Saturday, 18 July 2015
14 December 2019
پس‌نشینی تند

«ریش‌خندی بس است»

2011 July 31

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

در طول تاریخ این مملکت که با هر مخالفتی با ساختار موجود در کشور به شدیدترین شکل ممکن برخورد می‌شود و منتقدان را وابستگان و جیره‌خواران اجانب می‌خوانند، تلاش برای تغییر نوع حکومت همواره کار دشواری بوده است. باید پذیرفت جایی که بدترین نوع مجازات‌ها و سنگین‌ترین هزینه‌های ممکن هم‌چون اعدام و حبس‌های طولانی و محرومیت از تحصیل و آوارگی، سهم روشن‌فکران و روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی‌اش است، از مبارزه‌ سخن گفتن کار آسانی نیست. ساختارهای موجود در ایران در پیش و پس از انقلاب‌ اسلامی متاسفانه راه اصلاح را بر خود بسته‌اند و با اصلاح‌طلبان به همان شیوه‌ای برخورد می‌کنند که با براندازان.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اپوزیسیون ایرانی داخل و خارج، هر کدام راه‌کارهایی را برای خروج از شرایط کنونی ارایه کرده‌اند. برخی از نیروهای خارج از کشور کمک نظامی کشورهای غربی را برای حمله و سرنگونی حکومت لازم می‌دانند و بسیاری دیگر به دنبال سرنگونی حکومت به روش‌های غیرخشونت‌آمیز هستند و در نهایت اصلاح‌طلبان حضور دوباره در ساختار قدرت را به‌ترین روش برای تغییر می‌دانند. واقعیت این است که بسیاری از این روش‌ها به جهت عدم درک شرایط داخلی کشور و مردم، به هیچ عنوان قابل انجام نیستند. تجربه‌های تاریخی به خوبی نشان داده است که حضور خارجی‌ها و ایجاد حکومتی دست‌نشانده عمر طولانی و باثبات نخواهد داشت و این کشورها در صورت لزوم به سرعت عوامل خود را برداشته و دیگران را جای‌گزین آن‌ها خواهند کرد. حذف آسان «رضاخان» و جای‌گزینی پسرش به جای او از به‌ترین نمونه‌هایی است که می‌شود به آن استناد کرد.

پیشنهاد اعتصابات سراسری که از سوی بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور ارایه شده به دلایل مختلف قابل اجرا نیست

پیشنهاد اعتصابات سراسری که از سوی بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور ارایه شده به دلایل مختلف قابل اجرا نیست. نخست آن‌که باید پذیرفت که متاسفانه حکومت هنوز به اندازه‌ی کافی نیرو برای جای‌گزینی افرادی که دست از کار بکشند دارد و دوم و مهم‌تر این‌که این حرکت احتیاج به هم‌راهی و حمایت مالی از اعتصاب‌کنندگان و خانواده‌های آن‌ها دارد. چه روشی و راه‌کاری برای ارسال این کمک‌ها به درون ایران و تقسیم عادلانه‌ی آن وجود دارد و از همه مهم‌تر این‌که منابع بزرگ مالی این حرکت کجاست؟ آیا می‌توان روی کمک چند دلاری و یا حداکثر چند صددلاری چند ایرانی خارج‌نشین حسابی باز کرد. واقعیت‌های موجود نشان داده است که بسیاری از ایرانیانی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند با وجود برخورداری از شرایط مناسب مالی در کمک اقتصادی به خویشاوندان نیازمندشان در ایران نیز کوتاهی می‌کنند، حال چگونه یک کارگر می‌تواند از چنین فردی انتظار حمایت مالی بلند مدت تا به نتیجه رسیدن اعتصابات را داشته باشد.

همه‌ی این‌ها را گفتم تا به این‌جا برسم که مردم ما همیشه در طول تاریخ راه‌های میانه و بی‌خطری را در پیش گرفتند تا در ساختار قدرت روزنه‌هایی ایجاد کنند که در نهایت به تخریب آن‌ها منجر شود. امروز مردم و البته بیش‌تر جوانان آگاهانه دریافته‌اند که دوام این حکومت به ایدئولوژی کهنه و پوسیده‌ی مذهبی است که در پس آن وجود دارد و تضعیف و به سخره گرفتن هر‌چه بیش‌تر این ساختار، پایه‌های حکومت را نیز لرزان‌تر خواهد کرد. این روزها و درست در زمانی که با نزدیک شدن هر‌چه بیش‌تر به ماه رمضان دست‌گاه تبلیغات حکومت تمام تلاشش را بر این قرار داده است تا نشان دهند که مردم خود را برای استقبال از این ماه آماده می‌کنند، به غبار روبی از مساجد مشغولند و فضای جامعه‌ی ما به شدت مذهبی است، صدها دختر و پسر در پارک‌ها دور هم جمع و به آب‌پاشی بر روی یک‌دیگر مشغول می‌شوند. آن‌ها با شوخی و خنده و بدون هیچ محدودیتی بر روی یک‌دیگر آب می‌ریزند و دختران هیچ پروایی ندارند که اندام‌های زیبای‌شان که در زیر حجاب پنهان شده بوده است حالا و پس از خیس‌شدن آشکارا دیده شود. از طرف دیگر جمعی از جوانان تهرانی در محل عمومی دیگری قرار می‌گذراند تا با پوشیدن لباس‌های ویژه‌ی طبقه‌ای خاص از اجتماع، نوعی بالماسکه‌ی ایرانی به راه بیاندازند و در حالی که حکومت بی‌خبر از همه‌جا غافل‌گیر شده است، تصمیم خود را عملی می‌کنند.

واکنش‌های خشم‌گینانه و عصبی حکومت و رهبران مذهبی قابل درک است. جامعه آن‌ها را در برابر یک عمل انجام شده قرار داده که به قول ما ایرانی‌ها تا «فیها‌خالدون‌شان» را سوزانده است. رفتارهای بعدی آقایان قابل پیش‌بینی است، محکومیت عمل و آن‌ را توطئه‌ی استکبار نامیدن و ممنوعیت تکرار این عمل و اضافه شدن یک رفتار اجتماعی‌ ممنوع دیگر به فهرست بلندبالای محدودیت‌های موجود. اما هیچ ایرادی ندارد، مگر نه این‌که به ما ایرانی‌ها می‌گویند ملت غیرقابل پیش‌بینی، جوانان ما آن‌قدر زرنگ هستند تا بگردند و یک چیز دیگر را پیدا کنند و به‌وسیله‌ی آن به ریش تمام باورهای کهنه و پوسیده‌ای که صدها سال است به زور به خورد ملت داده شده است بخندند و ایدوئولوژی حاکم را به ریش‌خند بگیرند. دست‌مریزاد عزیزان، ما بی‌صبرانه در انتظار حرکت‌های تازه‌ی شماییم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , 

۲ Comments


  1. sara
    1

    خیلی‌ خوب نوشتی‌ و ما هم شنیدیم تا اونجا که می‌رسه به: “…دختران هیچ پروایی ندارند که اندام‌های زیبای‌شان که…” – سوال من اینکه اینجا اشاره به زیبایی اندام‌های دختران یا رفرنس دادن غیر مستقیم به سکس چه نیازی داشت؟ جالب اینه که این بار اولت هم نیست. تقریبا در همهٔ متنهایی که برای پس‌نشینی تند می‌نویسی، یه چیزی از این دست قاطیش میکنی‌! من فکر می‌کنم، زدن به احساسات‌ شهوانی‌ و تمایلات این شکلی‌ خیلی‌ تو ذوق می‌زنه! یهو مخاطب میگه: شیت، این چی‌ بود این گفت یا نوشت! چه ربطی‌ داشت؟ فکر نمیکنی‌ از بار ادبی‌ متن کم می‌کنه؟


  2. ناشناس
    2

    سارا جان تا زمانی که تابوی سکس بین مردم ما و جود داره باید انقدر از این کلمات استفاده بشه و انقدر توذوق بخوره تا بلکه این تابوی لعنتی شکسته بشه ، تازه اگه من بودم از کلمات دیگه ای هم استفاده می کردم .
    اتفاقن من شدیدن از احساسات شهوانی دفاع می کنم چون به اندازه ی غذا خوردن طبیعی و زیبا و قابل ستایش، اندامهای زیبا هم برام بسیار جذاب و دلنشین ، اینم بگم من که دارم اینارو می نویسم یه زنم .
    در آخر هم بگم این متن مشکل نوشتاری و استدلالی داره ولی مشکلش اونی نیست که شما گفتی عزیزم.