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905_parseh_simin_matta2-1.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55281" title="20100905_parseh_simin_matta2 (1)" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905_parseh_simin_matta2-1.jpg" alt="" width="430" height="300" /></a></p><p>در این نمایشگاه که در سال آغازین با ۸۰ غرفه شروع شده امسال ۸۶۰ غرفه وجود دارد با ۱۸۳ شرکت کننده از خطوط هوایی، هتل ها، اقامت گاه‌ ها، برگزار کنندگان تور، دفاتر خدمات مسافرتی، کشتی‌های تفریحی، پارک‌ها، مراکز تفریحی و شرکت‌های وابسته به سفر. پیش‌بینی شده که ۸۰۰ هزار نفر از این نمایشگاه دیدن کنند.</p><p>نمایش‌هایی از کشورهای تایلند، تایوان، کره و هنرمندان داخلی مالزی نیز برای بازدیدکنندگان تدارک دیده شده‌است.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905_parseh_simin_matta6-1.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55285" title="20100905_parseh_simin_matta6 (1)" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905_parseh_simin_matta6-1.jpg" alt="" width="430" height="300" /></a></p><p>در گفت و گویی که در حین بازدید از نمایشگاه با مدیرکل بخش منابع انسانی وزارت توریسم مالزی (Wan Zawawi) داشتم، او نیز بر اهمیت برگزاری چنین نمایشگاه‌هایی در رونق گردش‌گری تاکید داشت و آن را فرصت مناسبی برای رونق گردش‌گری داخلی و بهره بردن از دیدنی‌های این کشور دانست.</p><p>اما آن‌چه سبب توسعه و رونق گردش‌گری یک کشور می‌شود تنها توجه به جذب گردش‌گر خارجی نیست. ایجاد بازار رقابت برای شرکت‌ها و فعالان بازار داخلی گردش‌گری نیز کمک فراوانی به رونق صنعت در هر کشور می‌کند. دوام و بقای یک هتل یا یک دفتر مسافرتی تنها به حضور گردش‌گر خارجی در آن نیست. بلکه در زمان‌های رکود حضور گردش‌گر خارجی می‌توان به توسعه و رونق گردش‌گری داخلی پرداخت و با ارایه قیمت‌های مناسب و خدمات متنوع، فضایی ایجاد کرد تا همواره چرخ این صنعت بچرخد.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905_parseh_simin_matta4-1.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55282" title="20100905_parseh_simin_matta4 (1)" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905_parseh_simin_matta4-1.jpg" alt="" width="430" height="600" /></a></p><p>خانم «نورموسا»، رئیس بخش تبلیغ بین‌المللی توریسم مالزی که حوزه مسوولیت‌اش در امریکا،اروپا و اقیانوسیه است نیز تاکید دارد که امسال در این نمایشگاه بر سفرهای خارجی تمرکز بیشتری شده از این رو شرکت‌کنندگانی از سنگاپور، استرالیا، ترکیه(کره،ژاپن،اندونزی، ماکائو، تایوان، هندو &#8230;) حضور دارند هم‌چنین در جهت توسعه توریسم داخلی نیز تلاش می‌شود. او با اشاره به رشد سریع صنعت گردش‌گری مالزی می‌افزاید که اکنون مالزیایی‌ها از توان مالی خوبی برخوردارند تا بتوانند به کشورهای دیگر سفر کنند و این نمایشگاه‌ها فرصت خوبی است برای آنان که به بررسی مقاصد سفرهای خارجی و هم‌چنین دیدنی‌های کشورشان بپردازند.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905_parseh_simin_matta3-2.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55284" title="20100905_parseh_simin_matta3 (2)" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905_parseh_simin_matta3-2.jpg" alt="" width="430" height="600" /></a></p><p>می‌بینید که مخاطبان اصلی این قبیل نمایشگاه‌ها و برنامه‌ریزان آن‌ها هم‌چنین برنامه‌ریزان کلی صنعت توریسم، مردمی هستند که می‌توانند با جذب‌شدن به سوی این بازار بخشی از خرید سبد سالانه خویش را به خرید تورها، بلیط‌ها و یا بسته‌های بسیار مناسب و متقاعد‌کننده از نظر قیمت و خدمات اختصاص دهند.</p><p>به این ترتیب با ارایه بهترین خدمات، قیمت‌های مناسب و بسته‌های متنوع سفر و خدمات تفریحی می‌توان ابتدا در میان مخاطبان تقاضا را ایجاد کرد و سپس این تقاضا را برای مدت زمان طولانی حفظ کرد که فرد با توجه به اصل نیاز به سفر و استفاده از امکانات تفریحی، هر ساله یا هر ۶ ماه یک بار برای برآوردن نیازمندی هایش سری به این بازار پر رونق بزند. بازاری که پیش بینی شده این بار فروشی معادل ۹۰ میلیون رینگیت داشته باشد.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905_parseh_simin_matta5-1.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55283" title="20100905_parseh_simin_matta5 (1)" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905_parseh_simin_matta5-1.jpg" alt="" width="430" height="300" /></a></p><p>بازار سفر جای خود را در میان مردمان غیر بومی مالزی نیز باز کرده و در این میان حضور ایرانیان مقیم مالزی و دانشجویان و حتا مسافران دیدنی است.</p><p>به هررو این قبیل بازار یا نمایشگاه‌ها سبب افزایش رقابت میان شرکت‌ها و دست‌اندرکاران این صنعت شده و با افزایش تقاضا، آنان را به نوعی اجبار ناخواسته وا می‌دارد تا در ارایه محصولات خویش دقیق‌تر باشند، ذائقه مخاطب را در نظر بگیرند و با نوآوری و ایجاد تنوع در میان محصولات در جذب هرچه بیشتر مشتریان بکوشند. امری که به لحاظ نبود بازار رقابت جدی،شاید کم‌تر در صنعت گردش‌گری ایران به چشم بخورد.</p><p>به امید روزهایی سبز برای برهوت گردش‌گری ایران</p><p><strong> </strong><strong> </strong></p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55279/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905_simin_pars-nameh_matta-fair.mp3" length="6277604" type="audio/mpeg" /> </item> <item><title>«فقر عشق»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55188</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55188#comments</comments> <pubDate>Sun, 05 Sep 2010 17:30:30 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[اصلاح‌طلب]]></category> <category><![CDATA[اکبر ترشیزاد]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[عشق یا آرمان]]></category> <category><![CDATA[فقر عشق]]></category> <category><![CDATA[پس‌نشینی تند]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55188</guid> <description><![CDATA[اکبر ترشیزاد / رادیو کوچه در دهه‌ی اخیر و با بالا گرفتن تنش‌های سیاسی میان دو جناح درون حاکمیت جمهوری اسلامی، مسایلی از زندگی خصوصی طیف موسوم به اصلاح‌طلب به بیرون درز کرد که سرآغاز باز شدن رازی بود که بالاخره از پرده بیرون افتاده بود. حکایت از آشفتگی‌هایی بود که در زندگی خانوادگی بسیاری [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>اکبر ترشیزاد</strong><strong> </strong>/ رادیو کوچه</p><p>در دهه‌ی اخیر و با بالا گرفتن تنش‌های سیاسی میان دو جناح درون حاکمیت جمهوری اسلامی، مسایلی از زندگی خصوصی طیف موسوم به اصلاح‌طلب به بیرون درز کرد که سرآغاز باز شدن رازی بود که بالاخره از پرده بیرون افتاده بود. حکایت از آشفتگی‌هایی بود که در زندگی خانوادگی بسیاری از فعالان موسوم به چپ اسلامی رخ داده بود، ازدواج‌های دوم و سوم و بیش‌تر بدون اطلاع از همسر نخست، وجود روابط گسترده غیر شرعی (به تعبیر مذهبی) و خارج از خانواده و پدیدار شدن سر و کله‌ی معشوقه‌ها. سبک و روش‌های متفاوت در زندگی‌های خصوصی و در خفا با آن‌چه که به وسیله عموم مردم دیده می‌شود، فرزندانی که از خطوط سیاسی پدران و مادرانشان بریده‌اند و برخی حتا خط مشی‌های مستقلی را برای زندگی خود برگزیده‌اند.</p><p>هنگامی‌که برای نخستین بار چنین مسایلی در رسانه‌ها و از سوی جناح محافظه‌کار مطرح شد، نیروهای چپ سعی کردند وانمود کنند که این صحبت‌ها شایعات بی‌اساسی هستند که جناح رقیب برای خارج کردن آن‌ها از میدان رقابت سیاسی درست کرده‌اند، گرچه بی‌شک این موضوع هم بخشی از اهداف بازی قدرت بود. اما تمامی‌اش نبود. به تدریج و با گسترده‌تر شدن دامنه‌ی این واقعیات پشت پرده که تا دیروز به سبب در قدرت بودن سیاسیون حاکم و عدم وجود اختلافات عمده در پرده مانده بود، اصلاح‌طلبان خود وارد بازی شدند و نمونه‌هایی شبیه آن را در جریان رقیب نیز افشا کردند.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905-torshiz1-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55197" title="20100905-torshiz1-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905-torshiz1-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="338" /></a></p><p>واقعیت اما چیز دیگری را نشان می‌داد. ریشه‌ی این موج گسترده پشیمانی نیروهای سیاسی چپ مذهبی از روش زندگی گذشته‌ی خود در کجا بود؟ در واقع این جریان به سال‌ها پیش از انقلاب بر می‌گردد. اندیشه های کلاسیک چپ هم‌چون سوسیالیسم، مارکسیسم و کمونیسم، در صد سال اخیر دارای بالاترین محبوبیت در میان مخالفان سیاسی و روشن‌فکران جهان و ایران بوده است. این گستردگی به میزانی بوده است که اگر بخواهیم از حذب یا گروه اپوزیسیونی در ایران با گرایشات راست نام ببریم اسامی و نمونه‌ها اندک هستند، نهضت آزادی ایران و جبهه ملی. جالب این‌جا است که در بسیاری از موارد روشن‌فکرانی که گرایشات دیگری داشتند برای متهم نشدن به سازش با غرب و یا وابستگی، اعتقادات واقعی خود را پنهان می‌کردند. البته بودند روشن‌فکران و نویسندگانی هم چون «ابراهیم گلستان» که راه و روش خود را پنهان نمی‌کردند. گروه‌های مذهبی نیز روشی التقاطی داشتند و با وجودی که برخی خود را مخالف اندیشه‌های چپ می‌دانستند در عمل روش‌های سیاسی مبارزاتی‌شان برگرفته از تفکرات چپ بود.</p><p>همیشه بین اندیشه‌ها و آرمان‌های بنیان‌گذاران یک فلسفه سیاسی اجتماعی با چیزی که بعدها اجرا می‌شود تفاوت‌های عمیقی وجود دارد. در این‌جا قصد ما نقد روش‌های زندگی مارکسیستی، کمونیستی یا دیگر گرایشات چپ نیست بلکه می‌خواهیم تاثیر آن را بر زندگی یک نسل نشان دهیم. در این اندیشه‌ی آرمانی، زندگی خصوصی، علایق هنری و حتا خصوصی‌ترین امور شخصی هم‌چون روابط عاطفی و عشقی و در شکل افراطی‌تر آن حتا نحوه‌ی پوشش یک هواخواه، عضو و یا وفادار به این تفکر باید به نوعی باز کرد و در خدمت اندیشه‌های سیاسی حزب‌اش باشد. این ایدوئولوژی نیازهای انسان‌ها را هم بر اساس میزان در خدمت توده‌ها بودن طبقه‌بندی می‌کند، که در مقیاس با موضوعات مهمی هم‌چون مبارزه سیاسی اعتقادی برای رسیدن به آزادی توده‌ها و برپایی حکومت طبقه‌ی پرولتاریا و نابودی امپریالیسم، عشق و سکس و روابط عاطفی، شخصی و خانوادگی، گرایشاتی بورژوایی به شمار می‌آیند. نتیجه ی عملی چنین طرز فکری چشم بستن بر عواطف و به حاشیه راندن علایق فردی از جمله روابط جنسی است. بر این اساس انقلابی‌های حقیقی افرادی شناخته می‌شوند که زندگی خود را بر مبنای این نظریات بنا می‌کردند. آن‌ها هم‌راه، شریک عاطفی و در نهایت همسر خود را از بین افرادی با سلایق یک‌سان حزبی ایدوئولوژیکی انتخاب می‌کردند، کسی که بتواند بیش‌ترین کمک را برای رسیدن به اهداف ایدئولوژیکی مکتبی‌شان بنماید.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905-torshiz-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55198" title="20100905-torshiz-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905-torshiz-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="331" /></a></p><p>طبیعی است در این انتخاب‌ها موضوعاتی هم‌چون عشق، احساس و کشش‌های عاطفی نادیده گرفته می‌شد و تنها آرمان حزب یا گروه در نظر گرفته می‌شد. این بود که ازدواج‌های ایدوئولوژیکی و یا به تعبیر مذهبی‌ها مکتبی در بین این گروه‌ها شایع شد. پس از پیروزی انقلاب و با همه‌گیر شدن فلسفه سیاسی چپ در بین مذهبی‌ها این موضوع گسترش بیش‌تری یافت و فضای انقلابی و جنگی بر آن دامن زد و میزان ارزشی آن را بالا برد، به طوری که گروه‌ها و افراد در این راه از هم پیشی می گرفتند، ازدواج‌هایی بدون برگزاری مراسم خاص و نشستن بر سر سفره‌ی عقد با همان لباس کار یا نظامی از یادگارهای این دوران است. ازدواج با زنان شهدای جنگ یا اعدامی‌های سیاسی  و یا ازدواج‌های حزبی نمونه‌های آشنایی هستند.</p><p>پس از گذشت سال‌ها و با پایان جنگ و تغییر فضا از وضعیت انقلابی به فضای سازندگی و بها دادن بیش‌تر به سیاست‌های بازار آزاد و سرمایه‌داری و ترویج آن و در پی آن بی‌ارزش شدن آرمان‌ها و ارزش های انقلابی، شمار فراوانی از نیروهایی که  جوانی خود را در راه ارزش‌های انقلابی و با شیوه مکتبی سپری کرده بودند، تازه پی به کمبود عنصری در زندگی خصوصی‌شان بردند، که سال‌ها سعی کرده بودند آن را پنهان کنند و یا نادیده‌اش بگیرند، یعنی همان زندگی کردن و از زندگی لذت بردن.</p><p>از سوی دیگر اما آن ها الگو بودند و نمی‌توانستند به راحتی پشت به این ارزش ها کنند چون بقایشان وابسته به این شعارها و آرما‌ن‌ها بود. این‌جا بود که تناقضات شروع به نمایان شدن کرد. اولین منتقدان این سیاسیون، فرزندان خودشان بودند که با حضور در سفرها و آشنایی با زندگی‌های غربی راه‌های دیگری برگزیدند و برخی زندگی متفاوتی را تجربه کردند.  خود این افراد هم کم کم دست به تجربه ی زندگی‌های عشقی پنهانی و یا ازدواج های دوم و سوم زدند که به طور معمول در صورت آگاهی همسر اول و فرزندان از سوی خود آنان پنهان می‌شد، چون با از بین رفتن اعتبار سیاسی همسران‌شان آن‌ها هم از منافع سرشارش محروم می‌شدند. پس تصمیم به سکوت گرفتند و برخی که پست‌های سیاسی نداشتند به راحتی با آن کنار آمده و زندگی‌هایشان را از هم جدا کردند.</p><p>سرانجام با بالا گرفتن درگیری‌های دو جناح حاکم و پس از سال‌ها چیزهایی برای مردم آشکار شده بود، که شاید خودشان پیش از رهبرانشان به آن رسیده بودند و آن چیزی نبود جز تغییر نگاه آن‌ها به زندگی. آنان دیگر نمی خواستند زندگی‌شان در خدمت یک چیز واهی و غیر‌واقعی به نام مکتب باشد. مردم دوست داشتند زندگی کنند، عشق بورزند و تجربه کنند. چیزی که جای آن در اکثر اندیشه‌های انقلابی چپ خالی بود.</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55188/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/2010095-pas-neshiniye-tond-Torshizad-faghre-eshgh.mp3" length="4628546" type="audio/mpeg" /> </item> <item><title>«روشنایی و امید»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55204</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55204#comments</comments> <pubDate>Sun, 05 Sep 2010 13:30:06 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[دایره‌ی شکسته]]></category> <category><![CDATA[روشنایی و امید]]></category> <category><![CDATA[مه‌شب تاجیک]]></category> <category><![CDATA[نامه‌ای برای شیوا نظرآهاری]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55204</guid> <description><![CDATA[مه‌شب تاجیک شیوای عزیز زمانی که این چندخط را برایت می‌نویسم، نمی‌دانم کجای یک جای تنگ و باریک و شاید هم نمور و به حتم سیاه نشسته‌ای، شاید ترسیده‌ای، من که می‌ترسم، البته بعید می‌دانم تو زیاد بترسی، من و تو با هم فرق داریم. تو مرا نمی‌شناسی، من هم درست تو را نمی‌شناسم، ولی با [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>مه‌شب تاجیک</strong></p><p>شیوای عزیز زمانی که این چندخط را برایت می‌نویسم، نمی‌دانم کجای یک جای تنگ و باریک و شاید هم نمور و به حتم سیاه نشسته‌ای، شاید ترسیده‌ای، من که می‌ترسم، البته بعید می‌دانم تو زیاد بترسی، من و تو با هم فرق داریم.</p><p>تو مرا نمی‌شناسی، من هم درست تو را نمی‌شناسم، ولی با تو آشنا شدم و می‌دانم که مثل بیش‌تر جوانان این سرزمین آزاده هستی. حالا که در آن اتاقک تاریک و نمناک محبوسی و آزارت می‌کنند، دوستانت و کسانی که دوستت نیستند ولی دوستت دارند، برایت «کمپین»[۱] تشکیل داده‌اند، «پتیشن»[۲] امضا می‌کنند و در فیس بوک دایم آزادی تو را خواهانند و از این صفحه به آن صفحه آن را به اشتراک می‌گذارند. می‌دانم همه این‌ها شاید یک ذره هم تو را آرام نکند، ولی امیدوارم که آن‌ها را ناآرام کند.</p><p>تو شجاعی، آزاده و بی‌باک. تو که در وب‌لاگت که مدت‌ها است به روز نشده، زنانه می‌ایستی تا حق خود را بگیری، تو که بزرگ‌ترین دغدغه‌ات این است که مبادا فردا چند نوجوان دیگر را اعدام کنند.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905-shiva-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55209" title="20100905-shiva-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905-shiva-koocheh.jpg" alt="" width="430" height="323" /></a></p><p>می‌دانم، اگر هم کمی ترسیده‌ای حق داری، حق توست، برای توست. من هم مثل تو اگر بدانم که عزیزانم، دوستانم و هم‌وطنانم حمایتم نمی‌کنند دلم می‌لرزد و پایم سست می‌شود، چه برسد به این‌که یک هم‌وطن، بیگانه‌وار و بی‌رحم بی‌صبرانه انتظارت را بکشد تا تو را هم مثل فرزاد و سهراب و ندا خاموش کند. ولی گیرم که صورت مسئله را پاک کنند، با مسئله‌ها چه می‌کنند؟ تو مسئله هم نیستی تو پرسشی، پرسشی به وسعت تاریخ مظلومیت یک ملت.</p><p>می‌دانی من تو را درست نمی‌شناسم ولی با همین شناخت اندکم از تو بعید نمی‌دانم که همین حالا داری به «سکینه محمدی» فکر می‌کنی، به زنی که مظلومیتش در پس چادر سیاهش است. این نامه خطاب به توست ولی حالا که می‌نویسم بگذار بپرسم چرا و به چه حقی یک زن را برای خصوصی‌ترین روابطش مجازات می‌کنند؟ شاید در معدود کشورهای دیگری هم اگر تو رفتاری بر خلاف باور رایج انجام دهی با قوانینی سخت روبه‌رو می‌شوی، ولی در کجای این دنیا تو را هم‌راه با زجر و تحقیر و شکنجه می‌کشند؟ و این کار از چه کسانی برمی‌آید جز مشتی ذهن‌ بیمار و قاصر؟</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905-dayere-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-55210" title="20100905-dayere-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100905-dayere-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="393" /></a></p><p>ای کاش می‌دانستم چرا کمر به خاموشی تو بسته‌اند؟ چه می‌کردی و می‌کنی مگر، جز نجات قربانیان مظلوم این روابط بیمار، در ایران امروزی که قاتلان و مقتولان همه قربانی‌اند، و این خون خون بی‌خانمان‌هاست، بی‌خانمان‌هایی که در موطن خود بدون آشیانه‌اند. می‌دانی نه تنها یک چاردیواری بلکه دردناک‌تر از آن بیگانگ.</p><p>می‌دانم که تاریکی با سیاهی فرق می‌کند، وقتی تاریک است تو امید داری که روشن می‌شود و نور می‌آید ولی وقتی سیاه است یعنی نور مرده است. ولی ما می‌رویم و نور را از شمعی قرض می‌گیریم پس نترس.</p><p>تو نترس تو بی‌باکی، نترس و بدان که هر روز نام تو را در یک جا می‌نویسند تا یاد نام شیوای تو را همه در یاد داشته باشند و دیگران بدانند که مردم می‌دانند.</p><p>می‌دانم شاید الان ذره‌ای هم آرام نشوی، تو زجر می‌کشی و من می‌نویسم ولی من می‌نویسم و می‌دهم که بخوانند، آن‌ها می‌خوانند و پخش می‌کنند. ما نمی‌گذاریم آن‌ها بدون تاوان دادن بمانند شیوا، قول می‌دهم زنانه، به وسعت قلب زنانه‌ی خودت. مواظب خودت باش هرچند که می‌دانم خیلی سخت است ما هم مواظب تو هستیم. راستی اگر شاید گاهی، هر ازگاهی، زنان مظلومی چون سکینه محمدی را دیدی، سلام ما را به آن‌ها برسان و بگو ما باران چشمانشان را می‌بینیم.</p><p>۱٫campain</p><p>2. petition</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55204/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/2010095-dayereye-shekaste-Tajik-roshanyi-va-omid.mp3" length="2776778" type="audio/mpeg" /> </item> <item><title>«بازداشت بیست‌و‌چهار کارگر مالزیایی در انگلستان»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55166</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55166#comments</comments> <pubDate>Sun, 05 Sep 2010 07:10:46 +0000</pubDate> <dc:creator>Farvahar</dc:creator> <category><![CDATA[اخبار]]></category> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55166</guid> <description><![CDATA[رادیو کوچه بیست‌و‌چهار کارگر مالزیایی که در رستوران‌های انگلستان به صورت غیرقانونی کار می‌کردند در دو ماه گذشته توسط پلیس انگلستان دستگیر شده‌اند. به گزارش روزنامه استار مالزی، کمیسیون عالی انگلستان گفت این افراد به خاطر کار و اقامت غیرقانونی توسط پلیس این کشور دستگیر شده‌اند. این افراد در حال حاضر در بازداشت به سر [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>رادیو کوچه</strong></p><p>بیست‌و‌چهار کارگر مالزیایی که در رستوران‌های انگلستان به صورت غیرقانونی کار می‌کردند در دو ماه گذشته توسط پلیس انگلستان دستگیر شده‌اند.</p><p>به گزارش روزنامه استار مالزی، کمیسیون عالی انگلستان گفت این افراد به خاطر کار و اقامت غیرقانونی توسط پلیس این کشور دستگیر شده‌اند.</p><p>این افراد در حال حاضر در بازداشت به سر می‌برند تا به کشورشان بازگردانده شوند و هم‌چنین پس از آن نیز تا بیش از ۱۰ سال نمی‌توانند به انگلستان وارد شوند.</p><p>کمیسیون عالی انگلستان هم‌چنین اعلام کرد کارفرمایانی که این افراد را به کار گرفته‌اند تا سقف ۱۰ هزار پوند جریمه خواهند شد.</p><p>گفتنی است که دولت انلگستان در دو ماه گذشته در عملیات اجرایی نسبت به بازداشت کارگران غیرقانونی، ازداوج‌های تقلبی، کالج‌های غیرمعتبر و جرایم سازمان‌یافته مهاجرتی اقدام کرده است.</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55166/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>«مرثیه‌ای برای یک صورت زیبا»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/54988</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/54988#comments</comments> <pubDate>Sat, 04 Sep 2010 15:30:34 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[اکبر ترشیزاد]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[مادران داغ‌دار]]></category> <category><![CDATA[پس‌نشینی تند]]></category> <category><![CDATA[کشته شدگان جنبش سبز]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=54988</guid> <description><![CDATA[اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه یک آقای عزیز، برادر، خوب گوش کن، من فردا کسی رو فرستادم دادگاه نظامی، از من گله نکنه‌ها؟ آقا بزنین، شما حکم تیر دارین، اونی که جلوی شما وایستاده از اسراییل و آمریکا پول گرفته، اسنادشم هست. دلتون نسوزه، دستور شلیک دارید، اینم حکمشه دست من، بزنین، اینا دشمن آقان، دشمن [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>اکبر ترشیزاد</strong>/ رادیو کوچه</p><p><strong>یک</strong></p><p>آقای عزیز، برادر، خوب گوش کن، من فردا کسی رو فرستادم دادگاه نظامی، از من گله نکنه‌ها؟ آقا بزنین، شما حکم تیر دارین، اونی که جلوی شما وایستاده از اسراییل و آمریکا پول گرفته، اسنادشم هست. دلتون نسوزه، دستور شلیک دارید، اینم حکمشه دست من، بزنین، اینا دشمن آقان، دشمن ولایت هم یعنی دشمن امام زمان، دشمن پیغمبر، دشمن خانوم فاطمه‌ی زهرا. علیه آقا شعار دادن بزنین، اینا یه مشت بچه مایه‌دار بالا شهری‌ان که حق شمارو خوردن، اینا با خواهر و مادر خودشونم می‌خوابن. دین و ایمون سرشون نمی‌شه. اینا مملکتو بگیرن به خواهر و مادر شمام رحم نمی‌کنن. به پا و دست و گردنم نزنین، بزنین به صورت، بزا وحشت ورشون داره از حزب‌اله. مولا علی که سر یهودیارو می‌برید تو جنگ خیبر، رحم نکرد به کفار. اینام منافقن، خدام که می‌گه منافق از کفارم بدتره. بسم‌اله یا علی برین شروع کنین.</p><p><strong>دو</strong><strong> </strong><strong></strong></p><p>می‌دونی اسماعیل آقا من می‌گم کار ما شستنه، مرده‌ام که با مرده فرقی نمی‌کنه، می‌کنه؟</p><p>نه، نمی‌کنه</p><p>آق قربونه دهنت، ولی این جور جنازه‌هارو هم شستن مکافاته، نیست؟</p><p>چرا، والا</p><p>خوب، مخصوصن که مثل امروز ده تا بیارن بگن زود و تندم بشور. بگو تو می‌خوای بکشی، بزن تو قلبش اونم می‌کشه دیگه، نمی‌کشه؟</p><p>چرا می‌کشه</p><p>بعدش جفتشم می‌شه جنازه. حالا فرقش چیه؟ هی‌چی، ما کلی جونمون در میاد اینارو بشوریم. همینو ببین، صورتش درب و داغونه، خوب من با این چیکار کنم؟</p><p><strong>سه</strong></p><p>امروز خاله‌اش زنگ زد، گفت از پزشک قانونی زنگ زدن گفتن یکی پیدا شده با مشخصات امید می‌خونه، من خواستم از شما خواهش کنم زحمت بکشید برید اون‌جا ببینیدش؟ انشااله که امید نیست. صداش بدجوری می‌لرزید، چهار شبانه روزه بعد از شنبه‌ی لعنتی خواب و خوراک ندارن بدبختا، بیچاره دلش نیومد کلمه‌ی جسدو به کار ببره.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100904-torshiz1-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-54994" title="20100904-torshiz1-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100904-torshiz1-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="339" /></a></p><p>بهش گفتم نرو، گفتم امروز فرق می‌کنه، این تو نماز جمعه خط و نشون کشیده، تو که چند روز رفتی، تو رو روح پدرت، امروزو دیگه بی خیال شو. گفت تو که می‌دونی من سیاسی نیستم. گفتم ده همین دیگه، واسه همین می‌گم تو رو صننم؟ اینا که حسابشون پاک‌تر از قبلیا نیست، واسه چی برا اینا یقه چاک می‌دی؟ گفت بحث این حرفا نیست، زور داره، می‌فهمی؟ زور، این‌که تورو خر فرض کنن زور داره، تو بری ببینی یارو بعد سی سال واسه اولین بار اومده رای بده، کسی که افتخارش این بوده که مهر جمهوری اسلامی تو شناسنامش نبوده، پیرمرد و  پیرزن هشتاد نود ساله بیاد رای بده، همه‌ام بدونن به کی، بعد یارو بیاد راست راست بگه فلانی ۲۴ میلیون رای آورده زوره، من فقط می‌خوام بگم آقا، من اشتباه کردم، رای منو پس بدین همین. امروز و فردام نداره.</p><p>الان چهار روزه که همه جا رو زدیم پیداش نکردیم که نکردیم، تا این‌که صبح خاله‌اش زنگ زد به من، گفت می‌ترسه بزاره مادرش بره پزشک قانونی، خدا نکرده امید باشه، سکته کنه. گفت شما از بچگی با هم بزرگ شدین، خوب می‌شناسینش، برین پزشک قانونی شناسایی، انشااله که امید نباشه.</p><p>تا بریم تو زیرزمین هی خدا خدا می‌کردم اون نباشه، طرف که کشو رو کشید بیرون، دیدم پسره صورتش داغونه، اصلن نمی‌شه گفت صورت، چون چیزی ازش نمونده بود. خوب نگاه کردم، نمی‌شد گفت امیده، البته موهاش شبیه اونه، خرمایی با تار‌ای سفید توش، تو محل بهش می‌گفتیم «میشل استراگف»، اسم بازیگر یک سریال بود که خیلی خوش تیپ بود. امید خیلی شبیه‌اش بود. ولی نه، ممکنه خیلی‌ها موهاشون این‌جوری باشه، از رنگ پوستشم نمی‌تونم بفهمم، شاید به خاطر اینه که تموم خون بدنش رفته؟ شایدم نه، نه کار من نیست. باید خود مادرش بیاد.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100904-torshiz-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-54996" title="20100904-torshiz-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100904-torshiz-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="349" /></a></p><p><strong>چهار</strong></p><p>همه گریه می‌کردن ولی مادرش مات و مبهوت نشسته بود. خاله‌اش اومد جلوی صندلی که مادر امید روش نشسته بود زانو زد. خواهر، شما مطمئنی که امید بود؟ مادرش گریه نمی‌کرد. به عکس امید که روی طاقچه می‌خندید خیره شده بود. مگه می‌شه نشناسمش، تنهایی بزرگش کرده بودم، تک و تنها، هر کی ندونه تو که بهتر می‌دونی. چهار سالش بود باباش مرد. به دندون کشیدمش. دندوناش خورد شده بود ولی من شناختمش. هشت ساله بود یه روز تابستون اومد تو خونه، گریه کنون و ترسیده، تو فوتبال خورده بود زمین، زده بودن زیر پاش، دهنش پر خون بود، دهنشو پاک کردم، ای خدا دیدم نصفه یکی از دندونای جلوش شکسته، چیزی نگفتم بهش. ولی دلم ریخت پایین، اینا دندونای دایمیشه، گفتم از زیر سنگم شده پول جور می‌کنم درستشون می‌کنم که خاک تو روم، نتونستم. ولی بد نشده بود، یه جورایی نمک صورتش شده بود، وقتی که می‌خندید، بانمک‌تر می‌شد، خیلی می‌خندید، یادته؟ شک ندارم امیدم بود. موهاش پر خون بود ولی من که موهای عزیزمو می‌شناسم، آخه هر بار که می‌اومد خونه، خم که می‌شد دستمو ببوسه، نمی‌ذاشتم، عوضش سرشو می‌گرفتم تو دامنم و می‌بوسیدمش. درسته یه چشمش رفته، ولی یکی دیگه‌اش هنوز سالمه که من ببینم برق چشای امیدمو. هر بار که می‌گفتم داغتو نبینم مادر، چشماش برق می‌زد و می‌گفت من داغ شمارو نبینم. به آرزوش رسید.</p><p>گریه نمی‌کرد مادرش. بلند شد و رفت طرف قاب عکس امید، برش داشت نگاهش کرد، بعد با دستش تمیزش کرد، یه قطره اشکش چکید روی عکس، پاکش کرد و گذاشت سر جاش.</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/54988/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/2010094-pas-neshiniye-tond-Torshizad-marsiyee-baraye-yek-soorate-ziba.mp3" length="3953124" type="audio/mpeg" /> </item> <item><title>«اعطای جایزه کنگره اسلامی آمریکا به شیوا نظرآهاری»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/55031</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/55031#comments</comments> <pubDate>Sat, 04 Sep 2010 11:30:48 +0000</pubDate> <dc:creator>Farvahar</dc:creator> <category><![CDATA[اخبار]]></category> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[حامی حقوق بشر]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[شیوا نظرآهاری]]></category> <category><![CDATA[پشت میله‌های زندان]]></category> <category><![CDATA[کنگره اسلامی آمریکا]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=55031</guid> <description><![CDATA[رادیو کوچه روز گذشته جمعه کنگره اسلامی آمریکا جایزه «حامی حقوق بشر پشت میله‌های زندان» را به شیوا نظرآهاری عضو زندانی کمیته گزارشگران حقوق بشر اهدا کرده است. خانم کریمان، مادر شیوا از این بنیاد به علت انتخاب فرزندش  قدردانی کرده‌ است. شیوا نظرآهاری فعال حقوق کودکان و زنان که ۹ ماه است در زندان [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>رادیو کوچه</strong></p><p>روز گذشته جمعه کنگره اسلامی آمریکا جایزه «حامی حقوق بشر پشت میله‌های زندان» را به شیوا نظرآهاری عضو زندانی کمیته گزارشگران حقوق بشر اهدا کرده است. خانم کریمان، مادر شیوا از این بنیاد به علت انتخاب فرزندش  قدردانی کرده‌ است.</p><p>شیوا نظرآهاری فعال حقوق کودکان و زنان که ۹ ماه است در زندان به سر می‌برد، از طرف یک سازمان غیردولتی در آمریکا برنده جایزه سالانه «حامی حقوق بشر پشت میله‌های زندان» اعلام شد.</p><p>زینب السواجی، دبیر اجرایی کنگره اسلامی آمریکا، اهداکننده این جایزه، گفته است: «شیوا نمونه‌ای از یک حامی شجاع حقوق بشر و زنی نمونه در منطقه خاورمیانه است».</p><p>گفتنی است کنگره اسلامی آمریکا یک نهاد مدنی است که پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر و به منظور ترویج روحیه تساهل و تسامح بین مسلمانان و غیرمسلمانان تاسیس شد.</p><p>گالری:</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/article/54935" target="_blank"><span
style="text-decoration: underline;"><em>«گالری / حمایت از شیوا نطر آهاری در برلین»</em></span></a></p><p>بیشتر بخوانید:</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/article/51712" target="_blank"><span
style="text-decoration: underline;"><em>«محاربه، اتهام اخیر شیوا نظرآهاری فعال حقوق بشر»</em></span></a></p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/article/54310" target="_blank"><span
style="text-decoration: underline;"><em>«کم هزینه‌کردن صدور حکم اعدام»</em></span></a></p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/55031/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>«خشم و نفرت از آتش»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/54799</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/54799#comments</comments> <pubDate>Fri, 03 Sep 2010 18:00:30 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[آتش‌نشانی]]></category> <category><![CDATA[خشم و نفرت از آتش]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[روسیه]]></category> <category><![CDATA[فرح]]></category> <category><![CDATA[واحد ترجمه]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=54799</guid> <description><![CDATA[فرح/  واحد ترجمه / رادیو کوچه پنج هفته از شروع آتش در جنگل‌های بخش‌های مرکزی و غربی روسیه گذشته و هنوز کشور روسیه در حال سوختن است. بدترین قسمت تمام شد اما با وجودی‌که ماموران آتش‌نشانی به تلاش خود برای خاموش کردن شعله‌های آتش ادامه دادند و میلیون‌ها نفر قربانی که سعی کردند زندگی خود [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>فرح</strong>/  واحد ترجمه / رادیو کوچه</p><p>پنج هفته از شروع آتش در جنگل‌های بخش‌های مرکزی و غربی روسیه گذشته و هنوز کشور روسیه در حال سوختن است. بدترین قسمت تمام شد اما با وجودی‌که ماموران آتش‌نشانی به تلاش خود برای خاموش کردن شعله‌های آتش ادامه دادند و میلیون‌ها نفر قربانی که سعی کردند زندگی خود را از نو سازند اما کشور به یک تراژدی غم‌انگیزی رسید: قصور و کوتاهی رهبران. کم کاری مسوو‌لان یا کسانی‌که در تعطیلات به‌سر می‌بردند باعث شد تا آتش تمامی روستاها را از بین ببرد.</p><p>بیش از ۵۰ نفر کشته شدند و آمار مرگ در مسکو در اثر این دود زهرآگین و سمی دو برابر شد. مردم روسیه که خانه و محصولاتشان در اثر آتش خاکستر شده بود به سران مملکت بی‌حرمتی کردند. یک زن به مقام نخست‌وزیری که در یک دهکده کاملن سوخته شده نزدیک به نیزنی نوگورود در ماه جولای گشت و گذار می‌کرد فریاد برانگیخت که : «ما در آتش می‌سوختیم از شما درخواست کمک کردیم اما شما هیچ کاری نکردید.»</p><p>وقتی آتش‌سوزی بدترین مصیبت در تاریخ روسیه را زنده کرد حس خیانت بالا گرفت. پنجم آگوست پس از این‌که شعله آتش بیش از یک‌ماه طول کشید وزیر اورژانس «سرجی شویگو» اعلام کرد که تیم حمایت از آتش‌سوزی بیش‌تر مراقب جنگل‌های اطراف بریانسک باشند. یکی از نواحی که در اثر چرونبیل بیش‌تر در معرض آلودگی قرار می‌گیرند و اکنون با نام اوکراین معروف است.</p><p>وقتی که راکتور هسته‌ای در سال ۱۹۸۶ منفجر شد صدها بار بیش‌تر از بمب هیروشیما تشعشع ایجاد کرد و بیش‌تر ایالات متحد اروپایی و غربی را در یک تیرگی رادیو اکتیوی در برگرفت.</p><p>میلیون‌ها نفر از مردم در معرض آن قرار گرفتند. آمار سرطان تیرویید در بچه‌ها بالا رفت و هزاران نفر در اثر این ذرات رادیو اکتیوی مرده‌اند. شویگو به خبرنگاران گفت: اگر آتش‌سوزی شیوع پیدا کند بخش‌های مختلف رادیو اکتیو می‌تواند باعث تحریک گازهای آتس‌زا شود و یک حوزه‌ی جدیدی از آلودگی پدیدار شود و آلودگی تمامی منطقه را در برگیرد. امیدوارم قادر باشیم تا به این مسئله خاتمه دهیم بدون این‌که آتشی پدیدار شود.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100903-rosiye-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-54810" title="20100903-rosiye-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100903-rosiye-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="291" /></a></p><p>اما چنین شانسی وجود ندارد. در دهم آگوست ارتش صلح سبز روسیه اعلام کرد ۲۰ آتش‌سوزی که در اثر چرونبیل در جنگل‌ها رخ داده بود و سه تا از آن‌ها که در منطقه بریانسک در اثر ذرات رادیواکتیوی قرار گرفته بودند خنثا شدند.</p><p>شواهد نشان می‌دهد «گرین پیس» روی نقشه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی یک نقشه ماهواره‌ای در بخش‌های آتش‌زا اضافه کرده که نشان می‌دهد در اثر چرونبیل تشعشعات در کدام قسمت به داخل زمین و هم‌چنین گیاهان نفوذ کرده است. دو تا از آن‌ها به‌طور واضح مشخص بود.</p><p>سه روز بعد معاون پارلمان ناحیه‌ای در بریانسک به‌نام «لیود میلاکوموگورت سوا» متوجه شد که سطح‌های تشعشعات دز جنگل‌های سوخته شده ۶ تا ۱۲ برابر بیش‌تر از زمانی بوده که آتش هنوز شروع نشده بود.</p><p>اما درست همان وقتی که مسکو بسیاری از قربانی‌های چرونبیل را  که با خطر روبه‌رو بودند چند روز در این تاریکی نگه داشت. گروه داوطلبانه پاک‌سازی با دست‌های برهنه مشغول کار به روی این لاشه‌ها بودند غافل از این‌که در معرض دوزهای مرگ‌آور تشعشعات قرار گرفتند.</p><p>سران روسیه دوباره سعی کردند وانمود کنند هیچ اشتباهی رخ نداده است. اول انکار رسمی از طرف پزشک رسمی دولت به‌نام «گنادی اونیش چنکو» بود. او در پاسخ به افشای گرین پیس خیلی محکم و صریح رو به آژانس خبری اینترفکس گفت: «نیازی به ایجاد رعب و وحشت در بین مردم نیست.»</p><p>در بریانسک همه چیز به خوبی پیش می‌رود. اما در یک وقفه کوتاه در رتبه‌های ف(اتحادی درالی). آژانس حمایت از جنگل‌داری «آر سی اف اچ» روی وب سایتش جزییات را کاملن منتشر کرد مبنی بر این‌که در ششم آگوست بر خلاف تعهدی که اونیش چنکو داده بود ۲۸ آتش سهمگین در بریانسک رخ داده بود که ۲۶۹ هکتار را در برگرفته بود.۹ هکتار آن بیش‌تر در قسمت‌های جنوب‌غربی منطقه‌های رادیو‌اکتیوی اتفاق افتاده بود.</p><p>و آن زمانی بود که شویگو نظرش را در مورد خطر آتش‌سوزی تغییر داد و ار سی اف اچ را به‌خاطر خبر نادرست توبیخ کرد.چند ساعت بعد سایت آژانس کاملن قطع و غیرقابل دست‌رس شد تا این‌که صبح روز هجدهم آگوست سایت دوباره وصل شد اما بدون این‌که از آتش سوزی در بریانسک چیزی گفته شود.</p><p>معاون آر سی اف اچ به‌نام «نیکولای بوب رینسکی» خطاب به روزنامه تایم گفت: «آژانس از وزیر اورژانسی در خواست کرده است که جلوی پخش این اطلاعات را بگیرد تا نگرانی در بین مردم رخ ندهد.»</p><p>این بدین معناست اکنون تمامی اطلاعات از منطقه‌هایی که در معرض ذرات رادیو که هم اکتیوی قرار می‌گیرند از طرق وزارت‌خانه بدست می‌آیند. در ۱۸ آگوست برای مشاهده‌گران و مراقبان محیط زیست سفری به بریانسک ترتیب داده شد.</p><p>«ایوان بلوکو» که به نمایندگی از طرف گرین پیس رفته بود اظهار داشت در این سفر بسیاری از سوالات مهم بدون جواب باقی ماند. فقط او را متقاعد کرد که شالوده و اساس آتش‌نشانی منطقه در یک ایالت متلاشی شده و این‌که یک آتش بزرگ در جنگل‌های رادیو اکتیو را نمی‌تواند شامل شود.</p><p>بر طبق گفته «کوموگورت سوا» یک تور را که شامل صاحب منصبان وزارت‌خانه بودند و با هلیکوپتر به منطقه برده شدند، آتش در بریانسک به نظر می‌آمد که خاموش شده است. او می‌گوید: هنوز زمین جنگل پر از هزاران تن شاخه‌های خشکیده درختان در اثر رادیو‌اکتیو است.»</p><p>اگر در جنگل آتش بگیرد تمامی منطقه را می‌تواند در برگیرد. سطوح زمین می‌تواند یک بخش کوچکی از چرونبیل باشد که ۲۴ سال پیش به داخل اتمسفر ریخته شد اما کارشناسان هشدار دادند که بادها می‌توانند بخش‌های رادیو اکتیو عمیقی را داخل اروپا پخش کنند و به خاطر فقدان اطلاعات موثق در بریانسک پیش‌گیری از اثرات آن بسیار مشکل خواهد بود.</p><p>برخی از روسای اروپایی نگران هستند. هفته پیش رییس‌جمهوری پارلمان اروپایی «رودی کراتسا» در یک نامه خطاب به «چمبر» گفت: «خطرات جدی اروپا را در بر خواهد گرفت و از نمایندگانش خواست تا ببینند آیا روسیه طرح پیش‌گیری برای جلوگیری از پراکنده شدن بخش‌های رادیو اکتیوی به داخل اتمسفر دارند یا نه؟»</p><p>با این وجود به نظر می‌رسد در حال حاضر تنها طرحی که در مسکو اجرا می‌شود جلوگیری از فاش شدن اطلاعات درست است تا موجب شرم‌ساری دولت نشود. اما برای مردم روسیه که خانه و آشیانه وسیله معاش و متعلقات خود را از دست دادند تقریبن این مسئله کافی نیست.</p><p>برگرفته از مجله‌ی تایم</p><p>نوشته‌ی سیمون شاستر</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/54799/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100903_zohre_atash-soozi.mp3" length="3902133" type="audio/mpeg" /> </item> <item><title>«قدم به حریم خصوصی دیگری نگذار»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/54838</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/54838#comments</comments> <pubDate>Fri, 03 Sep 2010 15:00:30 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[آداب معاشرت]]></category> <category><![CDATA[اتیکت]]></category> <category><![CDATA[حریم خصوصی دیگری]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[سیمین]]></category> <category><![CDATA[مهارت‌های زندگی]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=54838</guid> <description><![CDATA[سیمین/ رادیو کوچه simin@koochehmail.com در دو برنامه پیشین به زبان بدن و تاثیری که دریک ارتباط موثر دارد پرداختم. خوش‌بختانه این موضوع با استقبال فراوانی از سوی شنوندگان هم‌راه رادیو کوچه روبه‌رو شد و درخواست‌هایی مبنی بر ادامه این‌گونه موضوع‌ها مطرح شد. این‌بار با موضوع «آداب معاشرت» با شما هم‌راه هستم. آداب معاشرت، در دنیای [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>سیمین</strong>/ رادیو کوچه</p><p>simin@koochehmail.com</p><p>در دو برنامه پیشین به زبان بدن و تاثیری که دریک ارتباط موثر دارد پرداختم. خوش‌بختانه این موضوع با استقبال فراوانی از سوی شنوندگان هم‌راه رادیو کوچه روبه‌رو شد و درخواست‌هایی مبنی بر ادامه این‌گونه موضوع‌ها مطرح شد. این‌بار با موضوع «آداب معاشرت» با شما هم‌راه هستم.</p><p>آداب معاشرت، در دنیای کنونی که به دنیای ارتباطات مشهور است، اهمیت بسزایی دارد. دانستن روش چگونه رفتارکردن در موقعیت‌های مختلف دانشی است که هر فرد مرتبط با اجتماع به آن نیازمند است. این روزها دوره‌ها و کارگاه‌های آموزشی گوناگونی در این رابطه برگزار می‌شود و کتاب‌هایی نیز در سراسر جهان با این موضوع انتشار می‌یابد که نشان از اهمیت توجه به آن دارد.</p><p>پای رعایت اتیکت یا آداب معاشرت به هرمکانی باز است. از دیدارهای عاشقانه گرفته تا محفل‌های دیپلماتیک که آداب رفتاری خاص خود را می‌طلبند. چه بسیار رابطه‌های سیاسی میان کشورها با رفتارهای به‌جا یا نابه‌جای سیاست‌مردان آن‌ها در یک محفل رسمی دست‌خوش تغییر شده است.</p><p>و چه بسیار ارتباط‌های خصوصی که به لطف آشنایی با اصول آداب معاشرت به نتایج مورد نظر دست یافتند.</p><blockquote><p>با دیگران همانطور رفتار کنید که می‌خواهید آن‌ها با شما رفتار کنند</p></blockquote><p>آداب معاشرت و اتیکت بسیاری از جنبه‌های رفتاری را در بر می‌گیرد؛ چگونه سلام کردن، چگونه معرفی کردن، چگونه نشستن، چگونه غذا خوردن، چگونه لباس پوشیدن، چگونه سخن گفتن، چگونه قدم برداشتن و بسیاری از جنبه‌های رفتاری هرفرد که می‌تواند نشان از آداب‌دانی او داشته باشد.</p><p>به‌هرحال اگر می‌خواهید بدانید کجا چه لباسی بپوشید، یا چه عطری بزنید، چگونه دست بدهید یا در یک میهمانی بسیار رسمی چگونه رفتار کنید، و خلاصه اگر تمایل دارید فردی مبادی آداب به نظر بیایید با ما هم‌راه باشید.</p><p>«آداب معاشرت» برابر با کلمه «اتیکت» فرانسوی است که در آغاز به معنی «بلیط کوچک» بوده است. در فرانسه، به مردمانی که می‌خواستند در یک مراسم یا محفل عمومی شرکت کنند، بلیط‌های کوچکی می‌دادند. بر روی هر بلیط دستورهایی داده می‌شد که دارنده بلیط در هنگام برگزاری مراسم چگونه رفتار کند. پس اتیکت را می‌توان «راه درست معاشرت کردن با دیگران» معنا کرد(۱).</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100903-adabe-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-54914" title="20100903-adabe-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100903-adabe-koocheh.jpg" alt="" width="430" height="371" /></a></p><p><strong>شناخت حریم‌ها</strong></p><p>یکی از اصول مهم و ابتدایی در آداب معاشرت دانستن حریم افراد است. هر موجود زنده‌ای حریم خصوصی خود را دارد که باید توسط سایرین مورد احترام قرار گیرد و بسیاری اوقات دیده می‌شود که رعایت نکردن این حریم و فاصله موجب ناراحتی فرد در یک ارتباط می‌شود.</p><p>در روابط اجتماعی بسته به نوع ارتباط فاصله با افراد متقابل (حریم‌)متفاوت است:</p><p><strong>حریم خصوصی</strong></p><p>شیرینی‌های دونات را دیدید؟ از یک دایره درونی و یک دایره بیرونی تشکیل شدند. حریم خصوصی هر فرد هم از این دو دایره تشکیل شده؛ یکی به شعاع ۱۵ سانتی‌متر و دیگری به شعاع نیم‌متر .فاصله میان این دو دایره حریم خصوصی افراد است. تنها دوستان صمیمی، افراد خانواده و یا کودکان که با حریم خصوصی ناآشنا هستند می‌توانند به این حریم وارد شوند. درواقع ورود به این حریم معنای خاص خودش را دارد و ورود بدون اجازه به آن دور از ادب است.</p><p><strong>حریم شخصی</strong><strong></strong></p><p>اما هرفرد دارای یک حریم شخصی به اندازه‌ی دایره‌ای به شعاع نیم تا یک متر اطرافش است. این حریم ویژه افرادی است که نه خیلی صمیمی هستند و نه خیلی غریبه مثل هم‌کاران، خویشاوندان و هم‌کلاسی‌ها. درواقع این افراد مجاز به حضور در اطراف فرد در این محدوده و با این فاصله هستند.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100903-mahar1-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-54915" title="20100903-mahar1-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100903-mahar1-koocheh.jpg" alt="" width="430" height="570" /></a></p><p><strong>حریم اجتماعی</strong><strong></strong></p><p>این حریم که ویژه غریبه‌هاست و هر کسی می‌تواند در آن رفت‌وآمد کند، شامل یک دایره با شعاعی از یک متر تا ۵/۳ متر در اطراف هر فرد است. این فاصله به‌طور معمول با عابران، فروشندگان، و افراد غریبه‌ای که با آنان سروکار داریم رعایت می‌شود.</p><p><strong>حریم عمومی</strong><strong></strong></p><p>حریم عمومی، حریمی گسترده است. گفته می‌شود این حریم از فاصله ۶ متری فرد تا هرجا که این خط ادامه پیدا می‌کند، وجود دارد(۲).</p><p>برای مثال تماشاچیان یک گروه یا جمع زمانی که می‌خواهند نشان دهند جزو آن گروه نیستند این فاصله را رعایت می‌کنند.</p><p>می‌بینید که رعایت همین اصل ابتدایی چندان به نظر کار ساده‌ای نیست و به‌طور معمول از آن پیروی نمی‌شود. در صف‌ها و مکان‌های پر ازدحام، در برخورد با افراد غریبه که سوالی یا درخواستی دارند، در وسایط نقلیه عمومی و بسیاری از موقعیت‌های دیگر به راحتی به این حریم تجاوز می‌شود.</p><p>پس بیایید با رعایت نخستین گام، خود را برای قدم برداشتن در دنیای آداب معاشرت آماده کنیم.</p><p>۱-      برتاموریس پارکر</p><p>۲-      همشهری</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/54838/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100903_maharatha_simin_etiquette.MP3.mp3" length="3347501" type="audio/mpeg" /> </item> <item><title>«فقر و تهی‌دستی زنان و کودکان در جهان و ایران»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/54747</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/54747#comments</comments> <pubDate>Fri, 03 Sep 2010 07:00:21 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[جهان و ایران]]></category> <category><![CDATA[فقر و تهی‌دستی زنان]]></category> <category><![CDATA[مرجان افتخاری]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=54747</guid> <description><![CDATA[این کار پژوهشی در مورد وضعیت اقتصادی زنان (کار، بی‌کاری، میزان اشتغال در بخش‌های مختلف، سطح درآمد و شکاف‌ها) در چند کشور و در ایران انجام شده است. در مورد کودکان کار، کودکان خیابانی، سو تغدیه و به‌طور کلی فقر و تهی‌دستی آن‌ها هم به همین شکل. تمام این پژوهش که بر اساس آمار و ارقام [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p>این کار پژوهشی در مورد وضعیت اقتصادی زنان (کار، بی‌کاری، میزان اشتغال در بخش‌های مختلف، سطح درآمد و شکاف‌ها) در چند کشور و در ایران انجام شده است. در مورد کودکان کار، کودکان خیابانی، سو تغدیه و به‌طور کلی فقر و تهی‌دستی آن‌ها هم به همین شکل. تمام این پژوهش که بر اساس آمار و ارقام ارایه شده، نمایی از وضعیت کلی زنان و مقایسه‌ای بین شرایط زنان در کشورهای مختلف است که از نظر اقتصادی و فرهنگی هم متفاوت هستند و هم نزدیکی‌ها و شباهت‌هایی دارند.</p><p>فایل پی‌دی‌اف را از <em><span
style="text-decoration: underline;"><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/Femmes-livre-original-Final-30.8.2010.pdf">اینجا</a><span
style="font-style: normal;">مشاهده کنید.</span></span></em></p><p><em><span
style="text-decoration: underline;"><span
style="font-style: normal;"><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100903-marjan-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-54750" title="20100903-marjan-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100903-marjan-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="420" /></a><br
/> </span></span></em></p><p><em><span
style="text-decoration: underline;"><br
/> </span></em></p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/54747/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>«تشدید روند دستگیری وکلای حقوق بشر»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/54677</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/54677#comments</comments> <pubDate>Fri, 03 Sep 2010 03:00:06 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[حقوق زنان]]></category> <category><![CDATA[محکومیت فعالان]]></category> <category><![CDATA[کمپین بین‌المللی حقوق بشر]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=54677</guid> <description><![CDATA[منبع :  کمپین بین‌المللی حقوق بشر محکومیت اعضای کمپین حقوق زنان کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گفت که مقامات جمهوری اسلامی ایران هم‌چنان به دستگیری و حبس فعالان جامعه مدنی و آزار و محاکمه وکلای مستقل ادامه می‌دهند. آرون رودز، سخنگوی کمپین گفت: «با توجه به این‌که اکثر فعالان و وکلای حقوق بشر ایران [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p>منبع :  <em><span
style="text-decoration: underline;"><a
href="http://persian.iranhumanrights.org/1389/06/activists-lawyers-persecuted/" target="_blank">کمپین بین‌المللی حقوق بشر</a></span></em></p><p>محکومیت اعضای کمپین حقوق زنان</p><p>کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گفت که مقامات جمهوری اسلامی ایران هم‌چنان به دستگیری و حبس فعالان جامعه مدنی و آزار و محاکمه وکلای مستقل ادامه می‌دهند.</p><p>آرون رودز، سخنگوی کمپین گفت: «با توجه به این‌که اکثر فعالان و وکلای حقوق بشر ایران اکنون در زندان به‌سر می‌برند و یا وادار به ترک کشور شده‌اند، هم‌کاران باقیمانده آنان به صورت سیستماتیک توسط دولت محمود احمدی‌نژاد مورد حمله قرار می‌گیرند.»</p><p>شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۳ به کمپین گفت: «متاسفانه عدم استقلال قوه‌قضاییه باعث شده که وکلایی که مستقلن کار می‌کنند مورد هدف قوه‌قضاییه قرار بگیرند و اگر نگاهی به عمل‌کرد قوه‌قضاییه در ارتباط با وکلا در یک‌سال گذشته داشته باشیم می‌بینیم وکلایی که از زندانیان سیاسی دفاع می‌کردند همگی به نوعی دچار مشکلات عدیده‌ای شدند.»</p><p>عبادی هم‌چنین متذکر شد که حقوق‌دانان برجسته، محمدعلی دادخواه و عبدالفتاح سلطانی، هر دو ظرف سال گذشته زندانی شده‌اند و با وثیقه‌های سنگین آزاد شده‌اند، محمد سیف‌زاده در انتظار محاکمه به‌سر می‌برد، محمد اولیایی‌فر در حال گذراندن محکومیت زندان یک ساله‌اش است و شادی صدر و محمد مصطفایی وادار به تبعید شده‌اند.</p><p>دو عضو کمپین یک میلیون امضا که مدافع تساوی حقوق زن و مرد است به نام‌های فاطمه مسجدی و مریم بیدگلی هر کدام به یک‌سال زندان محکوم شده‌اند. روز ۳۱ مرداد، ماموران امنیتی به صورت خودسر فعالان حقوق بشر حسن زیدآبادی و علی جمالی را دستگیر کردند. نسرین ستوده، وکیل برجسته حقوق بشر، احضار شده است و دارایی‌های وی توقیف شده است.</p><p>نسرین ستوده در مصاحبه با کمپین گفت که شیوه جدید آزار وکلای حقوق بشر ایراد اتهامات بی‌اساس مالی به آنان به دلایل مالیاتی است.</p><p>نسرین ستوده به کمپین گفت: «در مراجعه‌ای که به اداره‌ مالیات داشتم، با فهرست بررسی ویژه مالیاتی برخورد کردم که نام من و سی هم‌کار مدافع حقوق بشرم در آن قرار داشت.» این فشارهای مالیاتی در شرایطی صورت می‌گیرد که به گفته‌ی وی، پرونده‌های حقوق بشری به‌صورت رایگان پی‌گیری می‌شود و پولی از جانب وکلای این پرونده‌ها از متهمان دریافت نمی‌شود.</p><p>نسرین ستوده گفت به باور وی، این اقدامات با هدف خاتمه‌دادن به دفاع حقوقی توسط جامعه حقوق بشری ایران صورت می‌گیرند. به گفته خانم ستوده، «تنها نهاد مدافع حقوق وکلا، کانون وکلای دادگستری‌ است که همواره تحت فشار نهادهای حکومتی بوده و حتا تلاش‌هایی برای الحاق آن به قوه‌‌قضاییه صورت گرفته است.»</p><p>شیرین عبادی در این زمینه گفت: «ادامه این وضعیت باعث می‌شود که یک تابلوی تعطیل بر سردر قوه قضاییه و پس از آن بر سر در کانون وکلا بگذارند و من در همین جا بایستی گله‌مند باشم از هیت مدیره کانون وکلا که اعتراض به موقع خودشان را تا کنون ابراز نکردند و من امیداورم حداقل در مورد خانم نسرین ستوده به شیوه شایسته عمل کنند. آقای جندقی بایستی متوجه باشند که رییسی هستند که به وسیله وکلا انتخاب شدند نه به وسیله دولت بنابراین باید به عملی که با خانم ستوده کردند اعتراض بکنند.»</p><p>با دستگیری علی جمالی و حسن زیدآبادی، تقریبن تمام اعضا شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت که یک سازمان دانش آموختگان متعهد به حقوق بشر و بهبود اجتماعی است، اینک به صورت خودسرانه زندانی شده‌اند. سازمان ادوار تحکیم وحدت سازمانی متشکل از شهروندان جوان ایرانی است که نسبت به بهبود وضعیت زندگی ملت ایران و شیوه‌های صلح‌آمیز و بدون خشونت برای ارتقا و محافظت از حقوق بشر ایرانیان متعهد است. کمپین از هیچ‌گونه شواهدی که توجیه‌گر آزار اعضای این گروه باشد مطلع نیست و برعکس، در هیچ یک از محاکماتی که سایر اعضای این سازمان در آن‌ها محکوم شده‌اند، هیچ‌گونه مدارک و شواهدی ارایه نشده است. بنابراین، دستگیری و محاکمه‌ی اعضای سازمان ادوار با مقاصد سیاسی صورت می‌گیرد و این در مغایرت با قوانین ایران و بین‌الملل است.</p><p>تارنمای تغییر برای برابری گزارش داده است که مریم بیدگلی و فاطمه مسجدی، دو فعال حقوق زنان و اعضا کمپین یک میلیون امضا، به دنبال محکومیت به جرم «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به نفع گروه فمینیستیِ (کمپین) مخالف نظام از طریق انتشار و جمع‌آوری امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز در مورد زنان»، هریک به یک سال زندان محکوم شده‌اند. هیچ‌یک از این زنان این اتهامات را نپذیرفته‌اند و درطول محاکمه خویش در شعبه دوم دادگاه انقلاب قم اعلام کرده‌اند که فعالیت‌های کمپین یک میلیون امضا ناقض هیچ‌یک از قوانین ایران نیستند. مینا جعفری و مهناز پراکند، وکلای مدافع این فعالان حقوق زنان، در خصوص این احکام تقاضای تجدیدنظر خواهند داد.</p><p>کمپین نگرانی جدی خود را در خصوص سواستفاده مقامات ایرانی از امکانات قضایی خویش برای مورد هدف قراردادن اعضا جامعه حقوق بشری و مدنی ایران اعلام می‌دارد.</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/54677/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> </item> <item><title>«فیلسوف داستان‌گو»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/54606</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/54606#comments</comments> <pubDate>Thu, 02 Sep 2010 22:30:04 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[ادبیات و فلسفه]]></category> <category><![CDATA[اکبر ترشیزاد]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[شمس‌آبادی]]></category> <category><![CDATA[فیلسوف داستان‌گو]]></category> <category><![CDATA[پس نشینی تند]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=54606</guid> <description><![CDATA[اکبر ترشیزاد / رادیو کوچه در زمان تحصیل دوره‌ی راهنمایی در مشهد، معلم ریاضی داشتیم به نام آقای «شمس‌آبادی» که بعدها با ادامه‌ دادن تحصیلاتش مدرک دکترای ریاضیات خود را نیز دریافت کرد. او درس ریاضی را با چنان روش زیبا، آسان و جذابی تدریس می‌کرد که نه تنها ضعیف‌ترین شاگردان در دروس دیگر وضعیت [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>اکبر ترشیزاد</strong> / رادیو کوچه</p><p>در زمان تحصیل دوره‌ی راهنمایی در مشهد، معلم ریاضی داشتیم به نام آقای «شمس‌آبادی» که بعدها با ادامه‌ دادن تحصیلاتش مدرک دکترای ریاضیات خود را نیز دریافت کرد. او درس ریاضی را با چنان روش زیبا، آسان و جذابی تدریس می‌کرد که نه تنها ضعیف‌ترین شاگردان در دروس دیگر وضعیت قابل قبولی در درس ریاضی داشتند، بلکه برای حضور در کلاس او از خود اشتیاق فراوانی نیز نشان می‌دادند. راز کارآمدی روش تدریس او، در آمیختن بحث به ظاهر سخت و دشوار ریاضیات با داستان‌ها و نمونه‌های عملی و کاربردی از اتفاقات شیرین و جالب زندگی روزمره‌، به منظور قابل فهم کردن آن مفاهیم برای دانش‌آموزان بود.</p><p>سال‌ها بعد که به سبب علاقه به فلسفه و منطق شروع به مطالعه در این زمینه کردم، هرگاه که با دوستی یا آشنایی، درباره‌ی زیبایی و شیرینی فلسفه گفت‌وگو می کردم و به خلاف عقیده مرسوم به کاربردی بودن آن در زندگی روزمره اشاره می‌کردم و سعی می‌کردم آن‌ها را به مطالعه در این زمینه تشویق کنم، با این ایراد درست مواجه می‌شدم که فهم فلسفه مشکل است و نبود کتاب‌های آموزشی مناسب، همه فهم و روان برای مبتدیان، کار را دشوارتر نیز می‌نماید. تا این‌که چندی بعد کتابی فلسفی از یک نویسنده‌ی گمنام به بازار آمد که به سرعت جای خود را در میان کتاب‌های پرفروش باز کرد و با شگفتی تمام نه تنها از سوی مخاطبان فرهیخته که از سوی عموم مردم نیز به گرمی مورد استقبال قرار گرفت. نام این کتاب «دنیای‌سوفی» و نویسنده‌ی آن «یوستین‌گاردر» بود.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100902-garder1-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-54622" title="20100902-garder1-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100902-garder1-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="348" /></a></p><p>این کتاب که تاریخ فلسفه را به صورت داستانی شیوا و جذاب روایت می‌کرد به سرعت جای خود را در بین جوانان باز کرد و باعث گرایش تعداد فراوانی از آنان به مباحث فلسفی شد. او نیز هم‌چون معلم ریاضی ما با طرح داستانی شیرین درباره‌ی سوفی دخترکی که در آستانه‌ی پانزده سالگی قرار دارد و دریافت نامه‌های راز‌آمیز و درگیر کردن او در مفاهیم فکری و فلسفی، تاریخ پر پیچ و خم فلسفه را از ابتدا تا به امروز به زیبایی و روانی هر چه بیش‌تر روایت می‌کند.</p><p>«یوستین‌گاردر» [۱] زاده‌ی ۸ آگوست ۱۹۵۲، دانش آموخته رشته‌ی فلسفه، الهیات و ادبیات از دانشگاه «اسلو» است. او سپس به عنوان دبیر به مدت ده سال به تدریس «تاریخ عقاید» در دبیرستان‌های نروژ پرداخت. دلیل اصلی شهرت او انتشار همین کتاب یعنی «دنیای‌سوفی» در سال ۱۹۹۱ میلادی بود. این کتاب برای او شهرت جهانی به ارمغان آورد تا جایی که تاکنون به پنجاه زبان زنده‌ی دنیا ترجمه شده است. او سپس با نوشتن کتاب «راز‌فال‌ورق» نشان داد که آشنایی‌اش با مباحث فلسفی چه‌قدر می‌تواند در کار هنری‌اش نیز تاثیر‌گذار باشد. گاردر در این کتاب نشان داد که به لحاظ تکنیکی و هنری چه‌قدر در نویسندگی رشد کرده است. در این کتاب که به گونه‌ی داستان‌های تو در تو بیان می‌شود، او با هنرمندی تمام، داستانی خیالی، با خمیر مایه‌ا‌ی به تمامی فلسفی را درباره‌ی موضوع قدیمی جبر و اختیار و راه‌های گریز از آن روایت می‌کند.</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100902-garder-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-54623" title="20100902-garder-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100902-garder-koocheh.jpg" alt="" width="500" height="375" /></a></p><p>یوستین‌گاردر سپس با انتشار کتاب‌های دیگری هم‌چون «زندگی کوتاه است»، به نقد نگاه سنتی و دگم مذهب و اخلاقیاتش  پرداخت. این کتاب به ظاهر فقط ترجمه نامه‌ای است که گاردر ادعا می‌کند زمانی‌که برای شرکت در نمایش‌گاهی در آرژانتین اقامت داشته، از فروش‌گاهی که کتاب‌های عتیقه می‌فروخته، خریده است. نامه را زنی به نام «فلوریا» خطاب به «آگوستین قدیس» نوشته است. فلوریا، معشوقه چندین ساله آگوستین قدیس بود. آگوستین، پس از تصمیمش به ترک دنیا و تعمید یافتن، فلوریا را هم که نشانه‌ای از عشق شهوانی یا کج‌راهه‌ی زندگی بود ترک می‌کند. چیزی که مشهود است این نامه بهانه‌ای به گاردر می‌دهد که برخی از دیدگاه‌های فلسفی، اخلاقی خود را نیز بیان کند. گاردر در ادامه‌ی کارهایش دست به نوشتن و خلق آثاری زد که به ظاهر دارای بار فلسفی کم‌تر و ادبی بیش‌تری بودند اما در لایه‌های زیرین آن‌ها، هم‌چنان دغدغه‌های فلسفی این فیلسوف، هنرمند آشکار است. از این نمونه آثار می‌توان به کتاب‌های «مرد داستان فروش» و «دختر پرتغالی» اشاره کرد.</p><p>او در ادامه با موضع‌گیری‌های بی‌پرده‌اش، نشان داد که به عنوان یک روشن‌فکر آگاه، نسبت به اتفاقات و جریانات سیاسی اجتماعی روز جهان نیز بی‌تفاوت نیست. که از آن نمونه می‌توان به مقاله‌ای یوستین گاردر در روزنامه نروژی «افتن‌پوستن»  [۲]در اوایل ماه اوت ۲۰۰۶ میلادی اشاره کرد که سیاست‌های دولت اسراییل و نیز برخی سویه‌های یهودیت را به پرسش کشید. این مقاله هنگام جنگ اسراییل و لبنان در سال ۲۰۰۶ میلادی انتشار یافت. نظرات یوستین گاردر با موافقت و مخالفت بسیاری از مردم و سازمان‌ها روبه‌رو شده‌است. از دیگر آثار او کتاب‌های «درون یک آیینه، درون یک معما»، «تشخیص بیماری»، «پرنده کمیاب»، «راز کریسمس»، «سلام، کسی خونه نیست؟»، «مادیا و معجزه‌ی زندگی»و «قلعه‌ی قورباغه‌ها» هستند.</p><p>۱٫  Jostein Gaarder</p><p>2.  often posten</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/54606/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/2010092-pas-neshiniye-tond-Torshizad-filsoofe-dastangoo.mp3" length="4258861" type="audio/mpeg" /> </item> <item><title>«پاک‌سازی سومو»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/54632</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/54632#comments</comments> <pubDate>Thu, 02 Sep 2010 21:00:08 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[شهره]]></category> <category><![CDATA[مجله‌ی تایم]]></category> <category><![CDATA[واحد ترجمه]]></category> <category><![CDATA[ورزش سنتی]]></category> <category><![CDATA[پاک‌سازی سومو]]></category> <category><![CDATA[چهره‌ی سومو]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=54632</guid> <description><![CDATA[شهره / واحد ترجمه / رادیو کوچه آیا ورزش سنتی سومو که در حال حاضر از رسوایی‌ها و نفوذ رقبای خارجی رنج می‌برد می‌تواند در آینده موافق اوضاع و آداب روز رفتارکند؟ یک پسر ۱۲ ساله در حال حاضر ۲۳۰ پوند وزن دارد یعنی معادل (۱۰۵ کیلوگرم). او سینه دارد. زمانی که راه می‌رود ران‌های [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>شهره </strong>/ واحد ترجمه / رادیو کوچه</p><p><strong> </strong></p><p>آیا ورزش سنتی سومو که در حال حاضر از رسوایی‌ها و نفوذ رقبای خارجی رنج می‌برد می‌تواند در آینده موافق اوضاع و آداب روز رفتارکند؟</p><p>یک پسر ۱۲ ساله در حال حاضر ۲۳۰ پوند وزن دارد یعنی معادل (۱۰۵ کیلوگرم). او سینه دارد. زمانی که راه می‌رود ران‌های او به یک دیگر ساییده می‌شود. تمام این‌ها خبر‌های خوب در دنیای سوموی<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn1">[۱]</a> ژاپنی است جایی‌که وزن و گوشت اضافی به عنوان سلاحی ضروری در مسابقات ورزشی کشتی محسوب می‌شود. دانش آموزان قدیمی‌تر در دبیرستان ساتیاما ساکائه<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn2">[۲]</a> که به خاطر تیم سوموی درجه ۱ کشور به خود می‌بالند، این پسر ۱۲ ساله را پرورش می‌دهند و در تمام مدتی که در سکوت و با ولع در حال خوردن است انواع غذاها را برای این کرگدن عظیم‌الجثه آماده می‌کنند.</p><p>بالاخره او کودکی است که اصل و نسبی پر‌ابهت دارد: پدر بزرگ او یک یوکوزونا<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn3">[۳]</a> بود یکی از اعضای رده‌های بزرگ قهرمانی که از سال ۱۷۸۹ تنها ۶۹ کشتی‌گیر در آن وجود داشته است. هر روز به مدت چندین ساعت، زمانی که کوچک‌ترها در حال انجام بازی‌های کامپیوتری یا تماشای کارتن هستند، این پسر تمرینات قدرتی با پاهایش انجام می‌دهد، بر طبق الگویی مشخص و خارق‌العاده‌ای شن‌های کف رینگ را جارو می‌کند و تمرین می‌کند که چگونه به چشمان حریفانش خیره شود و آن‌ها را بترساند. اما بزرگ شدن و تربیت شدن در چنین مکانی به عنوان یک کشتی‌گیر برای حفظ عظمت و شکوه ورزش سومو کافی نیست.</p><p>سومو قبل از این که یک ورزش پر تلاش باشد، دربرگیرنده‌ی روح ژاپن است. موزه‌ی ورزش در توکیو‌، اهمیت یک کشتی سریع و تقریبن نیمه عریان را در داخل یک گودال شنی توضیح می‌دهد: «بر طبق یک افسانه‌ی ژاپنی، نتایج مسابقات ژاپنی بسیار قدیمی بستگی به نتایج مسابقات سومو داشت.» با وجود یک تاریخچه‌ی ۱۵۰۰ ساله که به طور اجتناب‌ناپذیری سومو را به مذهب ملی شینتو<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn4">[۴]</a> متصل می‌کند جای تعجب نیست که سنت بر این ورزش تاثیر به سزایی دارد. این کشتی‌گیران که تنها لباسی که به تن دارند یک لنگ است، با موهای جمع شده در بالای سر که اوج مد ۱۵۰ سال پیش بود قرار است به عنوان مردان با عظمت و واپسین پرهیزکاران ژاپنی خدمت کنند: بزرگی، افتخار، نظم و قدرت. یکی از کشتی‌گیران سابق به نام یوشینوری تاشیرو<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn5">[۵]</a> که تحت نام سومویی تویویاما<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn6">[۶]</a> می‌جنگید در این‌باره می‌گوید: «زمانی که ما به خانه سال‌مندان رفتیم، افراد پیر، دوست داشتند که ما را لمس کنند و برخی از آن‌ها اشک در چشمانشان جمع می‌شد. در ورزش سومو معنویت وجود دارد.»</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100902-shohre-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-54636" title="20100902-shohre-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100902-shohre-koocheh.jpg" alt="" width="430" height="264" /></a></p><p>اما سومو، در رنج است. این ورزش از شایعات و بد‌گویی‌های مکرر رنج می‌برد و از هجوم و تاثیر بیگانگان آزار می‌بیند. انجمن سوموی ژاپن JSA ، که به طور سری و محرمانه و با هم‌بستگی خاصی این ورزش را اداره می‌کند و با هر آژانس اطلاعات جاسوسی بین‌المللی رقابت می‌کند، هنوز در انتظار اصلاحات است و ظاهرن هنوز به خود جرات نداده و تمایلی به ایجاد یک تغییر واقعی ندارد.</p><p>ظاهرن خبر بحران اخیر که سومو را به این‌جا کشانده هنوز در دنیا پخش نشده است. چندین کشتی‌گیر روسی به خاطر مصرف ماری جوانا در سال ۲۰۰۸ دستگیر شدند. در ماه ژانویه، یک قهرمان بزرگ مغولی در نزاعی که بین مست‌ها در گرفته بود در بیرون از یک کلوب شبانه در توکیو دستگیر شد. در توهین اخیر، کشتی‌گیران به خاطر شکست در شرط‌بندی داخل رینگ دستگیر شدند که این شرط‌بندی شامل ورزش‌های غیر از سومو نیز بود. این رسوایی‌ها باعث تعلیق بیش از دوازده ورزشکار از دوره مسابقات سالانه در شهر ناگویا<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn7">[۷]</a> شد که مکان دایمی تابستانی سومو است.</p><p>به طور معمول‌، تنها واقعه‌ای که استحقاق بی‌حرمتی را داشت این بود که: سال گذشته یک مربی سومو به دنبال مرگ شاگرد هفده ساله‌اش به ۶ سال زندان محکوم شد. یک کارآموز سومو پس از آن‌که مافوق‌هایش او را با یک بطری آب‌جو، یک عصای چوبی و یک چوب بیس‌بال فلزی کتک زدند،  از بین رفت. اما تاثیر انبوه رسوایی‌های سومو بسیاری از ژاپنی‌ها را آشفته ساخته است. با درک این حس، برخی از سرمایه‌گذاران شرکت‌ها مسابقات ناگویا را ترک کردند در حالی‌که NHK بزرگ‌ترین مرکز پخش اخبار کشور که دهه‌های متمادی به مدت چندین هفته ساعت‌های برنامه خود را به مسابقات ۶ ساله‌ی سومو اختصاص می‌داد، پوشش خبری زنده‌ی خود را از این رقابت‌ها متوقف کرد. از سال ۱۹۵۳ این اولین باری بود که پخش یک برنامه زنده درباره‌ی سومو متوقف شده بود. شیگئو فاکوچی<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn8">[۸]</a> رییس موسسه‌ی NHK با توضیح درباره‌ی شبکه‌ی تحریم سومو می‌گوید: «این بحرانی است که در طول صد سال شاید تنها یک بار شاهد آن باشید.» در ژاپن، این به معنای یک زنگ خطر و حتا بیش  از آن بود: آیا سومو تا صد سال دیگر نیز دوام خواهد آورد؟</p><p>واقعیتی نگران‌کننده در ورای این رسوایی‌ها وجود دارد. سومو از بحرانی وجودی رنج می‌برد. امروز کدام کودک ژاپنی می‌خواهد یک ستاره‌ی سومو شود؟ روش تعلیمات بسیار سنتی است، لخت بودن در این ورزش بد منظره است و آن همه چاقی نا‌خوشایند و نا‌سالم است. و پوشیده شدن بدن آنان از لایه‌های چربی در واقع همان JSA یا رشد آزار دهنده سنتی بروکراسی است که چابکی‌های شگفت‌انگیز حریفان را نشان نمی‌دهد. تاکانوبو ناکاجیما<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn9">[۹]</a> اقتصاددان و رییس کمیته‌ی مشورتی که ماه پیش به منظور احیای این ورزش تشکیل شد در این باره می‌گوید: «ژاپن باید تغییر کند. سومو  هم باید تغییر کند.»</p><p><strong>نسل مو بورها</strong></p><p>در مسابقات قهرمانی ناگویا جایگاه کشتی‌گیران که آغشته به خون بینی کشتی‌گیران است هم، نشان دهنده هشداری در خارج از استادیوم بود، هشداری که می‌گوید مراقب اوباش و ارازل باشید و  لزوم یک تغییر اساسی در سومو روشن و واضح است. این‌جا مامور سابق استونی به نام باروتو<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn10">[۱۰]</a> که اسم واقعی او کیدو هورلسون<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn11">[۱۱]</a> است و همین‌طور کوتوشو<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn12">[۱۲]</a> بلغارستانی متولد کالویان و استفاتوف ماهلیونوف<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn13">[۱۳]</a> نیز حضور دارند. خبری نیز درباره‌ی ۳ کشتی گیر گرجستانی وجود دارد که بدنشان کاملن متفاوت از ژاپنی‌ها، چربی انباشته می‌کند و در همه جا، به  خوش‌اخلاق بودن معروفند. از سال ۲۰۰۳ تنها دو نفر توانسته‌اند تا رتبه‌های عالی قهرمانی پیشرفت کنند. که هر دوی آن‌ها نیز از سرزمین چنگیزخان هستند: آساشوریو<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn14">[۱۴]</a> که برای مدتی کوتاه به خاطر درگیری در یک کلوب شبانه شغلش را از دست داد و پیروزی هاکوهو<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn15">[۱۵]</a> با نام سابق مونخباتین داواجارگال<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn16">[۱۶]</a> در مسابقات ۲۰۱۰ ناگویا. تنها در عرض ۲ دهه، خارجی‌ها چنان بر سومو تسلط یافتند که در ناگویا در دو رده‌ی بالایی تنها ۱ ژاپنی رقابت می‌کرد. کوجی میزوکو<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn17">[۱۷]</a> تماشاچی ۶۷ سال ناگویا می‌گوید: «خارجی‌ها خیلی سخت تلاش می‌کنند بنابراین استحقاق برنده شدن را دارند. اما زمانی که ورزش ملی خودم را تماشا می‌کنم، وقتی می‌بینم که دیگر هیچ کشتی‌گیر ژاپنی قدرت‌مندی وجد ندارد‌، کمی احساس درماندگی می‌کنم .»</p><p>حضور خارجی‌ها در بسیاری از بخش‌های جامعه احساس می‌شود. ژاپن پیرتر می‌شود اما جوان‌هایش به مشاغل پست پشت‌پا می‌زنند، بنابراین کارگران خارجی تنها راه حل جبران کمبود نیروی کارگری هستند. قبلن آسیایی‌های جنوب شرقی که کارمندان بیمارستان‌های خصوصی بودند و چینی‌ها باعث پیشرفت و تکنولوژی بالای شرکت‌ها بودند. سومو جایگزین دیگری ندارد اما از آن‌جایی که تعداد شاگردان ژاپنی هر ساله کاهش می‌یابد، باید نفوذ خارجی‌ها را بپذیریم. میچینوری یامادا<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn18">[۱۸]</a> مربی تیم مدرسه‌ی ساتیاما ساکائه می‌گوید: «شما به مغول‌هایی که امروز می‌آیند نگاه کنید، آن‌ها بچه‌هایی هستند با بدن‌هایی گرسنه و قوی که با کار سخت در مزارع رشد می‌کنند.  در گذشته خانواده‌های ژاپنی بچه‌های خود را به اردوگاه‌های سومو می‌فرستادند تا مطمئن شوند که آن‌ها به اندازه‌ی کافی غذا می‌خورند. حالا، بچه‌های ژاپنی هر چه را که می‌خواهند می‌خورند، به دانشگاه می‌روند و دلشان نمی‌خواهد آن‌قدر سخت کار کنند.»</p><p>بدون شک افزایش سطح ورزشکارانه‌ی سومو نیز باعث از بین رفتن محبوبیت آن می‌شود. طرف‌داران سومو تنفر خود را نشان می‌دادند و روزنامه‌نگاران هم کشتی‌گیران خارجی را به دقت مورد بررسی قرار می‌دادند. آساشوریو قهرمان بزرگ سومو که به عقیده‌ی مطبوعات محلی کمبود او مانند کمبود بزرگی و وقار است، به تازگی بازنشسته شده است. در واقع هر کاری که آساشوریو انجام داد دور از شان بود: عدم احترام به یک پیشکسوت سومو در سالن یک رخت کن، کشیدن موی یکی از حریفان، و نشان دادن مشتش پس از پیروزی‌. ناکاجیما‌ی<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn19">[۱۹]</a> اقتصاددان می‌گوید: «اگر آساشوریو ژاپنی بوده، احتمالن انتقادهای زیادی به او وارد شده است اما این انتقادها نمی‌توانست خیلی جدی باشد.»</p><p><a
href="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100902-somo-koocheh.jpg"><img
class="aligncenter size-full wp-image-54637" title="20100902-somo-koocheh" src="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100902-somo-koocheh.jpg" alt="" width="430" height="393" /></a></p><p>کونیشیکی<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn20">[۲۰]</a> که متولد هاوایی است ( که تحت عنوان سالوا آتیسانو<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn21">[۲۱]</a> زندگی جدیدی را آغاز کرد)‌، در سال ۱۹۹۰ رفتار بدتری داشت،<strong> </strong> پس<strong> </strong>از قهرمانان بزرگ سومو انتظار می‌رود که چگونه رفتار کنند؟ کودکان ناکاجیما، مانند کارمندان دفتری در طول سال‌های رشد مانند کارگران ناشناس برای پیشرفت ژاپن زحمت کشیده‌اند. اما این واقعن یک شوخی نیست. تائویاما<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn22">[۲۲]</a> کشتی‌گیر سابق، روال یک روز معمولی را در یک اردوگاه سومو با جزییات شرح می‌دهد، جایی که هر ورزشکار باید در آن زندگی کند و برای شغل خود تعلیم ببیند: بیدار‌باش صبحگاهی در ساعت ۳۰ :۵ صبح است، سپس تمرینات کامل صبحگاهی آغاز می‌شود، ناهار با نظم خاصی خورده می‌شود و پس از آن آرایش‌گر موهای آن‌ها را مرتب می‌کند و بعد هم چند ساعت خواب نیم‌روزی خواهند داشت. سپس نوبت تمیز کردن است و تمرینات بدنی در سالن و آماده‌سازی شام. از ساعت  ۷:۳۰ تا ۳۰ :۱۰ شب کشتی‌گیران وقت آزاد دارند. سپس برق‌ها خاموش می‌شوند و همه ورزش‌کاران در یک اتاق به خواب می‌روند. هم‌تیمی‌های کوچک‌تر باید مانند خدمت‌کاران به ارشدها خدمت کنند. تائویاما آن روزها را به خاطر می‌آورد و می‌گوید: «مدت زمان زیادی گذشت تا من توانستم به آن زندگی عادت کنم و برایم بسیار دشوار بود. سیستم ارشدی بسیار استبدادی است.»</p><p>البته مشکل در این‌جاست که با وجود تعداد قلیلی از افراد که آرزو دارند که کارمند دفتری باشند، حتا تعداد کم‌تری مایلند در حالی‌که لباس چاقی به تن دارند آن تجربه را تکرار کنند. تقریبن هر فصل از فرهنگ سومو برای تشویق به فروتنی و تواضع طرح‌ریزی شده است. در حالی‌که ورزش‌کاران دیگر ژاپنی مقادیر هنگفت دلار را در آمریکا به هدر می‌دهند یا در بریتانیا در رده‌های بسیار بالا ستارگان سومو در یک سال ۰۰۰/۳۰۰ دلار دریافت می‌کنند که دقیقن برابر با مبلغی است که یک ارشد اجرایی ژاپنی دریافت می‌کند. تغییر مکان زندگی و تمرین مجاز نیست. و کارگاه سومو به حفظ استعدادهای فردی اعتناعی نمی‌کند. پس از مسابقات هیچ لذتی از آن پیروزی و همین‌طور هیچ نمایش مهارتی نیز وجود ندارد و مطمئنن هیچ رنجش و ناراحتی از طرف بازنده بروز داده نمی‌شود. حتا در مصاحبه با مسابقات قبلی، برنده به ندرت لذت و خوشحالی‌اش را بروز می‌دهد و تنها با صدای آهسته و به عنوان قدردانی چند کلمه  به رییس خود می‌گوید.</p><blockquote><p>قبل از مسابقات، کشتی‌گیران از آب مقدس می‌نو‌شند و با پاشیدن نمک در داخل رینگ کشتی آن را تطهیر می‌کنند. در این مکان مقدس می‌ایستند و همگی کف می‌زنند و خدای سومو را احضار می‌کنند</p></blockquote><p><strong>تمیز کردن توالت‌ها </strong></p><p>اعمال برخی تغییرات مورد نیاز در سومو بسیار آسان است. به طور مثال مسابقات منتخب دقیقن در ساعتی انجام می‌شود که بیش‌تر ژاپنی‌ها رفت و آمد روزانه ‌ی خود را آغاز کرده‌اند. تغییر زمان مسابقات کشتی به بعد‌از‌ظهر یعنی زمانی که تلویزیون بیش‌ترین بیننده را دارد می‌توانست توان و قدرت کشتی‌گیران را بالاتر ببرد. ورزش نیز نیاز دارد واقعیت رابطه تاریخی خود را با دنیا بپذیرد و پاک‌سازیی را آغاز کند که او را فراتر از رسوایی شرط بندی‌ها‌ی فعلی ببرد. درست مانند بیس بال ژاپنی‌ها که خود را از زنجیره ی یاکوزا<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn23">[۲۳]</a> بیرون کشید.</p><p>اصلاح اردوگاه‌های سومو بسیار سخت‌تر خواهد بود، چون باید کشتی‌گیران را آزاد گذاشت. کشتی گیرانی که برخی از آن‌ها دوره‌ی کارآموزی خود را وقتی تنها ۱۵ سال دارند آغاز می‌کنند. استادان سومو ممکن است به این قضیه معترض شوند چرا که معتقدند این کار تنها از طریق سختی و خشونت زندگی سومو حاصل می‌شود، تحمیل کار زیاد، مقررات خشک و خاموشی شب‌ها و تمیز‌کردن دایمی توالت‌ها انضباطی است که کم کم به آن‌ها القا می‌شود. اما اگر تارک دنیا بودن و سختی کشیدن در اردوگاه‌های سومو چیزی است که بسیاری از کشتی‌گیران با‌استعداد را می‌ترساند و مانع پیشرفت آنها می‌شود، مطمئنن قوانین می‌تواند تعدیل شود. به طور مثال، آیا واقعن منطقی است که JSA از ورزش‌کاران بخواهد که در طی هفته‌هایی که مسابقات در حال برگزاری است، رانندگی نکنند؟</p><p>در پایان، چه چیزی می‌تواند معنویت سومو را حفظ کند؟ پس از جنگ جهانی دوم، امپراطور ژاپن که طرف‌دار شینتو<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn24">[۲۴]</a> (مذهب ارواح پرستی) بود، برای دفاع در نبرد خونین ملتش، برده آمریکایی‌ها شده بود. کشور ژاپن سال‌ها در ورای ایمان و اعتقادات ملی خود که ترکیبی از عبادت و معابد خدایان بود، با شرم‌ساری در سکوت فرو رفته بود، با این وجود سومو هنوز با مذهب مردم ژاپن ارتباط دارد. پس از مسابقات ناگویا، آژانس محلی امپراطوری پیامی را از طرف امپراتور آکیهیتو<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn25">[۲۵]</a> منتشر کرد با این مضمون که «به رغم رسوایی و شرط بندی‌ها، احساس امپراتور در مورد این ورزش ملی هنوز مانند سابق است و تغییری نکرده است. در بالای رینگ سومو سقف معبد شینتو آویزان است. قبل از مسابقات، کشتی‌گیران از آب مقدس می‌نو‌شند و با پاشیدن نمک در داخل رینگ کشتی آن را تطهیر می‌کنند. در این مکان مقدس می‌ایستند و همگی کف می‌زنند و خدای سومو را احضار می‌کنند. داوران کلاه‌های نوک تیز مشکی بر سر می‌گذارند، شبیه به آن‌هایی که کشیش‌های شینتو به سر می‌گذارند.»</p><p>تمام اسباب و لوازم برای روحانیتی عجیب و تجربه‌ی تماشای یک تاتر ورزشی آماده است. میانگین زمانی مسابقه‌ی سومو چند ثانیه طول می‌کشد اما نمایش پر جلوه و احاطه کننده‌ی سومو چیزی است که آن را از نمایش‌های خنده‌دار و پر سرو صدایی مثل WWE جدا می‌کند. مربی دبیرستان یامادا<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn26">[۲۶]</a> در این باره می‌گوید «گاهی اوقات من تمرین را لغو می‌کنم و در عوض درباره‌ی فرهنگ و سنت‌های سومو صبحت می‌کنم. در کل در این سنت و رسم دیرین شکوه خاصی وجود دارد  و این همان چیزی است که به یک ژاپنی هویت می‌بخشد.»</p><p>وقتی از کشتی‌گیران رده بالای یامادا درباره‌ی طبیعت خاص و قداست سومو سوال می‌شود آن‌ها شانه بالا می‌اندازند. چیزی که آن‌ها دوست دارند و به آن اهمیت می‌دهند انجام یک کشتی خوب است. به علاوه در یک روز یک کیلو برنج می‌خورند به هم‌راه خوراک سیب‌زمینی و گوشت، مرغ سرخ کرده، سالاد سیب زمینی، ماهی کباب شده، گوشت خوک کبابی، سبزیجات بخار پز شده، کدوی پخته شده، ماکارانی و سالاد. اما آن‌ها روح ژاپنی را احساس می‌کنند. یکی از پسران ساتیاما ساکائه، فارغ‌التحصیل مدرسه‌ی یاماموتویاما<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn27">[۲۷]</a> ۲۶۵ کیلوگرم وزن دارد. کرگدنی که در طول مسابقات ناگویا مجبور شدند، او را با یک ویلچر بزرگ از رینگ خارج کنند. دایکی ناکامورا<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn28">[۲۸]</a> امید ۱۸ ساله‌ای که در این ماه در دبیرستان یوکوزونا<a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftn29">[۲۹]</a> ثبت نام کرده است می‌گوید: «او یکی از ما است و  ما او را دوست داریم. با دیدن آن همه خارجی در ورزش سومو در آتش اشتیاق می‌سوزم تا شاهد موفقیت یک ژاپنی باشم.»  تمرین صبح‌گاهی ساتیاما ساکائه که بسیار با انگیزه انجام می‌شود یک نمایش کامل است.</p><p>ورزش‌کاران با بلند کردن یک وزنه‌ی ۳۲۰ کیلو گرمی تمرینات قدرتی انجام می‌دهند. با دست‌هایشان ستون چوبی بسیار عظیم را تکان می‌دهند. پس از انجام تمرینات کشتی، یکی از نوجوانان لبش ترک بر می‌دارد و دیگری از ابرویش خون جاری می‌شود. مربی یامادا می‌گوید: «تمرینات روزانه‌ی سومو مثل یک تصادف وحشتناک اتوموبیل است.» درخشش لامپ‌های مهتابی بر رینگ کشتی و مکانی که بویی همانند بوی رختکن در حال گندیدن دارد. اما ۱۸ کارآموز در حالی‌که به بدنشان شن و ماسه چسبیده است و حسابی عرق کرده‌اند از یک رینگ دایره‌ای شکل دست‌های یکدیگر را می‌گیرند و سرهایشان را خم می‌کنند و به خداوند تعظیم می‌کنند. گویی برای یک لحظه، آینده‌ی سومو با ستایش و عبادت یکی می‌شود. این امیدوار کننده‌ترین دیدگاهی است که می‌توان داشت.</p><p>برگرفته از مجله‌ی تایم</p><p>نوشته‌ی حنا بیچ</p><p>ترجمه مربوط به تصویر صفحه ۱۹</p><p>مکان مقدس</p><p>پیش از تمرین، کشتی‌گیران جوان رینگ کشتی را جارو می کنند، یکی از کارهای روزمره‌ی کارآموزان در ورزشی که توسط سنت‌های مذهبی و روحانی اداره می‌شود.</p><p>ترجمه مربوط به تصویر صفحه ی ۲۱</p><p>کارهای روزمره‌ی بسیار سخت: کشتی‌گیران در دبیرستان رده بالای ساتیاما ساکائه واقع در شمال توکیو در کشور ژاپن تحت تعلیم قرار می‌گیرند. مربی تیم، میچینوری یامادا به عنوان مربی، آموزگار و قائم مقام کارآموزان عمل می‌کند.</p><hr
size="1" /><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref1">[۱]</a> Sumo</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref2">[2]</a> Saitama Sakae</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref3">[3]</a> Yokozuna</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref4">[4]</a> Shinto</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref5">[5]</a> Yoshinori Tashiro</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref6">[6]</a> Tououyama</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref7">[7]</a> Nagoya</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref8">[8]</a> Shigeo Fukuchi</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref9">[9]</a> Takanobu Nakajima</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref10">[10]</a> Baruto</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref11">[11]</a> Kaido Hoorelson</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref12">[12]</a> Kootooshu</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref13">[13]</a> Kaloyan Stefanor Mahlyonov</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref14">[14]</a> Asashoryu</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref15">[15]</a> Hakuho</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref16">[16]</a> Monkhbatyn Davaajargal</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref17">[17]</a> Koji Mizuko</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref18">[18]</a> Michinori Yamada</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref19">[19]</a> Nakajima</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref20">[20]</a> Konishiki</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref21">[21]</a> Salva Atisanoe</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref22">[22]</a> Tououyama</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref23">[23]</a> Yakuza</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref24">[24]</a> Shinto</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref25">[25]</a> Akihito</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref26">[26]</a> Yamada</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref27">[27]</a> Yamamotoyama</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref28">[28]</a> Daiki Nakamura</p><p><a
href="file:///C:/Users/Site%202/Desktop/download/20100902_shohre_Sumo.doc#_ftnref29">[29]</a> Yokozuna</p> ]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/54632/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>0</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/20100902_zohreh_tarjomeh.mp3" length="5103975" type="audio/mpeg" /> </item> <item><title>«با من ازدواج کردی تا سیتیزن کانادا شوی»</title><link>http://radiokoocheh.com/article/54645</link> <comments>http://radiokoocheh.com/article/54645#comments</comments> <pubDate>Thu, 02 Sep 2010 19:30:23 +0000</pubDate> <dc:creator>maryam</dc:creator> <category><![CDATA[جامعه]]></category> <category><![CDATA[نوار اخبار]]></category> <category><![CDATA[گزارش]]></category> <category><![CDATA[رادیو لیچار]]></category> <category><![CDATA[رادیو کوچه]]></category> <category><![CDATA[سیتیزن كانادا]]></category> <category><![CDATA[فرورتیش]]></category> <category><![CDATA[قسمت هشتاد و سوم]]></category><guid
isPermaLink="false">http://radiokoocheh.com/?p=54645</guid> <description><![CDATA[فرورتیش / رادیو کوچه lichar@koochehmail.com می‌خواستم اول مطمئن بشوم که تو فقط به خاطر سیتیزن کانادا شدن با من دوست نشدی. ولی به این نتیجه رسیدم که تو فقط عشق خارج داری. ولی چون دوستت داشتم، باهات ازدواج کردم. این اولین اشتباه من بود. تا پایمان به کاناد رسید، توی خیابون از خودت عکس گرفتی، [...]]]></description> <content:encoded><![CDATA[<p><strong>فرورتیش </strong>/ رادیو کوچه</p><p>lichar@koochehmail.com</p><p>می‌خواستم اول مطمئن بشوم که تو فقط به خاطر سیتیزن کانادا شدن با من دوست نشدی. ولی به این نتیجه رسیدم که تو فقط عشق خارج داری. ولی چون دوستت داشتم، باهات ازدواج کردم. این اولین اشتباه من بود. تا پایمان به کاناد رسید، توی خیابون از خودت عکس گرفتی، گذاشتی توی فیس‌بوک&#8230; کاش مشکلاتم با تو، فقط همین بود&#8230;</p>]]></content:encoded> <wfw:commentRss>http://radiokoocheh.com/article/54645/feed</wfw:commentRss> <slash:comments>4</slash:comments> <enclosure
url="http://radiokoocheh.com/wp-content/files/Lichar_83.mp3" length="4162313" type="audio/mpeg" /> </item> </channel> </rss>
<!-- Served from: radiokoocheh.com @ 2010-09-09 12:21:36 by W3 Total Cache -->