شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
12 November 2016
در برابر خشونت و سرکوب حکومت اقلیم کردستان،

«روشن‌فکران در کردستان عراق‌: آواز ما، آزادی است»

۱۳۹۰ اردیبهشت ۰۹

گزارش / رادیو کوچه

به گزارش خبرنگار کوچه در اقلیم خود مختار، روز به روز بر شدت ارعاب‌ها و تهدیدهای حاکم اقلیم کردستان عراق، مسعود بارزانی، و حزب متبوعش- پارت دمکرات کردستان- بر مردمان‌، بیش‌تر می‌شود و در این‌جا خلاصه‌ای از پیام روشن‌فکران کردستان علیه ستم و محدودیت‌های ناروای موجود در کردستان را مرور می‌کنیم.

ادامه‎‏ی تجمعات اعتراض‌آمیز مردم سلیمانیه و شهرهای دیگر کردستان جنوبی، در میدان آزادی یا «ده‌رکی سه‌را»ی شهر سلیمانیه، در ابتدا روشن‌فکران قدم در صف اول نهادند. انگار که بعد از سال‌ها ترور و تهدید و ارعاب و دروغ حزب حاکم، می‌خواستند آینده نوینی را برای کردستان بشارت دهند. مریوان وریا قانع، بختیار علی و آراس فتاح  سه تن از روشن‌فکران کرد طی نامه‎ای بر ادامه‎ی این تجمعات و اعتراضات مسالمت‌آمیز و دموکراتیک، علیه ضعف و عدم مشروعیت و صلاحیت سلطه حاکم اقیلم کردستان، تاکید کردند و آن را نوید و مژده‌ای بر داشتن آینده‌‌ای روشن برای اقلیم کردستان عراق دانستند که دیر یا زود، حاکم سرکش و عصیان‌گر‌، پس از 55 سال‌، حکومت این قبیله بر کردستان تسلیم خواست و اراده  مردمان کرد می‌شود. آن‌ها به این مسئله اشاره داشته‌اند: باید میدان تجمعات اعتراضی را به جای گفت‌وگو، فرهنگ و ادبیات و هنر و تاریخ مبدل کرد. باید فرهنگ مذاکره و گفت‌وگو و شنیدن صدای مخالف و احترام به یک‌دیگر را از هم اکنون آغاز کنیم. باید با زبان مدنیت به دنبال خواسته‎ها بود و از هر گونه خشونت پرهیز کرد. خواسته‎ها باید در پی آزادی، رشد و آرمانهای متعالی باشد. آن‌ها‌، جوانان کرد را آینده‎‎‌سازان کردستان نو دانستند که بر تاریخ پر از رنج و محنت و برادرکشی سابق، خط بطلان بکشند. و افق آینده‏ای مملو از عشق و گذشت و احترام و انسانیت را ترسیم کنند و از احساسات و هیجان بپرهیزند که حاکم در انتظار محکوم کردن نسل جوان به مشتی اغتشاش‌گر و معترض تحریک شده و ملعبه چند جوان ثبت شود؛ این اعتراضات باید شناس‌نامه و هویت خاص خود را حفظ کند باشد و در جهت استقرار دمکراسی در جامعه کردستان حرکت کند. آن‌ها سیستم قدرت مسلط فعلی- بارزانی‌ها- را بی‌توجه به عقلانیت و مدنیت مدرن و ضد اصلاحات دانستند و تنها به وعده‌هایی فریبنده مبنی بر صورت پذیری اصلاحات سیاسی، مدنی، اقتصادی و فرهنگی، در جامعه اقلیم کردستان بسنده می‌کند، اما تا رسیدن به خواسته‌های خود، با استقامت کرد و اعمال فشار مدنی را ادامه داد.

آن‌ها در نامه خود نوشته بودند که «البته سال‌هاست که قدرت‌مداران این اقلیم، نه تنها ثروت و سامان و ملک و دارایی، بلکه همه انسان‌ها را نیز ملک شخصی خود می‌دانند و تصورشان بر این است که غیر از کوه و بیابان و رود و جاده و پل؛ مسوول مرگ و زیستن انسان‌های این دیار نیز هستند، و ابایی از کشتن و خون خلق به ناحق ریختن ندارند‌، ترور، گویی تنها شیوه حکمرانی است، این قدرت مسلط‌، انگار دیگر نیازی به اصلاحات نمی‌بیند، باوری به تغییر و اصلاحات هم ندارد، چون عقلانیت و اندیشه‌ای ندارد که در میانش باوری و یقینی بتوان یافت، برهوتی است از مرگ انگار‌، نگاه این قدرت‌مداران مسلط بر اقلیم، حکمرانی مادام‌العمر و رهبری مطلقه است و تبارگماری و فرزند را جانشین کردن و حتا حاضر به شنیدن اشتباه و خطا هم نیستند، نه می‌پذیرند نه شهامت پذیرش  دارند و نه اخلاق عذرخواستن و شرم‌ساری اما تاریخ هم نمی‌دانند که رسوای آن‌اند… در کدام کشور و جایی از این کره خاکی‌، این گونه به قتل اندیشه باورمندان به آزادی، بازی می‌شود‌؟ چه کسی فتنه را شروع کرد‌؟ صدای چند جوان معصوم که آوازشان آزادی بود و یا آن‌که انگشت بر ماشه چکانید؟  کدام یک، نشان زیستن جامعه پویاست، مرگ یک جوان یا آواز او ؟ چه موجب نگرانی است، ترور و کشتن تا انتقاد و زبان به اعتراض گشودن‌؟ چه کسی ناراحت شده است، جز حاکم زبون و قدرت‌مدار مسلط زمانه‌؟  رهبری که به زور فشنگ و گلوله و خون، می‌خواهد بر آن کرسی باقی بماند و مشروعیت و صلاحیت این تاج و تخت هم کسی نمی‌داند از کجا آورده است ؟و آن‌گاه امروز دیوانه و هار، مهار گسیخته و می‌خواهد یکی را در میانه رسوا کند، یا کشوری همسایه را، یا رقیبی دیگر را… اما جنون قدرت، آخرش نابودی است….»

از راست به چپ: آراس فتاح و مریوان وریا قانع، بختیار علی، احمد میره

احمد میره، استاد دانش‌گاه و دارنده نشریه لفین هم در سخنان خود اظهار داشت‌: «هر روز خیابان و جاده‌های کردستان، زیر پای شعار معترضان می‌خروشد و می‌جوشد، اما سلطه و قدرت حاکم و ضد اندیشه، ظاهرن بی‌باک‌تر جلوه می‌کند و روز‌به‌روز به جای شنیدن صدای اعتراض مردمان و یا قانون، سناریویی توطئه‌آمیز می‌تراشتند و فتنه‌ای دیگر می‌کنند و می‌خواهند که همه روزنه‌های برقرار جریان آزاد اطلاعات را مسدود کنند و چهارچوب شرع و قانون و انسانیت را هم نمی‌شناسند و تنها منفعت خود را می‌بینند و بقای قدرت‌شان را. آن‌ها خود را عین کرد و کردستان و دل‌سوز مردم کرد می‌دانند اما در عمل ضد قانون و ضد مردمان کرد و دشمن کردستان هستند و می‌خواهند اندیشه مردم کرد را تعطیل کنند، مشتی خرافات و موهومات را به اسم تاریخ به خوردشان بدهند خود را سلحشور و قهرمان و بت کنند و صدای هر منتقد و ناراضی را خفه کنند و اگر هم روشن‌فکری سخنی گفت، به زنجیر و زندانش بکشند و یا بی‌سر و صدا شکنجه کنند و حتا خونش را بریزند و روزنامه‌نگار و نویسنده و شاعر و مورخ از دید آن‌ها، توطئه‌گر است و لایق مردن و اگر نتوانستند، رسوای خاص و عام کنند. خود را سمبل دروغین و تحمیلی کردستان بدانند‌، اما نمی‌دانند که همه جوانان شهر و روستای کردستان، سمبل واقعی کردستان هستند. آن‌چه حاکم دیکتاتور اقلیم، در حق مردمان کرد معترض انجام داد، می‌شود پرسید فرق شما با قذافی و مبارک و بن علی چیست‌؟ قذافی مردمانش را کشت، شما هم، قذافی علیه معترضانش با خشونت سخن گفت‌، شما هم، قذافی هر آن‌چه زشت بود و قبیح، علیه مردم‌اش کرد، شما هم… چه فرقی است‌؟ .. آن‌قدر مردم هولیر‌ / اربیل را ترسانده‌اید که این ارعاب درتاریخ معاصر ما، بی‌نظیر است، مبارک در میدان التحریر چادری را آتش نزد، اما شما سوزاندید چادرهای دانش‌جویان میدان آزادی سلیمانیه را. ..

در گزارش‌های قبلی اشاره شده بود که شیرکو بی‌کس، شاعر معروف، هم در میدان آزادی در میان جوانان قرار گرفت و گفت: «بی‌پاسخی حاکم به خواسته‌هایتان، جام خشم شما را لبریزتر می‌کند و صبوری را خواهد کشت. جوان کرد امروزه ما، وعده سرخرمن و بی‌عمل را باور ندارد. در سرزمینی زندگی می‌کنیم که وعده‌های پارلمان در بیرون از ساختمانش، ذبح می‌شود و با خونش به صورت مردمان سیلی می‌زند و در سرزمینی زندگی می‌کنیم که حزبی دانش‌گاه را می‌بندد و حکومت و وزیرانش هم خفه شده‌اند و در عین حال «عدنان کریم» خواننده کرد عراقی نیز از تجمعات اعتراضی مردمان کردستان حمایت کرد و بهجت یحیی‌، خواننده دیگر کرد هم پیامی در این باره ارسال داشت. که «تنها به زبان عشق می‎توان پیام انسانی خود را فرستاد، برای اثبات این سخن روزهای آغازین تجمع در میدان آزادی سلیمانیه را به یاد آوریم که مورد آماج چنین قضاوت نابجا قرار گرفتید، هر کس به نامی شما را می‎خواند، اما شما با نثار گل به لوله‎های تفنگ اعلام کردید: نیروهای پیشمرگ برادر و اقوام ما هستند…»

در ادامه اعلام حمایت روشن‌فکران و نویسندگان و شعرای مشهور از معترضان میدان آزادی سلیمانیه؛ فاروق رفیق، نویسنده و منتقد فلسفی و از افراد اداره کننده سکوی آزادی بیان در میدان اصلی معترضان سلیمانیه، گفت‌: «این تظاهرات و اعتراضات، قدم‌های نخستین تغییر در کردستان است و پروسه سیاس نوینی را در تاریخ معاصر ما نوید می‌دهد. پارلمان و حکومت ما، موثر و کارا نیست و این نهضت، فرهنگ جدیدی را به ارمغان خواهد آورد که حکومت پاسخ‌گو و پی‌گیر و اهل منطق گفت‌وگو بار بیاید و این حرکت جدیدی است که چگونه تغییرات و اصلاحات نهادینه شود. خود ضد خشونت هستیم و خشونت را هم محکوم می‌کنیم … پس از ایراد سخن‌رانی و اداره برنامه‌های میدان آزادی، وی تهدید به ترور شد و دیروز هم  به منظور دستگیری او، 2 گروه جداگانه از اداره امنیت، به خانه او رفتند. امروز در میان معترضان گفت‌: «نیازی به آمدن به خانه و کاشانه ام وارعاب نیست، یک SMS  کافی بود که خودم به حیاط اداره اطلاعات و امنیت، قدم بگذارم… این سلطه و حاکم، نه عقلانیت دارد و نه اخلاق؛ صرفن پول و اسلحه در اختیار دارد؛ این سینه پر سوز من و این هم گلوله داغ شما، مرا دریابید و دریغ نکنید از کشتن من…»

به گزارش خبرنگار کوچه، پس از تهدیدهای مکرر و پی‌گرد نیروهای امنیتی، بختیار علی و ریبین هه ردی،  در این باره اظهار داشتند که‌: «این رفتار زشت حاکمیت و قدرت و سلطه توحش آمیز و ضد اندیشه و تفکر آزاد بارزانی را محکوم می‌کنیم و این موضع‌گیری تند و خشن، اما چوپ و بی‌معنا، تنها حاکم بازنده است‌. این جنبش مردمی و روشن‌فکران‌، معنویت و پیام و معنی دارد و دروغ‌ها را می‌زداید. اگر فاروق رفیق ترور و یا دستگیر شود، مانند یکی دیگر از کارهای غیر‌انسانی و مذموم در کارنامه سیاه تاریخ این  حاکم کرد و خانواده‌اش می‌باشد- مانند ترور جمال عرفان در ایام حکم‌رانی شیخ محمود برزنجی- و در این کارهای زشت و ناانسانی و بربریت گونه، تنها این حاکم و قدرت مسلط است که رسوا می‌شود. سرکوب و خشونت، اندیشه روشن‌فکران را مهار نمی‌کند و شاید برای مدتی تاریخ دروغین و جعلی بارزانی را در رسانه‌های تبلیغی‌، به مردمان ساده اندیش و زود باور، تحمیل کرد، اما پایدار نیست‌.

از راست به چپ: بهجت یحیی، فاروق رفیق، شیرکو بی‌کس

در این باره حاکم قادر محمد‌خان  و دکتر خسرو گل محمدی از روسای اداره امنیت کردستان جنوبی‌-  آسایش- که خود از روشن‌فکران و تحصیل‌کردگان دانش‌گاهی هستند، آن‌ها هرگونه محدودیت برای روشن‌فکران را علنن مردود و مذموم دانستند و اظهار داشتند‌: «این افراد جزو سرمایه‌ها و هویت این آب و خاک هستند و تنها دیالوگ راه حل عبور از این بحران است و حوزه عقل و عقلانیت را نمی‌شود در اداره امنیت، کنترل کرد. این روشن‌فکران، پیرو آزادی و استقلال و رشد هستند و برای ما هم مستقل بودن شان، قابل احترام است و تا این لحظه هم در همه سخن‌رانی‌ها‌، به طور محسوس و نامحسوس از جان و مال آن‌ها هم حفاظت کرده‌ایم، اما گاهی اموری خارج از کنترل و اراده ما بوده است.

یکی از مقامات امنیتی سلیمانیه، که نخواست نامش فاش شود، در این باره به خبرنگار کوچه، اظهار داشت‌: «پاراستن- اداره امنیت حزب بارزانی- در پی شناسایی موقعیت و تهدید و حتا ربودن روشن‌فکران است. مثلن در 6 ماه گذشته در تابستان 2010، پس از مصاحبه یکی از روشن‌فکران کرد ایرانی‌، عرفان فانعی‌فرد، که نویسنده خاطرات مام جلال طالبانی است، با نشریه لڤین  lvin، حزب بارزانی، رسمن از طریق اداره پاراستن، اطلاعیه‌ای در همه شهرهای جنوبی کردستان توزیع کردند که جان این مورخ کرد ایرانی و نیز ‌هێمن باقر و احمد میره را رسمن به مرگ تهدید کرده بودند، اما ما وارد عمل شدیم و ممانعیت کردیم. این‌ها قرائت فرا حزبی و مقدس مآبی از تاریخ دارند و طبعن باید با احترام نگریست. از آن موقع ما تجربه این نوع ادبیات خشونت‌آمیز را داریم، اما امروزه دیگر بیانیه‌ای صادر نمی‌کنند. ما پیرو اندیشه مام جلال طالبانی هستیم و ایشان فردی دمکرات و باورمند به آزادی بیان رای مخالف است، ما هرگز به روشن‌فکران و نویسندگان و مورخان و شاعران خود اهانتی نکرده‌ایم. حال دو حزب اتحادیه میهنی کردستان و دمکرات ممکن است بنا به توافق‌های سیاسی و استراتژیک گاهی حرف‌هایی را برای خوشایند هم بزنند، اما در اداره امنیت آسایش، حکایت بر اساس ایمان و اعتقاد ما است. ما خودمان علاقه‌مند به خواندن آثار منتقدانه و نوشته‌های روشن‌گرانه این عزیران هستیم و تا حد ممکن و مقدور، هیچ نگرانی برای جان هیچ کدام از فعالان در حوزه استحفاظی و کنترل ما نیستو بنا به شهادت مردم کردستان، اداره ما- آسایش- اداره پاکی است و از این جنایات نداشته‌ایم و تا این لحظه هم امنیت تظاهرات چند هزار نفری مردم کردستان جنوبی را بر عهده داشته‌ایم و اگر هم حادثه‌ای رخ داده است، رسمن اعلام می‌کنم که خارج از دایره ما بوده است.

امروز هم سایت نشریه لڤین ‌‌lvin، اعلام کرد که گروهی مسلح وابسته به حزب دمکرات کردستان برای دستگیر کردن فاروق رفیق به دانش‌گاه آمریکایی سلیمانیه رفته‌اند این گروه مسلح بنا به گفته این سایت خبری دانش‌گاه را محاصره کرده‌اند که این استاد فلسفه را دستگیر کنند. لازم به ذکر است که حزب دمکرات کردستان عراق به رهبری مسعود بارزانی، توهم و هراس زیادی از زبان منتقدان دارد و همه آن‌ها را وابسته و جاسوس و مامور می‌خواند.

 

بیشتر بخوانید:

«کردها و مسئله‌ی امنیت»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,