Saturday, 18 July 2015
24 November 2020

«نسل‌کشی در بحرین و سکوتی معنا دار»

2011 April 17

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

اشکان رضوی

منبع: خاک خون

بحرین که به استناد تاریخ همواره پاره‌ای از جغرافیای سرزمینی ایران بوده، دیر زمانی نیست که به دلیل بی‌درایتی حاکمان وقت و دسیسه‌های بیگانگان در یک همه پرسی قلابی و غیر‌قانونی از سرزمینی مادری‌اش جدا شده و به جرگه کشور‌های استعمار‌ساخته دیگری پیوست که استعمار تلاش داشته و دارد تا با  به وجود آوردن این‌ کشورهای جعلی، سالیان سال ازاین شرایط برای تامین منافع خود بهره جوید.

با خیزش ملل تحت ستم بر علیه دیکتاتورها در یمن و مصر و گسترش آن به دیگر کشورهای خاورمیانه، اکثریت ساکنین بحرین که شیعه مذهب و ایرانی‌تبار نیز هستند، نسبت به حکومت بیداد‌گر خاندان آل خلیفه که از اقلیتی در بحرین تشکیل و وابسته به عربستان سعودی و آمریکا می‌باشند به پا خاسته و خواهان حق و حقوق پایمال شده خود می‌باشند.

‌این خیزش که به صورت بسیار متمدنانه و مسالمت‌آمیز بود شوربختانه با خشونت شدید  نیروهای نظامی آل خلیفه مواجه و پاسخ این خاست‌های مسالمت‌آمیز، معترضان با گلوله و خشونت داده و از هیچ اقدام وحشیانه‌ای برای سرکوب معترضان دریغ نمی‌شود. با وارد‌شدن اعتراضات مردمی به در‌گیری‌‌های خشونت‌بار و دامن‌زدن به بحث شیعه و سنی توسط حاکمان بحرین و هم‌چنین عربستان سعودی، حکومت بحرین به دلیل نا‌توانی در سر‌کوب و فرو‌نشاندن خشم و رستاخیزمردمی، از عربستان و دیگر کشورهای عربی در خواست نیروی نظامی می‌کند و دراین بین عربستان با اعزام بیش از1000 نیروی نظامی و هم‌چنین کویت و امارات نیز به سهم خود تلاش می‌کنند تا خروش مردم آزادی‌خواه ‌را وادار به خاموشی کنند.

در یک نسل‌کشی آپارتاید‌گونه و بی‌شرمانه جنایت‌های خونینی توسط آنان شکل می‌گیرد (‌که نا‌خود‌آگاه با دیدن تصاویر و مرور اخبار این نسل‌کشی انسان به یاد جنایات صرب‌ها در بوسنی می‌افتد.) و حتا در اقدامی دیگر حاکمان بحرین برای پیش‌برد اهداف نژاد‌گرایانه خود پاک‌سازی‌های گسترده‌ای را در کلیه ادارات و نهادهای دولتی آغاز می‌کنند که دامنه این پاک‌سازی‌ها حتا ورزش‌کاران بحرینی را نیزدر بر می‌گیرد.

فعالین حقوق بشری نیز که جای خود دارند.‌ چون بر اساس مد روز و اهداف بلند و کوتاه مدت و بسته به آن‌که فضای سیاست روز چه چیزی بطلبد وارد صحنه می‌شوند و خانم شیرین عبادی و آقای لاهیجی نیز که سردمدار فعالین حقوق بشری ایران می‌باشند نیزدر این باره سکوت نموده و تو گویی که بحرین و مردمان آن اساسن وجود خارجی نداشته و اگر هم دارند اهمیتی ندارد که چه برسرش می‌آید.

از سویی دیگر حکومت بحرین و شورای هم‌کاری خلیج پارس‌، ایران را متهم به دست داشتن در اعتراضات بحرین می‌کنند و در یک اقدام هماهنگ برای توجیه این خشونت‌ها کویت‌، بحرین و امارات بیان می‌دارند که موفق به کشف یک شبکه جاسوسی ایرانی شده‌اند که سال‌های متمادی اقدام به جمع‌آوری اطلاعات نظامی و تحریکات ضد حکومتی می‌کردند.

اما این‌که چرا در این برهه و به صورت هم‌زمان این کشورها موفق به کشف چنین شبکه‌هایی شده‌اند خود جای پرسش دارد و به نوعی می‌تواند فرار به جلوی اعراب برای خنثی‌سازی هر‌گونه تحرک و حمایت ایرانیان به دلیل وابستگی‌های تاریخی و فرهنگی با بحرینی‌های ایرانی‌تبار باشد و این‌که ساختارهای استبدادی و تمامیت‌خواه در  هر نا‌کامی داخلی بی‌درنگ تلاش می‌کنند تا با شعار دخالت بیگانگان‌، بهانه‌ای‌ برای سر‌پوش گذاشتن نا‌توانی‌ها‌ی خود یابند و با شدت بیش‌تر آزادی‌خواهان و معترضان را سرکوب نمایند.

در این راستا شیوخ عربستان سعودی نیز با دیدن آن‌چه که در مصر و یمن و دیگر کشورهای عربی اتفاق افتاد بعد از سال‌ها متوجه این مسئله شدند که نمی‌توانند روی حمایت همیشگی آمریکا و غرب حساب باز کرده و با علم به این‌که خیزش مردم بحرین بی‌گمان بر آینده خاندان آل‌سعود تاثیر‌گذار خواهد بود و سر نگونی خاندان آل خلیفه می‌تواند آخرین سنگر آنان را نیزبه  باد دهد، در یک اقدام عجولانه اقدام به دخالت در امور داخلی بحرین کرده و از جهتی‌ دیگر تلاش می‌نمایند تا نقش لیدر جهان عرب را بازی و با تحریک احساسات نا سیونالیستی اعراب علیه ایران‌، جبهه جدیدی را بر علیه ایران و انحراف افکار عمومی به نفع خویش باز گشایی نمایند.

آن‌ها کار را تا به‌آن‌جا پیش می‌برندکه سفیر عربستان در مصر برای قدرت‌نمایی و ایجاد جنگ روانی به رسم اعراب بادیه‌نشین‌، شروع به رجز‌خوانی نموده و صراحتن از اقدام نظامی علیه ایران سخن می‌گوید‌ و این تهدید‌ها همه در حالی از سوی عربستان صورت می‌گیرد که نیروی نظامی جنگ ندیده عربستان حتا توان مقابله با شورشیان کم‌شمار «حوسی در یمن» و هم‌چنین غیر‌نظامیان بی‌دفاع بحرین را نداشته و به لحاظ جغرافیایی و قدرت نظامی نیز با وجود خرید‌های تسلیحاتی کلان در حد‌و‌اندازه‌ای نیست که بخواهد دست به چنین اقدامی بزند و همه این‌ها در راستای توجیه جنایت‌هایی است که در بحرین مرتکب آن شده و هم‌چنین ترس از دچار شدن به سر نوشت دیکتاتورهای تونس و مصر که حتا آمریکا و غرب نیز بر خلاف آن‌که این دیکتاتورها سال‌ها تامین‌کننده اهداف آنان بوده‌اند‌، درآخرین لحظات حاضر به حمایت از آنان نشدند و شرایط داخلی عربستان با توجه به نارضایتی‌های گسترده در این کشور نا‌پایدار تراز آن است که بخواهد وارد چنین کارزاری شود، جز این‌که بر اساس یک اصل نانوشته اما تئوریک‌، هر‌گاه دیکتاتورها نتوانند پاسخ‌گوی مطالبات ملت خود باشند به ناچار وارد عرصه جنگ‌طلبی و دشمن‌سازی شده تا هر‌گونه خیزش داخلی را با دلیل وجود دشمن خارجی راحت‌تر سر کوب کنند و بی‌گمان حاکمان عربستان نیزاز این قاعده مثتثنی نیستند.

در این بین آمریکا نیز با داشتن بزرگ‌ترین پای‌گاه نظامی در بحرین و هم‌چنین منافع اقتصادی و نظامی در این کشور و منطقه‌، چشم‌های خود را بر روی واقعیت‌ها و جنایت‌ها ی دهشت‌آوری که در حال رخ دادن در بحرین است بسته و فقط در یک اقدام حداقلی، دولت آمریکا حاکمان بحرین و عربستان سعودی را دعوت به خویشتن‌داری می‌نماید و این در صورتی است که در لیبی، آمریکا و ناتو به بهانه حمایت از انقلابیون لیبی و بر علیه دیکتاتوری قذافی، اقدام به حمله نظامی نموده و یا در کشور تونس و مصر نیز از راه‌کار‌های گوناگون برای حمایت از معترضان بهره جستند. اما در بحرین با توجه به بده‌بستان‌های صورت گرفته بین عربستان و حاکمان بحرین با آمریکا و خرید 60 میلیارد دلاری تجهیزات نظامی عربستان از آمریکا که در بردارنده منافع اقتصادی بی‌شمار برای صنایع نظامی و اقتصاد ایالات متحده می‌باشد و هم‌چنین منابع عظیم نفتی،حقوق بشر و شعار مردم سالاری برای ملل تحت ستم به فراموشی سپرده می‌شود و بازی دوگانه آمریکا و غرب به خوبی نمایش داده شده و آشکار می‌گردد که حقوق بشر و مردم‌سالاری تا هنگامه‌ای مورد حمایت آمریکا و غرب است که تامین‌کننده منافع آنان باشد و در غیر این صورت پدیده‌ای است نکوهیده و بی‌اهمیت که البته این رفتار دو گانه را ما ایرانی‌ها نسبت به خودمان بارها از سوی آمریکاییان و غربیان مشاهده نموده‌ایم و چیز چندان عجیبی حداقل برای ما  نیست.

اما نکته غم‌گنانه ماجرا این‌جاست که حاکمیت ایران نیز بر خلاف تبلیغات گسترده مبنی بر حمایت از مردم بحرین، هیچ‌گونه حمایت و اقدام عملی در این راستا انجام نداده‌. باید دانست که تجمع در مقابل سفارت‌خانه‌های عربستان و بحرین فقط در حد یک اقدام نمادین و شعاری می‌تواند مفید باشد و راه‌کار سازمان‌دهی برای حمایت از مردم آن دیار نیست و این  موضوع به هیچ عنوان رفع‌کننده تکلیف از دولت ایران در قبال ساکنان بحرین نخواهد بود. آن هم با آگاهی به این مسئله که ایرانیان نسبت به رخ‌دادهای سرزمین بحرین به عنوان بخشی از گستره‌ی فرهنگ ایران حساس بوده و خواستار حمایت عملی کار به‌دستان حکومت در این‌باره هستند و نه اقدامات تبلیغاتی .

آیا ممکن است حقوق بشر مبدل به یک پیشه پر سود در جهان امروز شده و عده‌ای نیز پیشه‌وران جایزه بگیر این صنف هستند؟

اما جدای از همه این موارد، خاموشی مدعیان فعالیت حقوق بشری و طیف گسترده‌ای از نیروهای دموکراسی‌خواه و اپوزسیون ایرانی، نسبت به نسل‌کشی در بحرین است که شوربختانه بر خلاف آن‌که  نسبت به هر گونه رخ‌دادی در چهار گوشه عالم واکنش سریع نشان داده و اقدام به صدور بیانیه و نامه‌نگاری‌های گسترده خطاب به سازمان ملل و دولت‌مردان سراسر گیتی می‌کنند، در این باره سکوت مطلق نموده و دریغ از صدور یک بیانیه چند خطی در حمایت از مردم به خاک و خون کشیده شده بحرین‌‌؟

از جریانات رنگا‌رنگ جبهه اصلاحات و جبهه سبز و دموکراسی‌خواه و سکولار گرفته تا جهان وطنی‌های هزار اندیشه‌ی چپ، که برای همه چیز، حتا  کوچک‌ترین مسئله و نقض حقوق حیوانات نیز سینه چاک می‌کنند و راه‌پیمایی راه می‌اندازند، هیچ نام ونشانی در حمایت از مردم رنج دیده بحرین نیست‌.

فعالین حقوق بشری نیز که جای خود دارند.‌ چون بر اساس مد روز و اهداف بلند و کوتاه مدت و بسته به آن‌که فضای سیاست روز چه چیزی بطلبد وارد صحنه می‌شوند و خانم شیرین عبادی و آقای لاهیجی نیز که سردمدار فعالین حقوق بشری ایران می‌باشند نیزدر این باره سکوت نموده و تو گویی که بحرین و مردمان آن اساسن وجود خارجی نداشته و اگر هم دارند اهمیتی ندارد که چه برسرش می‌آید.

با این رفتارهای دو گانه، این ذهنیت نا‌خواسته ایجاد می‌شود که آیا ممکن است تعاملی بین فعالین حقوق بشری و ناقضان حقوق بشر و قدرت‌مداران وجود داشته باشد؟

آیا ممکن است حقوق بشر مبدل به یک پیشه پر سود در جهان امروز شده و عده‌ای نیز پیشه‌وران جایزه بگیر این صنف هستند؟

و یا شاید هم نردبانی و عاملی برای کشف استعداد‌های نهانی عده‌ای که عاشق رفتن به روی آنتن‌ها و تیتر شدن های چند روزه‌اند و حتا حقوق بشر نیزمی‌تواند آورنده نان و نام برای عده‌ای باشد؟

هر چه که هست و نیست، هیچ انسان باورمند راستین به حقوق بشر و میهن پرستی نمی‌تواند نسبت به آن‌چه که در بحرین می‌گذرد سکوت پیشه کند‌. کاش می‌شد راه‌کاری پیدا نمود برای حمایت و یاری رساندن به این عزیزان که هر ساعت اخبار دل‌خراشی از آنان به گوش می‌رسد در حالی که  جهانی در پی منافع زورمداران دیده بر هم بسته تا خون زنان و مردان بحرین خیابان‌های بحرین را از سیاهی شب‌پرستان به سرخی آزادگی برساند.

تهران 27 فروردین 1390 خورشیدی

فایل پی‌دی‌اف را از این‌جا دانلود کنید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,