Saturday, 18 July 2015
05 December 2020
پس‌نشینی‌تند

«درجست‌وجوی مردعادل»

2011 May 26

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

چندی است که پس از مدت‌ها غیبت‌، سرو کله‌ی «کامران‌‌ نجف‌زاده» و برنامه‌های عدالت‌محورش در 20:30 پیدا شده است. برنامه‌هایی که گزارش‌هایی است سوزناک از درد و رنج و فقر و نداری مردم ایران که دل هر بیننده‌ای را از وجود این همه اختلاف طبقاتی در کشورمان به درد می‌آورد. شروع دوباره‌ی چنین کارهایی در صداوسیما نشان از کلیدخوردن سناریوی تکراری است که من آن را «درجست‌وجوی مردعادل» می‌نامم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

نشان‌دادن دوباره‌ و چندباره‌ی حقایقی که مردم خودشان بیش‌تر و به‌تر از هر مسوولی با آن آشنایند و هر روزه با گوشت و پوست و استخوان‌شان آن‌ها را لمس می‌کنند با چه هدفی صورت می‌گیرد؟ واقعیت این است که اگر پروژه‌ی حذف «احمدی‌نژاد» هم کلید نمی‌خورد با هرچه نزدیک‌تر شدن به پایان دوره‌ی ریاست‌جمهوری‌‌اش و تحقق‌نیافتن هیچ‌کدام از وعده‌های دولتش برای گسترش عدالت و کم‌تر شدن سطح اختلاف‌ طبقاتی در جامعه، می‌باید جهت پرتاب پیکان‌ حملات و انتقادات از نظام و رهبری به سوی شخص «احمدی‌نژاد» تغییر می‌کرد. تئوریسین‌های جمهوری‌اسلامی به‌تر از هر‌کسی به این مشکل فرهنگی عمیق و قدیمی جامعه‌ی ما آگاهند و می‌دانند که به وسیله‌ی آن می‌شود به سادگی مردم را فریب داد. ضعفی کهنه در فرهنگ‌سیاسی ما ایرانیان وجود داشته و دارد که همواره ریشه‌ی مشکلات اجتماع را در شخصیت و قدرت افراد می‌بیند و به سیستم و ساختار توجهی نمی‌کند. برای ما ایرانیان جمله‌ی «غربی‌ها اگر پیش‌رفت کردند و در جامعه‌شان فساد نیست برای این است که حاکمین‌شان آدم‌های درستی‌اند و مثل مسوولین ما دزد نیستند» جمله‌ی آشنایی است، یادمان نرود که سخن‌رانی اخیر «عطاله ‌مهاجرانی» درباره‌ی خصوصیات «علی‌ خامنه‌ای» و تاکید بر سلامت مالی و اقتصادی او، با آگاهی کامل و سو‌‌استفاده از همین خصوصیت ایرانی‌ها انجام شد. «مهاجرانی» می‌داند که در اندیشه‌ی‌سیاسی بیمار ایرانیان، هر آن کس که مشکل مالی ندارد و به اصطلاح عوام دزد نیست، پس الزامن حاکم خوبی هم هست.

نشان‌دادن دوباره‌ و چندباره‌ی حقایقی که مردم خودشان بیش‌تر و به‌تر از هر مسوولی با آن آشنایند و هر روزه با گوشت و پوست و استخوان‌شان آن‌ها را لمس می‌کنند با چه هدفی صورت می‌گیرد

اکنون نظریه‌پردازان جناح اصول‌گرای دولت جمهوری‌اسلامی با همین شیوه و با نمایش دوباره‌ی مشکلات جامعه از یک سو و متهم کردن اطرافیان «احمدی‌نژاد» به دزدی و رشوه‌خواری و فسادمالی و اخلاقی از سویی دیگر می‌کوشند تا با برکشیدن چهره‌ای جدید از درون نظام و بزک کردن او، بانی مشکلات موجود را شخص رییس‌جمهوری نشان داده و فرد جای‌گزینش را کلید حل آن‌ها نشان دهند. شکی نیست که یکی از عوامل تشدید مشکلات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی چند سال اخیر ایران شخص «احمدی‌نژاد» است اما نباید گذاشت که نظام بار دیگر به مردم «نعل‌وارونه» بزند. «احمدی‌نژاد» بدون حمایت‌های شخص «علی‌ خامنه‌ای» هیچ‌کاره بوده و هست. تقلب انتخاباتی با دستور رهبری و به کمک نیروهای سپاه و بسیج که گوش به ‌فرمان اویند انجام شد وگرنه «احمدی‌نژاد» نمی‌توانست حتا 10 میلیون رای جمع کند چه رسد به 24 میلیون. یادمان نرفته که همین رهبری که امروز یارانش «احمدی‌نژاد» و اطرافیانش را به رمالی و کف‌بینی متهم می‌کند، در برابر اتهامی شبیه به این که از سوی «موسوی» به «احمدی‌نژاد» وارد شد، چقدر برآشفت و از «احمدی‌نژاد» به شدت و قوت دفاع کرد.

اما نباید به این میزان قانع بود، چرا که در این صورت اصلاح‌طلبان خط ‌امامی خواهند گفت که مشکل شخص «علی‌ خامنه‌ای» است و ساختار و سیستم حکومتی جمهوری‌اسلامی بدون اشکال است و اگر شخص دیگری مانند «خمینی» بر سر کار بود و یا جانشینش به جای «خامنه‌ای» فرد دیگری بود جامعه به چنین شرایطی گرفتار نمی‌شد. واقعیت این است که «علی‌ خامنه‌ای» برآمده از سیستم حکومتی مستبدپروری است که جای را برای انحرافات این‌چنینی باز گذاشته است. خودرایی و دیکتاتوری در جای‌جای قانون‌اساسی موجود نهادینه شده و به همین سبب است که همواره یکی از خواست‌های اولیه‌ی مردم در جنبش‌سبز تغییر و اصلاح قانون‌اساسی بوده است، چیزی که اصلاح‌طلبان درون حکومت همواره خواسته‌اند آن را به اجرای بی‌تنازل قانون‌اساسی موجود کاهش دهند. «ولایت‌مطلقه» و «حکم‌حکومتی» دو اصل آشکار در این قانون‌اند که به تنهایی می‌توانند ریشه‌ی بسیاری از مشکلات باشند چراکه به آسانی رای یک نفر را به جای خردجمعی می‌گذارند. کوتاه سخن آن‌که حکومت به دنبال فریبی تازه است تا با انداختن گناه کمبودها و عقب‌ماندگی‌های موجود بر گردن یک نفر دامان نظام را از آن‌ها پاک کرده و با بیرون آوردن یک مهره‌ی تازه دوباره بازی قدیمی جنگ میان آدم خوبه و آدم بده را براه بیاندازد. نباید فراموش کرد که اگر قرار است اصلاحی در مملکت صورت بگیرد باید اصلاح ساختار نظام باشد نه تغییر مهره‌ها، و گرنه مشکلات موجود هم‌چنان در جای خود باقی می‌ماند که می‌ماند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,