Saturday, 18 July 2015
08 December 2021
مجله جاماندگان-‌سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق-‌قسمت هفتاد‌و‌نهم

«لا اله الا الله را لا الله جلوه دادند»

2011 May 01

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

مدتی طولانی‌ست که مخالفین جوان جمهوری اسلامی از آیت‌اله‌ها ناامید شده‌اند، پس از درگیری‌های انتخابات 88 و سکوت اکثریت مراجع و بزرگان دینی، کسانی که تمایلات مذهبی شدیدتری نسبت به هم‌رایان خود داشتند، متوقع بودند که با وجود خطای بارز حکومت و ظلم مشهود، آیت‌اله‌ها رویه‌ای مناسب برای تنبیه نظام دینی در پیش گیرند، این معترضان جوان، شاید به علت شکاف جدی با نسل قبل از خود در نوع بیان دیدگاه‌شان، به مسایلی مهم توجه نکرده‌اند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در برنامه قبلی از مشارکت آیت‌اله شریعت‌مداری در شکل‌گیری شخصیت اجتماعی آقای خمینی و هم‌چنین وجاهت و رتبه دینی‌اش گفتیم و در این برنامه شاید یکی از مهم‌ترین دلایل سکوت مراجع تقلید را در لابه‌لای سرگذشت آقای شریعت‌مداری خواهید یافت، این نظام آن‌چنان جسورانه از حرمت‌هایی که خود مدعی اصالت‌بخشی به آن است از ابتدایی‌ترین سال‌های انقلاب گذشته که ممکن نیست از حافظه آیت‌اله‌ها محو شود، این پیرمردان محافظه‌کار ترجیح می‌دهند لااله‌الا‌الله‌شان، لا‌الله خوانده نشود.

در اواسط فروردین سال 61، آقای «صادق قطب‌زاده» به‌اتهام «توطئه برای براندازی نظام»، دست‌گیر و زندانی شد و آقای «فخرالدین حجازی» در نماز جمعه تهران و آقای «علی مشکینی» در نماز جمعه قم، ضمن مرتبط ساختن جریان قطب‌زاده به آیت‌اله شریعت‌مداری، علیه آیت‌اله گستاخانه، به هتاکی و فحاشی پرداختند و مردم را تحریک کردند و بعد از نماز جمعه قم، ماموران دولتی هم‌راه با عده‌ای از مردم تحریک‌شده، به بیت او و دارالتبلیغ اسلامی هجوم بردند و آن محل‌ها را محاصره و اشغال نمودند و اطرافیان‌اش را بازداشت و زندانی کردند.

آیت‌اله منتظری در‌باره این جریانات می‌گوید: «روزی، آقای حاج احمد آقا قم، به منزل ما آمد و در حالی که آقای حاج سید هادی هاشمی نیز حضور داشت، به‌نحو تهدیدآمیز گفت: «امشب قطب‌زاده در تلویزیون مطالبی را راجع‌به آقای شریعت‌مداری می‌گوید. شما مواظب باشید حرفی نزنید و چیزی نگویید.»

بعد، شب، مصاحبه آقای قطب‌زاده از تلویزیون پخش و در این راستا بود که به سراغ آقای شریعت‌مداری رفتند… بعدن شنیدم آقای حاج احمد آقا در زندان، سراغ آقای قطب‌زاده رفته و به او گفته است: «شما مصلحتن این مطالب را بگویید و اقرار کنید و بعد امام شما را عفو می‌کنند.» ولی بالاخره او را اعدام کردند.

بعد، شب، مصاحبه آقای قطب‌زاده از تلویزیون پخش و در این راستا بود که به سراغ آقای شریعت‌مداری رفتند… بعدن شنیدم آقای حاج احمد آقا در زندان، سراغ آقای قطب‌زاده رفته و به او گفته است: «شما مصلحتن این مطالب را بگویید و اقرار کنید و بعد امام شما را عفو می‌کنند.» ولی بالاخره او را اعدام کردند.

و باز بعدها، از طریق موثقی شنیدم که جریان ریختن مواد منفجره در چاه نزدیک محل سکونت مرحوم امام به‌کلی جعلی است و واقعیت نداشته و منظور فقط پرونده‌سازی برای مرحوم آقای شریعت‌مداری بوده است.

به‌دنبال گفته‌های قطب‌زاده، با برنامه‌های هم‌آهنگ‌شده جامعه مدرسین قم اعلامیه بدون امضایی را در محکومیت آیت‌اله شریعت‌مداری صادر و از رسانه‌های گروهی پخش کردند و جو بسیار شدیدی را علیه او که هیچ‌گونه امکانی برای تکذیب اتهامات وارده نداشت به‌وجود آوردند و با گماشتن پاسدارانی از جانب رژیم، در خانه‌اش رسمن زندانی شد.

آیت‌اله شریعت‌مداری در سال 61، نامه‌ای را در تکذیب اظهارات قطب‌زاده و دیگران به مردم و مسولان امر نوشت.

رژیم برای وادار ساختن این مرجع تقلید به اعتراف و اقرار به توطئه خودساخته به غوغاسالاری روی آورد و با به راه انداختن عده‌ای شعارهای تند و تهدیدات جانی را به کار گرفت که در این شرایط رعب و وحشت، آن مرجع نامه‌ای را سه روز بعد، خطاب به شخص آیت‌اله خمینی نوشت، اما پاسخ منفی بود و بنابه نقل آیت‌اله صدر، حتا یک مرتبه، آقای خمینی گفته بود: «شریعت‌مداری باید در خانه‌اش محبوس باشد تا با مرض‌اش بپوسد و بمیرد.»

آیت‌اله شریعت‌مداری در روزهای آخر عمرش، در حالی که روی تخت در بیمارستان مهراد بستری بود، یادداشتی از خود به‌یادگار گذاشت که می‌تواند پایان‌دهنده این ماجرا باشد.

این نامه به زبان عربی‌ست و ترجمه جملات آخر این متن چنین است:

از چیزهایی که می‌بایست بر آن، چون مادران جوان‌مرده گریست، این است که «مسولان رژیم جمهوری اسلامی ایران» سوالاتی از من کرده و مرا بر پاسخ آن‌ها اجبار کردند و بعد از این‌که من به آن‌ها پاسخ دادم، آن را از تلویزیون پخش کردند، ولیکن نیمی از آن‌چه را که مرا بر پاسخ آن اجبار کرده بودند، سانسور کردند که در اثر این‌کار، موضوع کاملن تحریف‌شد. این بدان می‌ماند که من گفته باشم: «لا الله الا الله» (یعنی: «من موحدم.») و آنان «لا الله» را پخش کنند و«الا الله» را پخش نکنند (یعنی: «من مشرکم و ملحدم.») و جای شگفتی این‌جاست که خود قاضی «آقای ری‌شهری» پیش من اعتراف کرد که: «من چنین سانسورکردنی را دستور داده‌ام.»

آیت‌اله منتظری در مورد زمان فوت آیت‌اله نوشته است:

یک روز، آقای ری‌شهری «آن‌وقت که وزیر اطلاعات بود» آمده بود این‌جا. گفت: «من الان منزل آقای گلپایگانی بوده‌ام، این مطلب را به آقای گلپایگانی گفته‌ام، به شما هم می‌گویم: آقای شریعت‌مداری همین دو سه روز رفتنی است، مبادا عکس‌العملی از خودتان نشان بدهید.» در حقیقت، آمده بود تهدید کند. من به او گفتم: «بالاخره آقای شریعت‌مداری یک مرجع است که تعداد زیادی از ترک‌ها به ایشان علاقه دارند. من اگر جای امام بودم، در صورتی که آقای شریعت‌مداری فوت می‌شد، در مسجد اعظم یک فاتحه برای او می‌گذاشتم. با این‌کار، مردم خوش‌حال می‌شدند و احساس می‌کردند که مسایل شخصی در کار نیست. به‌نظر من، فاتحه گرفتن برای ایشان یک کار عقلایی است.» گفت: «این نظر شما را به بالا بگویم؟» گفتم: «بگو.» این قضیه تمام شد. آقای ری‌شهری رفت. بعد هم آقای شریعت‌مداری از دنیا رفت. جنازه او را که شبانه آورده بودند، آقای حاج آقا رضا صدر خواسته بود بر او نماز بخواند، نگذاشته بودند. بعد از چند روز من رفتم جماران. دیدم آقای شیخ حسن صانعی و احمد آقا این مطلب را دست گرفته‌اند که: «بله، منتظری می‌گوید امام برای شریعت‌مداری فاتحه بگذارد.» و این‌کار را مسخره می‌کردند. تا این‌که یک شب که ما با امام جلسه داشتیم، در آن جلسه همه مسوولین، آقای هاشمی، آقای خامنه‌ای، آقای موسوی اردبیلی، آقای موسوی نخست‌وزیر و احمد آقا هم بودند. در ضمن صحبت‌ها، من این مطلب را به امام گفتم که: «چه اشکال داشت طبق وصیت آقای شریعت‌مداری که به آقای صدر گفته بودند تو بر من نماز بخوان، در آن نیمه‌شب اجازه می‌دادند آقای صدر بر آقای شریعت‌مداری نماز بخواند؟ این به کجای انقلاب لطمه می‌زد؟ ولی حالا که نگذاشته‌اید، آقای صدر همه این جریانات و جریان بازداشتش را در یک جزوه هفتاد هشتاد صفحه‌ای نوشته است، خیلی هم محترمانه نوشته، به کسی هم توهین نکرده است. اما این نوشته در تاریخ می‌ماند و بعد در آینده، حضرت‌عالی را محکوم می‌کنند، می‌گویند آقای خمینی نگذاشت به یک نفر مرجعی که رقیبش بود، نماز بخوانند.»

وقتی من این حرف را زدم، امام ناراحت شدند و جمله تندی به آقای شریعت‌مداری گفتند.

آقای منتظری در حضور آقای صدر گفته بود که آقای خمینی گفت: «مگر شریعت‌مداری به نماز عقیده داشت؟»

و فرمان هجده‌ماده‌ای که برای پس از مرگ آیت‌اله صادر شد:

1  – جنازه شریعت‌مداری به بازماندگانش تحویل نشود

2 – از جنازه‌اش تشییع نشود

3 -به وصیت او عمل نشود

4 -در حسینیه‌اش غسل داده نشود

5 -سید رضا صدر بر او نماز نخواند

6 -در حرم قم دفن نشود

7 -در حسینیه‌اش دفن نشود

8 -از اقامه عزا و مجالس ختم برای او ممانعت شود

9 -اگر کسی برای او اقامه عزا کرد، زندانی شود

10 -کسی که روز وفات امام هفتم، پیراهن سیاه بر تن داشت، دست‌گیر گردد

11 -سید رضا صدر که برای تسلیت مصیبت‌زدگان رفته، زندانی شود

12 -پسر شریعت‌مداری در دم مرگ پدر، حق سخن با پدر ندارد

13 -تلگراف‌های تسلیت به مخاطبین نرسد

14 -کسی حق ندارد به خانه مصیبت‌زدگان برود

15 -مجلس هفت و چهل نبایستی برای او تشکیل شود

16 -صدای گریه نبایستی از خانه‌اش بلند شود

17 -روضه‌خوانی نباید برای مصیبت‌زدگان روضه بخواند

18 -مصیبت‌زدگان اگر نزد کسی شکایت کنند، ضدانقلاب خواهند بود

یکی از مشهورترین جملات آیت‌اله شریعت‌مداری این‌ست: «همه این‌ها را خداوند می‌بیند و خداوند چه داور خوبی است .»

 

 

 

 

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , ,