Saturday, 18 July 2015
21 September 2020

«اندرزگاه یا زندان؛ سوال این است»

2009 November 15

اردوان روزبه / زمانه
در کشور ایران به طور رسمی هیچ‏گاه از لفظ «زندان» استفاده نمی‌شود. در نامه‏نگاری‏های رسمی اداری، به جای کلمه‏ی زندان، «اندرزگاه» به کار برده می‏شود.
تعبیر بر این است که هیچ‏گاه جایی به نام زندان در ایران وجود ندارد. بلکه محلی است که فردی که مرتکب جرم و یا خطایی شده است، آن‏جا ارشاد می‏شود و اندرز می‏گیرد. در واقع، او تربیت می‏شود تا دوباره به جامعه برگردد و به زندگی عادی ادامه دهد.

20091115-prison-koocheh
این تعبیر ممکن است بسیار زیبا و ایده‏آل به نظر برسد، اما حقیقت این است که این روزها و بعد از حوادث خرداد ماه امسال، آن‏قدر در مورد زندان، زندان‏بان، زندان‏ها و بازداشت‏گاه‏ها صحبت شد که دیگر کسی از عنوان اندرزگاه استفاده نمی‏کند و به نظر می‏رسد لازم است در مورد «زندان‏ها» بیشتر صحبت شود.
خیلی کوتاه و مختصر در گزارشم، می‏خواهم کمی راجع به زندان‏هایی که این روزها زیاد اسمشان را می شنویم، صحبت کنم.
شاید مهم‏ترین زندانی که بشود در موردش صحبت کرد، زندان اوین باشد. زندانی که دستور ساخت آن در دوران پیش از انقلاب توسط محمد رضا پهلوی، آخرین پادشاه ایران، در کوهستان‏های اطراف اوین داده شد.
بله، زندان مشهور اوین؛ زندانی که در خاطره‏های خود داستان مشهور زهرا کاظمی و یا بسیاری از دیگر زندانیان که اسم‏هایشان در لیست‏های مختلف دیده می‏شود را دارد. از خسرو گلسرخی و بیژن جزنی در پیش از انقلاب گرفته تا امیرعباس هویدا، محمود طالقانی، عباس امیرانتظام، هم‏چنین امیرفرشاد ابراهیمی، محسن سازگارا، رامین جهانبگلو، حشمت طبرزدی و بسیاری چهره‏های دیگر، همه نامشان با این زندان گره خورده است.
اگرچه که در حال حاضر بند ۲۰۹ این زندان، شهرت بیشتری از خود آن دارد.
بعد از این زندان، شاید بد نباشد در مورد «کهریزک» صحبت کنیم. زندانی که داد و صدایش چنان بلند شد که خود نظام و حاکمیت هم بر اساس بسیاری گفته‏ها و شنیده‏ها، آن را بست. هیچ‏کس نتوانست وجود زندان کهریزک را انکار کند. جایی که وقتی اخبار مشهور بیست و سی هم به آن پرداخت نتوانست تداعی کننده آلکاتراز و بلزن نباشد.
در جایی از قول یکی از زندانیان آزاد شده از این زندان می‏خواندم که در کهریزک، بعد از درگیری‏های خرداد ماه، زندانیان برای آب خوردن باید زمین را لیس می‏زدند.
این آزاد شده که البته نامش در این گزارش آورده نشده است، اشاره می‏کند که زندانیان در این زندان به روش‏های مختلف مورد حمله و آزار قرار گرفته‏اند؛ از جمله فرو بردن دست‏ها در قیر، کتک زدن با کابل بر بدن لخت و حتی تجاوز جنسی.
به هرحال «زندان کهریزک» و یا «اندرزگاه کهریزک»، یکی از آن مراکز قابل بحث است و برخلاف آن که موضوع آن بارها به مجلس رفت، اما هیچ‏گاه روشن نشد که بالاخره قرار است چه کسانی در مورد رفتارهای خشونت‏آمیز در کهریزک پاسخ بدهند.

«بازداشت‏گاه ۵۹» نیز از زندان‏هایی بود که بسیاری در مورد آن صحبت کردند، اما هیچ‏گاه وضعیت آن روشن نشد.

از کهریزک که خارج شویم، شاید شنیدن اسم «زندان ۵۹ سپاه» نیز بد نباشد. این بازداشت‏گاه در زیرزمین‏های پادگان عشرت‏آباد واقع شده است و نقل‏های بسیار زیادی در مورد آن می‏شود.
بسیاری از کسانی که در این زندان گرفتار بوده‏اند، از مقامات عالی‏رتبه‏ی نظام بوده‏اند و حتی برخی گزارش‏های تایید نشده حاکی از آن است که آقای علیزاده، رییس دادگستری تهران نیز در سال ۱۳۸۴ این زندان را تجربه کرده است.
این بازداشت‏گاه تحت اختیار «سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران» است و جزییاتی که در آن رخ می‏دهد، تقریبا به اطلاع کسی رسانده نمی‏شود.
«بازداشت‏گاه ۵۹» نیز از زندان‏هایی بود که بسیاری در مورد آن صحبت کردند، اما هیچ‏گاه وضعیت آن روشن نشد.
«بازداشت‏گاه نبوت» نیز یکی دیگر از این بازداشت‏گاه‏ها است که در خیابان سهروردی واقع شده است و مشترکاً در اختیار وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران قرار دارد.
در گزارش‏هایی از بازداشت‏گاه عشرت‏آباد، در قرارگاه مبارزه با مواد مخدر عشرت آباد و هم‏چنین بازداشت‏گاه سئول، واقع در خیابان سئول و معروف به «ابوغریب» نیز نام برده می‏شود.
اما «زندان ۵۹ سپاه» تنها زندان سپاه نیست، برخی از آزادشدگان از زندان «۶۶ سپاه پاسداران» هم می‏گویند.
این بازداشت‏گاه خاص سپاه که در اتوبان افسریه در محدوده‏ی بلوار هجرت و پشت پادگان علامه‏ی طباطبایی قرار دارد و دارای سلول‏های انفرادی کاملا تخصصی است.
درست در هنگامی که قوانین جاری ایران و بسیاری از تاکیدات مجلس حاکی از آن است که اصولا هیچ بازداشت‏گاهی بدون مجوز سازمان اداره‏ی زندان‏ها نباید فعال باشد، گزارش‏های مختلفی در ارتباط با این قبیل بازداشت‏گاه‏های مخفی، انعکاس پیدا کرده است.
ه نظر می‏رسد درگیری‏های اخیر بعد از انتخابات خرداد ماه، نه تنها به گردان‏های عاشورا فرصت مسلح کردن نیروهای بسیج را داد، بلکه این فرصت را هم برای برخی از سازمان‏ها و نهادها به وجود آورد که بتوانند به راحتی زندان‏ها یا بازداشت‏گاه‏هایی موازی داشته باشند و تحت عنوان مصلحت نظام و امنیت کشور افرادی را بازداشت کنند؛ بدون آن که کسی بداند آن‏ها کجا و تحت مسئولیت چه ارگانی نگاه‏داری می‏شوند.
البته این سابقه به خیلی از کشورهای دیگر نیز برمی‏گردد؛ از جمله امریکا که زندانی شبیه به این بازداشت‏گاه‏ها در خلیج گوانتانامو دارد و یا زندان ابوغریب که پیش و پس از حمله‏ی امریکا در عراق وجود داشت. همین‏طور زندان پل‏چرخی و بگرام در افغانستان نیز یکی دیگر از این نمونه‏ها است. موارد مشابه بسیاری می‏توان در کشورهای مختلف نام برد.
این نکته مسلم است که اکثر حکومت‏ها هیچ نوع تعریف روشنی از زندان‏ها ندارند. همه‏ی آن‏ها در ایده‏آل‏های قانونی‏شان از زندان با عناوینی مانند اندرز دادن، تربیت کردن و یا مراکزی برای اصلاح رفتار افراد مجرم یاد می‏کنند. اما فاصله اندرز گاه های ایده آل و زندان هایی که آدم ها شب را در سلول های تنگ و تاریکش سر می کنند زمین تا آسمان است.
اما واقعا زندان چه جایگاهی دارد؟
محمد مصطفایی، حقوق‏دان، در مورد جایگاه زندان و یا همان اندرزگاه توضیح می‏دهد:
«اگر بخواهیم از نظر عدالت کیفری و از منظر انصافی به این قضیه بنگریم، مجازات باید تنبیهی و تربیتی باشد.
عدم استفاده از تکنولوژی و امکانات و تجهیزات مدرن، یکی از مشکلات در زندان‏ها است. هم‏چنین برخی موارد بهداشتی نیز رعایت نمی‏شود. بحث بهداشت، فقط به بهداشت جسمانی برنمی‏گردد. بلکه بحث بهداشت روانی نیز هست.

محمد مصطفایی:«اگر بخواهیم از نظر عدالت کیفری و از منظر انصافی به این قضیه بنگریم، مجازات باید تنبیهی و تربیتی باشد.»

در زندان‏‏های ما، آن انگیزه‏ای که باید یک زندانی برای ادامه‏ی زندگی داشته باشد، نمی‏تواند به‏دست بیاورد. این هم به دلیل فقدان روان‏کاو و روان‏شناس‏های متبحری است که ما خالی بودن جای آن‏ها را داریم حس می‏کنیم.
کسی که به زندان انداخته می‏شود، به جای آن که تربیت شود و راه زندگی را به او بیاموزند، برعکس وقتی به زندان می‏رود، با افراد مختلف دیگری که آن‏ها نیز مجرم هستند، ارتباط برقرار می‏کند و زندان تبدیل می‏شود به محل تفکر و جای تأمل و نقشه‏کشی برای این که عمل خلاف دیگری را در زمان دیگری در خارج از زندان انجام بدهند.
به این دلیل که موقعیت و شرایطی را برای زندانی ایجاد نمی‏کنند که زندانی بتواند دغدغه‏ها و نگرانی‏های ذهنی‏اش را چه از نظر شغل و چه از نظر درآمد، برطرف کند و وقتی دوباره وارد جامعه می‏شود، بتواند از آن خلل‏هایی که ما آن‏ها را از بین برده‏ایم، استفاده کند و زندگی سالمی را در جامعه شروع کند. به عبارت دیگر، از بهداشت جسمانی و روانی خوبی برخوردار باشد.
ما این موضع را نداریم؛ زندانی در درون زندان همیشه به این فکر می‏کند که بعد از آزادی چه کار باید بکند؟ آیا می‏تواند شغل خوبی برای خودش ایجاد کند یا باز هم باید به کار خلاف قانون دست بزند؟ آیا می‏تواند امرار معاش کند یا این که باید باز هم برود سرقت کند؟ باز دست به حمل مواد مخدر بزند؟ و هزار کار خلاف قانون دیگری که ما داریم.
به نظر من، به این ترتیب ما زمینه‏های وقوع جرم را آماده می‏کنیم. در صورتی که باید زمینه‏های وقوع جرم را با امکانات زندگی سالم برای شخص زندانی جایگزین کنیم.
اگر به زندانی‏ها و کسانی که مستعد وقوع جرم هستند، بیشتر توجه شود و حقوق‏شان به گونه‏ای در اولویت قرار بگیرد، فکر می‏کنم جامعه‏ی سالمی را خواهیم داشت.
ولی اگر نه، وضع به همین صورت ادامه پیدا کند، جامعه‏ی ما و امنیت کشور به خطر خواهد افتاد و به نفع سیستم قضایی یا قوه‏ی مجریه و به طور کلی، دولت نیست که بخواهد معضلاتی را که الان در زندان‏ها وجود دارد، نادیده بگیرد».
روزهایی که گذشت، بحث زندان‏ها و بازداشت‏گاه‏های قانونی را موضوع روز کرد و بار دیگر تیتر خبرها و یک سوی بحث‏های مربوط به درگیری‏ها، اغتشاشات و یا هر عنوان دیگری که نظام بر روی آن گذاشت، مساله‏ی زندان‏ها و بازداشت‏گاه‏هایی بود که عده‏ای به آن‏ها برده شدند.

سوال این جا است: آیا زندان‌‏ها واقعا اندرزگاه هستند؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: 

۱ Comment


  1. shirindehghan
    1

    و شما ای ادمیان در داوریها جانب احتیاط را نگه دارید زیرا ما ارواح نیز که خدا را میبینیم هنوز جمله برگزیدگان او را نمیشناسیم