Saturday, 18 July 2015
22 September 2020
زندانیان سیاسی نخبه‌های جامعه ما محسوب می‌شوند،

«ترفند اتهام اقدام علیه امنیت ملی به زندانیان سیاسی»

2011 May 03

مهیار فرآورده

زندانیان سیاسی که به جرم‌هایی در ردیف «اقدام علیه امنیت ملی» در ایران مظنون واقع و یا محکوم شده و در زندان‌ها نگه‌داری می‌شوند، از تمام گروه‌های اجتماعی می‌آیند: سندیکاها و تشکل‌های کارگری، دانش‌جویان و فعالان دانش‌گاهی، معلم و فعال فرهنگی، حامیان حقوق بشر و مدافعان حقوق اجتماعی، وکیل، نویسنده، هنرمند، شاعر، کارگر، کارمند، بازاری و حتا افرادی که پیش‌تر طرف‌دار ولایت خامنه‌ای بودند و هم‌چنین رهبران احزاب و تشکل‌هایی که از درون همین نظام برآمدند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

زندانیان سیاسی نخبه‌های جامعه ما محسوب می‌شوند که در گیرودار زندگی اجتماعی و عدم تمکین به ظلم، و اعتراض به تعدی، به چنگ ماموران ولایت فقیه افتادند و در روند بازداشت، بازجویی‌هایی که حکم کوره داغ و جانکاه دارد، و هم‌چنین در بازتاب محیط حاکم در زندان بر روان‌شان، آبدیده شده و به نخبه‌گی سیاسی رسیدند. می‌دانیم هر‌کدام از این زندانیان اراده کنند می‌توانند با یک «اعتراف تلویزیونی» از بند اهریمن رهایی یابند، چنان‌چه پیش‌ترها در مورد افرادی دیدیم.

نباید تردید داشت تمام فشارهایی که بر زندانیان سیاسی وارد می‌شود، در جهت دست کشیدن ایشان از مواضع خود و احیانن پذیرش «اعتراف تلویزیونی» است، زیرا حداقل کمکی که این اقدام می‌تواند به دولت بکند، بالا بردن روحیه افراد خودی و انعکاس در رسانه‌های کشور است که همگی را قبضه کرده و امکان آن را دارد تا ترفند خود را به دورترین نقاط کشور بفرستد. اما ایستادگی زندانیان سیاسی بر مواضع خویش، خیال خامنه‌ای و اطرافیان او، و همین‌طور دست‌گاه امنیتی او را از بن، از این بابت راحت کرده است.

به زعم دست‌گاه حاکمه، زندانیان سیاسی که در زندان‌های ولایت فقیه گرفتارند، نخبگان سیاسی و خطرناک‌ترین دشمنان نظام به حساب می‌آیند، زیرا با وجود این‌که در بند گرفتارند و می‌دانند حیاتشان در دست زندانبانان است، اما باز هم نامه انتقادی می‌نویسند و بیانیه صادر می‌کنند. پس باید از صفحه روزگار محو شوند. حال با جلوگیری از خدمات پزشکی به آن‌ها و یا زیر فشارهای عصبی.

«منصور اسانلو»، فعال کارگری و رییس سندیکای کارگران شرکت واحد تهران که یکی از همین زندانیان سیاسی است، در دل‌نوشته اخیر خود به مناسبت «روز کارگر»، محیط اطراف خویش را در زندان به «دور‌ترین جاهای جهنم که به قدر یک تاریخ پر ستم سیاه است» تشبیه می‌کند. محیطی که «دردی عمیق و جان‌کاه» در جانش می‌افکند که «چون آتش او را هر لحظه می‌سوزاند و خاکستر می‌کند و دوباره می‌سوزاند و خاکستر می‌کند».

او از همان روزنامه‌هایی که در زندان به وی اجازه خواندن می‌دهند، شرایط بد اقتصادی را می‌بیند. بازتاب افزایش ناگهانی قیمت سوخت را و متوقف شدن کار بسیاری از واحد‌های تولیدی را، و در دل‌نوشته‌اش به آن‌ها اشاره می‌کند:

«افزایش بی‌رویه قیمت ارز خارجی و طلا، برگشت میلیون‌ها چک بانکی، واردات بی‌رویه کالاهای چینی، ورشکستگی صنایع داخلی و حتا کشاورزی و باغ‌داری، عدم اجرای تعهدات دولتی در مورد رفع بی‌کاری و بیمه کردن همه بی‌کاران». او «رشد فزاینده فساد» را می‌‌بیند، «حوادث تلخ اجتماعی، فرهنگی و سیاسی» را هم. او از طریق مطالب نوشته شده در روزنامه‌ها شاهد «گسترش انواع جرم و جنایت‌ها، بیماری‌های روانی، افسردگی و از دست رفتن آرمان‌های والای انسانی» است و می‌داند که «فحشا و اعتیاد» در جامعه بیداد می‌کنند.

اسانلو از همان داخل زندان هشدار می‌دهد که «چیزی از دعوای آقایان در داخل حکومت گیرمان نمی‌آید!» و «بدون باور به خود و بدون شجاعت، بدون کوشش برای کسب آگاهی و بدون هم‌راهی عملی به جایی نمی‌رسیم و در همین وضع نابسامان فعلی و بد‌تر از آن دست و پا خواهیم زد». او نگران «آینده فرزندان‌مان» و «داشتن یک جامعه متعادل اجتماعی و بهره‌مندی مردم از حداقل‌های انسانی و طبیعی» است.

منصور اسانلو در پایان دل‌نوشته خود می‌گوید: «برای تامین زندگی خود و خانواده‌های‌مان برای بهره‌برداری از شادی‌های زندگی‌مان باید که بجنبیم» و «کار نیمه‌کاره را تمام کنیم.»

باید از قاضی‌هایی که این قبیل حکم‌ها را صادر می‌کنند پرسید، آیا چنین دل‌نگرانی‌ها و دغدغه‌هایی نشان از «اقدام علیه امنیت ملی» است؟

بر بسیاری پوشیده نیست که این قاضی‌ها رنج تحصیل قضاوت را بر خود هموار نکرده‌اند، بلکه «آدم»های ولایت فقیه هستند که دست‌گاه حاکمه آن‌ها را آن‌جا گمارده تا خارج از حوزه قضاوت حکم‌هایی را به صلاح «نظام» صادر کنند. یک گروه چپاول‌گر که دستش تا آرنج در خون مردم فرو رفته، خود را به‌جای «ملت» می‌گذارند و امنیت خویش را به عنوان «امنیت ملی» جار می‌زنند و در بوق‌ها می‌دمند.

حال این گروه بر سر تقسیم غنایمی که از طریق سرکوب مردم به دست آورده‌اند اختلاف نظر پیدا کرده‌اند و کوس رسوایی‌ای اختلاف خامنه‌ای و رییس جمهوری محبوبش محمود احمدی‌نژاد که عقدشان با تشریفات در بیت رهبری خوانده شد بالا گرفته.

چهار ماه و نیم پیش که عروس وزیر امور خارجه را به طرز توهین‌آمیزی بیرون انداخت، داماد آن را زیر سبیلی در کرد. اما اکنون عروس یکی از گماشتگان داماد را بیرون کرده، که با مخالفت شدید داماد و اطرافیان او روبه‌رو شده تا جایی که عروس شش روز اعتصاب کرد و دست به سیاه و سفید نزد، تا 11 اردی‌بهشت، روز کارگر که لابد داماد گماشته را برای انجام ماموریتی فرستاده بود.

منصور اسانلو در پایان دل‌نوشته خود می‌گوید: «برای تامین زندگی خود و خانواده‌های‌مان برای بهره‌برداری از شادی‌های زندگی‌مان باید که بجنبیم» و «کار نیمه‌کاره را تمام کنیم.»

 

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    wh0cd305040 prednisone viagra canada cytotec pills cheap furosemide buy propecia