Saturday, 18 July 2015
25 September 2020
در پی سخن‌رانی آیت‌اله خامنه‌ای در خصوص انتخابات،

«فصل‌الخطاب قراردادن قانون در تراژدی رهبری»

2011 May 31

تذکار از رادیو کوچه: یکی از سیاست‌های کاری در رادیو کوچه انتشار نظرها و نامه و ایده‌های خوانندگان است. بی‌شک رادیو کوچه تایید و یا تکذیبی بر این مطالب ندارد. اما با توجه به روش این رسانه، اگر منطبق با اصول کاری رادیو باشد -که در بخش‌هایی به این نکات اشاره شده است- آن را منتشر خواهد کرد. مخاطب اینمطالبدر هر شرایطی حق دارند که نوشته‌ای در پاسخ به این نامه‌ها به رادیو ارسال کنند. بی‌شک این نوشته بی‌کم و کاست در پایگاه اینترنتی رادیو کوچه منتشر خواهد شد. برای هر نوع پاسخ به این نوشته شما می‌توانید با آدرس پست اکترونیکی: contact(at)koochehmail.com در تماس باشید.

مهیار فرآورده

آقای خامنه‌ای روز یک‌شنبه 8 خرداد در دیدار با رییس و نمایندگان مجلس، از ایشان خواست تا در انتخابات پیش روی مجلس، «قانون» را «فصل‌الخطاب» قرار دهند، انتخابات را «محترم» شمارند، و حواسشان باشد «به‏خاطر تامین نمایندگی در مجلس بعدی، به صاحبان ثروت و قدرت نزدیک نشوند» چرا که خداوند «از این کار بسیار زشت نمی‌گذرد» و حتمن «انتقام الهی بر سرنوشت او اثر خواهد گذاشت»!

این‌که چرا نماینده‌گانی که دو سال پیش چک‌های چندمیلیونی از جناب احمدی‌نژاد دریافت کردند هنوز به «انتقام الهی» دچار نشده‌اند، بحث دیگری است و پرسشی که آقای خامنه‌ای باید به‌آن پاسخ دهد. اما این سخنان را می‌شود ناشی از چند مورد دانست:

1- امروز که محمود احمدی‌نژاد خرجش را از رهبری جدا کرده، سیدعلی خامنه‌ای نگران است رییس جمهوری منتخب او از منابع بدون حساب و کتابی که در اختیار دارد، از راه تطمیع مالی سعی کند جای پای خود را در مجلس آینده محکم سازد.

رییس دولت دهم مدعی است 24 میلیون رایی را که پشت سر خود دارد مردم به او داده‌اند. طرف مقابل می‌گوید ما که می‌دانیم تو چگونه رییس‌جمهوری شدی، و او پاسخ می‌دهد؛ اگر جراتش را دارید بلند بگویید!

2- هم‌دستی و تبانی آن دو در زیر پا گذاشتن قوانین کشور و تقلب در انتخابات ریاست‌جمهوری خرداد 88، هر دو طرف را که اکنون در مقابل هم قرار گرفته‌اند برآن داشته تا با استفاده از همان شیوه‌ها و حیله‌ها، خود را از شر دیگری خلاص نموده، مجلس را از آن خود کند. یکی از طرفین دیگری را «جریان انحرافی» می‌خواند که با جن‌گیری می‌خواهد کشور را به نابودی کشد، و طرف مقابل سعی دارد با استفاده از نقطه ضعف روحانیت که پس از سکوت فقها در مقابل به‌خون کشیده‌شدن اعتراض‌های مسالمت‌آمیز مردم و زیر گرفتن آن‌ها در خیابان‌ها پس از تقلب در انتخاب به‌وجود آمد، رقیب را از صحنه سیاست بیرون براند.

3- رییس جمهوری منتصب اگر بلند نگوید شاید پیش خود بگوید: «آن رهبر و آن مجلس و آن شورای نگهبان و آن مجمع تشخیص مصلحت نظامی که دست به‌دست یک‌دیگر دادند و مرا به‌جای دیگری از صندوق بیرون آوردند، و در حالی که همه‌شان می‌دانستند این تقلبی بیش نیست، اما حتا مردم را به‌خاطر به‌کرسی نشاندن دروغ خود کشتند، این جماعت در موقعیتی نیستند که بتوانند با منی که می‌توانم پته‌ همه‌شان را روی آب بریزم توان مقابله داشته باشند. و با خود فکر کند؛ اگر قرار باشد مرا قربانی کنند، چنان عید قربانی به‌راه خواهم انداخت که دنیای اسلام به‌خود ندیده باشد. دهان باز کنم همه چیز دروغ بوده، چنان زلزله‌ای در ایران برپا خواهد شد که نظام را به قعر سیاهی فرو خواهد ‌برد.

4- رییس دولت دهم مدعی است 24 میلیون رایی را که پشت سر خود دارد مردم به او داده‌اند. طرف مقابل می‌گوید ما که می‌دانیم تو چگونه رییس‌جمهوری شدی، و او پاسخ می‌دهد؛ اگر جراتش را دارید بلند بگویید!

حتا اگر او را از ریاست جمهوری برکنار و به زندان بیاندازند و نه تنها رهبر معظم، بلکه کلیه امام‌جمعه‌های منتسب رهبری صیغه طلاق همسر او را فی‌البداهه و هم‌زمان در نمازجمعه‌ها بخوانند، او را نه‌تنها در میان پیروانش عزیزتر خواهند کرد، بلکه ممکن است طرف‌داران تازه‌ای پیدا کند و برخی احساس کنند که وی مورد ظلم واقع شده است. به‌ویژه که در طول 33 سال عمر این نظام، هیچ رییس‌جمهوری تا کنون جرات نکرده بود به‌خود اجازه دهد با رهبر در افتد، که البته این نتیجه همان تقلب است.

نگارنده از این‌که برای نقد و شکافتن نطفه‌فکری رهبر عالی‌قدر، مجبور شد به بانویی که در خوب و بد این کار دخیل نیست اشاره کند، مسرور نیست.

متاسفانه کشور ما به‌ دردی دچار گردیده که درمان پزشکی برای آن یافت نمی‌شود، وگرنه پزشکان حاذقی داریم. بلایی که ایران ما به‌دان دچار شده، فساد رهبری و مدیریت است! آقای خامنه‌ای در حالی به‌نماینده‌گان مجلس می‌گوید: «آحاد مسوولان باید بیدار باشند و نگذارند اختلاف‌‌نظر و تفاوت سلیقه، به‌چالش و درگیری منجر شود»، که در چند ماه گذشته خود ایشان یکی از طرفین دعوای بین رهبری و رییس‌جمهوری بوده است!

اگر بخواهیم سخنانی را که وی در دیدار با مجلسیان گفته همه را یک‌به‌یک تحلیل کنیم، چندین صفحه سیاه خواهد شد. اما نقطه مشترک آن‌ها، وارونه جلوه دادن مسایل کشور و به‌کارگیری واژه‌های تکراری و جمله‌های آن‌کادر شده و پیش‌ساخته‌ای است که معمولن از سوی ایشان صادر می‌شود. با این اختلاف؛ دشمن‌خارجی که وی پانزده بار در سخنان خود به‌آن اشاره کرد، از «استعمار جهانی» پیشین، به «نظام سلطه» تغییر چهره داده و آن‌ها نه‌تنها در صدند تا «خنجر آخته‎ای را در جگر ملت [ما] فرو کنند»، بلکه برای جوانان مصر و تونس هم‌ نقشه کشیده‌اند تا با «ترویج انواع فساد و ایجاد تردید در عقاید دینی»، ایشان را نیز از راه به‌در برند.

جنبه تاثرانگیز این تراژدی از آن‌جا ناشی می‌شود که رهبر عظیم‌الشان خود می‌داند این سخنانی که او به‌هم می‌بافد پایه‌های عینی و واقعی ندارند و مجلسان هم این‌را می‌دانند، و از همین روست که رییس مجلس سعی می‌کند روی دست او بلند ‌شود و وقاحت را به اوج برساند. پس می‌گوید: «مجلس در جهت صیانت از حقوق ملت بر اجرای صحیح قوانین مصر است!»

صیانت از حقوق ملت! به‌به، چه دورنمای زیبایی.

از سوی دیگر مدیران کشور و سران نظامی نیز در جریان هستند و ملت هم شاهد این سخنان بی‌اساس می‌باشد، اما کسی چیزی نمی‌گوید و یا جرات نمی‌کند با صدای بلند در آن کشور از این دروغ حرف بزند!

مدیران کشور از زندگی در این دروغ ابایی ندارند. نظامیان با آن هم‌آهنگند و حساب‌های خارج از کشور خود را پروار می‌کنند، و روحانیت (به استثنای معدودی) به خوابی عمیق فرو رفته‌اند. این‌که این تراژدی در کجا خاتمه خواهد یافت، در گرو تشخیص و اراده مردم کشور می‌باشد.

اما مردم ایران برای رسیدن به سعادت و تامین خوش‌بختی آینده فرزندان خویش، به‌هر روی چاره‌ای جز این ندارند که برج دروغ و خرافه را در کشور ویران کرده و مواد ساختمانی آن‌را نابود کنند، و از پایه، بنایی نو با آجرهای خرد بالا ببرند. بنایی خالی از تعصب و خودپرستی، با پنجره‌های بزرگ که نور اندیشه از میان آن‌ها به‌درون بتابد و بر تفکر تاریک قرون‌وسطایی حاضر غلبه نماید.

دهم خرداد 1390

31 می 2011

 

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    خواب ولایت فقیه

    سید محمد خاتمی رئیس جمهوری سایق ایران خواب ولایت فقیه شدن را می بیند.

    اگر همگان یادشان باشد وقتی سید مهدی هاشمی(از منسوبین آیت الله العظمی منتظری) وباندش! در سال ۱۳۶۵ دستگیرشد،سه سال بعد امام خمینی هم مرحوم شد؟!

    به ضرس قاطع می توان گفت درپشت پرده سیاست«جمع قدرت» می دانست که امام بزودی رفتنی است؛لذا برای حذف قائم مقامی آیت الله العظمی منتظری،چه چیزی بهتر از پیراهن عثمان شدن«سیدمهدی هاشمی» که سوژه ای کهنه، ولی فراموش نشده بود!

    لذا همین اصلاح طلبان حکومتی و محافظه کاران اصولگرا! به اتفاق نظر و هماهنگ،در خلع ید از«آیت الله العظمی منتظری»همت کردند و به جانشینی«آیت الله سید علی خامنه ای»که تجربه ۸ سال ریاست جمهوری را هم داشت و مضافا اینکه جزو سادات هم بود،رأی داد…

    ولایتی که همزمان در واپسین لحظات عمر امام خمینی و به دستور ایشان در مجلس خبرگان قانون اساسی دوم در حال تغییر بود؛ ولایتی که مطلقه شد و قدرتی مافوق قانون به او داده شد(نگاه کنید:به یادداشت اینجانب با عنوان:وقتی ۱۷۷ اصل یک قانون شد).

    آیا خاتمی با سخنانی از این دست در همسویی با سخنان اخیرش،خواب ولایت فقیه شدن همچون آیت الله خامنه ای را می بیند؟او نیز تجربه ۸ سال ریاست جمهوری و باضافه سادات بودن را هم دارد؟!(بخوانید یادداشت اینجانب باعنوان:خاتمی ولایت فقیه مطیع اصلاح طلبان).اما بقول مرحوم مهندس مهدی بازرگان که سخنی تاریخی و جاودانه زد: «ولایت فقیه عبایی است که فقط به تن امام خمینی اندازه است».

    برای اینکه این تئوری قرین به صحت باشد،باید یک نگاه کوتاه وفوری به گذشته هم کرد:

    از یک سو دوره انقلاب و انقلابیگری را درعصر اینترنت و ماهواره معدوم و یا یایان یافته می توان تلقی کرد.و از سوی دیگر، اصلاحات در نظام جمهوری اسلامی،آنهم با همین قانون اساسی،بیشتر به یک «شو» و نمایش کُمدی می ماند؟! و تازه آنهم بدست اصلاح طلبان حکومتی(بخوانید یادداشتی باهمین عنوان ازاینجانب)که در وضع موجوددراین سالها شریک قدرت بوده اند.(بخوانیدیادادشتی ازاینجانب باعنوان:«شرکت سهامی خاص ج.ا.ا.» و«کفن دزد اولی»).

    همچنین اگرخوب به سخنان منتقدین قانونی و اصلاح طلبان،از جمله لیدرهای کنونی جریان موسوم به جنبش سبز (میرحسین موسوی وکروبی)دقت کنید،متوجه می شوید همه آنها می گویند:اجرای بلامنازع قانون اساسی؟!(نگاه کنیدبه یادداشت اینجانب با عنوان:ظرفیت های قانون اساسی توَهُّم یا واقعیت؟!)ولذا اگر آنها تا الان برای بیانیه دادن و سخنرانی کردن فعال وآزادبودند،ناچارا بایدعلنادراین موردموضع رسمی می گرفتندو در باره ولایت فقیه حرف می زدند…و البته حصر خانگی به کمک شان آمد..!؟!…

    به نظر نویسنده این یادداشت،هم اکنون قانون اساسی عینا دارد اجرا می شود.و همه چیز قانونی ست!

    واین قانون-که بیشترین قدرت وآنهم مجاری اصلی وکلیدی رادراختیاریک شخص قرار داده- و طبق نظریاتی که اخیراعنوان شد،می تواند:زن رئیس جمهوری را هم به رئیس جمهور، حرام کند!

    واقعیت این است که جمهوری اسلامی مساوی است باولایت فقیه؛واگرولایت فقیه راازآن بگیرندچیزی بنام جمهوری اسلامی نخواهیم داشت!ومی شودچیزی مثل جمهوری ترکیه که دراین راستابودکه برخی هم شعار«جمهوری ایرانی»سر دادند!(بخوانید یادداشتی از اینجانب با عنوان:جمهوری آخوندی).

    و همچنین بعد از این واقعه بودکه جریان«مشایی»چون بوی کُباب شنید،سعی کردبا شعار«مکتب ایرانی»بواسطه رانتی که بدست آورده برای بعداز آیت الله خامنه ای،برای خوددرعرصه قدرت جایی همیشگی دست و پا کند؛آنجا که وی می گوید:«من اهل سکته پکته نیستم ولی برخی را هم سکته می دهم!؟»لذاجنگ قدرت کنونی راهم می توان در این راستا توصیف کرد:(نگاه کنید به یادداشت اینجانب با عنوان:وزیر اطلاعاتی نقش وزیر بازی می کند).

    و اگر که فرض بگیریم که انقلاب شود،ماحتی بدل و آلترناتیوهایی که در دهه بهمن ۵۷ داشتیم را هم نداریم. یعنی باصطلاح کسانی که درعرصه سیاست عدد باشند!

    یا کم داریم و یا آنهایی هم که هستندبرخی شان یا عددی نیستند و هنوز پشت لبشان در سیاست سبز نشده و یا آنکه در این سالهادرقدرت شریک ویابا جنایت و خیانت رفیق و همپالکی شده اند…!

    وقتی انقلاب بهمن ۵۷ پیروز شد افرادی مثل امام خمینی، آیت الله طالقانی،مهندس مهدی بازرگان،آیت الله منتظری،دکتر سنجابی،آیت الله شریعتمداری،دکتر سحابی و مهندس عزت الله سحابی و دکترابراهیم یزدی و دکتر بنی صدر و دکتر بهشتی و محمد منتظری و آیت لله لاهوتی و دکتر پیمان و دکتر سامی و دکتر فروهر و دکتر کیانوری،و گروههایی مثل سازمان مجاهدین خلق که محبوب بود،و اکنون ملعون،نهضت آزادی ایران، جبهه ملی وحزب توده و سازمان چریکهای فدایی خلق و هکذا امثالهم داشتیم…امااکنون یا نیستندو یا اگرهستند بواسطه ۳۰سال تجربه ج.ا.ا،یا شریک خیانت شدند و یا بواسطه هدایت مردم توسط جریان قدرت،«اَهه» و بد…!

    ماحتی برای بعدازآقای خامنه ای نیزبدل ولایت فقیه هم نداریم که مجلس خبرگان بخواهد آنراباصطلاح کشف کند!!

    برای همین هم هست که برخی با شنیدن بوی کباب شایدمی خواهند نظام سلطنتی را بادمکراسی وجمهوری خواهی در ایران آشتی دهندودوباره روز ازنو و روزی از نو؟!… (جمهوری برباد رفته اینجانب را بخوانید).

    بااین توصیف وبا این قاراشمیشی که فعلادربازی سیاست راه افتاده وباخروج اصلاح طلبان حکومتی ازقدرت و رحل اقامت درفرنگ! که کمافی السابق اجرای بلامنازع قانون اساسی را هم خواهانند، بعیدبه نظرنمی آید که آنها خواب حکومت ولایت فقیه اما این دفعه ازنوع قرائت رحمانی از اسلام را ببینند…!

    محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)

    دوم خرداد سال ۹۰

    http://mahkame1.blogfa.com

    http://assize.blogspot.com