شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
31 August 2016
کافه قصه- قسمت هشتم- قصه‌ای از «آنتوان چخوف»

«انتقام زن»

۱۳۹۰ تیر ۱۲

مهرداد/ رادیو کوچه

امروز و در هشتمین قسمت از برنامه‌ی «کافه قصه»، داستان کوتاهی از «آنتوان چخوف» را می‌شنوید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

زنگ در را به صدا در آوردند. «نادژدا پترونا»، مالک آپارتمانی که محل وقوع داستان ماست، شتابان از روی کاناپه بلند شد و دوان دوان به طرف در رفت. با خود می‌گفت: «لابد شوهرم است.»

اما وقتی در را باز کرد، با مردی نا‌آشنا روبه‌رو شد. مردی بلند قامت و خوش‌قیافه با پالتو پوست نفیس و عینک دسته طلایی در برابرش ایستاده بود. گره بر ابرو و چین بر پیشانی داشت، چشم‌های خواب‌آلودش با نوعی بی‌حالی و بی‌اعتنایی‌، به دنیای خاکی ما می‌نگریستند.

نادژدا پرسید: «فرمایشی دارید؟»………

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,