شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
22 September 2016
ایران، رقیبی تاریخی برای عربستان،

«ضدیت با ایران، در برنامه اداره امنیت عربستان؟»

۱۳۹۰ تیر ۱۳

تذکار از رادیو کوچه: یکی از سیاست‌های کاری در رادیو کوچه انتشار نظرها و نامه و ایده‌های خوانندگان است. بی‌شک رادیو کوچه تایید و یا تکذیبی بر این مطالب ندارد. اما با توجه به روش این رسانه، اگر منطبق با اصول کاری رادیو باشد -که در بخش‌هایی به این نکات اشاره شده است- آن را منتشر خواهد کرد. مخاطب اینمطالبدر هر شرایطی حق دارند که نوشته‌ای در پاسخ به این نامه‌ها به رادیو ارسال کنند. بی‌شک این نوشته بی‌کم و کاست در پایگاه اینترنتی رادیو کوچه منتشر خواهد شد. برای هر نوع پاسخ به این نوشته شما می‌توانید با آدرس پست اکترونیکی: contact(at)koochehmail.com در تماس باشید.

عرفان قانعی‌فرد / محقق تاریخ معاصر

هراس من از افتادن در ورطه تناقض نیست‌؛ بلکه

آنچه مرا نگران می‌کند آن است که برداشت نادرستی

از منظور من شود . «کانت»

سعودی‌ها در روابط خارجی خود همواره دنبال حفظ امنیت داخلی و بعد موقعیت منطقه‌ای و سپس حضور قدرت‌مند در خاورمیانه، بدون وانمود کردن به حمایت رسمی آمریکا‌، هستند. گرچه برخی معتقدند که عربستان سعودی (المملکه العربیه السعودیه) بعد از جنگ جهانی دوم‌، به نوعی امپراتوری آمریکایی در آن شکل گرفته است. خاندان آل سعود – منسوب به سعود بن محمد بن مقرن – که از ۱۷۳۵ بر بخشی از شبه جزیره عربستان حکومت ‌کرده‌، اکنون نیز بر کشور عربستان سعودی که نامش برگرفته از این سلسله است، حکومت می‌کند. گسترش نفوذ سیاسی  این خاندان از قرن 18 تاکنون در سه دوره(تاسیس دولت آل سعود در درعیه تا چیرگی مصریان؛ بازگشت به قدرت تا استیلای ابن رشید بر‌نجد؛ چیرگی ابن سعود بر ریاض و آغاز دوران جدید فرمانروایی آل سعود عبدالعزیز بن عبدالرحمن) تقسیم می‌شود و در دوران سوم هم سعود بن‌عبدالعزیز( 1964 – 1953)، فیصل بن‌عبدالعزیز (‌1975 – 1964)، خالد بن عبدالعزیز( 1982 – 1975)، فهد بن عبدالعزیز، عبداله بن عبدالعزیزتا این لحظه حکمرانی کرده‌اند . ملک عبداله بن عبدالعزیز ۸۶ ساله هم پادشاه ششم و دهمین فرزند «عبدالعزیز آل سعود» که پس از مرگ برادرش –از اول اوت ۲۰۰۵، پادشاه عربستان بوده است. و درون خاندان سعودی سر تاج و تخت پادشاه‌، اختلافات زیادی است وجود دارد. چه برادر ناتنی و ولیعهد ملک عبداله ، شاهزاده سلطان بن عبدالعزیز باشد که ۸۰ سال دارد و چه شاهزاده نایف بن عبدالعزیز که 78 سال دارد و از سیاست‌مداران بنیادگراست. اما بروز جنگ قدرت پس از مرگ ملک عبداله دور از ذهن نیست.

همواره در منطقه خاورمیانه‌، ایران‌، نوعی رقیب عربستان محسوب شده است‌، به طوری‌که گاه تاثیرات امنیتی هم بر هم‌دیگر داشته‌اند. اما در ایران معاصر هم ملک فیصل شاهد سقوط شاه بود،‌ و نصیحت پادشاه عربستان به شاه که زیاد به امریکایی‌ها دل‌خوش نباشد، مشهور است. گرچه امین فروغی، دیپلمات و مامور امنیتی شاه، با استراتژی حرفه‌اش، سعی در آرام نگه داشتن رابطه ایران و اعراب داشت و ساواک ایران و اداره امنیت عربستان – دوران کمال ادهم – هم با هم‌دیگر پروژه مشترک داشتند‌،‌ اما  بعدها در ایام جنگ تحمیلی با عراق و موضع‌گیری عربستان و بعدها در سال 1990 در جنگ خلیج فارس‌، روابط سیاسی ایران و عربستان، دست‌خوش تاثیرات سیاسی منطقه‌ای شد. ساختار سیاسی سنتی عربستان سعودی بعد از سقوط محمدرضا پهلوی‌، گزینه مطرح مورد توجه آمریکا برای جای‌گزینی موثر شاه ایران بود که از مؤلفه‌های مهم و متغییر می‌توان به منابع غنی نفت و گاز و وجود حرمین مذهبی – مکه و مدینه – برای انجام مناسک حج و نقش عربستان در میان سایر کشورهای عربی است.

اما همواره در تاریخ معاصر به «کمونیسم شوروی و صهیونیسم اسراییل و پان‌عربیسم ناسیونالیستی و سوسیالیسم» به عنوان دشمن‌های خود نگریسته‌اند و بعد هم به تشیع در جمعهوری اسلامی ایران. از هراس کمونیسم به امریکا نزدیک شدند در حالی که امریکا حامی اصلی صهیونیسم بوده است. اما همواره مصالح فعلی موجب گسست رابطه این دو کشور شده است. رسانه‌ها اعلام کردند که عربستان، مدعی شد که حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر توسط یهودی‌ها انجام شد. و بعدها روزنامه نیویورک تایمز از وجود مدارکی خبر داده بود که نشان می‌دهد خاندان سعودی به حملات 11سپتامبر کمک کرده‌اند و مدارک نشان می‌دهد که شاهزاده محمد ‌الفیصل در سال 1998 از طریق یک نماینده چکی به مبلغ یک میلیارد ریال سعودی (267 میلیون دلار) به یکی از رهبران ارشد طالبان داده است. دادگاه عالی آمریکا از بازبینی مجدد تصمیم دادگاه و اقامه دعوا در ارتباط با اعضای خانواده سلطنتی عربستان سعودی به اتهام شرکت در سازماندهی حادثه 11 سپتامبر 2001، امتناع کرد.

در جریان عراق پس از 2003 هم عربستان ، با وجود داشتن مرز مشترک با عراق، سعی در نفوذ سیاسی و امنیتی و به چالش کشیدن نفوذ امنیتی ایران و آمریکا داشت

در جریان عراق پس از 2003 هم عربستان ، با وجود داشتن مرز مشترک با عراق، سعی در نفوذ سیاسی و امنیتی و به چالش کشیدن نفوذ امنیتی ایران و آمریکا داشت.  بارها  جلال طالبانی و دیگر افراد سیاست امروز عراق به این کشور سفر کردند‌، و حتا برخی از رسانه‌ها نوشتند که «ترافیک بازدید مقامات بلند پایه‌ عراقی‌، از عربستان سعودی، باعث نگرانی برخی از چهرهای سیاسی درباره‌ دخالت مقامات ریاض در امور داخلی عراق شده‌ است» و حتا برخی از افراد در پارلمان عراق، بر مواضع محرز و روی‌کرد منفی عربستان در برابر عراق و روند سیاسی این کشور، پس از سرنگونی رژیم بعثی صدام، تاکید و تصریح کردند که بیشتر تروریست‌های فعال در عراق، سعودی هستند. و عربستان هم بدهی‌های عراق را نبخشیده و حتا تاکنون سفیران و نمایندگان دیپلماتیک خود را به عراق اعزام نگرده است و از نقش فعال و تلاش‌های عربستان برای سرنگونی دولت منتخب مالکی با چراغ سبز کاخ سفید هم نمی‌توان غافل ماند که به نحوی با تحریک عوامل طایفه‌ای و قومیتی، از انتقال تجربه دموکراتیک عراق‌، جلوگیری شود. اما گاه در تناقص با آن‌، پادشاه عربستان به دعوت گروه‌های عراقی به گردهمایی ریاض دست می‌زد که پس از برگزاری مراسم حج به‌منظور بررسی بحران تشکیل دولت عراق‌، بپردازند. و ایاد علاوی هم هر از گاهی سخنان عربستان را در میان گفته‌هایش تایید می‌کند. و عربستان هم از وی و جریان‌هایی دیگر حمایت‌ها کرده است. و هنوز هم دنبال ساقط شدن دولت مالکی است.

پس از این مقدمه کوتاه‌، در باره ایران هم هر از گاهی‌، نفوذ اداره امنیت عربستان در قضایا به چشم می‌خورد که دو نمونه بارز آن کردستان و خوزستان است و متاسفانه به مسایل قوم‌گرایی افراطی دامن زده شده است. در کردستان جریان مذهبی رادیکال سلفی‌گری – که در زیر لوای سواستفاده از دین و پتک دانستن مذهب – به جنایت روی آوردند گرچه در خود العربیه، مصطفی هجری سخن ایران را مبنی بر دخالت کانون توحید سلفی‌ها در کردستان را به کلی منکر شد و در قضایای خوزستان هم مدارکی دال بر دخالت عربستان به چشم خورد. گرچه رسانه‌های العربیه و شرق الوسط هم در دامن زدن به این قضیه، فعال بودند.

در چند روز اخیر، العربیه خبری منتشر کرد که  کنفرانس «مرکز مطالعات ایران وعرب» برگزار شد‌. «‌مرکز پژوهش‌های ایران و عرب یا ‌CIAS» با حمایت مالی عربستان، توسط جعفر رائد بنیاد‌گذاری شد و بالطبع این جلسه قومیت‌ها هم برگزار می‌شود. [درباره جعفر رائد هم در اینترنت چنین آمده است که  پس از تحصیلات دانش‌گاهی و عضویت در فراماسونری به استخدام وزارت امور خارجه ایران درآمد و به عنوان یک دیپلمات، فعالیت دولتی خود را آغاز کرد. در طول دوران خدمت خود به کشورهای عراق، سوریه، اردن، لبنان، یمن و عربستان رفت. آخرین ماموریت رائد در عربستان بود، وی در 6 دی 1350 به عنوان سفیر شاه در دربار عربستان رفت و در هنگام اقامتش، موفق به ایجاد رابطه‌ای صمیمانه با ملک فیصل، پادشاه وقت عربستان‌، شد تا جایی که ملک فیصل از شاه خواست تا ماموریت وی را تمدید کند. شاه این درخواست را پذیرفت و رائد تا بهمن 1357 سفیرکبیر ایران در عربستان بود. پس از پیروزی انقلاب، رائد به انگلستان رفت و با عربستان هم مراوده داشت. ابتدا با پول عربستان «مرکز الدراسات العربیه- ایرانیه یا مرکز پژوهش‌های ایران و عرب یا ‌CIAS»  برای تبلیغات عربستان در لندن ایجاد کرد و چندین نشریه عرب زبان در کشورهای اروپایی سازماندهی کرد. یعنی با بودجه عربستان مجلاتی با نام «الموجز» و «المجله» را که موضع ضدانقلاب ایران و ضدشیعه داشتند در تیراژ وسیع منتشر می‌ساخت. براساس نوشته هفته‌نامه کیهان، چاپ لندن- شماره ۵۳۸، مورخه ۱۵/۱۰/۱۳۷۳-  وی با هدف بهره‌برداری از مسایل نژادی و دامن زدن به اندیشه قوم‌گرایی مانند پان‌عربیسم به تکاپو برخاست و افرادی را در جهت اهداف عربستان بسیج کرد و بدین جهت در نخستین گام «‌موسسه مطالعات ایران و اعراب‌» را در لندن پایه‌گذاری نمود. و رائد در فعالیت‌های پس از 1357، نگاه ویژه‌ای به روزنامه‌نگاران ایرانی اپوزیسیون داشت و به جذب و جلب عده‌ای از آنان – نوری‌زاده، اسماعیل پوروالی و نصیر امینی مهرداد خوانساری و… – همت گماشت. نشریه عرب زبان الموجز عن ایران را راه‌اندازی کرد و به نوری‌زاده سپرد و پس از آن ماه‌نامه فارسی‌زبان روزگار نو را به مدیریت اسماعیل پوروالی تاسیس نمود و بخشی از سرمایه لازم برای انتشارهفته‌نامه نیمروز – مخارج انتشار ۱۵۰ شماره اولیه – را هم از عربستان تامین کرد و در اختیار پرویز اصفهانی گذاشت. این دیپلمات مسلط به زبان و ادبیات عرب و دارای پاسپورت دیپلماتیک عربستان‌،  بعدها در لندن در دی ماه سال 1373 / 1994 درگذشت.

‌در کنفرانس فعلی – موسسه فوق‌الذکر – نمایندگان گروه‌های سلطنت‌طلب‌، چپ‌گرا‌، راست‌گرا‌، اصلاح‌طلب‌، فعالان جنبش زنان و هم‌چنین احزاب وابسته به قومیت‌های ایرانی سخن‌رانی کردند و حضور داشتند، و اکنون می‌توان این پرسش را مطرح کرد که انگشت گذاشتن روی قومیت و ملیت و … داستان اداره امنیت عربستان «رئاسه الاستخبارات العامه» است‌؟ عربستان چه سودی از بازی کارت قومیت‌ها دارد‌؟

گفته‌اند که در آخرین روز از کنفرانس در لندن ، روز 26 / 6 / 2011 اختلاف بر سر فدرالیسم و تشکیل نظام غیرمتمرکز شروع شد. در این جلسه که افرادی خود را نمایندگان احزاب‌، گروه‌ها و شخصیت‌های مخالف جمهوری اسلامی نامیده‌اند، به طور فرضی‌، شکل و شمایل نظام آینده و تشکیل نظام فدرال پس از جمهوری اسلامی را بررسی کردند. نمایندگان قومیت‌ها و ملیت‌های ایرانی – عبداله مهتدی  و همسرش ناهید بهمنی‌، خالد عزیزی‌، شاهوحسینی‌، کریم بنی‌سعید عبدیان‌، ضیا‌الدین صدراشرافی‌، حسن شریعتمداری‌، شهریار آهی، شهران طبری‌، مراد ویسی، محسن سازگارا و …- در لندن سخن‌رانی کردند. گروهی خواهان فدرالیسم بودند، عده‌ای تکلیف جمهوری اسلامی را تعیین کردند و کودتا کردند و رژیم ساختند، گروهی هم شاهنشاهی را به زباله‌دان حواله کردند که گروهی هم معترض بودند، گروهی از عدم دعوت تجزیه‌طلبان گله داشتند، و گروهی هم برای اهواز و بوشهر و مناطق عرب نشین ایران، نام عربستان را انتخاب فرمودند‌، گروهی هم معترض بودند که چرا دعوت نشده‌اند و فلانی و بهمانی، نماینده ایشان نبوده و نیست و… ، اما جملگی از  تلویزیون العربیه به دلیل پوشش بی‌طرفانه روی‌دادهای ایران اظهارقدردانی کردند.

این که منبع بودجه این مراسم توسط عربستان تهیه شده است و هدف اول آن‌، حفظ  منافع خود از تجزیه ایران است اما ظاهرن توافقات حاصل در این نشست مطبوعاتی نمی‌شود. و به طور کاملن رفاقتی صرفن صدای آمریکا، موضوع را پوشش می‌دهد و میهمان‌ها هم در برنامه، از موسسه و نان و نمک‌اش، تعریف و تمجید‌ها کردند، اما ظاهرن رسانه‌ای نمی‌شود تا به مسایلی که درباره تمامیت ارضی ایران مطرح شده و دیگر مطالب مورد مناقشه برای افکار عمومی شفاف‌سازی ننمایند‌. اما برای تحقق حقوق بشر و دموکراسی و حقوق اقلیت‌ها و نشیب و فراز دوران گذار به دموکراسی‌، می‌توان از آب گل‌آلود ماهی بگیرند و برای انحراف اذهان مردم‌، آدرس غلط بدهند؟ صلاحیت و مشروعیت افراد شرکت کننده در چنین اجلاس مبهمی را چه کسی تایید می‌کند‌؟  آیا کشوری که خود شاهد حوادث سریعی است و ضد دمکراسی و آزادی و انسانیت است و تظاهر به اسلام و دیانت و خدا و … می‌کند، می‌شود توقع صدور دمکراسی و آزادی و نهادینه آن در ایران را داشت‌؟ کشوری که در آستانه انفجار است و در خاورمیانه با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کند، چگونه می‌تواند حامی ایرانیان مدعی آزادی باشد‌؟‌ و در جلسه‌ای که هدف نیروهای اطلاعاتی کشوری همسایه است، کدام نوع از «وطن پرستی و ایرانیت» را می‌توان جست‌وجو کرد‌؟ آیا می‌توان به افراد سازنده و یا شرکت کننده در چنین مراسمی، باور قلبی کرد‌؟ ‌ادعای خط استقلال و آزادی، و کرامت و شرافت انسان ایرانی و میهن‌پرستی، سوای نشستن در جلسه ضد ایرانی نیست‌؟. و اگر سخن برگزا‌رکنندگان غیر از این است، چرا شفافیتی صورت نمی‌گیرد‌؟ (‌آن هم افراد نام آشنایی که شب و روز در رسانه‌ها، چانه‌شان به گرمی می‌چرخد و راقم این سطور هم افتخار آشنایی‌شان را داشته و دارم و خود همیشه معترف است خاک پای نسل جوان ایرانم.)

آینده ایران و ایرانی و همان نسل جوان باشعور و هوش‌مند، هرچه که هست، خود و مردمانش رقم خواهند زد‌. آیا نباید پرسش کرد که می‌شود گروهی بنشینند و خود را نماینده جامعه پویا و جوان امروزه ایران بدانند و برای عقل و درایت مردمان این سرزمین، خط و نشان بکشند و تعیین تکلیف کنند‌؟ آیا دستاوردشان را به اداره امنیت عربستان «رئاسه الاستخبارات العامه» می‌فروشند، بعد با تظاهر به ‌ملی‌گرایی و ایران‌دوستی، سینه بر سپر کنند و حنجره‌شان را صاف می‌کنند؟‌!

امیدوارم این نقد مشفقانه و دوستانه، تلنگری به فکر حضرات باشد که ما مردمان نیز حق انتقاد داریم. مبارزه برای دفاع از آزادی هم، آدابی دارد و ترتیبی. نه ادعای خالی و توهم و نزدیک شدن به عربستان. آن هم کشوری که قرن‌هاست فکر و اندیشه نیکی و آزادگی ایران زمین را به زیر یوغ  موهوماتش کشانیده و روز ۹ مرداد ۱۳۶۶ و کشتار ۲۷۵ تن از حاجیان عمدتن ایرانی در طول مناسک حج‌– از خاطره ایرانیان زدوده نشده، حال اگر باور کنیم قصه آن حکایت‌پرداز را که به جای دفاع از خون هموطنانش – عاصی یا عامی‌- ، گفت‌: «از سوی سازمان حج و زیارت، در چمدان شماری از حجاج اصفهانی ۱۵۰ کیلوگرم ماده منفجره بسیار قوی کار گذاشته شده بودند و کشف شد» حال جمهوری اسلامی و نظامش، هرچه که هست و هر آینده و سرنوشتی که دارد، اما دلیلی نمی‌شود که به اسم آزادی، ملعبه دست عرب‌ها شد و جامعه را هم محکوم کرد، که نه حق دانستن دارید و نه حق نقد کردن را. (‌حتا اگر تصور کنیم که همه رسانه‌های داخلی ایران، ضد این کنفرانس و اعضایش باشند و پرونده‌ساز و دروغ‌گو.)

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۱ Comment


  1. ahmad
    1

    عرفان عزیز – این نوری زاده و سازگارای وطن فروش را باید رسوا کرد
    اما محترمانه نوشتی تو