شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
18 September 2016

«عرفان قانعی‌فرد»

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۰

عرفان قانعی‌فرد / محقق تاریخ معاصر

………………………………………

«پاسخ عایشه محمدی به عرفان قانعی فرد»

واکنش سریع آقای قانعی‌فرد به مطلب بنده و مصاحبه ایشان با رادیو کوچه، مبارک است. به نظرم این مصاحبه توانسته است مخاطب را به اصل مدعیات‌ من و عرفان آگاه‌تر کند و از این بابت به نوبه خود از رادیو کوچه ممنونم.

………………………………………

«تا فردا خدا نگهدار، درخت‌ کنار دشت»

در کانون‌ نویسندگان‌ پس‌ از انقلاب‌، پیرمجلس‌ بود. به‌ قول‌ خودش‌ هم‌ رییس سِنی‌ و هم‌ رییس سُنی‌های‌ کانون و در میان‌ چهره‌های‌ حزب‌ توده‌ و تاریخ‌ معاصر هم‌، به‌ نوعی‌ فعال‌، یونسی‌ چهره‌ای‌ است‌ که‌ از هر زاویه‌ و جهت ‌می‌شود به‌ او نگریست‌ و به‌ بررسی‌اش‌ پرداخت‌.

………………………………………

 «این قافله، تا به روز حشر، لنگ است!»

همیشه عادت دارم از قالب ها و کلیشه ها، مهار اختیار پاره کنم و آقا و نوکر خودم باشم. گرچه بنا به پیشانی نوشت ، سر از تحقیق تاریخ معاصر کشورم در آوردم و تو گویی که اجل پس گردنم زده بود و یا به قول مادربزرگم، نصیب و قسمت ام، آن است.

………………………………………

 «زادروز پویای واژه»  

امروز 77 سال از میلاد استاد واژه و زبان‌، محمد‌رضا باطنی‌، می‌گذرد که دراواسط دی 1313 در اصفهان تولد یافت. همان سالی که آرام‌گاه حکیم ابوالقاسم فردوسی، با نطق رضا شاه افتتاح شد و کنگره فردوسی برگزار (‌شاعری که زبان پارسی را از گزند اعراب رهانید)، و رضا شاه متن را با چه صدای غرایی از رو می‌خواند

………………………………………

 «کردستان عراق و تفکر قبیله‌ای در سیاست»

در این 2-3 روز اخیر، مقرها و مراکز حزب اتحاد اسلامی توسط اقدام نظامی حزب سنتی دمکرات کردستان عراق به آتش کشیده شده و افراد زیادی هم مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند و دلیل هم ساده است‌:

………………………………………

«آرزوی موفقیت سفر رییس اقلیم کردستان»

ساعت 6 صبح امروز شنبه 7 آبان ماه‌، وزیر خارجه به استقبال مسعود بارزانی رفت تا به عنوان میهمانی از عراق در این چند روز با مقامات جمهوری اسلامی دیدار کند. پس از 1975 و قرارداد الجزایر بین ایران و عراق، حزب دمکرات کردستان عراق به کلی دچار اضمحلال و فروپاشی شد.

………………………………………

«70 سال پس از شهریور 1320»

سپیده دم شانزدهم سپتامبر 1941‌– 25 شهریور 1320‌– بیرون از ایران جنگ و بمباران بود و ایران هم به ظاهر بی‌طرف! از تیر ماه 1320 تا شهریور، در سه ماه تابستان‌، رادیوها و روزنامه‌ها نوشتند که «احتمالن قشون لندن و شوروی به ایران حمله خواهند کرد»

………………………………………

«اوهام قیم کرد و کردستان و تجویز سرنوشت لیبی»

دیگر تحت عنوان کردها، این همه سخنان پر توهم، متناقض و غیر‌شفاف را به خورد ملت دادن، کافی نیست‌؟ اگر آزادی و استقلال هدف است با ضد آزادی و دمکراسی چه باید کرد؟ شما چه سابقه‌ای مبنی بر آزادی‌خواهی دارید؟

………………………………………

«ضرورت میلاد سازمان اطلاعات و امنیت کشور»

پژوهش و پرداختن به بررسی ساختار امنیتی ایران، امری جالب و ضروری است. در دوران 33 ساله بعد از انقلاب اسلامی‌، «برخی از مورخان بر این عقیده‌اند که واقعیت جامعه ایران از شاه مخفی نگاه داشته می‌شد  و او خبری از اوضاع داخلی نداشت و…

………………………………………

 «فریادپیر قصه گو، درآغوش اقیانوس»

5:30 عصر‌، از تلفن‌، صدای خسته دوستی برآمد‌، درپاسخ به پیام تلفنی‌ام‌، گفت که در ایست‌گاه قطار منتظر من است. او چند روزی است میزبان علی اشرف است‌، نویسنده سال‌های ابری‌، آبشوران و قصه‌های کردی و همان پیر سینه سوخته کانون نویسندگان‌، بی‌اختیار دچار هیجان شده بودم‌، آخر در دیدار با دوست‌، یک لحظه آرام و قرار ندارم…

………………………………………

«ضدیت با ایران، در برنامه اداره امنیت عربستان؟»

سعودی‌ها در روابط خارجی خود همواره دنبال حفظ امنیت داخلی و بعد موقعیت منطقه‌ای و سپس حضور قدرت‌مند در خاورمیانه، بدون وانمود کردن به حمایت رسمی آمریکا‌، هستند.

………………………………………

«یک کرد ایرانی‌الاصل، رییس جمهوری عراق»

سالیان پیش، ئاغا رستم (خان) که از بی‌رحمی شاه عباس صفوی از بوکان به عراق رفت و در قره‌داغ سکنی گزید، شاید نمی‌دانست که روزگاری نواده او در قامت رییس جمهوری عراق، به ایران رفت و آمد دارد..

………………………………………

«شاه فقید به کردها چه خیانتی کرد‌؟ چرا گوربه‌گور‌؟»

شاید خوانندگان محترم‌، بر من این خرده را بگیرند‌، که به عنوان نویسنده خاطرات جلال طالبانی‌، چرا مصلحت را پیشه نمی‌کنم و  سکوت اختیار نمی‌کنم … اما برای زدودن ابهام‌ها‌، گاهی تذکر تاریخی لازم است‌.

………………………………………

«بیایید ایران را تجزیه کنیم!؟»

تعجب نکنید!، هر ایرانی با غیرتی از این تفکر دوری می‌کند و مردم ایران و نسل جوان هم چنین تفکری ندارند، اما این خواسته قلبی برخی از حضرات است که امروزه به صورت کادو شده و یا تلویحی بیان می‌کنند.

………………………………………

«سفر به قامیشلی» – بخش نخست

کردهای سوریه در 3 بخش جدا از هم‌- به موازات مرز کردستان ترکیه‌– می‌باشد که عبارتند از‌: قامیشلی (‌جزیره‌)‌، کوبانی (‌عین العرب‌) و عفرین. البته قامیشلی را عروس کردستان سوریه می‌نامند اما عفرین برای من جهان‌دیده، بسیار دیدنی‌تر است‌، کوهستانی و سبز و خرم که یک وجبش شاید خاک خالی از رستنی نباشد با مردمانی از عشیره شکاک.

………………………………………

«سفر به شام و زیارت آن مستانه سوری»

یکی از نعمت‌هایی که در دوران عهد شباب از جهان گرفته‌ام همین سفر کردن است و گاه دیدارهایم با چهره‌ها را صادقانه برای هم‌وطنانم بازگو کرده‌ام و به ندرت خاطرات و یادداشت سفری نوشته‌ام‌. دوست دارم که با صدای بلند هر آن‌چه را دیدم بازگویم‌ که همانا‌ شرح حال پریشانی انسان‌های این دیار است.

………………………………………

«کردها و مسئله‌ی امنیت»

هشتمین نماز جمعه اعتراضی مردمان معترض در سرای آزادی شهر سلیمانیه برگزار می‌شود، اما علت اصلی آن ناآرامی‌ها چیست‌؟ اوضاع‌ در کردستان‌، نشان‌گر پیش‌رفت سیاسی بعد از 1996 نیست هرچند در 2003 صدام فروپاشید، در کردستان عراق‌، آزادی و دمکراسی در حال احتضار است و نگاه امنیتی حکم‌فرماست، اما هنوز در کردستان همه چیز 50-50 بین دو حزب تقسیم شده است‌.

………………………………………

«کردستان، قربانی یک گروه قاچاق‌چی مواد‌مخدر و تروریست؟»

7 سال پیش‌، در اولین روزهای فروردین 1383- نوروز سال 2003- واژه پژاک‌ پا به عرصه اخبار سیاسی درباره کردستان نهاد. با 300 نفر کادر‌، کارش را آغاز کرد و 20 شهریور همان سال بود که تشکیل گروه مسلح پژاک‌ رسمن اعلام و کم‌کم لای خبرها این اسم برای کردها تکرار شد و انگار به پسوند کرد و کردستان نیاز داشت که مطرح شود.

………………………………………

«نه جاسوسم، نه وابسته‌، یک انسانم اما کرد دگر‌اندیش»

نمی‌دانم «این چه رازی است که سال بهار، باعزای دل ما می‌آید.» از رثا نوشتن چندان دل خوشی ندارم، اصولن از بت‌پرستی  و فرد‌پرستی گریزانم‌. اما گاهی انسان‌هایی هستند که نمی‌شود یادشان نکرد، برایشان ننوشت و سخنی نگفت…مام غنی‌بلوریان هم از آن گروه است و شاید لایق ذکر خیر. بامداد روز 9 مارس با سکته مغزی زندگی را به درود گفت

………………………………………

«بارزانی، شاه، مافیا یا سرطان کردستان؟» – بخش دوم و پایانی

اسفند 1353 است، مصطفی بارزانی در تهران سرگردان است، هر دم از هتل به دفتر نعمت‌اله نصیری زنگ می‌زنند، یک بار هم‌ از دفتر سرلشکر علی معتضد- قائم مقام ساواک‌- به آن‌ها تذکر داده می‌شود که «تا بازگشت اعلی‌حضرت، شما باید در تهران بمانید! منتظر باشید!»

………………………………………

«بارزانی، شاه، مافیا یا سرطان کردستان؟» – بخش نخست

حزب بارزانی یک حزب عشیره‌ای است و بارزانی‌ها می‌خواهند که همانند شاه، بر هر آن‌چه در کردستان می‌گذرد، کنترل داشته باشند…حکومت کردی در اربیل، نمایندگی بخش مهمی از جامعه را متضمن نمی‌باشد، این حکومت فاقد مشروعیت در نمایندگی مردم می‌باشد‌؛ فئودالیسم‌، هنوز موجود است .

………………………………………

«شیخ عزالدین‌، چهره مذهبی دگراندیش و تبعیدی»

«شیخ عزالدین حسینی» از دوران تحصیل و تدریس فقه، در کردستان به شخصیتی دگر‌اندیش و مخالف شهره بود و در آغاز انقلاب‌، نامی آشنا و دخیل در سیاست تاریخ معاصر کردستان و از رهبران روحانی‌ اهل سنت، که خواستار به‌ رسمیت‌‌شناختن‌ ملیت، هویت قومی‌ بر اساس قانون‌ اساسی‌ ایران‌ بود که‌ حقوق‌ فرهنگی‌، اقتصادی‌ و سیاسی‌ و اجتماعی‌ همه‌ گروه‌های‌ قومی‌- نه در شعار بلکه در عمل- رسمن و قانونن شناخته‌ شود و حتا خواهان ترسیم‌ مجدد مرزهای‌ استانی‌ بود.‌

………………………………………

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , ,